پرش به محتوای اصلی

مقراض در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: قیچی، دوکارد
هر دو واژه به ابزار برشِ دارای دو تیغه اشاره می‌کنند.
مِقراض یعنی چه؟

«مقراض» نامی ادبی و نسبتاً کهن برای قیچی است؛ همان ابزاری که دو تیغه‌اش حول یک محور حرکت می‌کنند و با نزدیک‌شدن لبه‌ها، کاغذ، پارچه، نخ، مو یا مواد مشابه را می‌بُرد. بنابراین در یک سرنخ کوتاهِ جدول، روشن‌ترین جانشین آن «قیچی» است.

جواب ثبت‌شده یک معادل دوم هم دارد: «دوکارد». این ترکیب فارسی، ساختمان ابزار را به‌خوبی تصویر می‌کند؛ دو تیغه مانند دو کارد روبه‌روی هم کار می‌کنند، اما برخلاف دو چاقوی جدا، به یک محور مشترک متصل‌اند.

املای درست سرنخم ـ ق ـ ر ـ ا ـ ضپایان واژه با «ض» نوشته می‌شود

چرا «قیچی» دقیق‌ترین جواب است؟

رابطه میان سرنخ و پاسخ، رابطه تعریف و نام رایج است: «مقراض» نام خودِ ابزار است و «قیچی» نامی است که امروز تقریباً در همه موقعیت‌های روزمره می‌شنویم. اگر کسی بگوید «مقراض خیاطی»، منظورش ابزاری جدا از قیچی خیاطی نیست؛ فقط واژه‌ای رسمی‌تر یا قدیمی‌تر را انتخاب کرده است. همین هم‌معنایی مستقیم باعث می‌شود «قیچی» نخستین انتخاب طبیعی برای خانه‌های جدول باشد.

از نظر تعداد حروف نیز «قیچی» چهار حرف دارد: ق، ی، چ، ی. این کوتاهی برای بسیاری از جدول‌ها مناسب است. البته شمارش خانه‌ها باید با شیوه همان جدول سنجیده شود؛ «دوکارد» شش حرف دارد و هنگامی به کار می‌آید که طراح برابر فارسی‌تر یا پاسخ بلندتری خواسته باشد.

«دوکارد» چه چیزی به معنی می‌افزاید؟

جواب رایج

قیچی

نام آشنای ابزار در فارسی امروز است. در گفت‌وگو، فروشگاه، خیاطی، آرایشگری و نوشتار عمومی، این صورت بی‌درنگ فهمیده می‌شود. اگر تقاطع‌ها چهار خانه نشان دهند، معمولاً همین پاسخ منظور طراح است.

برابر توصیفی

دوکارد

ترکیبی از «دو» و «کارد» است و بر جفت‌بودن تیغه‌ها تأکید دارد. این واژه در فرهنگ‌ها و جدول‌های واژگانی به‌عنوان برابر قیچی دیده می‌شود و برای پاسخ شش‌حرفی مناسب‌تر است.

«دوکارد» را نباید به معنی دو چاقوی مستقل گرفت. جزء «دو» در این نام به دو بازوی برنده اشاره دارد و کل ترکیب، یک وسیله واحد را می‌نامد. تصویر مکانیکی واژه دقیق است: دسته‌ها نیروی دست را منتقل می‌کنند، محور جهت حرکت را نگه می‌دارد و دو لبه از کنار هم عبور می‌کنند تا برش شکل بگیرد.

ساخت واژه «مقراض» و پیوند آن با بریدن

مقراض ← ریشه «ق ر ض» ← مفهوم بریدن و جداکردن

«مقراض» واژه‌ای عربی و نامِ ابزار است. هسته معنایی آن با بریدن و قطع‌کردن ارتباط دارد؛ به همین دلیل، خودِ ساختمان واژه نیز با کار قیچی هماهنگ است. حضور «مـ» در آغاز و قالب واژه، آن را در شمار نام‌هایی قرار می‌دهد که وسیله انجام یک کار را می‌رسانند. برای پاسخ جدول لازم نیست وارد تحلیل صرفی پیچیده شویم، اما دانستن این پیوند کمک می‌کند «مقراض» با واژه‌ای شبیه در نوشتار اشتباه نشود.

تلفظ معیار را می‌توان نزدیک به «مِقراض» نوشت. در گفتار بعضی افراد ممکن است صداها اندکی تغییر کنند، ولی پاسخ نوشتاری جدول باید همان صورت تثبیت‌شده با «ق» در میانه و «ض» در پایان باشد. نوشتن «مقراص» معنای مورد نظر را منتقل می‌کند، اما املای معیار نیست و نباید مبنای پرکردن جدول قرار گیرد.

