پرش به محتوای اصلی

مژده اوردن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: تبشیر
واژه‌ای پنج‌حرفی به معنی مژده دادن یا مژده آوردن.

در این سرنخ، عبارت «مژده آوردن» نقش یک تعریف مصدری را دارد. معادل فشرده و فرهنگ‌نامه‌ای آن تبشیر است؛ واژه‌ای که دقیقاً عمل رساندن خبر خوش و بشارت دادن را بیان می‌کند. صورت پاسخ بدون فاصله نوشته می‌شود و از پنج حرف تشکیل شده است، بنابراین برای خانه‌هایی با الگوی پنج‌تایی نیز کاملاً مناسب است.

صورت درست پاسخ و شمار حروف

املای معیار پاسخ «تبشیر» است. در نوشتار معمول فارسی حرکت‌های کوتاه درج نمی‌شوند، اما تلفظ آن را می‌توان به صورت «تَبشیر» نشان داد. حرف «ش» در میانه واژه قرار دارد و پایان آن «یر» است؛ دو نکته‌ای که در تشخیص پاسخ از واژه‌های نزدیک کمک می‌کنند.

تبشیر

الگوی حروف: ت ـ ب ـ ش ـ ی ـ ر

نقشه معنایی واژه تبشیرخبر خوش از سوی مژده‌آور به شنونده می‌رسد و شادی پدید می‌آورد تبشیر خبر خوشرساندنشادمانی

تبشیر دقیقاً چه معنایی دارد؟

«تبشیر» مصدر عربیِ راه‌یافته به فارسی و از خانواده واژه‌های «بشارت»، «بشیر» و «مبشّر» است. هسته معنایی این خانواده، آگاه کردن کسی از رخدادی خوشایند است. بنابراین وقتی کسی خبر رسیدن مسافر، کامیابی، تولد، گشایش یا پاداشی را با لحنی شادی‌بخش می‌رساند، در زبان رسمی‌تر می‌توان عمل او را تبشیر نامید.

نکته ظریف سرنخ در فعل «آوردن» است. مژده‌آور تنها صاحب یک خبر نیست، بلکه آن را به مخاطب می‌رساند. تبشیر نیز همین کنشِ انتقال و اعلام را در خود دارد. از این جهت، پاسخ از واژه‌ای مانند «شادی» دقیق‌تر است؛ شادی نتیجه شنیدن مژده است، نه خودِ مژده آوردن.

نکته معنایی: در کاربرد عادی، تبشیر با خبر نیک و امیدبخش پیوند دارد. گاهی در متون بلاغی، فعل بشارت دادن برای خبری ناخوش با لحن تهدید یا طنز نیز می‌آید؛ اما این کاربرد مقید و خلاف جهت معنای معمول است و مقصود این سرنخ نیست.

ریشه‌ای که چند واژه نزدیک ساخته است

تبشیر از ریشه «ب ش ر» ساخته شده و ساخت مصدری آن بر انجام دادن یا رساندنِ بشارت دلالت می‌کند. پیوند کهن این خانواده با «بِشر» و گشاده‌رویی نیز قابل توجه است: خبر خوش در چهره شنونده اثر می‌گذارد و رخسار او را باز و شاد می‌کند. به همین دلیل، میان خبر مسرت‌بخش، مژده‌دهنده و آشکار شدن شادی در صورت، یک شبکه معنایی روشن وجود دارد.

تبشیر: مژده دادنبشارت: خودِ مژدهبشیر: مژده‌آورمبشّر: بشارت‌دهنده

این خویشاوندی لغوی نباید باعث جابه‌جایی پاسخ‌ها شود. اگر تعریف درباره «شخصِ مژده‌آور» باشد، «بشیر» یا «مبشّر» می‌تواند مطرح شود؛ اگر خودِ «خبر خوش» خواسته شده باشد، «بشارت» یا «مژده» مناسب‌تر است. اما سرنخ حاضر یک عمل را تعریف می‌کند و به همین سبب صورت مصدری «تبشیر» انتخاب دقیق‌تری است.

مرز پاسخ با واژه‌های مشابه

بشارت

نامِ خبر خوش یا مژده است و گاه معنای بشارت دادن هم از بافت آن برداشت می‌شود. با این حال، شش حرف دارد و برای سرنخی که پاسخ پنج‌حرفی و مصدری می‌خواهد، جای تبشیر را نمی‌گیرد.

بشیر

صفت یا اسمِ شخصی است که مژده می‌دهد. «بشیر» چهار حرف دارد و بر مژده‌آور دلالت می‌کند، نه بر عمل مژده آوردن.

نوید

معادل روان فارسی برای مژده و وعده امیدبخش است. این واژه خودِ پیام خوش را می‌نامد؛ در حالی که تبشیر کنشِ اعلام آن پیام است.

