پرش به محتوای اصلی

مصروع در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: غشی

معادل کوتاهِ «مصروع» در زبان جدول‌ها، سه‌حرفی است.

«غشی» واژه‌ای کوتاه و قدیمی در فارسی است که برای کسی به کار رفته که دچار غش می‌شود یا حالت‌های منسوب به غش دارد. همین فشردگی معنایی باعث شده است طراح جدول آن را روبه‌روی سرنخ «مصروع» قرار دهد. در این کاربرد، منظور از مصروع شخص مبتلا به صرع است، نه چیزی که صرفاً افتاده یا نقش زمین شده باشد.

خوانش واژه

چرا «غشی» با سرنخ جور درمی‌آید؟

پایه واژه «غش» است؛ یعنی از دست رفتن یا کاهش موقت هوشیاری. پسوند «ی» آن را به صفتی نسبی تبدیل می‌کند: فردی که غش به او نسبت داده می‌شود. در فرهنگ واژگان و کاربردهای قدیمی‌تر، «غشی» در کنار «صرعی» و «مصروع» آمده است. پاسخ جدول از همین هم‌نشینی سنتی استفاده می‌کند.

نوع واژه: صفتتعداد حروف: ۳حوزه: واژگان کهن و جدولی

از «غش» تا «غشی»: ساختمان یک پاسخ کوتاه

رابطه میان سرنخ و جواب را می‌توان از ساختمان خود کلمه فهمید. «غش» در یکی از معناهای فارسی به بی‌هوشی و از حال رفتن اشاره دارد. با افزوده‌شدن «ی»، واژه حالت وصفی پیدا می‌کند؛ مانند بسیاری از صفت‌هایی که وابستگی یا داشتن یک ویژگی را می‌رسانند. بنابراین «غشی» در زبان غیرتخصصی یعنی کسی که غش می‌کند، غش بر او عارض می‌شود یا در تعبیر فرهنگ‌های قدیمی، صرعی است.

«مصروع» نیز از خانواده «صرع» است. در کاربرد فارسی، این صفت برای فرد مبتلا به صرع به کار می‌رفته است. معنای ریشه‌ای آن با افتادن و به زمین افکنده‌شدن پیوند دارد؛ تصویری که در نام‌گذاری قدیمی حمله‌های شدید دیده می‌شود. در نتیجه، یک سوی سرنخ واژه‌ای عربی و رسمی‌تر است و سوی دیگر پاسخ فارسیِ کوتاه و رایج در فرهنگ جدول: مصروع ← غشی.

«صرعی» نزدیک است، اما جواب این سرنخ نیست

نزدیک‌ترین جایگزینِ معتبر «صرعی» است. این واژه چهار حرف دارد و از نظر معنایی حتی در نثر امروز روشن‌تر از «غشی» به بیماری صرع اشاره می‌کند. اگر جدولی چهار خانه داشته باشد یا حروف متقاطع به «ص» و «ر» برسند، احتمال دارد طراح «صرعی» را خواسته باشد. اما برای این عنوان، پاسخ ثبت‌شده «غشی» است و با ساخت سه‌حرفی خود انتخاب مستقیم محسوب می‌شود.

غشی — پاسخ اصلی

سه حرف دارد و در فرهنگ واژگانی و زبان جدول، برای شخص مصروع یا کسی که دچار غش می‌شود به کار می‌رود.

صرعی — معادل نزدیک

چهارحرفی و از نظر اشاره به صرع صریح‌تر است. تعداد خانه‌ها تعیین می‌کند که آیا می‌تواند جواب جدول دیگری باشد یا نه.

غش‌کرده — توصیف یک وضعیت

بیشتر کسی را وصف می‌کند که اکنون یا پیش‌تر از حال رفته است؛ الزاماً به معنی فرد مبتلا به صرع نیست و برای این سرنخ طولانی است.