نکته املایی: «مقراض» و «مقرض» یکی نیستند. حذف «ا» شکل واژه را عوض می‌کند؛ برای نام قیچی، الفِ پیش از «ض» ضروری است.

دامنه کاربرد؛ از خیاطی تا تعبیر ادبی

این نام به یک اندازه و حرفه خاص محدود نیست. هر جا ابزار دو تیغه برای بریدن به کار رود، از نظر معنای عمومی می‌توان آن را مقراض نامید؛ با این حال، در فارسی معاصر معمولاً ترکیب‌های دقیق‌تری مانند قیچی خیاطی، قیچی کاغذ، قیچی باغبانی یا قیچی اصلاح را به کار می‌بریم. واژه «مقراض» بیشتر رنگ ادبی، فرهنگ‌نامه‌ای یا قدیمی دارد و به همین سبب در جدول کلمات متقاطع سرنخی مناسب برای آزمودن دایره واژگان است.

برش پارچهچیدن نخبریدن کاغذکوتاه‌کردن موپشم‌چینیهرس شاخه نازک

در زبان ادبی، مقراض فقط یک شیء روزمره نیست و می‌تواند تصویر «قطع‌کردن» یا «جداکردن» را بسازد. نویسنده یا شاعر ممکن است از بسته‌شدن دو تیغه برای نشان‌دادن پایان‌دادن به رشته‌ای، بریدن پیوندی یا کوتاه‌کردن چیزی بهره بگیرد. این کاربردهای تصویری معنای اصلی را تغییر نمی‌دهند؛ نقطه آغاز همه آن‌ها همان حرکت برنده قیچی است.

مرز میان پاسخ‌ها و واژه‌های نزدیک

قیچی
هم‌معنی مستقیم و نام رایج امروز؛ بهترین پاسخ عمومی برای «مقراض».
دوکارد
هم‌معنی توصیفی و فارسی؛ بر دو تیغه بودن ابزار تکیه دارد و پاسخ جایگزین معتبر است.
کارد
فقط یک تیغه دارد و به‌تنهایی برابر مقراض نیست؛ شباهت آن صرفاً در بریدن است.
ناخن‌گیر
ابزار برش کوچک و تخصصی است، اما در سرنخی که تنها «مقراض» نوشته شده پاسخ مستقیم محسوب نمی‌شود.
مقراضه
صورت دیگری با کاربردهای تاریخی و معنایی جداگانه است؛ نباید صرف شباهت ظاهری جای «مقراض» بنشیند.

پس هر وسیله بُرنده‌ای مترادف مقراض نیست. ویژگی تعیین‌کننده، همکاری دو لبه متحرک است. «چاقو»، «تیغ» و «کارد» عمل بریدن را انجام می‌دهند، ولی سازوکار جفت‌تیغه‌ای قیچی را ندارند. همین تمایز، انتخاب پاسخ را از حد یک حدس واژگانی فراتر می‌برد و آن را از نظر معنایی قطعی می‌کند.

چند کاربرد طبیعی برای تثبیت معنی

  • خیاط، مقراض را برداشت و لبه پارچه را یک‌دست برید.
  • در نثر امروزی، «قیچی» طبیعی‌تر از «مقراض» به گوش می‌رسد.
  • واژه «دوکارد» شکل و کارِ دو تیغه ابزار را در خود بازتاب می‌دهد.
  • در یک متن قدیمی، دیدن «مقراض» معمولاً باید ذهن را به قیچی ببرد، نه به کارد یا تیغ منفرد.

این مثال‌ها تفاوت سطح زبانی را نیز نشان می‌دهند: «مقراض» در جمله نخست حال‌وهوایی رسمی یا کهن می‌آورد، در حالی که جایگزینی آن با «قیچی» جمله را کاملاً روزمره می‌کند. «دوکارد» نیز بیش از آنکه در مکالمه معمول شنیده شود، در بحث واژگان، برابرهای فارسی و پاسخ جدول خودنمایی می‌کند.

جمع‌بندی معنایی: اگر سرنخ فقط «مقراض» باشد، پاسخ اصلی «قیچی» است؛ اگر تعداد خانه‌ها یا شیوه طراح یک برابر شش‌حرفی بخواهد، «دوکارد» انتخاب معتبر بعدی است. املای خودِ سرنخ نیز «مقراض» با «ض» است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.