پرش به محتوای اصلی

مرهم در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: ضماد
معادل چهارحرفی و دقیقِ مرهم در جدول است.

«ضماد» همان واژه‌ای است که وقتی طراح جدول برای سرنخ «مرهم» چهار خانه در نظر گرفته، به‌احتمال بسیار زیاد باید نوشته شود. این کلمه فقط از نظر شمار حروف مناسب نیست؛ در فرهنگ‌های فارسی نیز مستقیماً به دارویی گفته می‌شود که بر زخم یا عضو دردناک می‌گذارند. بنابراین پیوند معنایی سرنخ و پاسخ کامل است و نیازی به برداشت دور یا مجازی ندارد.

ضماد

خوانش و هویت واژه

خوانش معیار کلمه «ضِماد» است؛ یعنی حرف نخست با صدای کوتاهِ «ـِ» ادا می‌شود. ضماد در فارسی یک اسم و واژه‌ای عربی‌تبار است که در نوشته‌های پزشکی، متون کهن و زبان ادبی حضور دارد. معنای مرکزی آن ماده یا دارویی است که به شکل موضعی روی بخش آسیب‌دیده قرار می‌گیرد.

۴ حرفاسمخوانش: ضِمادکاربرد: موضعی

چرا «ضماد» دقیقاً با سرنخ جور درمی‌آید؟

در تعریف سنتی، ضماد ترکیبی نسبتاً غلیظ یا خمیرمانند است که آن را بر جراحت، ورم یا محل درد می‌گذارند و گاه با پارچه می‌بندند. همین ویژگیِ «قرار گرفتن بر موضع» آن را به مرهم نزدیک می‌کند. واژه مرهم دامنه‌ای آشناتر و عمومی‌تر دارد و هر داروی مالیدنی یا التیام‌بخش را به ذهن می‌آورد؛ ضماد همان مفهوم را در قالب واژه‌ای کوتاه، فرهنگ‌نامه‌ای و مناسب جدول بیان می‌کند.

ساخت سرنخ نیز مهم است. اگر عبارت فقط «مرهم» باشد و پاسخ چهار خانه داشته باشد، «ضماد» انتخاب استاندارد است. حتی اگر سرنخ با توضیح‌هایی مانند «داروی روی زخم»، «داروی مالیدنی» یا «آنچه بر جراحت نهند» ظاهر شود، باز همین پاسخ می‌تواند منظور طراح باشد. رابطه میان این دو واژه رابطه مترادفی نزدیک است، نه صرفاً تداعی موضوعی.

نقشه معنایی واژه ضمادضماد در مرکز قرار دارد و با زخم، داروی موضعی، حالت خمیری و التیام ارتباط دارد.ضمادمحل استفادهزخم یا عضو دردناکشیوه مصرفگذاشتن یا بستنساخت معمولماده‌ای غلیظ یا خمیرینتیجه مورد نظرتسکین و التیام

املای درست؛ «ض» را با «ز» عوض نکنید

پاسخ با «ضاد» آغاز می‌شود و شکل درست آن «ضماد» است. نوشتن «زماد» هرچند ممکن است از روی تلفظ یکسانِ «ض» و «ز» در فارسی امروز رخ دهد، املای پذیرفته این واژه نیست. چهار خانه پاسخ از راست به چپ چنین پر می‌شوند:

ضماد

وجود «الف» میان «م» و «د» نیز باید حفظ شود. صورت کوتاه‌شده یا شکل جدا‌نویسی برای این واژه وجود ندارد. حرکتِ زیر حرف نخست در نوشتار عادی درج نمی‌شود؛ پس در خانه‌های جدول همان «ضماد» بدون اعراب نوشته می‌شود.

دام املایی مرتبط: خودِ سرنخ «مرهم» نیز با «ه» نوشته می‌شود. صورت «مرحم» واژه دیگری است و معنای داروی التیام‌بخش نمی‌دهد. تشابه آوایی نباید باعث جابه‌جایی این دو املا شود.

ضماد، پماد و بریزه؛ نزدیک‌اند اما یکسان نیستند

ضماد

پاسخ اصلی و چهارحرفی است. در معنای قدیمی‌تر، داروی ترکیبی را روی عضو می‌گذاشتند و ممکن بود آن را ببندند. لحن واژه کمی ادبی یا فرهنگ‌نامه‌ای است و به همین دلیل در جدول‌ها بسیار خوب می‌نشیند.

پماد

گزینه‌ای چهارحرفی و بسیار آشنا در زبان امروز است. بیشتر یادآور فرآورده نرم و چربِ دارویی است که روی پوست مالیده می‌شود. اگر حروف متقاطع با «پ» آغاز شوند، احتمال دارد طراح این مترادف را خواسته باشد.

بریزه

مترادفی کم‌کاربرد و پنج‌حرفی است که در بعضی فرهنگ‌ها برای مرهم آمده است. برای سرنخی با پنج خانه می‌تواند بررسی شود، اما در گفتار امروز به اندازه «ضماد» یا «پماد» شناخته‌شده نیست.

«دارو» هم از نظر تعداد حروف ممکن است وسوسه‌کننده باشد، ولی معنایش بسیار کلی است: دارو می‌تواند خوراکی، تزریقی یا موضعی باشد و الزاماً مرهم نیست. «کرم» نیز فقط در بعضی بافت‌های امروزی به ماده مالیدنی اشاره می‌کند و معادل دقیق لغویِ مرهم به شمار نمی‌آید. «نوشدارو» از نظر ادبی با درمان و چاره پیوند دارد، اما هفت حرف دارد و بیشتر مفهوم درمان نجات‌بخش یا دیررس را تداعی می‌کند.

