پرش به محتوای اصلی

مقتضی در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: لازمه
در این سرنخ، «مقتضی» به معنای امر لازم و ضروری آمده است.

واژهٔ «لازمه» دقیقاً به چیزی اشاره می‌کند که وجود یا انجام آن برای پدید آمدن یک نتیجه ضرورت دارد. به همین دلیل، وقتی طراح جدول «مقتضی» را به‌تنهایی سرنخ قرار می‌دهد و پاسخ پنج خانه دارد، «لازمه» انتخاب مورد انتظار است. این جواب هم از نظر معنا با مفهوم ضرورت هماهنگ است و هم صورت رایجی در زبان فارسی دارد؛ مانند «دقت، لازمهٔ این کار است».

صورت پاسخ«لازمه» با پنج حرف نوشته می‌شود و در جدول بدون نیم‌فاصله یا نشانهٔ اضافی قرار می‌گیرد.
هستهٔ معناییچیزی که برای کار، وضعیت یا نتیجه‌ای لازم است؛ شرط یا ضرورت همراه آن.

چینش پاسخ در خانه‌های جدول

حروف جواب از راست به چپ به ترتیب «ل، ا، ز، م، ه» هستند. «ه» پایانی بخشی از خود واژه است و نباید آن را با «لازم» چهارحرفی یکی گرفت. اگر پاسخ جدول پنج خانه دارد، همین حرف پایانی یکی از نشانه‌های مهم برای ترجیح «لازمه» بر «لازم» است.

لازمه

در نوشتار پیوسته، شکل درست جواب «لازمه» است. در ترکیب اضافی ممکن است آن را به صورت «لازمهٔ کار» ببینیم؛ علامت همزه یا کسرهٔ اضافه تنها رابطهٔ واژه با کلمهٔ بعدی را نشان می‌دهد و در خانه‌های جدول وارد نمی‌شود.

رابطهٔ معنایی «مقتضی» و «لازمه»

«مقتضی» واژه‌ای عربی‌تبار از خانوادهٔ «اقتضا» است. اقتضا در فارسی می‌تواند معنای لازم داشتن، ایجاب کردن یا متناسب بودن با یک موقعیت را برساند. هنگامی که می‌گوییم «شرایط مقتضی است»، ممکن است منظور مناسب بودن شرایط باشد؛ اما در تعبیرهایی که بر ضرورت یک امر تکیه دارند، «لازم» و «لازمه» به مرکز معنا نزدیک‌ترند.

نقشهٔ معنایی مقتضی و لازمهمقتضی در معنای ضرورت به لازمه می‌رسد و در بافت‌های دیگر می‌تواند مناسب یا موجب معنی دهد. مقتضی لازمه مناسب موجب شایسته بافت جمله، معنای درست را مشخص می‌کند

نقشهٔ بالا چند شاخهٔ معنایی را جدا می‌کند. پاسخ «لازمه» به شاخهٔ ضرورت تعلق دارد؛ «مناسب» و «شایسته» بیشتر دربارهٔ تناسب و درخور بودن‌اند، و «موجب» هنگامی درست است که مقتضی نقش سبب یا ایجاب‌کننده داشته باشد. یک سرنخ کوتاه همهٔ این ظرافت‌ها را نشان نمی‌دهد، بنابراین تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی تعیین می‌کنند کدام شاخه منظور طراح بوده است.

«لازم» با «لازمه» چه تفاوتی دارد؟

لازم

صفتی چهارحرفی است: «توجه لازم است». این واژه ضرورت داشتن یک کار یا چیز را بیان می‌کند.

لازمه

اسمی پنج‌حرفی است: «توجه لازمهٔ موفقیت است». این واژه آن امر ضروری یا وابسته به نتیجه را نام می‌برد.

در گفت‌وگوی روزمره، این دو گاهی به جای یکدیگر فهمیده می‌شوند، ولی ساختمان جمله تفاوتشان را آشکار می‌کند. در «استراحت لازم است»، لازم وصف وضعیت است؛ در «استراحت لازمهٔ بازیابی نیروست»، لازمه نام چیزی است که برای رسیدن به نتیجه نیاز داریم. جواب ثبت‌شدهٔ این سرنخ صورت دوم، یعنی «لازمه»، است.

تفاوت «مقتضی» و «مقتضا»؛ یک حرف، دو نقش

در خط فارسی ممکن است «مقتضی» و «مقتضا» هنگام خواندن سریع شبیه به نظر برسند، اما یکسان نیستند. «مُقتضی» با یای پایانی معمولاً معنای اقتضاکننده، ایجاب‌کننده، لازم یا مناسب می‌دهد. «مُقتضا» با الف پایانی بیشتر به معنای آنچه اقتضا شده، حاصل و مفاد یک امر به کار می‌رود.

«اقدام مقتضی» یعنی اقدامی که در آن موقعیت لازم، مناسب یا شایسته است.
«به مقتضای زمان» یعنی مطابق نیازها و ویژگی‌های زمان؛ در این ترکیب واژهٔ پایه «مقتضا» است، نه «مقتضی».

