پرش به محتوای اصلی

مساوات در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: برابری
«برابری» معادل مستقیم و رایجِ «مساوات» است.

سرنخ «مساوات» یک اسمِ معنا می‌خواهد؛ یعنی واژه‌ای که حالت برابر بودن را بیان کند. «برابری» دقیقاً همین نقش را دارد و از نظر معنایی بی‌واسطه‌ترین معادل فارسی آن است. پاسخ نه به شخص اشاره می‌کند، نه به عملِ برابر کردن، بلکه نامِ وضعیتی است که در آن دو یا چند طرف از جنبه‌ای مشخص برابر شمرده می‌شوند.

صورت درست پاسخ

«برابری» با شش حرف نوشته می‌شود و نیم‌فاصله یا نشانهٔ افزوده‌ای ندارد. ساخت آن نیز روشن است: صفت «برابر» با پسوند اسم‌ساز «ـی» به نامِ یک حالت یا مفهوم تبدیل شده است.

برابری

ترتیب خواندن در فارسی: ب، ر، ا، ب، ر، ی

از «برابر» تا «برابری»

برابر می‌تواند صفت باشد: «دو مقدار برابر». اما برابری اسم است: «برابری دو مقدار». چون «مساوات» نیز در این سرنخ اسم است، شکل اسمیِ «برابری» از «برابر» مناسب‌تر است.

مساوات دقیقاً چه معنایی دارد؟

در معنای عمومی، مساوات یعنی نبودِ فزونی و کاستی میان دو یا چند چیز از یک جهت معین. آن جهت ممکن است مقدار، اندازه، ارزش، رتبه، فرصت یا حق باشد. بنابراین برابری همیشه نیازمند یک معیار ضمنی یا آشکار است: دو عدد از نظر مقدار برابرند؛ دو شهروند از نظر حق برابرند؛ و دو کفه ممکن است از نظر وزن برابری داشته باشند.

مقدار و اندازهوقتی کمیت دو طرف یکسان است، مانند برابری دو عدد یا دو طول.
حقوق و جایگاهوقتی برای افراد حق، فرصت یا اعتبار یکسان در نظر گرفته می‌شود.
نسبت و ارزشوقتی دو سوی یک سنجش از حیث ارزش یا نتیجه هم‌پایه‌اند.

این گسترهٔ معنایی دلیل خوبی است که چرا «برابری» در یک سرنخ کوتاه بر گزینه‌های تخصصی‌تر برتری دارد. این واژه هم در زبان روزمره طبیعی است، هم در متن حقوقی و اجتماعی، و هم در جمله‌های مربوط به مقدار و سنجش به‌درستی فهمیده می‌شود.

چرا «برابری» از «برابر» دقیق‌تر است؟

صورت سرنخ اهمیت دستوری دارد. «مساوات» نامِ مفهوم است و معمولاً می‌توان آن را در جمله با «برابری» جایگزین کرد: «مساوات در برابر قانون» به «برابری در برابر قانون» تبدیل می‌شود، بی‌آنکه ساختمان جمله به هم بخورد. ولی «برابر در برابر قانون» از نظر دستوری همان معنا را کامل نمی‌کند. پس اگر خانه‌ها شش حرف جا داشته باشند، «برابری» هم از نظر طول و هم از نظر نقش واژه تطابق کامل دارد.

آزمون جایگزینی در جمله

در عبارت «اصلِ مساوات میان شهروندان»، جایگزینی مستقیم چنین است: «اصلِ برابری میان شهروندان». هر دو واژه پس از «اصل» نقش اسمی دارند و به یک مفهوم اشاره می‌کنند. این هم‌نشینی طبیعی، پیوند معنایی پاسخ و سرنخ را نشان می‌دهد.

گزینه‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

پاسخ اصلی

برابری

جامع‌ترین معادل فارسی برای مساوات است. هم نبود تفاوت در مقدار را می‌رساند و هم برخورداری هم‌پایه از حق یا فرصت را. در این عنوان، همین گزینه باید در پاسخ مستقیم قرار گیرد.

نزدیک‌ترین بدل

تساوی

از نظر لغوی بسیار نزدیک است و به‌ویژه در ریاضی، منطق و سنجش دو مقدار کاربرد فراوان دارد. اگر شمار خانه‌ها پنج باشد یا بافت سرنخ ریاضی باشد، «تساوی» ممکن است مورد نظر طراح باشد؛ اما برای این سرنخ، پاسخ ثبت‌شده و روشن‌تر «برابری» است.

