پرش به محتوای اصلی

مجرم در جدول

۵ دقیقه مطالعه
پاسخ: بزهکار
معادل شش‌حرفی و دقیقِ کسی که مرتکب جرم شده است.

پاسخ چگونه در خانه‌ها می‌نشیند؟

«بزهکار» از شش حرف ساخته می‌شود و بدون فاصله در جدول قرار می‌گیرد. ترتیب آن از راست به چپ چنین است:

بزهکار

خوانش واژه: «بِزِه‌کار». در نوشتار پیوستهٔ خانه‌های جدول، نیم‌فاصله نقشی در شمار خانه‌ها ندارد.

ساخت معنایی واژه بزهکاربزه به معنای جرم با کار به معنای انجام‌دهنده ترکیب می‌شود و واژه بزهکار را می‌سازد. بزهجرم یا خطا + کارانجام‌دهنده بزهکارکسی که بزه کرده است

چرا «بزهکار» دقیق‌ترین جورِ سرنخ است؟

هستهٔ پاسخ، واژهٔ «بزه» است؛ یعنی جرم، خطا یا عملی که با قانون سازگار نیست. جزء «کار» در پایان واژه به انجام‌دهنده اشاره می‌کند، همان‌گونه که در واژه‌هایی مانند «پژوهشگر» یا «خدمتکار» یک جزء، صاحبِ عمل را نشان می‌دهد. حاصل این ترکیب، نامِ کسی است که بزهی از او سر زده: بزهکار.

بزه

عمل مجرمانه، قانون‌شکنی یا خطایی که برای آن ضمانت اجرای کیفری در نظر گرفته می‌شود.

بزهکار

شخصِ مرتکب بزه؛ برابر فارسیِ روشن و رایج برای «مجرم».

این پیوندِ مستقیم میان ساخت واژه و تعریف سرنخ، «بزهکار» را از حد یک تداعی دور بیرون می‌آورد و به یک معادل دقیق تبدیل می‌کند. واژه در زبان حقوقی و نوشته‌های اجتماعی نیز به کار می‌رود، به‌ویژه در ترکیب‌هایی چون «رفتار بزهکارانه»، «اصلاح بزهکار» و «بزهکاری نوجوانان».

یک مرز مهم: مجرم همان متهم نیست

در گفت‌وگوی روزمره گاهی «متهم» و «مجرم» به جای هم شنیده می‌شوند، اما از نظر معنایی هم‌ارز نیستند. متهم کسی است که اتهامی متوجه او شده و هنوز ممکن است بی‌گناه شناخته شود. مجرم یا بزهکار، در کاربرد دقیق حقوقی، کسی است که ارتکاب جرم به او نسبت داده و اثبات شده است. بنابراین «متهم» پاسخ مناسبی برای این سرنخ نیست، حتی اگر فضای جمله دادگاه و پرونده باشد.

متهم

در معرض اتهام است؛ نتیجهٔ رسیدگی هنوز می‌تواند برائت باشد.

بزهکار

مرتکب بزه است و از نظر معنایی درست روی «مجرم» می‌نشیند.

نکتهٔ زبانی: «بزه‌دیده» نقطهٔ مقابلِ نقش بزهکار در یک رخداد مجرمانه است؛ بزه‌دیده کسی است که زیان یا آسیب جرم متوجه او شده، نه کسی که آن را انجام داده است. شباهت ظاهری این دو ترکیب نباید موجب جابه‌جایی پاسخ شود.

گزینه‌های نزدیک و تفاوت ظریف آن‌ها

اگر شمار خانه‌ها یا حروف تقاطعی با «بزهکار» هماهنگ نباشد، چند هم‌معنای نزدیک ممکن است در ذهن بیاید. با این حال هر کدام سایهٔ معنایی خودش را دارد و تنها در سرنخ متناسب با همان سایه، انتخاب بهتری است.

تبهکار

شش حرف دارد و به شخص بدکار یا اهل جرم اشاره می‌کند. لحن آن معمولاً سنگین‌تر و داستانی‌تر از «بزهکار» است و تصویری از شرارت یا تکرار جرم می‌سازد. برای سرنخ سادهٔ «مجرم»، جایگزین محتمل است، اما پاسخ ذخیره‌شده و معادل مستقیم‌تر همچنان «بزهکار» است.