این تمایز برای حل سرنخ اهمیت دارد. اگر سرنخ «مقتضای زمان» یا «به اقتضای» باشد، پاسخ ممکن است به مفهوم «حسب»، «مطابق» یا «ضرورت» نزدیک شود؛ ولی سرنخ حاضر خود واژهٔ «مقتضی» را می‌پرسد و پاسخ ذخیره‌شدهٔ آن «لازمه» است.

کاربردهایی که معنای جواب را روشن می‌کنند

در جملهٔ «اعتماد، لازمهٔ همکاری پایدار است»، اعتماد چیزی است که بدون آن همکاری پایدار شکل نمی‌گیرد. همین رابطه را می‌توان با زبان رسمی‌تر چنین بیان کرد: «همکاری پایدار مقتضیِ اعتماد متقابل است». هر دو جمله بر پیوند ضرورت تأکید دارند، هرچند زاویهٔ بیانشان متفاوت است.

نمونهٔ دیگر «آمادگی، لازمهٔ واکنش درست در موقعیت دشوار است» است. اینجا «لازمه» نه صرفاً یک وسیلهٔ کمکی، بلکه پیش‌نیازی معنادار برای نتیجه محسوب می‌شود. در عبارت اداری «اقدام مقتضی انجام شود»، واژه قدری گسترده‌تر است: اقدام باید هم لازم باشد و هم با شرایط تناسب داشته باشد. از همین رو نمی‌توان در همهٔ جمله‌ها «مقتضی» را مکانیکی با یک مترادف ثابت عوض کرد.

نکتهٔ املایی: «مقتضی» با حرف «ض» نوشته می‌شود، زیرا با «اقتضا» و «مقتضا» هم‌خانواده است. نوشتن آن با «ز»، «ذ» یا «ظ» درست نیست. پاسخ «لازمه» نیز با «ز» و «ه» پایانی نوشته می‌شود.

پاسخ‌های جایگزین در چه حالتی مطرح می‌شوند؟

لازم ـ ۴ حرفموجب ـ ۴ حرفدرخور ـ ۵ حرفمناسب ـ ۵ حرفشایسته ـ ۶ حرفبایسته ـ ۶ حرف

لازم نزدیک‌ترین گزینه برای جدولی چهارخانه‌ای است و مستقیماً معنای ضروری را می‌رساند. موجب نیز چهار حرف دارد، اما بر سبب شدن و پدید آوردن نتیجه تأکید می‌کند؛ برای نمونه «موجب نگرانی» یعنی سبب نگرانی. پس این دو، با وجود تعداد حرف برابر، از نظر نقش معنایی یکی نیستند.

درخور و مناسب هر دو پنج حرف دارند، اما وقتی سرنخ ناظر به شایستگی یا تناسب با موقعیت باشد بهتر می‌نشینند. در عبارت «رفتار مقتضی»، معنای «رفتار مناسب» طبیعی است. با این همه، وجود پنج خانه به‌تنهایی دلیل کافی برای جایگزین کردن آن‌ها با جواب اصلی نیست؛ حروف تقاطعی و پاسخ ثبت‌شده «لازمه» را تأیید می‌کنند.

شایسته و بایسته شش‌حرفی‌اند. شایسته بر سزاوار و درخور بودن دلالت دارد، در حالی که بایسته می‌تواند هم معنای لازم و هم معنای شایسته داشته باشد. این دو تنها در جدولی با شش خانه و تقاطع‌های سازگار احتمال پیدا می‌کنند. بنابراین فهرست مترادف‌ها باید راه تشخیص باشد، نه دلیلی برای نادیده گرفتن طول پاسخ.

چرا «لازمه» برای همین سرنخ برتری دارد؟

سه قرینه کنار هم قرار می‌گیرند: نخست، معنای ضرورت در دامنهٔ معنایی «مقتضی» حضور دارد؛ دوم، «لازمه» در فارسی نام روشنِ امر ضروری و مورد نیاز است؛ و سوم، پاسخ مورد انتظار پنج حرف دارد. این هماهنگی سبب می‌شود «لازمه» از گزینه‌هایی که تنها یکی از معانی فرعیِ مقتضی را پوشش می‌دهند دقیق‌تر باشد.

از نظر کاربرد نیز این پاسخ برای خواننده آشناست. ترکیب‌هایی چون «لازمهٔ کار»، «لازمهٔ موفقیت»، «لازمهٔ تصمیم درست» و «لازمهٔ زندگی جمعی» همگی رابطه‌ای را نشان می‌دهند که یک امر را برای امر دیگر ضروری می‌سازد. همین پیوند، پلی طبیعی میان سرنخ و جواب است.

جمع‌بندی واژگانی: برای سرنخ «مقتضی» پاسخ اصلی لازمه است: پنج حرف، با ترتیب «ل ا ز م ه». اگر تعداد خانه‌ها یا بافت سرنخ تغییر کند، «لازم»، «موجب»، «مناسب» یا «درخور» می‌توانند مطرح شوند، اما هرکدام شاخهٔ معنایی متفاوتی را برجسته می‌کنند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.