یعنی دارای فایده و نفع؛ برابر مستقیم و روانِ «مفید».
سرنخ کوتاه «مفید» یک صفت میخواهد، نه نامِ خودِ فایده یا سود. «سودمند» دقیقاً همین نقش را دارد: درباره شخص، نوشته، کار، ابزار یا تجربهای گفته میشود که نتیجهای مطلوب و فایدهای واقعی به همراه میآورد. پاسخ ذخیرهشده نیز همین واژه است و از نظر معنا و ساخت دستوری با صورت سرنخ کاملاً هماهنگ است.
چرا «سودمند» پاسخ دقیق است؟
وقتی میگوییم چیزی سودمند است، مقصود این نیست که الزاماً پول تولید میکند. «سود» در این ترکیب معنای گستردهترِ نفع، بهره و فایده دارد. برای نمونه، یک گفتوگوی سودمند ممکن است دانشی تازه بدهد، یک استراحت کوتاه میتواند برای تمرکز سودمند باشد و یک پیشنهاد سودمند ممکن است از اشتباهی پرهزینه جلوگیری کند. بنابراین دامنه این واژه با دامنه «مفید» همپوشانی بسیار نزدیکی دارد.
پسوند «ـمند» در فارسی ویژگیِ داشتن یا برخوردار بودن را میسازد؛ همان الگویی که در «هنرمند»، «دانشمند»، «نیازمند» و «ارزشمند» نیز دیده میشود. از پیوند «سود» و «مند»، صفتی ساخته شده که بهصورت ساده میتوان آن را «دارای سود و فایده» باز کرد. همین شفافیت ساختاری سبب میشود پاسخ نه فقط مترادف، بلکه از نظر واژهسازی نیز قابل توضیح باشد.
املای پاسخ و شمارش حروف
صورت معیار واژه «سودمند» است و یکپارچه نوشته میشود. در خانههای جدول، فاصله یا نیمفاصلهای میان «سود» و «مند» قرار نمیگیرد. این پاسخ شش حرف دارد:
دو حرف «د» در آغاز و پایان اجزای واژه تکرار میشوند: یکی پایانِ «سود» و دیگری پایانِ «مند». توجه به این نکته هنگام تطبیق حروف تقاطعی مفید است، زیرا حذف یکی از آنها املای واژه را نادرست میکند.
«سودمند» در جمله چه حالوهوایی دارد؟
این صفت در فارسی امروز زنده و طبیعی است و هم در زبان رسمی و هم در گفتار سنجیده به کار میرود. لحن آن مثبت، روشن و کمی رسمیتر از «بهدردبخور» است؛ ازاینرو برای توصیف کتاب، آموزش، تجربه، راهنمایی، همکاری، خوراک، برنامه و حتی نقد مناسب است.
گزارش کوتاه او برای تصمیمگیری بسیار سودمند بود.
در این جمله میتوان «سودمند» را با «مفید» عوض کرد، بیآنکه هسته معنا تغییر کند. آنچه گزارش فراهم کرده منفعت مالی نیست؛ فایدهاش کمک به تصمیم بهتر است.
کاربرد دیگر آن در ترکیب «سودمند واقع شدن» دیده میشود؛ مانند «این توضیح برای تازهکاران سودمند واقع شد». البته در نثر روان، «این توضیح برای تازهکاران سودمند بود» کوتاهتر و طبیعیتر است. اسمِ حاصل از این صفت نیز «سودمندی» است: «سودمندی این روش هنوز بررسی نشده است.»
واژههای نزدیک، اما نه همیشه همسان
سرنخهای جدولی گاهی بیش از یک مترادف دارند و تعداد خانهها یا حروف متقاطع گزینه نهایی را تعیین میکند. بااینحال، مترادفهای نزدیک لزوماً در هر جمله دقیقاً جای یکدیگر نمینشینند. برای سرنخ حاضر، چون پاسخ ثبتشده «سودمند» است، گزینههای زیر فقط شکلهای احتمالی در جدولهایی با طول متفاوتاند.
نافع
صفتی عربی و به معنی نفعرسان و فایدهبخش است. «نافع» چهار حرف دارد و در جدولهای کلاسیک بسیار دیده میشود. در ترکیبهایی مانند «علم نافع» لحنی رسمی یا دینیتر از «سودمند» دارد.
کارآمد
بیشتر بر خوب عمل کردن، توانایی و بازده تأکید دارد. یک دستگاه کارآمد وظیفهاش را درست و با اتلاف کم انجام میدهد؛ اما هر چیز سودمند الزاماً ابزار یا روشِ پربازده نیست.
مثمر
در اصل «ثمردهنده» است و معمولاً برای کوشش، گفتوگو یا فعالیتی به کار میرود که نتیجه میدهد. این واژه چهار حرف دارد و از نظر کاربرد محدودتر از معنای عمومیِ سودمند است.
سودبخش
بر رساندن سود و فایده تأکید میکند. از لحاظ معنا بسیار نزدیک است، ولی ساخت و تعداد حروف آن با «سودمند» فرق دارد و نباید بدون توجه به خانههای جدول جایگزین شود.
این نقشه معنایی نشان میدهد که «سودمند» واژهای فراگیر است: فایده ممکن است بهرهای دانشی، جسمی، اجتماعی یا عملی باشد و لازم نیست شکل اقتصادی داشته باشد. «اثر مطلوب» نیز نتیجهای است که استفاده از یک چیز یا انجام یک کار برای فرد یا موقعیت ایجاد میکند.
مرز میان سودمند و سودآور
شباهت ظاهری این دو واژه گاهی موجب لغزش میشود. «سودآور» معمولاً چیزی است که سود، بهویژه سود مالی، ایجاد میکند؛ مانند سرمایهگذاری سودآور یا کسبوکار سودآور. «سودمند» دایرهای وسیعتر دارد و هر امر دارای فایده را توصیف میکند. مطالعه ممکن است بسیار سودمند باشد، اما معمولاً آن را «سودآور» نمینامیم مگر آنکه مشخصاً درآمدی ایجاد کند.
رابطه با متضادها
شناخت واژههای روبهرو نیز معنای پاسخ را روشنتر میکند. «مضر»، «زیانآور»، «زیانبار» و «ناسودمند» در سوی مقابل قرار میگیرند. «بیفایده» بیشتر نبودِ فایده را میرساند، درحالیکه «زیانآور» وجودِ ضرر را بیان میکند؛ بنابراین این دو دقیقاً یک شدت ندارند. چیزی ممکن است بیفایده باشد ولی آسیبی نزند، اما امر زیانآور علاوه بر سود نداشتن، پیامد منفی هم دارد.
- سودمند: دارای نفع یا نتیجه مطلوب.
- بیفایده: بدون نتیجه یا بهره قابل اعتنا.
- زیانآور: دارای اثر منفی و آسیبرسان.
جمعبندی معنایی پاسخ
«سودمند» صفت مرکبی فارسی، ششحرفی و یکپارچه است که از «سود» و پسوند «ـمند» ساخته شده و معنای «دارای فایده» میدهد. این واژه برای توصیف هر چیز نافع و بهرهرسان به کار میرود و از این جهت برابر مستقیم «مفید» است. «نافع»، «مثمر»، «کارآمد» و «سودبخش» میتوانند در سرنخهای مشابه ظاهر شوند، اما هر یک طول یا سایه معنایی متفاوتی دارند؛ در این مدخل، پاسخ اصلی و قطعی همان «سودمند» است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!