پرش به محتوای اصلی

نادر در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: کمیاب، نایاب
هر دو واژه برابر مستقیم «نادر» هستند و هر کدام پنج حرف دارند.

سرنخ «نادر» در معنای وصفی به چیزی اشاره می‌کند که به آسانی پیدا نمی‌شود یا وقوع آن اندک است. پاسخ ذخیره‌شده و دقیق این مدخل دو صورت رایج کمیاب و نایاب است. از نظر فرهنگ‌های فارسی نیز همین دو واژه روشن‌ترین برابرها هستند؛ با این حال، انتخاب میان آن‌ها می‌تواند به حروف متقاطع یا شدت معنایی مورد نظر طراح بستگی داشته باشد.

چرا «کمیاب» و «نایاب» پاسخ اصلی‌اند؟

«نادر» صفتی است برای شیء، رخداد یا ویژگی‌ای که نمونه‌های اندکی از آن وجود دارد. «کمیاب» همین مفهوم را بی‌واسطه بیان می‌کند: چیزی هست، اما مقدار یا شمار آن کم است. «نایاب» نیز در کاربرد روزمره مترادف نادر است، ولی گاهی یک گام بر دشواری دسترسی تأکید می‌کند؛ یعنی چیزی که پیدا کردنش بسیار دشوار شده است.

کمیاب — ۵ حرفبرای چیزی با فراوانی کم: «نسخه‌ای کمیاب»، «گونه‌ای کمیاب» یا «مهارتی کمیاب».
نایاب — ۵ حرفبرای چیزی که به‌سختی یافت می‌شود: «کتاب نایاب»، «داروی نایاب» یا «قطعه‌ای نایاب».

هم‌طولی این دو جواب نکته مهمی است: هر دو پنج حرف دارند، پس تعداد خانه‌ها به‌تنهایی میان آن‌ها داوری نمی‌کند. در چنین وضعی، حرف‌های به‌دست‌آمده از تقاطع تعیین‌کننده‌اند؛ آغاز با «ک» جواب را به سوی «کمیاب» می‌برد و آغاز با «ن» نشانه «نایاب» است. این توضیح صرفاً تفاوت دو پاسخ هم‌ارز را روشن می‌کند، نه اینکه معنای یکی را بر دیگری برتری دهد.

نقشه معنایی واژه نادرنادر در مرکز است و به کمیاب، نایاب و بی‌مانند پیوند دارد؛ فراوان در سوی مخالف قرار گرفته است. نادر کمیاب نایاب بی‌مانند فراوان ≠

این نقشه نشان می‌دهد که هسته معنایی «نادر» دو جهت دارد. یک جهت به کم‌بودن تعداد یا بسامد مربوط است و «کمیاب» آن را خوب می‌رساند؛ جهت دیگر به دشواربودن یافتن مربوط می‌شود و «نایاب» بر آن تأکید بیشتری دارد. «بی‌مانند» برداشت ارزشی و ادبی واژه است، در حالی که «فراوان» در سوی متضاد این طیف قرار می‌گیرد.

مرز ظریف میان دو جواب

وقتی «کمیاب» دقیق‌تر است

اگر موضوع هنوز وجود دارد اما نمونه‌هایش اندک است، «کمیاب» انتخاب طبیعی‌تری است. یک پرنده ممکن است کمیاب باشد، چون جمعیت کوچکی از آن باقی مانده؛ یک رخداد نیز ممکن است کمیاب باشد، چون تنها گاهی اتفاق می‌افتد. در این کاربرد، نبودن مطلق مطرح نیست.

وقتی «نایاب» خوش‌نشین‌تر است

اگر مسئله اصلی دسترسی و پیدا کردن باشد، «نایاب» رساتر شنیده می‌شود. چاپ قدیمی یک کتاب شاید جایی وجود داشته باشد، اما در بازار نایاب باشد. بنابراین نایاب همیشه به معنای نابودی یا فقدان کامل نیست؛ ممکن است بر دسترس‌ناپذیری عملی دلالت کند.

نمونه روشن: «این گیاه در منطقه کمیاب است» درباره کم‌بودن نمونه‌ها سخن می‌گوید؛ «بذر این گیاه در بازار نایاب است» دشواری تهیه‌کردن را برجسته می‌کند. هر دو جمله می‌توانند آن گیاه یا بذر را «نادر» توصیف کنند.

کاربردهای گوناگون «نادر» در فارسی

این صفت فقط برای اشیای کلکسیونی به کار نمی‌رود. در زبان علمی، «بیماری نادر» بیماری‌ای است که شیوع اندکی دارد و «گونه نادر» جانداری با پراکندگی یا جمعیت محدود است. در تاریخ هنر، یک اثر نادر ممکن است از دوره‌ای باقی مانده باشد که نمونه‌های بسیار کمی از آن شناخته شده‌اند. در زبان عادی نیز می‌گوییم «چنین اتفاقی نادر است»، یعنی وقوعش کم و نامعمول است.

واژه گاهی از معنای آماری فاصله می‌گیرد و رنگ ارزش‌گذارانه می‌گیرد. در عبارت «استعدادی نادر»، گوینده تنها کم‌شماری آن استعداد را بیان نمی‌کند، بلکه برجستگی و بی‌همتایی آن را هم می‌ستاید. از همین شاخه معنایی است که برابرهایی مانند «بی‌مانند» و «بی‌نظیر» پدیدار می‌شوند. این برابرها درست‌اند، اما در همه بافت‌ها جای «کمیاب» را نمی‌گیرند: مثلاً «بیماری بی‌نظیر» تعبیر مناسبی برای «بیماری نادر» نیست.

