پرش به محتوای اصلی

مشتعل در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: شعلهور
یعنی آتش‌گرفته، زبانه‌کش و در حال سوختن.

در این سرنخ، «شعلهور» برابر مستقیم و تصویریِ «مشتعل» است. وقتی چیزی فقط گرم نیست و آتش در آن گرفته یا از آن زبانه می‌کشد، آن را شعله‌ور می‌نامیم. پاسخ ذخیره‌شده برای خانه‌های جدول به‌صورت پیوسته آمده است؛ همین صورتِ بدون فاصله باید مبنای وارد کردن حروف باشد.

شعلهور

یک صفت برای چیزی که دارای شعله است یا آتش در آن شدت گرفته؛ از چوب و ساختمان گرفته تا کاربردهای مجازی مانند خشم، جنگ و اشتیاق.

هم‌معنیِ مشتعل۶ حرف در جدولصفت مرکب
چیدمان خانه‌ها

در شمارش جدولی، نیم‌فاصله خانه‌ای اشغال نمی‌کند:

شعلهور
این واژه در واقع شش حرف دارد؛ «و» آغازِ جزء «ور» است.
نکتهٔ مهم درباره شمارش: رشتهٔ «شعلهور» از شش حرف «ش، ع، ل، ه، و، ر» ساخته شده است. ظاهر پیوستهٔ پاسخ ممکن است در نگاه نخست بلندتر به نظر برسد، اما در جدول هر یک از این شش حرف تنها یک خانه می‌گیرد.

املای جدول و املای معیار چه تفاوتی دارند؟

صورت معیار این واژه در متن فارسی «شعله‌ور» است؛ یعنی میان «شعله» و «ور» نیم‌فاصله می‌آید. «ـور» در این ترکیب معنای برخورداری و همراهی می‌دهد؛ همان‌گونه که در واژه‌هایی مانند «نام‌ور» مفهومِ داشتن یا برخوردار بودن دیده می‌شود. بنابراین «شعله‌ور» به‌طور تحت‌اللفظی چیزی است که شعله دارد.

جدول کلمات متقاطع نشانه‌هایی مانند فاصله و نیم‌فاصله را در خانه‌ها ثبت نمی‌کند. از همین رو «شعله‌ور»، «شعله ور» و «شعلهور» از نظر حروف قابل‌ورود، یک توالی دارند. با این حال در جمله‌های عادی و نوشتهٔ ویرایش‌شده بهتر است شکل «شعله‌ور» نوشته شود؛ در پاسخ این صفحه شکل «شعلهور» حفظ شده، زیرا صورت ثبت‌شدهٔ همان جدول است.

چرا این پاسخ دقیقاً با «مشتعل» جور درمی‌آید؟

«مشتعل» به چیزی گفته می‌شود که آتش گرفته و در حال سوختن است. «شعله‌ور» همین وضعیت را با تأکید بر دیده‌شدن یا قدرت گرفتن شعله بیان می‌کند. برای نمونه، در عبارت «هیزم مشتعل بود» می‌توان گفت «هیزم شعله‌ور بود» بی‌آنکه هستهٔ معنا تغییر کند. هر دو صفت از وقوع آتش خبر می‌دهند، نه فقط از قابلیت سوختن.

این مرز معنایی اهمیت دارد: «قابل اشتعال» یعنی چیزی آمادگی آتش گرفتن دارد، اما الزاماً همین حالا نمی‌سوزد؛ «مشتعل» و «شعله‌ور» نشان می‌دهند آتش بالفعل آغاز شده است. پس برای سرنخی که خودِ حالت سوختن را می‌خواهد، «شعلهور» از پاسخ‌هایی مثل «آتش‌زا» دقیق‌تر است. آتش‌زا ممکن است سبب ایجاد حریق شود، در حالی که شعله‌ور وصفِ چیزی است که آتش در آن جریان دارد.

رابطه معنایی مشتعل و شعله‌ورمسیر تصویری از گرفتن آتش تا پدیدار شدن شعله و کاربرد صفت شعله‌ور آتش می‌گیردحالت: مشتعل شعله پدیدار استوصف: شعله‌ور

از آتش واقعی تا تصویرهای زبانی

کاربرد نخست واژه کاملاً عینی است: مشعل شعله‌ور، جنگل شعله‌ور، کندهٔ شعله‌ور یا ساختمانی که بخشی از آن آتش گرفته است. در چنین جمله‌هایی شعله را می‌توان دید و «شعله‌ور» تقریباً بدون واسطه برابر «مشتعل» قرار می‌گیرد. این کاربرد برای سرنخ جدول نیز روشن‌ترین مبناست.

زبان فارسی همین تصویر آتش را به احساس‌ها و رخدادها هم منتقل می‌کند. «خشم شعله‌ور شد» یعنی خشم ناگهان شدت گرفت؛ «درگیری دوباره شعله‌ور شد» از آغاز یا اوج‌گیری مجدد نزاع خبر می‌دهد؛ و «اشتیاقی شعله‌ور» شور نیرومندی را تصویر می‌کند که خاموش نشده است. در این موارد آتش واقعی وجود ندارد، اما حرکت، گرما و گسترش شعله چارچوب استعاره را می‌سازد.

