پرش به محتوای اصلی

متناسب در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: فراخور

یعنی شایسته، سازگار و متناسب با موقعیت یا نیاز.

برای سرنخ «متناسب»، واژهٔ فراخور پاسخی دقیق و خوش‌ساخت است. این واژه هنگامی به کار می‌رود که چیزی با اندازه، نیاز، شأن، توان یا شرایط چیزی دیگر سازگاری داشته باشد. در زبان امروز، آن را بیشتر در ترکیب‌هایی مانند «به فراخورِ نیاز»، «فراخورِ موقعیت» و «بر فراخورِ توان» می‌بینیم؛ بنابراین پیوند معنایی آن با «متناسب» مستقیم است، نه صرفاً یک شباهت دور میان دو واژه.

فراخور
خوانش پیشنهادی: فَراخور
از نظر سازگاری: هماهنگ و متناسب با وضع موجود
از نظر شایستگی: درخور و سزاوارِ شخص یا مقام
از نظر مقدار: به اندازهٔ نیاز، ظرفیت یا توان
نمایش مفهوم تناسب در واژه فراخور سه دایره نیاز، موقعیت و توان به واژه فراخور در مرکز متصل شده‌اند. نیاز موقعیت توان فراخور
«فراخور» نقطهٔ سازگاری یک انتخاب با نیاز، موقعیت یا توان است.

فراخور دقیقاً چه معنایی می‌دهد؟

هستهٔ معنایی این واژه «مناسب بودن برای چیزی» است. وقتی می‌گوییم «پاسخی فراخورِ پرسش»، منظور پاسخی است که از نظر محتوا و اندازه با پرسش جور درمی‌آید. «بودجه‌ای فراخورِ طرح» بودجه‌ای است که با گستره و هزینه‌های آن طرح تناسب دارد. در «رفتاری فراخورِ جایگاه»، علاوه بر سازگاری، مفهوم شایستگی نیز شنیده می‌شود: رفتار باید با شأن آن جایگاه همخوان باشد.

همین گسترهٔ معنایی سبب می‌شود «فراخور» برای سرنخ کوتاه «متناسب» مناسب باشد. «متناسب» گاهی نسبت متعادل میان اندازه‌ها را می‌رساند و گاهی هماهنگی با وضعیت را؛ «فراخور» به‌ویژه معنای دوم را خوب پوشش می‌دهد. این جواب برخلاف واژه‌هایی چون «هم‌اندازه» فقط به ابعاد فیزیکی محدود نیست و دربارهٔ زمان، هزینه، توان، مقام، نیاز، سن و حتی لحن نیز به کار می‌رود.

کاربرد طبیعی در جمله

شناخت جایگاه دستوری واژه کمک می‌کند رابطهٔ آن با سرنخ روشن‌تر شود. «فراخور» می‌تواند پس از اسم بیاید و آن را توصیف کند، اما کاربرد آن در ساخت‌های اضافی و همراه با «به» یا «بر» بسیار رایج‌تر و روان‌تر است.

برای هر فصل، پوششی فراخورِ هوا انتخاب شد.
گروه به فراخورِ نیاز نیروهای تازه جذب کرد.
مسئولیت‌ها بر فراخورِ تجربه میان اعضا تقسیم شدند.
او لحنی فراخورِ فضای رسمی در پیش گرفت.

در همهٔ این نمونه‌ها می‌توان «متناسب با» را جایگزین کرد، بی‌آنکه پیام اصلی جمله عوض شود: «متناسب با هوا»، «متناسب با نیاز»، «متناسب با تجربه» و «متناسب با فضای رسمی». این آزمون جانشینی، دلیل زبانی روشنی برای انتخاب پاسخ است.

تفاوت ظریف با «درخور»

فراخور

بیشتر بر سازگاری با شرایط، مقدار یا نیاز تکیه دارد. «امکاناتی فراخورِ جمعیت» یعنی امکاناتی که از نظر میزان با جمعیت تناسب داشته باشد.

درخور

اغلب رنگِ شایستگی و لیاقت پررنگ‌تری دارد. «تقدیری درخورِ تلاش او» یعنی تقدیری که ارزش و قدر آن کوشش را بازتاب دهد.

این مرز همیشه سخت و مطلق نیست و دو واژه در بسیاری از جمله‌ها جای یکدیگر می‌نشینند. بااین‌حال، وقتی سرنخ دقیقاً «متناسب» است و پاسخ ثبت‌شده «فراخور»، جنبهٔ هماهنگی و تناسب تعیین‌کننده است. اگر صورت سرنخ «شایسته»، «لایق» یا «سزاوار» بود، «درخور» می‌توانست رقیب برجسته‌تری باشد.

