پرش به محتوای اصلی

مکار در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: فریبکار
این واژه دقیق‌ترین هم‌معنی رایج برای «مکار» است.

در این سرنخ، «مکار» نام شخص یا اصطلاحی تخصصی نیست؛ صفتی برای کسی است که با پنهان‌کردن مقصود واقعی، دیگری را به اشتباه می‌اندازد. به همین دلیل فریبکار پاسخ مستقیم و روشن آن به شمار می‌آید. این جواب هشت حرف دارد و به صورت پیوسته نوشته می‌شود: «فریبکار».

فریبکار

ساخت واژه نیز معنای آن را آشکار می‌کند: «فریب» به رفتار گمراه‌کننده اشاره دارد و پسوند «ـکار» کسی را می‌رساند که آن رفتار را انجام می‌دهد یا به آن شناخته می‌شود. حاصل ترکیب، شخصی است که آگاهانه ظاهر یا سخنی خلاف واقع می‌سازد تا برداشت دیگری را منحرف کند.

۸ حرفصفت برای شخصاملای پیوستهبار معنایی منفی

چرا «فریبکار» با سرنخ مکار جور است؟

هسته معنایی «مکار»، مکر و حیله است. فرد مکار معمولاً نیت خود را آشکار نمی‌کند و با طراحی رفتار، سخن یا موقعیتی حساب‌شده، طرف مقابل را به نتیجه‌ای نادرست می‌رساند. در «فریبکار» نیز همین عنصر اصلی وجود دارد: انجام فریب از روی آگاهی. بنابراین دو واژه فقط در فضای کلیِ بدرفتاری به هم نزدیک نیستند، بلکه در عملِ پوشاندن حقیقت و گمراه‌کردن اشتراک مستقیم دارند.

صفت «مکار» شدت و تکرار را هم تداعی می‌کند؛ یعنی شخص تنها یک بار خطا نکرده، بلکه حیله‌گری از ویژگی‌های شناخته‌شده اوست. «فریبکار» در زبان امروز همین قابلیت را دارد و می‌تواند هم برای یک رفتار مشخص و هم برای وصف خصلت پایدار فرد به کار رود. عبارت‌هایی مانند «فروشنده فریبکار» یا «شخصیت فریبکار داستان» نشان می‌دهند که پاسخ در نثر معاصر طبیعی و قابل‌فهم است.

رابطه معنایی مکار و فریبکارمکار نیت واقعی را پنهان می‌کند، نشانه‌ای گمراه‌کننده می‌سازد و دیگری را فریب می‌دهد؛ نتیجه معنایی، فریبکار است.مکارپنهان‌کردن نیتظاهر با باطن یکی نیستساختن حیلههدایت به برداشت نادرستفریبکارپاسخ مستقیم سرنخ

املای جواب و شکل خواندن آن

«فریبکار» از نظر رسم‌الخط یک کلمه مرکب است و در پاسخ جدول بدون فاصله نوشته می‌شود. بخش نخست آن «فریب» با حرف «ی» پس از «ر» است و بخش دوم «کار». پس ترتیب حروف چنین است: ف، ر، ی، ب، ک، ا، ر. در شمارش خانه‌های جدول، نویسه‌های فارسی را ملاک می‌گیرند و «فریبکار» هشت حرف شمرده می‌شود؛ چون «ی» یک خانه و هر یک از دو حرف تکرارشده «ر» نیز یک خانه جدا می‌گیرد.

خود واژه سرنخ، «مکار»، در خوانش دقیق مَکّار تلفظ می‌شود و روی «ک» تشدید دارد. تشدید در خانه‌های جدول حرف مستقلی محسوب نمی‌شود و معمولاً نوشته هم نمی‌شود. مکار یعنی بسیار مکرکننده، پرحیله یا فریب‌دهنده؛ نه کسی که صرفاً زیرک و تیزهوش است.