بی‌هوش و مدهوش — هم‌معناهای ناقص

این دو بر نبودن هوشیاری یا از خود بی‌خود شدن تأکید دارند. علت این حالت را مشخص نمی‌کنند، پس معادل دقیق «مصروع» به شمار نمی‌آیند.

مرز مهم معنایی: در زبان پزشکی امروز، غش‌کردن و حمله صرع یک پدیده واحد نیستند. «غشی» در این صفحه یک پاسخ لغوی و جدولی است؛ از ظاهر یک حمله یا بی‌هوشی نمی‌توان نوع بیماری را تشخیص داد.

واژه در جمله چه حال‌وهوایی دارد؟

«غشی» در گفتار امروز کمتر از گذشته شنیده می‌شود و ممکن است لحنی عامیانه، کهن یا برچسب‌زننده داشته باشد. مثلاً در یک متن داستانی قدیمی شاید گفته شود «مردی غشی بود»، اما در گزارش درمانی یا گفت‌وگوی محترمانه بهتر است از «فرد مبتلا به صرع» استفاده شود. این تفاوت لحن، معنای جدول را با شیوه مناسب اشاره به انسان‌ها در زمان حاضر آشتی می‌دهد.

در فرهنگ و جدول

«غشی» کوتاه، فشرده و مناسب پاسخ سه‌خانه‌ای است. ارزش آن در اینجا واژگانی است و به شبکه حروف کمک می‌کند.

در متن امروزی

«فرد مبتلا به صرع» دقیق‌تر و محترمانه‌تر است، زیرا شخص را به بیماری‌اش فرو نمی‌کاهد.

چرا «غشی» همیشه به معنای پزشکیِ صرع نیست؟

زبان عمومی پدیده‌هایی را که از بیرون شبیه هم دیده می‌شوند، گاهی زیر یک نام قرار می‌دهد. افتادن، لرزش، ضعف ناگهانی یا از دست رفتن هوشیاری در روایت‌های قدیمی ممکن بود «غش» خوانده شود. دانش پزشکی امروز میان علت‌ها تمایز می‌گذارد: سنکوپ معمولاً نوعی کاهش گذرای هوشیاری است، در حالی که حمله صرعی با فعالیت غیرعادی الکتریکی مغز ارتباط دارد. افزون بر این، همه حمله‌های صرعی با افتادن یا بی‌هوشی کامل همراه نیستند.

این تمایز سبب نمی‌شود جواب جدول غلط باشد. جدول از رابطه‌ای فرهنگ‌نامه‌ای و تاریخی میان «مصروع» و «غشی» بهره گرفته، نه از تعریف تشخیصی یک کتاب پزشکی. خواننده کافی است دو سطح را جدا نگه دارد: در شبکه واژه‌ها «غشی» جواب پذیرفته‌شده است؛ در زندگی واقعی هر بی‌هوشی را نباید صرع نامید.

نکته‌های دقیق برای ثبت پاسخ

  • جواب را از راست به چپ به صورت غ، ش، ی وارد کنید.
  • «ی» پایانی، ی فارسی است و واژه با همین حرف کامل می‌شود.
  • اگر شبکه چهار خانه دارد، «صرعی» را با حروف متقاطع بررسی کنید؛ ولی برای پاسخ سه‌حرفی، «غشی» انتخاب سازگار است.
  • «غشیان» نام حالت غش و واژه‌ای بلندتر است؛ آن را با صفت «غشی» اشتباه نکنید.

جمع‌بندی معنای سرنخ

در این سرنخ، «مصروع» به شخصی اشاره دارد که در تعبیر قدیمی مبتلا به صرع یا دچار غش دانسته می‌شود. معادل فشرده آن «غشی» است: واژه‌ای سه‌حرفی، با «غ» آغاز می‌شود و به «ی» پایان می‌یابد. «صرعی» نزدیک‌ترین گزینه دیگر است، اما یک حرف بیشتر دارد. «بی‌هوش»، «مدهوش» و «غش‌کرده» فقط بخشی از حالت را بیان می‌کنند و بدون قرینه، همان دقت معنایی را ندارند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.