پرش به محتوای اصلی

مجبور شدن در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: ملزمشدن
صورت خوانای این ترکیب در متن معمول «ملزم شدن» است.

سرنخ «مجبور شدن» یک عمل یا تغییر وضعیت را می‌خواهد، نه صفتِ شخصی که اختیارش محدود شده است. «ملزم شدن» همین مفهوم را به‌صورت یک فعل مرکب بیان می‌کند: کسی بر اثر قانون، تعهد، دستور یا وضعیتی ناچار می‌شود کاری را انجام دهد. در خانه‌های جدول فاصله نوشته نمی‌شود؛ به همین دلیل پاسخ ذخیره‌شده و قابل ورود، ملزمشدن است.

چرا «ملزم شدن» دقیق می‌نشیند؟

«ملزم» یعنی کسی که انجام دادن امری بر عهده‌اش قرار گرفته است. افزودن فعل «شدن» حالت را به رخداد تبدیل می‌کند: فرد پیش‌تر چنین تکلیفی نداشت، اما اکنون به انجام آن مقید یا موظف شده است. بنابراین ساخت واژه از نظر دستوری نیز با مصدر «مجبور شدن» هماهنگ است.

این معادل به‌ویژه وقتی مناسب است که اجبار از قرارداد، قانون، مقررات یا یک تعهد روشن ناشی شود. جملهٔ «شرکت به جبران خسارت ملزم شد» می‌گوید تکلیفی الزام‌آور برای شرکت ایجاد شده است.

از «الزام» تا «ملزم شدن»

هستهٔ این پاسخ واژهٔ «ملزم» است که با «الزام» ارتباط مستقیم دارد. الزام، بر عهده گذاشتن یا لازم گردانیدن یک کار است؛ «ملزم» شخص یا نهادی است که آن تکلیف متوجه او شده؛ و «ملزم شدن» فرایندی است که طی آن چنین تکلیفی پدید می‌آید. این پیوند توضیح می‌دهد چرا پاسخ، صرفاً هم‌معنای تقریبی نیست و دقیقاً حرکت از اختیار به تعهد را نشان می‌دهد.

در این زنجیره، «مجبور شدن» با بخش پایانی برابر است؛ یعنی لحظه یا فرایندی که الزام بر شخص اعمال می‌شود. اگر سرنخ فقط «مجبور» بود، ممکن بود «ملزم» به‌تنهایی کافی باشد، اما وجود «شدن» در سرنخ نشان می‌دهد فعل کمکی پاسخ هم باید حفظ شود.

املای پاسخ و شمارش خانه‌ها

پاسخ از دو جزء «ملزم» و «شدن» ساخته شده و در مجموع هفت حرف دارد. در جدول کلمات، فاصله و نیم‌فاصله خانهٔ جداگانه نمی‌گیرند؛ پس حروف پشت سر هم وارد می‌شوند:

ملزمشدن

شکل سرهم «ملزمشدن» قراردادِ نمایش در جدول است، نه پیشنهاد املایی برای جمله‌های عادی. در نثر، جدانویسیِ دو جزء یعنی «ملزم شدن» خواناتر و متداول‌تر است. صورت صرف‌شده نیز جدا دیده می‌شود: «ملزم شد»، «ملزم می‌شود» یا «ملزم شده است».

نکتهٔ آوایی: «ملزم» را معمولاً «مُلزَم» می‌خوانند. حرف «ز» در میانهٔ آن وجود دارد؛ بنابراین نوشتن «ملسم» یا حذف یکی از دو «م» پاسخ را نادرست می‌کند. تکرار «م» طبیعی است: یک «م» آغاز واژه و یک «م» پایان جزء نخست است.

معنا در جمله، نه فقط در خانه‌های جدول

بار معنایی «ملزم شدن» اغلب رسمی است. عامل اجبار ممکن است آشکارا ذکر شود یا از جمله فهمیده شود. در «راننده ملزم به رعایت محدودیت سرعت است»، مقررات عامل الزام‌اند. در «فروشنده به بازگرداندن وجه ملزم شد»، تصمیم یا قاعده‌ای حق خریدار را الزام‌آور کرده است. ساخت رایج این فعل، «ملزم شدن به + اسم یا مصدر» است.

نمونهٔ حقوقی: «طرفین به اجرای مفاد قرارداد ملزم شدند.» اینجا اجبار از تعهد قراردادی می‌آید و «وادار شدند» لحن دقیق حقوقی جمله را تضعیف می‌کند.
نمونهٔ روزمره: «به‌علت بسته شدن مسیر، مسافران ملزم شدند از راه دیگری بروند.» در این جمله شرایط بیرونی دامنهٔ انتخاب را محدود کرده است، هرچند «ناگزیر شدند» نیز با لحنی طبیعی‌تر قابل استفاده است.

خود پاسخ دربارهٔ شدت فشار داوری قطعی نمی‌کند. الزام می‌تواند محصول حکم رسمی، وظیفهٔ شغلی، تعهد اخلاقی یا ضرورت موقعیت باشد. آنچه میان همهٔ کاربردها مشترک است، باقی نماندن آزادی کامل برای انجام ندادن کار است.