تمایز مهم: زیرکی می‌تواند مثبت یا خنثی باشد، اما مکاربودن معمولاً داوری منفی در خود دارد. هر انسان باهوشی فریبکار نیست؛ واژه مکار زمانی درست است که هوش یا تدبیر برای پوشاندن حقیقت و گمراه‌کردن به کار رفته باشد.

پاسخ‌های نزدیک و تفاوت ظریف آن‌ها

اگر تعداد خانه‌ها با «فریبکار» سازگار نباشد، چند مترادف معتبر می‌توانند مطرح شوند. با این حال، هر گزینه رنگ معنایی و طول خودش را دارد و نباید بی‌دلیل جای پاسخ اصلی بنشیند.

حیله‌گربر توانایی یا عادت به ساختن حیله تأکید دارد. از نظر معنا بسیار نزدیک است و با حذف نیم‌فاصله هفت حرف دارد. وقتی سرنخ «پرحیله» یا «اهل حیله» باشد، این گزینه برجسته‌تر می‌شود.
نیرنگ‌بازواژه‌ای تصویری‌تر برای کسی است که با نیرنگ عمل می‌کند. در جدول معمولاً نیم‌فاصله خانه جدا نمی‌گیرد. این پاسخ از «فریبکار» بلندتر است و برای آرایش خانه‌های بیشتر مناسب خواهد بود.
دغلکارعلاوه بر فریب، حس ناراستی و تقلب را پررنگ می‌کند. ممکن است درباره معامله، رفتار ناسالم یا کسی که درستکار نیست به کار رود. هم‌معنی خوبی است، ولی دقیقاً در همه جمله‌ها جانشین مکار نمی‌شود.
محیلصورتی ادبی و کم‌کاربردتر به معنی حیله‌گر است. کوتاهی آن باعث می‌شود در جدول‌های دشوار دیده شود، اما برای مخاطب امروز به روشنی و رواج «فریبکار» نیست.
شیادبیشتر کسی را وصف می‌کند که از راه فریب، ادعا یا نمایش دروغین سود می‌برد. هر شیادی مکار است، ولی هر فرد مکار الزاماً به معنای حرفه‌ایِ واژه شیاد نیست.
روباه‌صفتتعبیری تشبیهی و ادبی است که از تصویر فرهنگی روباه به عنوان نماد حیله استفاده می‌کند. این ترکیب برای سرنخی مانند «حیله‌گر چون روباه» مناسب‌تر از یک هم‌معنی ساده است.

مرز فریبکار با ریاکار و خائن

«ریاکار» کسی است که برای جلب نظر دیگران، باطن خود را پشت نمایشی پسندیده پنهان می‌کند. پنهان‌کاری در ریا وجود دارد، اما محور آن تظاهر است؛ در حالی که محور «فریبکار» گمراه‌کردن دیگری است. ممکن است یک رفتار هم ریاکارانه و هم فریبکارانه باشد، ولی این دو صفت از یک زاویه به آن نگاه نمی‌کنند.

«خائن» نیز برابر کامل مکار نیست. خیانت به شکستن اعتماد، عهد یا وظیفه اشاره دارد. شخص برای خیانت ممکن است حیله به کار ببرد، اما گاهی عمل خائنانه بدون نقشه پیچیده رخ می‌دهد. برعکس، فرد مکار ممکن است دیگری را دور بزند بی‌آنکه عهد رسمی‌ای را شکسته باشد. پس اگر سرنخ فقط «مکار» است، «فریبکار» از «خائن» دقیق‌تر باقی می‌ماند.

مکر
حیله پنهان
مکار
دارنده خصلت مکر
فریبکار
هم‌معنی روشن امروز

کاربرد واژه در جمله

دیدن پاسخ در بافت، فرق آن را با گزینه‌های نزدیک روشن‌تر می‌کند. در نمونه‌های زیر «فریبکار» به کسی یا چیزی نسبت داده شده که ظاهر قابل‌قبولی می‌سازد اما هدف واقعی‌اش گمراه‌کردن است:

  • شخصیت فریبکار قصه با وعده‌های دروغین اعتماد مسافران را جلب می‌کرد.
  • راوی خیلی زود فهمید که آن پیشنهاد جذاب، نقشه‌ای فریبکارانه پشت خود دارد.
  • مرد مکار حقیقت را مستقیم انکار نکرد؛ بخشی از آن را چنان تعریف کرد که شنونده نتیجه غلط بگیرد.
  • در حکایت، روباه نماد موجودی فریبکار است که با زبان نرم به خواسته‌اش می‌رسد.