شباهت در ویژگی

یکسانی و همسانی

این دو بیشتر بر همانند بودنِ شکل، نوع یا ویژگی تأکید می‌کنند. دو چیز می‌توانند از یک جهت برابر باشند، بی‌آنکه از هر نظر همسان باشند؛ برای نمونه دو کتاب ممکن است قیمت برابر ولی موضوع‌های کاملاً متفاوت داشته باشند.

تعادل میان نیروها

هم‌سنگی و تعادل

«هم‌سنگی» بر برابر بودن وزن یا ارزش دلالت دارد و «تعادل» حالت موازنه و پایداری را برجسته می‌کند. هر دو فقط در بافت‌های خاص به مساوات نزدیک می‌شوند و معادل عمومی آن نیستند.

برابری با عدالت یکی نیست

«عدالت» گاهی در گفت‌وگوی روزمره کنار مساوات می‌آید، اما این دو مترادف کامل نیستند. برابری بر یکسان بودن سهم، حق، فرصت یا معیار تأکید می‌کند؛ عدالت بر منصفانه و شایسته بودنِ داوری یا توزیع. ممکن است رفتاری برابر باشد اما با توجه به نیازهای متفاوت، عادلانه تلقی نشود؛ و برعکس، تصمیمی برای رسیدن به نتیجه‌ای منصفانه سهم‌های متفاوتی تعیین کند.

نکتهٔ معنایی: برای سرنخ «مساوات»، نوشتن «عدالت» دام رایجی است. عدالت مفهومی گسترده‌تر و داورانه دارد، در حالی که «برابری» دقیقاً حالت برابر بودن را نام‌گذاری می‌کند. به همین دلیل حتی اگر تعداد حروف هر دو شش باشد، پاسخ درست این عنوان «برابری» است.

کاربردهای طبیعی واژهٔ برابری

شناخت ترکیب‌هایی که فارسی‌زبانان واقعاً به کار می‌برند، معنی پاسخ را ملموس‌تر می‌کند. «برابری» در هر ترکیب، معیار خاصی برای هم‌پایگی دارد و الزاماً به همانندی کامل اشاره نمی‌کند.

  • برابری حقوق: برخورداری اشخاص از حقوق هم‌پایه، بدون امتیازگذاری ناروا.
  • برابری فرصت‌ها: یکسان بودن امکان آغاز، مشارکت یا دسترسی، نه لزوماً یکسان شدن نتیجهٔ نهایی.
  • برابری دو مقدار: برابر بودن ارزش عددی دو سوی یک رابطه؛ کاربردی که به «تساوی» بسیار نزدیک است.
  • برابری در برابر قانون: اعمال معیار حقوقی مشترک برای همه و نفی تبعیض در جایگاه قانونی.
  • برابری نیروها: هم‌وزنی یا هم‌قدرتی دو طرف؛ جایی که «تعادل» نیز ممکن است در نتیجهٔ این وضعیت پدید آید.

خانوادهٔ واژگانی و شکل‌های مرتبط

«برابر» هستهٔ این خانواده است. از آن «برابری» برای نامیدن حالت، «برابر کردن» برای بیان عمل، و «برابرخواهی» برای اشاره به خواست یا گرایش به برابری ساخته می‌شود. همچنین «نابرابری» با پیشوند نفیِ «ناـ»، نبودِ برابری را می‌رساند. این تقابل روشن است: مساوات در برابر نابرابری قرار می‌گیرد، درست همان‌طور که برابری در برابر تفاوتِ امتیازها یا مقدارها قرار دارد.

از نظر کاربرد، «برابر با» معمولاً رابطه‌ای میان دو طرف می‌سازد: «هشت برابر با دو ضرب‌در چهار است». «برابریِ» پس از آن رابطه را به صورت یک مفهوم مستقل نام می‌برد: «برابریِ دو سوی عبارت برقرار است». این تفاوت کوچک دستوری توضیح می‌دهد که چرا پاسخ اسمیِ شش‌حرفی برای سرنخ اسمی مناسب است.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

«مساوات» واژه‌ای عربی و «برابری» معادل فارسیِ روان آن است. نقطهٔ مشترک هر دو، هم‌پایه بودن دو یا چند طرف از حیث معیاری مشخص است. «تساوی» نزدیک‌ترین پاسخ جایگزین به شمار می‌آید، به‌خصوص در زبان ریاضی؛ «یکسانی» و «همسانی» بر همانندی تأکید بیشتری دارند؛ «تعادل» از موازنه سخن می‌گوید؛ و «عدالت» به انصاف مربوط است، نه صرفاً برابر بودن.

نتیجهٔ نهایی: برای عنوان «مساوات در جدول»، پاسخ مورد نظر برابری است؛ واژه‌ای شش‌حرفی، بدون فاصله، با معنای مستقیمِ برابر بودن.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.