جایگزین‌ها و مرز معنایی آن‌ها

همهٔ مترادف‌های «مجبور شدن» در هر سرنخی قابل تعویض نیستند. لحن سرنخ، تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی تعیین می‌کند کدام گزینه مطلوب طراح بوده است. برای این عنوان، پاسخ اصلی همان «ملزمشدن» است؛ گزینه‌های زیر تنها تفاوت‌های معنایی را روشن می‌کنند.

ملزم شدن پاسخ اصلی

رسمی و دقیق؛ مناسب الزام ناشی از قانون، قرارداد، دستور یا وظیفه. از نظر ساخت نیز مانند سرنخ، مصدر مرکب با «شدن» است.

وادار شدن

بر نیرویی بیرونی یا فشار مستقیم تأکید دارد. وقتی کسی شخص دیگری را به کاری می‌راند، این ترکیب ملموس‌تر است؛ اما الزام لزوماً با فشار شخصی همراه نیست.

ناگزیر شدن

بر نبودن راه جایگزین تمرکز می‌کند. ممکن است هیچ دستوردهنده‌ای وجود نداشته باشد و صرفاً اوضاع، فرد را به انتخابی ناخواسته برساند.

مکلف شدن

به «ملزم شدن» نزدیک است، ولی رنگِ وظیفه و تکلیف در آن پررنگ‌تر است. در متن‌های اداری، شرعی و حقوقی دیده می‌شود و تعداد حروف متفاوتی دارد.

«مجبور بودن» نیز با سرنخ حاضر یکسان نیست. «بودن» حالتِ موجود را گزارش می‌کند، در حالی که «شدن» تغییر به آن حالت را می‌رساند. برای نمونه، «او مجبور بود بماند» وضعیت را بیان می‌کند؛ «او مجبور شد بماند» رخدادی را که باعث ماندن شد برجسته می‌سازد. همین تمایز کوچک برای انتخاب جواب جدول تعیین‌کننده است.

چه چیزی عاملِ ملزم شدن است؟

شناخت عامل الزام، کاربرد این واژه را روشن‌تر می‌کند. در زبان واقعی، «ملزم شدن» معمولاً در یکی از فضاهای زیر شنیده می‌شود:

  • قانون و مقررات: شهروند، سازمان یا مقام باید قاعده‌ای لازم‌الاجرا را رعایت کند.
  • قرارداد: امضا یا پذیرش توافق، انجام تعهدی را بر عهدهٔ طرفین می‌گذارد.
  • حکم و تصمیم: مرجع دارای اختیار، فرد یا نهاد را به پرداخت، جبران یا انجام کاری موظف می‌کند.
  • شرایط ناخواسته: رخدادی بیرونی انتخاب‌ها را کم می‌کند؛ در این کاربرد، «ناگزیر شدن» نیز ممکن است نزدیک باشد.
  • تعهد اخلاقی یا حرفه‌ای: شخص به سبب مسئولیتی پذیرفته‌شده، خود را موظف به واکنش می‌بیند.

این گستره نشان می‌دهد «ملزم شدن» همیشه مترادف زور فیزیکی نیست. گاهی ضمانت قانونی پشت آن است، گاهی قولی که داده شده و گاهی موقعیتی که امکان انتخاب آزاد را محدود کرده است. به همین دلیل این ترکیب در نوشته‌های رسمی بسیار طبیعی‌تر از «زور شدن» یا تعبیرهای محاوره‌ای است.

نقش دستوری اجزای پاسخ

«ملزم» در این ترکیب بخش اسمی یا وصفی فعل مرکب و «شدن» جزء فعلی آن است. با صرف فعل، بخش نخست ثابت می‌ماند و بخش دوم تغییر می‌کند: «ملزم شدم»، «ملزم شدند»، «ملزم خواهیم شد». همین قابلیت صرف، پاسخ را از واژهٔ «اضطرار» متمایز می‌کند؛ اضطرار نامِ وضعیت ناچاری است، اما «ملزم شدن» خودِ رخداد قرار گرفتن در آن وضعیت را بیان می‌کند.

هم‌خانواده‌هایی مانند «الزام»، «الزامی»، «لازم» و «ملزومات» ممکن است از نظر ظاهری نزدیک باشند، ولی جای پاسخ را نمی‌گیرند. «الزامی» صفتِ کاری است که انجامش اختیاری نیست؛ «ملزومات» به چیزهای لازم و مورد نیاز اشاره می‌کند؛ و «الزام» اسمِ عمل یا قاعده است. سرنخ حاضر فعل می‌طلبد و حضور «شدن» این نیاز را آشکار می‌کند.

جمع‌بندی واژه: برای ورود در جدول، هفت حرفِ «ملزمشدن» را پیوسته بنویسید. هنگام استفاده در جمله، آن را به صورت «ملزم شدن» بیاورید. این پاسخ زمانی دقیق‌تر از جایگزین‌هاست که اجبار رنگِ تعهد، قانون یا وظیفه داشته باشد؛ «وادار شدن» فشار بیرونی و «ناگزیر شدن» نبودِ راه دیگر را برجسته می‌کنند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.