نمونه سوم به بخش مهمی از معنای مکر اشاره دارد: فریب همیشه یک دروغ آشکار نیست. انتخاب گزینشی واقعیت، پنهان‌کردن انگیزه یا ساختن ظاهری اطمینان‌بخش نیز می‌تواند رفتار فریبکارانه باشد. همین لایه معنایی سبب می‌شود «فریبکار» از جواب‌هایی مانند «بدکار» یا «دروغگو» دقیق‌تر باشد؛ بدکار بسیار کلی است و دروغگو فقط بر گفتن سخن خلاف واقع دلالت دارد.

از «مکر» تا صفت «مکار»

«مکار» از خانواده «مکر» است و ساخت آن بر فراوانی یا شدتِ انجام کار دلالت دارد. در فارسی این صفت معمولاً برای انسان و گاهی به صورت جان‌بخشی برای جهان، روزگار یا موقعیت به کار می‌رود؛ برای نمونه، نویسنده ممکن است از «روزگار مکار» سخن بگوید تا تغییرات پیش‌بینی‌ناپذیر و فریبنده آن را تصویر کند. در چنین کاربرد ادبی، الزاماً شخص واقعی در میان نیست، اما مفهومِ قابل‌اعتمادنبودن همچنان حفظ می‌شود.

ترکیب‌های «لبخند مکارانه»، «نقشه مکارانه» و «رفتار فریبکارانه» شکل قیدی یا وصفی همین حوزه‌اند. «مکارانه» شیوه انجام عمل را بیان می‌کند، حال آنکه «فریبکار» معمولاً خودِ شخص یا عامل را وصف می‌کند. بنابراین اگر سرنخ به جای «مکار»، «به شیوه پرحیله» بود، جواب محتمل می‌توانست «مکارانه» باشد؛ اما برای سرنخ حاضر پاسخ اسمی ـ وصفی «فریبکار» درست‌تر است.

گزینه‌هایی که فقط ظاهراً نزدیک‌اند

«زرنگ»، «باهوش» و «چاره‌اندیش» به توان ذهنی یا یافتن راه حل اشاره دارند و لزوماً نشانی از فریب ندارند. «ناقلا» هم در گفت‌وگوی روزمره گاهی با لحنی شوخ و حتی محبت‌آمیز گفته می‌شود، در حالی که مکار بار منفی جدی‌تری دارد. «سالوس» بیشتر با تظاهر و دورویی پیوند دارد و «غدار» بر بی‌وفایی و پیمان‌شکنی تأکید می‌کند. این واژه‌ها ممکن است در بعضی فرهنگ‌های مترادف کنار هم دیده شوند، اما برای جایگذاری باید تعریف دقیق سرنخ و تعداد خانه‌ها را هم‌زمان سنجید.

از سوی دیگر، «کلاهبردار» معنایی محدودتر دارد: کسی که با عملیات متقلبانه مال یا منفعتی می‌برد. فریبکار می‌تواند کلاهبردار باشد، اما فریب در روابط، روایت داستانی یا رقابت نیز رخ می‌دهد و همیشه به بردن مال ختم نمی‌شود. به همین دلیل پاسخ عمومیِ «فریبکار» دامنه معنای سرنخ را بهتر نگه می‌دارد.

جمع‌بندی واژگانی: برای سرنخ «مکار» جواب اصلی فریبکار است. اگر الگوی حروف پاسخ دیگری بخواهد، «حیله‌گر»، «نیرنگ‌باز»، «دغلکار» یا «محیل» را تنها با توجه به تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع بررسی کنید؛ «فریبکار» همچنان روشن‌ترین معادل رایج و دقیق این سرنخ است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.