جانی

چهار حرف دارد. این واژه غالباً برای کسی به کار می‌رود که جنایتی جدی، به‌خصوص آسیب شدید یا قتل، مرتکب شده باشد. هر جانی مجرم است، ولی هر مجرم لزوماً جانی نیست؛ پس دامنهٔ معنایش محدودتر است.

خاطی

چهار حرف دارد و بر خطاکردن تأکید می‌کند. خطا می‌تواند اخلاقی، اداری یا رفتاری باشد و همیشه به معنای جرم کیفری نیست. در سرنخی مانند «خطاکار» طبیعی‌تر از سرنخ صریح «مجرم» است.

مقصر

چهار حرف دارد و کسی را نشان می‌دهد که تقصیر یا مسئولیتِ یک اتفاق متوجه اوست. مقصرِ یک اشتباه یا حادثه ممکن است جرمی مرتکب نشده باشد؛ از این رو رابطهٔ آن با «مجرم» همیشگی نیست.

گناهکار

هفت حرف دارد و می‌تواند هم بار اخلاقی و دینی داشته باشد و هم در بعضی جمله‌ها نزدیک به مجرم باشد. هنگامی که سرنخ بر «گناه» تکیه دارد مناسب‌تر است، اما در بافت قانونی، «بزهکار» دقیق‌تر می‌ماند.

اثیم

چهار حرف و واژه‌ای عربی با معنای گناهکار است. در جدول‌های مبتنی بر واژگان ادبی یا عربی دیده می‌شود، ولی در فارسی امروز پاسخ طبیعیِ نخست برای «مجرم» به شمار نمی‌آید.

املا و تلفظی که پاسخ را روشن می‌کند

شکل معیار واژه «بزهکار» است: «بزه» با حرف ه، سپس «کار». گاهی برای نمایش مرز دو جزء، آن را به صورت «بزه‌کار» با نیم‌فاصله می‌نویسند؛ این تفاوت نمایشی، حروف واژه را عوض نمی‌کند. صورت «بزه کار» با فاصلهٔ کامل در متن یکپارچگی ترکیب را کم می‌کند و در خانه‌های جدول نیز فاصله نوشته نمی‌شود.

تلفظ درستِ بخش نخست «بِزِه» است. وجودِ حرف «ه» میان «ز» و «ک» مهم است؛ حذف آن، پاسخ را به صورت نادرست «بزکار» درمی‌آورد. همچنین این واژه را نباید با «برزکار» یا «برزگر» که به کشاورز و کشت‌وکار مربوط‌اند اشتباه گرفت. تفاوت تنها یک حرف به نظر می‌رسد، اما حوزهٔ معنایی آن‌ها کاملاً جداست.

نمونهٔ کاربرد: «در سیاست کیفری جدید، بازپروری بزهکار در کنار حمایت از بزه‌دیده اهمیت دارد.» در این جمله، بزهکار انجام‌دهندهٔ جرم و بزه‌دیده شخص آسیب‌دیده از آن است.
نمونهٔ معنایی دیگر: «دادگاه پس از بررسی دلیل‌ها دربارهٔ مجرم‌بودن فرد تصمیم می‌گیرد.» پیش از چنین تصمیمی، عنوان دقیق‌تر برای او «متهم» است.

جمع‌بندی واژگانیِ همین سرنخ

سرنخ یک نام برای «انجام‌دهندهٔ جرم» می‌خواهد و پاسخ شش‌حرفیِ آن از اتصال «بزه» و «کار» ساخته شده است. این ساخت شفاف، معنای حقوقی مناسب و کاربرد جاافتاده در فارسی، همگی به یک انتخاب می‌رسند:

پاسخ اصلی: بزهکار۶ حرفهم‌معنی نزدیک: تبهکارنه متهمنه بزه‌دیده

پس اگر حروف تقاطعی به ترتیب «ب، ز، ه، ک، ا، ر» قرار می‌گیرند، پاسخ کامل شده است. گزینه‌های دیگر تنها وقتی مطرح می‌شوند که تعداد خانه‌ها یا لحن سرنخ تغییر کند؛ برای عنوان حاضر، «بزهکار» پاسخ مستقیم و نهایی است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.