پرش به محتوای اصلی

مفصل در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: بند
در این سرنخ، «مفصل» به معنی محل اتصال استخوان‌هاست.

واژهٔ بند در فارسی چند معنی دارد، اما معنایی که دقیقاً با این سرنخ جور درمی‌آید «محل پیوستن دو عضو» یا «جای اتصال استخوان‌ها» است. همان پیوندی که در آرنج، زانو، مچ یا انگشت امکان خم‌شدن و حرکت را فراهم می‌کند، در زبان روزمره بند نیز نامیده می‌شود.

سه حرفاسممعادل فارسی مَفصَل
بَندب + ن + د

چرا «بند» پاسخ دقیق سرنخ است؟

رابطهٔ «بند» و «مفصل» فقط یک شباهت دور یا حدس جدولی نیست. در فارسی، بند به فاصله و محل اتصال دو عضو بدن گفته می‌شود؛ به همین سبب ترکیب‌هایی مانند «بند انگشت»، «بند آرنج» و «بند زانو» طبیعی و قدیمی‌اند. وقتی کسی می‌گوید بند انگشتش درد می‌کند، منظورش استخوان انگشت به‌تنهایی نیست، بلکه ناحیه‌ای است که دو قطعهٔ استخوان در آن به هم می‌رسند.

این پاسخ از نظر قالب جدول نیز مناسب است: کوتاه، رایج و سه‌حرفی است. صورت‌های بلندتر مانند «بندگاه» همان مفهوم را روشن‌تر بیان می‌کنند، ولی تا زمانی که تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی خلاف آن را نشان ندهند، برای سرنخ سادهٔ «مفصل» پاسخ فشردهٔ بند انتخاب نخست است.

نمای مفهومی بند میان دو استخواندو بخش استخوانی در دو سوی محل اتصال قرار گرفته‌اند و بخش میانی با عنوان بند مشخص شده است.بنداستخواناستخوان

در این تصویر مفهومی، «بند» نام خود استخوان‌ها نیست؛ نام نقطهٔ رابطه و اتصال میان آن‌هاست. همین معنای اتصالی توضیح می‌دهد چرا واژه در کاربردهای غیرکالبدشناختی نیز برای گره، بست، پیوند یا بخشی که اجزای یک مجموعه را مرتبط می‌کند به کار می‌رود.

دو تلفظ «مفصل» و نکته‌ای که پاسخ را عوض می‌کند

نوشتار بدون حرکتِ «مفصل» می‌تواند دو واژه با تلفظ و معنای متفاوت را نشان دهد. در جدول، تشخیص این دو بسیار مهم است؛ زیرا هرکدام مجموعهٔ پاسخ‌های جداگانه‌ای دارند.

مَفصَل

اسم است و بر محل اتصال استخوان‌ها دلالت دارد. برای این معنی، «بند» پاسخ مستقیم و کوتاه سرنخ است.

مُفَصَّل

صفتی به معنی مشروح، گسترده و دارای جزئیات است. اگر صورت سؤال بر «توضیح مفصل» یا «شرح مفصل» دلالت کند، دیگر «بند» مناسب نیست.

عنوان حاضر به‌صورت یک مدخل کوتاه جدولی آمده و پاسخ ذخیره‌شده نیز «بند» است؛ بنابراین خوانش درست در اینجا مَفصَل است. اگر طراح معنی دوم را می‌خواست، معمولاً نشانه‌ای مانند «مشروح»، «به‌تفصیل» یا «طولانی» در صورت سؤال می‌آورد.

نکتهٔ املایی: پاسخ را «بند» می‌نویسند. حرکتِ فتحه در تلفظ «بَند» شنیده می‌شود، اما در خانه‌های جدول نوشته نمی‌شود و کلمه همان سه حرف ب، ن و د را دارد.

خانوادهٔ معناییِ اتصال

هستهٔ معنایی بند، به‌هم‌رسیدن و پیوند است. از همین هسته می‌توان مسیر واژگانی زیر را دید؛ مسیری که از یک فعل ساده به نام محل اتصال می‌رسد:

بستنپیوند دادنبندبندگاه

در بدن، این محل اتصال ممکن است متحرک باشد، مانند زانو و آرنج؛ یا حرکت بسیار محدودی داشته باشد. پس معنی واژه الزاماً «لولایی که کاملاً آزاد می‌چرخد» نیست. عنصر مشترک، رسیدن دو بخش به یکدیگر و ایجاد یک اتصال سازمان‌یافته است. به همین علت «بند» از «لولا» عمومی‌تر و برای سرنخ بی‌قیدِ مفصل مطمئن‌تر است.