تباشیر

با تبشیر هم‌ریشه اما هم‌معنا نیست. «تباشیر» بیشتر به نخستین نشانه‌ها و آغاز پدیدار شدن چیزی، مانند تباشیر صبح، گفته می‌شود و افزودن «ا» معنای واژه را تغییر می‌دهد.

تقابل روشنِ تبشیر و انذار

در نوشته‌های دینی، اخلاقی و ادبی، «تبشیر» اغلب در کنار «انذار» دیده می‌شود. تبشیر چشم‌انداز خوش، پاداش یا فرجام مطلوب را پیش روی مخاطب می‌گذارد؛ انذار او را از خطر، کیفر یا پیامد نامطلوب بیم می‌دهد. یکی امید می‌آفریند و دیگری هشدار می‌دهد. این تقابل سبب شده است که معنای تبشیر حتی بیرون از جمله نیز سریع‌تر شناخته شود.

برای نمونه، عبارت «سخن او آمیزه‌ای از تبشیر و انذار بود» یعنی گوینده هم نوید داده و هم هشدار داده است. در این ترکیب، تبشیر را نمی‌توان صرفاً «خبر» ترجمه کرد، زیرا جهت مثبت و امیدبخش پیام جزئی از معنای آن است.

کاربرد واژه در جمله و متن

کاربرد مستقیم: قاصد با تبشیرِ پیروزی، انتظار مردم شهر را پایان داد.
کاربرد رسمی: بخش نخست سخن به تبشیر نیکوکاران و بیان پاداش آنان اختصاص داشت.
بازنویسی روان: «او دوستانش را تبشیر کرد» یعنی «او به دوستانش مژده داد».

در فارسی امروز «مژده دادن» و «نوید دادن» در گفت‌وگو طبیعی‌ترند، اما «تبشیر» در نثر رسمی، متون دینی، پژوهش‌های تاریخی و نوشته‌های ادبی حضور دارد. همین رسمی و کم‌بسامد بودن، آن را به پاسخی مناسب برای تعریف‌های فرهنگ‌نامه‌ای تبدیل می‌کند: یک واژه کوتاه، معنای یک عبارت فعلی را در خود جمع می‌کند.

یک کاربرد تخصصی که باید از معنای عمومی جدا شود

واژه تبشیر در برخی نوشته‌های تاریخی و دین‌پژوهی معنایی تخصصی نیز پیدا کرده است. در آن بافت، «فعالیت تبشیری» به تبلیغ و رساندن بشارت یک آیین، به‌ویژه در بحث از مبلغان مسیحی، اشاره می‌کند. صفت «تبشیری» در چنین جمله‌هایی از همان مفهوم بشارت گرفته شده، ولی حوزه کاربردش محدودتر از معنای ساده «مژده آوردن» است.

وجود این معنای تخصصی پاسخ را عوض نمی‌کند. تعریف مورد نظر کوتاه و لغوی است و مستقیماً به معنای عمومی واژه اشاره دارد. تنها باید دانست که در یک متن تاریخی، «تبشیر» ممکن است صرفاً رساندن یک خبر شخصی و خوشایند نباشد و به یک فعالیت تبلیغی سازمان‌یافته دلالت کند.

چرا گزینه‌های ظاهراً نزدیک پاسخ نهایی نیستند؟

«خوش‌خبری» و «مژده‌رسانی» از نظر مفهوم به سرنخ نزدیک‌اند، اما ترکیب‌هایی فارسی و طولانی‌ترند. «نویدبخشی» نیز معنای روشنی دارد، ولی تعداد حروف و ساختمان آن با پاسخ ثبت‌شده سازگار نیست. «ابشار» یا صورت‌های کم‌کاربردی از همین خانواده ممکن است در فرهنگ‌های قدیمی دیده شوند، اما در فارسی معاصر املای آشناتر و پاسخ مستقیم این تعریف نیستند.

همچنین «استبشار» به شادمان شدن یا استقبال شادمانه از خبر نزدیک است؛ یعنی بیشتر حالت دریافت‌کننده را نشان می‌دهد. تفاوت اصلی در جهت رویداد است: تبشیر از سوی مژده‌دهنده انجام می‌شود، استبشار در کسی پدید می‌آید که مژده را می‌شنود. پس برای عبارت فعلی «مژده آوردن»، تبشیر از نظر نقش معنایی دقیق‌تر می‌نشیند.

جمع‌بندی واژگانی: پاسخ نهایی «تبشیر» است: پنج حرف، با املای ت‌ب‌ش‌ی‌ر، و به معنای بشارت دادن و رساندن خبر خوش. «بشارت» نام مژده، «بشیر» شخص مژده‌آور و «انذار» مفهوم متقابلِ هشدار دادن است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.