کاربرد عینی: باد، زغال‌های نیم‌خاموش را دوباره شعله‌ور کرد.

کاربرد خبری: آتش در بخش خشک انبار شعله‌ور شد.

کاربرد مجازی: انتشار آن خبر، بحث قدیمی را بار دیگر شعله‌ور ساخت.

کاربرد ادبی: امیدی شعله‌ور در دل او باقی مانده بود.

گزینه‌های نزدیک؛ کدام‌یک در چه سرنخی می‌نشیند؟

چند واژه در فرهنگ‌ها و زبان روزمره به «مشتعل» نزدیک‌اند، اما طول و سایهٔ معنایی یکسانی ندارند. اگر تعداد خانه‌ها یا حروف متقاطع با «شعلهور» هماهنگ نباشد، این گزینه‌ها ارزش بررسی دارند؛ در این عنوان، با وجود پاسخ ذخیره‌شده، آنها تنها جایگزین‌های احتمالی‌اند.

افروخته — ۷ حرف

هم برای آتش روشن‌شده و هم برای چهرهٔ سرخ از هیجان یا خشم به کار می‌رود. اگر تقاطع‌ها با «ا» آغاز شوند، از قوی‌ترین بدل‌هاست.

سوزان — ۵ حرف

بیشتر بر گرما، سوزندگی یا شدت تأکید دارد. آفتاب و درد نیز می‌توانند سوزان باشند، بی‌آنکه شعله‌ای در میان باشد.

ملتهب — ۶ حرف

در پزشکی برای بافت دچار التهاب و در زبان اجتماعی برای فضای متشنج رایج است. با آتش هم پیوند معنایی دارد، ولی همیشه به معنای سوختن نیست.

فروزان — ۶ حرف

بر روشنایی و تابندگی تکیه دارد و رنگی ادبی‌تر دارد. چراغ یا چهره می‌تواند فروزان باشد؛ بنابراین الزاماً «آتش‌گرفته» نیست.

شعله‌دار — ۸ حرف

دارای شعله را صریح بیان می‌کند، اما در فارسی روزمره از «شعله‌ور» کم‌کاربردتر است و یک حرف بیشتر دارد.

محترق — ۵ حرف

واژه‌ای رسمی و کم‌کاربردتر به معنی سوخته یا در حال احتراق است. لحن آن با متن‌های فنی و کهن سازگارتر از گفتار عادی است.

سه تمایز که پاسخ را روشن‌تر می‌کند

شعله‌ور / داغداغ بودن فقط دمای بالا را می‌رساند؛ شعله‌ور بودن از آتش گرفتن حکایت دارد.
شعله‌ور / سوختهسوخته ممکن است پایانِ عمل باشد؛ شعله‌ور معمولاً وضعیت فعال و جاری را نشان می‌دهد.
شعله‌ور / آتش‌زاآتش‌زا عامل یا مستعدِ ایجاد آتش است؛ شعله‌ور خودش اکنون درگیر شعله است.

همین فعال بودنِ حالت، دلیل طبیعی بودن فعل «شدن» در کنار این صفت است: آتش شعله‌ور می‌شود، شعله‌ور می‌ماند و سرانجام فروکش می‌کند. در برابر آن، «سوخته» اغلب نتیجه‌ای را وصف می‌کند که پس از خاموشی هم باقی است. بنابراین اگر سرنخ به «در حال سوختن» اشاره کند، پاسخ حاضر انتخاب دقیق‌تری از «سوخته» خواهد بود.

ساخت واژه و تلفظ

«شعله‌ور» از «شعله» و پسوند «ـور» ساخته شده است. تلفظ رایج آن «شُعله‌وَر» است. جزء نخست همان زبانهٔ روشن آتش است و جزء دوم مفهوم دارا بودن را به آن می‌افزاید. حاصل، صفتی است که می‌تواند پیش یا پس از اسم بیاید: «آتشِ شعله‌ور» و «مشعل شعله‌ور بود».

نباید این پاسخ را با «شعله‌زن» یکی دانست. «شعله‌زن» می‌تواند بر زبانه کشیدن یا حتی ابزار و سازوکاری خاص دلالت کند، در حالی که «شعله‌ور» وصف عمومی‌تر و جاافتاده‌تر برای حالت اشتعال است. همچنین «شعله» به‌تنهایی اسم است، اما افزودن «ور» آن را به صفت تبدیل می‌کند؛ سرنخ «مشتعل» نیز صفت است و از این نظر تناسب دستوری کامل برقرار می‌شود.

جمع‌بندی واژه: برای این سرنخ، حروف پاسخ به ترتیب ش، ع، ل، ه، و، ر هستند و در خانه‌های جدول به‌شکل پیوستهٔ شعلهور قرار می‌گیرند. در نثر معیار، همان واژه را شعله‌ور می‌نویسیم. معنی اصلی آن «دارای شعله و آتش‌گرفته» است و کاربرد مجازی‌اش شدت یافتن احساس یا رویداد را می‌رساند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.