نمونه‌های زبانی که معنی را روشن می‌کنند

  • بند انگشت: محل اتصال قطعات استخوانی انگشت؛ ملموس‌ترین نمونه برای درک پاسخ.
  • بند زانو: کاربردی قدیمی و عمومی برای ناحیهٔ مفصل زانو، هرچند در زبان پزشکی امروز بیشتر خود واژهٔ مفصل گفته می‌شود.
  • درد بندها: تعبیری عمومی برای ناراحتی مفاصل بدن؛ نباید آن را با درد استخوان یا گرفتگی عضله یکی دانست.
  • بندپایان: نام گروهی از جانوران که پاهای بندبند و مفصل‌دار دارند؛ «بند» در این ترکیب نیز به بخش‌بندی و اتصال اشاره دارد.

خود واژهٔ بند معانی فراوان دیگری هم دارد: بندِ قانون، بندِ شعر، بند و زنجیر، سد آب و وسیلهٔ بستن. این چندمعنایی در جدول‌ها بسیار محبوب است، اما حضور سرنخ «مفصل» دامنه را محدود می‌کند و معنای کالبدشناختی را پیش می‌آورد. بنابراین نباید معنای «فقرهٔ متن» یا «قید و زنجیر» را وارد پاسخ این سؤال کرد.

گزینه‌های نزدیک و تفاوت هرکدام

بندگاه

صورت توضیحی‌تر و فارسیِ محل اتصال است. اگر خانه‌ها برای واژه‌ای بلندتر آماده شده باشند یا در سرنخ «محل مفصل» آمده باشد، می‌تواند مطرح شود؛ ولی جای پاسخ سه‌حرفی حاضر را نمی‌گیرد.

پیوندگاه

بر جای پیوستن دو بخش تأکید می‌کند و از نظر معنایی قابل‌فهم است. کاربردش نسبت به «بند» در جدول‌های معمول کمتر و طولش بیشتر است.

لولا

برای اتصال مکانیکیِ در و پنجره بسیار آشناست و به‌صورت تشبیهی دربارهٔ بعضی مفاصل به کار می‌رود. بااین‌حال همهٔ مفاصل بدن لولایی نیستند؛ پس این گزینه معنای محدودتری دارد.

درز یا چفت

این واژه‌ها ممکن است در بافت اتصال قطعات بی‌جان دیده شوند. برای نام عمومی مفصل بدن، دقت و رواج «بند» را ندارند و فقط با حروف تقاطعی و صورت سؤالی متفاوت قابل بررسی‌اند.

«رباط» نیز نباید به‌عنوان هم‌معنی مستقیم انتخاب شود. رباط نواری از بافت همبند است که به پایداری مفصل کمک می‌کند؛ یعنی یکی از ساختارهای پیرامون آن است، نه نام خود محل اتصال. به همین ترتیب «غضروف» پوشاننده و تسهیل‌کنندهٔ حرکت در بسیاری از مفاصل است، اما معادل مفصل محسوب نمی‌شود.

بند در کالبدشناسی روزمره

برای فهم دقیق پاسخ کافی است انگشت را خم کنیم. هر انگشت از چند قطعهٔ استخوانی ساخته شده و در محل رسیدن این قطعه‌ها برجستگی و امکان حرکت دیده می‌شود. فارسی‌زبانان هر یک از این قسمت‌های اتصال را «بند انگشت» می‌نامند. واژه در این ترکیب نه استعاری است و نه محاوره‌ایِ بی‌ریشه؛ دقیقاً همان مفهوم مَفصَل را منتقل می‌کند.

مفصل‌ها از نظر شیوهٔ حرکت یکسان نیستند. آرنج بیشتر مانند لولا خم و باز می‌شود؛ شانه دامنهٔ چرخش گسترده‌تری دارد؛ و اتصال‌های جمجمه حرکت ناچیزی دارند. «بند» می‌تواند نام کلی محل اتصال باشد، در حالی که «لولا» فقط شکل حرکت گروه خاصی را توصیف می‌کند. این تفاوت کوچک علت برتری پاسخ ذخیره‌شده را روشن‌تر می‌سازد.

جمع‌بندی معنایی سرنخ

در خوانش کالبدشناختی، مَفصَل جایی است که اجزای استخوانی به هم می‌پیوندند و بدن در آن نقطه حرکت یا پایداری پیدا می‌کند. فارسیِ کوتاه و جاافتادهٔ این مفهوم «بند» است؛ کلمه‌ای سه‌حرفی که نمونهٔ روشن آن را در بندهای انگشت می‌بینیم. «بندگاه» و «پیوندگاه» توضیح‌های بلندترند و «لولا» تنها در بافت خاص مناسب است. پس برای عنوان حاضر، پاسخ نهایی بدون تغییر همان بند خواهد بود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.