پرش به محتوای اصلی

مدبر در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: چارهساز
یعنی کسی که با تدبیر، راهی برای سامان دادن کار پیدا می‌کند.

در این سرنخ، «مدبر» صفت کسی است که فقط صاحب فکر نیست، بلکه پیامد کار را می‌سنجد و برای دشواری پیش‌آمده راه برون‌رفت می‌یابد. به همین دلیل پاسخ ثبت‌شدهٔ جدول، از میان واژه‌های هم‌معنی، روی جنبهٔ عملی تدبیر تکیه دارد: فرد مدبر چاره را می‌بیند و زمینهٔ انجام آن را فراهم می‌کند.

چرا این پاسخ با سرنخ جور است؟

«تدبیر کردن» دربردارندهٔ اندیشیدن به فرجام و اداره کردن سنجیدهٔ امور است. «چاره» نیز راهی است که گره یا دشواری را می‌گشاید و جزء «ساز» در ترکیب، معنای پدیدآورنده و فراهم‌کننده می‌دهد. پس «چاره‌ساز» از نظر ساخت و مفهوم، کسی است که راه حل می‌آفریند؛ درست همان نقشی که صفت «مُدبّر» بیان می‌کند.

چاره‌سازاملای معیار در متن پیوسته

املای جدولی و املای معیار

جواب ذخیره‌شده به صورت «چارهساز» آمده است و همین صورت برای وارد کردن در خانه‌های جدول مناسب است؛ زیرا فاصله و نیم‌فاصله خانه‌ای را اشغال نمی‌کنند. در نثر فارسی، صورت آراسته‌تر «چاره‌ساز» با نیم‌فاصله است. این تفاوت ظاهری تعداد حروف را عوض نمی‌کند: چ، ا، ر، ه، س، ا، ز؛ یعنی پاسخ هفت حرف دارد.

۷ حرفترکیب وصفیصورت معیار: چاره‌سازمفهوم: تدبیرکننده

جزء «ساز» در اینجا از فعل ساختن می‌آید، اما نباید ترکیب را صرفاً «سازندهٔ یک شیء» فهمید. همان‌گونه که «کارساز» به چیزی یا کسی گفته می‌شود که اثر می‌کند و کار را پیش می‌برد، «چاره‌ساز» نیز بر فراهم کردن راه حل دلالت دارد. بنابراین بار معنایی پاسخ فعال است: اندیشه به تصمیم و تصمیم به گشایش می‌رسد.

رابطه معنایی مدبر و چاره‌سازمدبر عاقبت کار را می‌سنجد، راه مناسب را انتخاب می‌کند و به چاره‌ساز می‌رسد.سنجش عاقبتنگاه فراتر از اکنونانتخاب راهتبدیل فکر به تدبیرچاره‌سازگشودن گره کارمعنای «مدبر» حاصل پیوند آینده‌نگری، تصمیم سنجیده و راه‌گشایی است.

یک نوشتار، چند خوانش متفاوت

نبودن حرکت‌ها در خط فارسی باعث می‌شود «مدبر» در نگاه نخست چندپهلو باشد. پاسخ «چارهساز» تنها با خوانش رایجِ سرنخ، یعنی «مُدَبِّر»، سازگار است. شناخت دو خوانش دیگر کمک می‌کند معنی متضاد یا اصطلاح تخصصی را اشتباهی وارد جدول نکنیم.

مُدَبِّر

با تشدید روی «ب»، یعنی تدبیرکننده، اداره‌کنندهٔ سنجیده و چاره‌گر. پاسخ اصلی این صفحه به همین خوانش مربوط است.

مُدْبِر

با سکون «د» و بدون تشدید، از خانوادهٔ «ادبار» است و معنی پشت‌کننده، روی‌گردان یا بخت‌برگشته می‌دهد؛ مفهومی جدا از چاره‌سازی.

مُدَبَّر

صورت مفعولی است؛ یعنی چیزی که درباره‌اش تدبیر شده. این واژه در نوشته‌های فقهی نیز کاربرد اصطلاحی ویژه‌ای داشته و جواب این سرنخ نیست.

نکتهٔ تعیین‌کننده: اگر در جدولی کنار «مدبر» سرنخ‌هایی مانند «بدبخت»، «بخت‌برگشته» یا «روی‌گردان» دیده شود، طراح احتمالاً خوانش «مُدْبِر» را در نظر داشته است. اما وقتی خود واژه سرنخ است و پاسخ ذخیره‌شده هفت حرف می‌خواهد، «چارهساز» انتخاب مستقیم است.

ریشه‌ای که معنای آینده‌نگری را روشن می‌کند

«مدبر» و «تدبیر» واژه‌هایی عربی‌اند که در فارسی دیرزمانی است به کار می‌روند. خانوادهٔ معنایی آن‌ها با «دُبُر»، به مفهوم پشت و پسِ چیزی، پیوند دارد. تدبیر در برداشت واژگانی یعنی تنها به روی آشکار و لحظهٔ حاضر نگاه نکردن، بلکه دیدن آنچه در پیِ تصمیم خواهد آمد. از همین رو، مدیر مدبر پیش از عمل نتیجه‌ها را سبک‌سنگین می‌کند.

این ریشه تفاوت «مدبر» با یک فرد صرفاً باهوش را هم نشان می‌دهد. هوش می‌تواند توانایی فهم سریع باشد، ولی تدبیر به کاربستن فهم در زمان و موقعیت درست است. چاره‌ساز بودن نیز همین حرکت از شناخت به عمل را برجسته می‌کند: مسئله شناخته می‌شود، عاقبت راه‌ها سنجیده می‌شود و سپس راهی قابل اجرا شکل می‌گیرد.