نسخه نادررخداد نادرگونه کمیابکتاب نایاباستعداد بی‌مانند

پاسخ‌های دیگر و میزان تناسب آن‌ها

در کنار دو جواب اصلی، چند مترادف برای «نادر» ثبت شده است. این گزینه‌ها فقط زمانی مناسب‌اند که شمار خانه‌ها و بافت سرنخ آن‌ها را تأیید کند؛ هم‌معنایی لغت‌نامه‌ای به این معنا نیست که همه در یک جمله دقیقاً یک اثر دارند.

  • شاذ: واژه‌ای کوتاه با معنای بیرون از قاعده، نامعمول یا کم‌وقوع. در دستور زبان، روایت یا کاربرد تخصصی دیده می‌شود و نسبت به «کمیاب» رسمی‌تر و فنی‌تر است.
  • طرفه: در زبان ادبی برای چیزی شگفت، دلکش یا ممتاز می‌آید. این جواب بیشتر شاخه «عجیب و ارزشمند» معنای نادر را بازتاب می‌دهد، نه صرفاً کمیِ تعداد را.
  • بی‌مانند یا بی‌نظیر: مناسب جایی است که نادر به معنای یگانه و ممتاز باشد. وجود نیم‌فاصله در نگارش پیوسته جدول معمولاً در شمار خانه‌ها اثری ندارد، اما طول جواب با دو پاسخ اصلی متفاوت است.
  • عجیب یا شگفت: هنگامی قابل دفاع است که سرنخ از معنای «نامعمول» استفاده کرده باشد. چیزی می‌تواند عجیب باشد بی‌آنکه کمیاب باشد؛ پس این‌ها برابرهای وابسته به بافت‌اند.
  • نایافت: صورتی ادبی برای آنچه یافت نمی‌شود یا به دشواری به دست می‌آید. به «نایاب» نزدیک است، ولی در فارسی امروز بسامد کمتری دارد.
نکته درباره «نوادر»: این واژه جمع عربی «نادره» یا جمعِ چیزهای نادر است و معنایی مانند نمونه‌ها، حکایت‌ها یا پدیده‌های شگفت و کمیاب دارد. «نوادر» مترادف مفرد «نادر» نیست؛ بنابراین تنها وقتی پاسخ می‌شود که سرنخ مفهوم جمع داشته باشد.

نادر به‌عنوان صفت، نام و قید

در این سرنخ، «نادر» صفت است و باید معنای واژگانی آن را در نظر گرفت، نه نام خاص. «نادر» نام مردانه شناخته‌شده‌ای نیز هست و در ترکیب‌هایی چون «نادرشاه» به شخص مشخص اشاره می‌کند؛ چنین برداشتی برای عنوان حاضر مناسب نیست، زیرا پاسخ ذخیره‌شده صریحاً حوزه مترادف‌ها را نشان می‌دهد.

صورت قیدی این خانواده معمولاً در عبارت «به‌ندرت» دیده می‌شود: «این پدیده به‌ندرت رخ می‌دهد.» این عبارت از نظر معنا با جمله «این پدیده نادر است» نزدیک است، اما نقش دستوری فرق دارد. «نادر» ویژگی پدیده را وصف می‌کند؛ «به‌ندرت» چگونگی و بسامد رخ‌دادن فعل را نشان می‌دهد. پس اگر سرنخ «گاه‌گاه» یا «به‌ندرت» باشد، نباید خودکار همان جواب‌های پنج‌حرفی این صفحه را جایگزین کرد.

ساخت و املای پاسخ‌ها

«کمیاب» از «کم» و «یاب» ساخته شده و در نگارش معیار یکپارچه نوشته می‌شود. معنای ساختی آن نیز روشن است: چیزی که کم یافت می‌شود. صورت «کم‌یاب» با نیم‌فاصله گاهی دیده می‌شود، اما املای پیوسته «کمیاب» بسیار رایج و برای درج در جدول بی‌ابهام است.

«نایاب» از پیشوند نفی «نا» و بن «یاب» ساخته شده است؛ یعنی یافت‌نشدنی یا دشواریاب. آن هم به صورت یکپارچه نوشته می‌شود. هر دو پاسخ پنج حرف نوشتاری دارند: ک، م، ی، ا، ب و ن، ا، ی، ا، ب. تفاوت جایگاه «ی» و «ا» در این دو واژه مهم است و صورت‌هایی مانند «نایآب» یا جدانویسی «نا یاب» املای معیار جواب نیست.

از کم‌فراوانی تا بی‌همتایی

معنای «نادر» را می‌توان روی یک طیف دید. در یک سر طیف، شمارش و فراوانی قرار دارد: ماده، گونه یا رویدادی که تعداد نمونه‌هایش کم است. در میانه، دسترسی قرار می‌گیرد: شیئی که شاید وجود داشته باشد اما به آسانی پیدا یا تهیه نمی‌شود. در سر دیگر، داوری ادبی قرار دارد: انسانی، هنر یا استعدادی که مانندش کم دیده شده و از این رو ممتاز و بی‌همتا دانسته می‌شود.

پاسخ «کمیاب» بخش نخست این طیف و پاسخ «نایاب» بخش دوم را به بهترین شکل پوشش می‌دهد. به همین دلیل آوردن هر دو در جواب مستقیم دقیق‌تر از محدودکردن سرنخ به یکی از آن‌هاست. اگر یک خانه‌بندی مشخص در برابر شما باشد، حروف تقاطعی انتخاب نهایی را روشن می‌کنند؛ اما بدون آن اطلاعات، صورت کامل و معتبر همان کمیاب، نایاب است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.