پاسخ‌های نزدیک و محدودهٔ معنای آن‌ها

درخورهماهنگبرازندهسزاوارجورموافق

هماهنگ بر نبود ناسازگاری میان اجزا تأکید دارد؛ مثلاً رنگ‌های هماهنگ یا برنامه‌ای هماهنگ با هدف. برازنده معمولاً دربارهٔ ظاهر، رفتار یا چیزی که زیبندهٔ شخص است شنیده می‌شود. سزاوار و شایسته بیشتر به استحقاق و ارزش اشاره می‌کنند. جور کوتاه‌تر و محاوره‌ای‌تر است و در تعبیر «جور بودن با» همان سازگاری را می‌رساند. موافق نیز ممکن است معنای سازگار و مطابق بدهد، اما معنای «هم‌نظر» برای آن بسیار فعال است.

پس این واژه‌ها مترادف کامل و بی‌قید نیستند. انتخاب میان آن‌ها به جمله، سبک سرنخ و محل تقاطع‌ها بستگی دارد. در این مدخل، «فراخور» نه یک حدس عمومی، بلکه جواب اصلی است؛ گزینه‌های دیگر تنها برای شناخت میدان معنایی «متناسب» و تشخیص تفاوت کاربردها ارزش دارند.

چرا این واژه با سرنخ جور است؟

۱

جانشینی معنایی: در ترکیب «امکانات متناسب با نیاز»، می‌توان گفت «امکاناتی فراخورِ نیاز»؛ حاصل طبیعی و هم‌معناست.

۲

گسترهٔ کاربرد: هر دو واژه می‌توانند تناسب با شأن، زمان، سن، توان، مقدار یا موقعیت را بیان کنند و تنها به یک حوزه وابسته نیستند.

۳

لحن واژگانی: «فراخور» در مقایسه با «جور» رسمی‌تر و ادبی‌تر است؛ چنین برابرهای کوتاه و فشرده‌ای در سرنخ‌های واژگانی فارسی کاربرد فراوان دارند.

ساخت‌های رایج پیرامون فراخور

ترکیب «به فراخورِ» معمولاً چگونگی تغییر یک کار را بر پایهٔ شرایط نشان می‌دهد: «آموزش به فراخورِ سن تغییر می‌کند.» ساخت «بر فراخورِ» نیز همین رابطه را با لحنی رسمی‌تر بیان می‌کند: «پاداش بر فراخورِ عملکرد تعیین شد.» در ساخت سادهٔ اضافی، واژه نقش وصفی روشن‌تری دارد: «هدیه‌ای فراخورِ مراسم» یا «فضایی فراخورِ گفت‌وگو».

در بعضی بافت‌ها، واژه تنها «کافی» نیست. برای نمونه، «درآمدی فراخورِ هزینه‌ها» یعنی درآمد از نظر میزان با هزینه‌ها تناسب دارد؛ ممکن است کافی بودن نتیجهٔ این تناسب باشد، اما خود واژه رابطهٔ میان دو سوی عبارت را برجسته می‌کند. همچنین «فراخور» الزاماً به معنای «برابر» نیست: برنامه‌ای فراخورِ کودک باید با سن و توان او سازگار باشد، نه اینکه از نظر عددی با چیزی برابر شود.

یک تمایز معنایی مهم

«تناسب» همیشه از جنس اندازه‌گیری عددی نیست. کتِ متناسب با قامت، جنبهٔ اندازه دارد؛ سخنِ متناسب با مجلس، جنبهٔ موقعیت؛ و مسئولیتِ متناسب با تجربه، جنبهٔ توانایی. «فراخور» هر سه رابطه را در قالب یک مفهوم مشترک گرد می‌آورد: انتخاب یا وضعیتی که با معیار مورد نظر ناهمخوان نیست. به همین دلیل، در توضیح این جواب بهتر است آن را هم‌زمان «مناسب»، «درخور» و «سازگار با مقتضای حال» بدانیم، نه صرفاً «هم‌اندازه».

اگر واژه بدون متمم بیاید، بافت جمله معیار تناسب را روشن می‌کند. در «پذیرایی فراخور بود»، شنونده از موقعیت درمی‌یابد که پذیرایی با شأن مهمان یا مراسم سازگار بوده است. با افزودن متمم، معیار آشکار می‌شود: «پذیرایی فراخورِ شمار مهمانان بود.» این توانایی در پذیرفتن معیارهای گوناگون، پاسخ را برای سرنخ کلی «متناسب» دقیق و انعطاف‌پذیر می‌کند.

جمع‌بندی معنایی: «فراخور» چیزی را وصف می‌کند که با نیاز، توان، شأن یا موقعیت سازگار باشد. «درخور» نزدیک‌ترین همسایهٔ آن است، اما معمولاً شایستگی را برجسته‌تر می‌کند؛ «هماهنگ» بر سازگاری اجزا و «برازنده» بر زیبندگی تکیه دارند. برای این سرنخ، پاسخ مستقیم همان فراخور است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.