واژه‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

فرهنگ‌های فارسی برای «مُدبّر» هم‌معنی‌های متعددی ثبت کرده‌اند. همهٔ آن‌ها در یک میدان معنایی قرار می‌گیرند، اما در جدول فقط زمانی می‌توانند جانشین پاسخ شوند که شمار خانه‌ها و لحن سرنخ اجازه دهد. پاسخ اصلی این عنوان همچنان «چارهساز» است.

چاره‌گر

نزدیک‌ترین هم‌معنی کوتاه‌تر است و بر کسی دلالت دارد که برای مشکل علاج و راه پیدا می‌کند. اگر پاسخ شش حرفی خواسته شده باشد، ممکن است طراح این صورت را برگزیده باشد.

چاره‌اندیش

بیشتر مرحلهٔ فکر کردن و یافتن تدبیر را برجسته می‌کند. این واژه از نظر مفهوم بسیار نزدیک است، اما طول بیشتر و تأکیدش بر اندیشه آن را از پاسخ ثبت‌شده متمایز می‌سازد.

کاردان

به فرد آگاه و ماهر در کار گفته می‌شود. کاردانی می‌تواند زمینهٔ تدبیر باشد، ولی الزاماً معنای یافتن چاره در یک گرفتاری را به صراحت «چاره‌ساز» نمی‌رساند.

دوراندیش

بر دیدن آینده و پیامدها تکیه دارد. شخص دوراندیش ممکن است مدبر باشد، اما این معادل بخش «سامان دادن و راه‌گشایی» را کمتر نمایان می‌کند.

بادرایت

صفتی برای رفتار یا شخص سنجیده و فهمیده است. این گزینه کیفیت قضاوت را می‌رساند، در حالی که «چاره‌ساز» نتیجهٔ عملی آن قضاوت را هم در خود دارد.

کارساز

در برخی فرهنگ‌ها در کنار معنای مدبر دیده می‌شود و گاهی معنی مؤثر و گره‌گشا دارد. با این حال، جواب این عنوان «چارهساز» است و جزء «چاره» انطباق روشن‌تری با یافتن راه حل دارد.

کاربرد پاسخ در جمله

دیدن واژه در بافت، ظرافت معنایی‌اش را بهتر آشکار می‌کند. در جملهٔ «حضور آن مشاور چاره‌ساز، اختلاف گروه را پیش از بحرانی شدن پایان داد»، صفت به شخصی اشاره می‌کند که راهی مؤثر پیش نهاده است. در عبارت «تصمیم چاره‌ساز مدیر»، صفت از شخص به تصمیم منتقل شده و معنی «راه‌گشا و مشکل‌گشا» می‌دهد.

«در روز دشوار، فرمانروای مدبر پیش از صدور فرمان، پیامد هر انتخاب را سنجید.» در این جمله می‌توان «مدبر» را «چاره‌اندیش و چاره‌ساز» فهمید، نه صرفاً کسی که سمت مدیریت دارد.
«راه‌حل چاره‌ساز» ترکیبی رایج از نظر معناست، اما در سرنخ حاضر پاسخ نامِ راه‌حل نیست؛ صفتی برای فرد تدبیرکننده است. بافت جمله مشخص می‌کند که واژه به شخص اشاره دارد یا به اثر یک اقدام.

تفاوت مدبر با مدیر

شباهت ظاهری و معنایی «مدیر» و «مدبر» ممکن است این تصور را بسازد که هر دو کاملاً یکسان‌اند. «مدیر» می‌تواند نام یک جایگاه سازمانی باشد؛ کسی که مسئول ادارهٔ بخشی است، حتی اگر شیوهٔ او چندان سنجیده نباشد. «مدبر» بیش از آنکه عنوان شغلی باشد، کیفیت رفتار و تصمیم‌گیری را وصف می‌کند. بنابراین می‌توان مدیری داشت که مدبر نیست و فردی بدون منصب رسمی را به سبب تصمیم‌های سنجیده، مدبر نامید.

«چاره‌ساز» نیز همین کیفیت را از زاویهٔ حل مسئله بیان می‌کند. این پاسخ نمی‌گوید شخص چه سمتی دارد؛ می‌گوید در برابر گره کار چه می‌کند. او میان امکان‌ها رابطه می‌بیند، زیان‌های بعدی را در نظر می‌گیرد و راهی می‌سازد که وضعیت را سامان دهد.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

برای خوانش «مُدبّر»، سه لایه کنار هم قرار می‌گیرند: اندیشه دربارهٔ عاقبت، توان ادارهٔ سنجیده و یافتن راه خروج از مشکل. «چارهساز» در هفت حرف، لایهٔ سوم را به روشنی بیان می‌کند و دو لایهٔ دیگر را نیز در مفهوم خود دارد. صورت سرهم برای خانه‌های جدول است و در نوشتهٔ معمول بهتر است آن را «چاره‌ساز» بنویسیم.

نتیجه: پاسخ مورد انتظار «چارهساز» است؛ معادل معیار آن «چاره‌ساز» و معنایش شخصِ تدبیرکننده، راه‌گشا و سامان‌دهندهٔ امور است. گزینه‌هایی مانند چاره‌گر، چاره‌اندیش و کاردان تنها با تعداد خانه‌ها یا بافت متفاوت می‌توانند مطرح شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.