تفاوتی که از بافت پزشکی می‌آید

در کاربرد عمومی، مرهم، ضماد و پماد آن‌قدر به هم نزدیک‌اند که می‌توانند مترادف شمرده شوند؛ بااین‌حال در توصیف‌های دقیق‌تر تفاوت ظریفی دیده می‌شود. پماد معمولاً پایه‌ای چرب و بافتی یکنواخت دارد و بر پوست مالیده می‌شود. ضماد می‌تواند از آمیختن پودر گیاهی یا ماده دارویی با آب، روغن یا مایعی دیگر ساخته شود، بافت خمیری داشته باشد و مدتی روی موضع بماند. مرهم عنوان عمومی‌ترِ ماده التیام‌بخش است.

این تمایز برای پاسخ جدول مانع ایجاد نمی‌کند، زیرا جدول معمولاً معنای فرهنگ‌نامه‌ای و مترادف رایج را می‌خواهد، نه طبقه‌بندی داروسازی. به بیان ساده، هر ضماد در این سرنخ نقش مرهم دارد، هرچند هر محصولی که امروز «پماد» نامیده می‌شود دقیقاً به شیوه ضمادهای سنتی آماده یا بسته نمی‌شود.

ردّ معنای «بستن» در واژه

در خانواده عربی این کلمه، مفهوم بستن زخم با ضماد دیده می‌شود. از همین‌جا روشن می‌شود که ضماد تنها نام یک ماده نیست؛ شیوه قرار دادن و نگه داشتن آن بر جراحت نیز در سابقه معنایی واژه حضور دارد. ترکیب فارسیِ «ضماد گذاشتن» همین تصویر را زنده نگه می‌دارد.

کاربرد حقیقی و کاربرد مجازی

کاربرد حقیقی

در جمله «ضماد را روی محل آسیب گذاشتند»، واژه به ماده‌ای واقعی و موضعی اشاره دارد. همراهی آن با فعل‌های «گذاشتن»، «بستن»، «مالیدن» و «ساختن» طبیعی است.

کاربرد مجازی

در عبارت «سخنش ضمادی بر رنج دل بود»، جراحت جسمی در کار نیست و ضماد نماد آرامش و تسکین است. این تصویر از اثر التیام‌بخش مرهم گرفته شده است.

«مرهم بر زخم گذاشتن» و «مرهم دل بودن» در فارسی امروز آشناترند، اما ضماد نیز در نثر رسمی و ادبی می‌تواند همان دو سطحِ معنای جسمانی و عاطفی را منتقل کند. کاربرد مجازی آن معمولاً لحن نوشته را کهن‌تر یا ادیبانه‌تر می‌کند. پس اگر در یک جدول ادبی سرنخ با «التیام‌بخش درد» یا «داروی جراحت» آمده باشد، ضماد همچنان گزینه‌ای طبیعی است.

اگر تعداد خانه‌ها متفاوت بود

برای چهار خانه، اول «ضماد» را با حروف متقاطع بسنجید. «پماد» نیز چهارحرفی است، اما حرف نخست این دو فوراً تکلیف را روشن می‌کند: ضـ در برابر پـ. اگر پاسخ پنج خانه باشد، «بریزه» فقط در صورتی ارزش بررسی دارد که حروف حاصل از پاسخ‌های عمودی آن را تأیید کنند. برای پاسخ بلندتر ممکن است طراح عبارتی مانند «التیام‌بخش» یا «نوشدارو» را در نظر گرفته باشد، ولی اینها از نظر معنایی و طول دقیقاً جای ضماد را نمی‌گیرند.

گاهی سرنخ «مرهم زخم» با پاسخ «پماد» طراحی می‌شود، چون این واژه در زبان روزمره شناخته‌شده‌تر است. در مقابل، کاربرد ساده و فرهنگ‌نامه‌ایِ «مرهم» در جدول‌های کلاسیک اغلب به «ضماد» می‌رسد. پاسخ ذخیره‌شده این عنوان نیز همین صورت را تأیید می‌کند؛ بنابراین تا وقتی حرف تقاطعی ناسازگاری قطعی نشان نداده، انتخاب درست «ضماد» است.

جمع معنایی واژه در یک نگاه

ضماد نام چیزی است که برای اثر موضعی بر بدن قرار می‌گیرد؛ شکل آن غالباً غلیظ یا خمیری تصور می‌شود؛ جای آن روی زخم یا عضو دردناک است؛ و هدف آن تسکین، محافظت یا کمک به بهبود است. این چهار ویژگی، معنای واژه را از «دارو»ی کلی محدودتر و به «مرهم» بسیار نزدیک می‌کنند. همین دقت معنایی، همراه با چهارحرفی بودن، علت تثبیت آن در زبان جدول است.

نتیجه نهایی: در خانه‌های پاسخ، حروف «ض، م، ا، د» را به ترتیب بنویسید. «ضماد» املای معیار، پاسخ مستقیم و مناسب‌ترین معادل برای این سرنخ است؛ «پماد» فقط جایگزین محتملی است که باید با حرف نخست و تقاطع‌ها سنجیده شود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.