واژهای هفتحرفی برای کسی که انجام کاری به او سپرده شده است.
در این سرنخ، «مامور» نام یک شغل معین مانند پلیس یا پستچی نیست؛ معنای عام آن مورد نظر است: کسی که از سوی فرد یا نهادی برای کاری تعیین شده باشد. «گماشته» همین رابطه را بهروشنی بیان میکند و به همین دلیل پاسخ مستقیم و متداول این عبارت است.
گماشته دقیقاً چه معنایی دارد؟
«گماشته» در نقش صفت به معنی منصوبشده و مأمورشده است و در نقش اسم به شخصی اشاره میکند که او را بر کاری گماردهاند. هسته معنایی واژه، انتخاب و تعیین یک نفر برای اجرای وظیفه است؛ بنابراین با مفهوم «مامور» همپوشانی کامل دارد.
ساخت پاسخ در خانهها
این واژه در نوشتار پیوسته شش نویسه دارد: گ + م + ا + ش + ت + ه. اگر شمار خانهها شش باشد، تطبیق آن مستقیم است. تعبیر «هفتحرفی» گاهی در شیوههای غیررسمی شمارش آوایی دیده میشود، اما در جدول معیار باید شش خانه در نظر گرفت.
از «گماردن» تا «گماشته»
این پاسخ از بن فعل «گماردن» میآید؛ یعنی کسی را به کار واداشتن، بر سمتی نشاندن یا انجام وظیفهای را به او سپردن. صورت «گماشت» بن گذشته این فعل است و با افزودهشدن «ه»، واژه «گماشته» ساخته میشود. همان رابطه را در جملههایی مانند «او را برای نگهبانی گماشتند» و «نگهبانِ گماشتهشده در محل حاضر بود» میبینیم.
نکته مهم این است که گماشته صرفاً «کارکننده» نیست. در معنای آن، یک گمارنده و یک وظیفه نیز بهطور ضمنی حضور دارند: شخص یا مقام نخست فردی را برمیگزیند، کاری به او میسپارد و آن فرد در جایگاه مأمور قرار میگیرد. همین ساخت معنایی باعث میشود واژه برای سرنخ کوتاه «مامور» بسیار دقیق باشد.
چرا پاسخهای نزدیک همیشه جای «گماشته» نمینشینند؟
برای «مأمور» مترادفهای متعددی وجود دارد، اما هرکدام بخشی ویژه از معنا را برجسته میکنند. وقتی صورت سؤال فقط همین یک واژه است و هیچ قید دیگری ندارد، «گماشته» از نظر معنای عمومی و لحن رایج جدول مناسبتر است. گزینههای دیگر معمولاً به قرینهای در خود سرنخ یا تعداد متفاوت خانهها نیاز دارند.
کارگزار
کسی است که کارهای شخص، دستگاه یا حکومت را میگرداند. این واژه بر اداره امور و نمایندگی عملی تأکید دارد و با هفت نویسه برای خانههای بیشتری مناسب است.
فرستاده
فردی است که به جایی اعزام شده، اغلب برای رساندن پیام یا نمایندگی. «اعزامشدن» در آن پررنگتر از صرفِ منصوبشدن است.
عامل
میتواند مأمور یا کارگزار باشد، اما معانی دیگری مانند سبب، عنصر اثرگذار یا نماینده اقتصادی نیز دارد. سرنخ کوتاه ممکن است بدون حروف تقاطعی آن را مبهم کند.
پیشکار
بیشتر به مباشر و ادارهکننده امور یک شخص یا خاندان گفته میشود. رنگ تاریخی و نوع جایگاه آن مشخصتر از معنای فراگیر «گماشته» است.
ضابط
پاسخی تخصصی برای مأمور دارای اختیار قانونی، بهویژه ضابط قضایی است. اگر در سرنخ نشانهای از دادگستری یا قانون باشد، این گزینه قوت میگیرد.
نماینده
به کسی گفته میشود که از جانب دیگری سخن میگوید یا عمل میکند. نمایندگی لزوماً اجرای فرمان و مأموریت جزئی را نمیرساند.
کاربرد واژه در جمله و بافت
«گماشته» در فارسی امروز نسبت به «مأمور» رسمی کمتر در گفتوگوی روزمره شنیده میشود، اما در نوشتههای تاریخی، روایی و سیاسی حضوری روشن دارد. گاهی خنثی است و فقط انتصاب فرد را بیان میکند؛ گاهی نیز، بهویژه در جدل سیاسی، بار منفی میگیرد و وابستگی یا فرمانبری شخص را القا میکند. این بار عاطفیِ احتمالی، پاسخ جدولی را تغییر نمیدهد، زیرا جدول بر معنای واژهنامهای تکیه دارد.
املای سرنخ و املای پاسخ
صورت معیار واژه سرنخ «مأمور» است؛ همزه روی الف نوشته میشود. شکل «مامور» بدون همزه در تایپ روزمره و عنوان بسیاری از جستوجوها رایج است و معنای متفاوتی ندارد. پاسخ، یعنی «گماشته»، بدون همزه و با «گ» آغاز میشود. نباید آن را با «گمارده» یکی گرفت: «گمارده» نیز از گماردن ساخته شده و معنایی بسیار نزدیک دارد، اما واژهای جداگانه و با آرایش حروف متفاوت است.
مرز معنایی با مأمورهای تخصصی
خود واژه «مأمور» میتواند در ترکیبهای گوناگون به نقشهای کاملاً متفاوت اشاره کند: مأمور انتظامی، مأمور مالیات، مأمور پست، مأمور خرید یا مأمور مخفی. برای هرکدام ممکن است پاسخ اختصاصی دیگری در جدول بیاید؛ مثلاً «پلیس» با نشانه انتظامی، «پستچی» با نشانه نامه، یا «جاسوس» با نشانه مخفی. اما هیچیک معادل عمومی مأمور نیستند. نبودِ چنین قیدی در عنوان حاضر نشان میدهد باید سراغ معنای پایه رفت.
«گماشته» نیز درباره نوع کار داوری نمیکند. ممکن است شخص برای نگهبانی، پیگیری امور، رساندن دستور یا اداره محلی تعیین شده باشد. وجه مشترک همه این نمونهها آن است که وظیفه از سوی دیگری سپرده شده است. همین بیطرفی نسبت به نوع مأموریت، دامنه معنایی پاسخ را با سرنخ کوتاه هماهنگ میکند.
ردپای معنای واژه در ترکیبها
سه عبارت «به کار گماشتن»، «بر کاری گماشتن» و «از سوی کسی گماشته شدن» چهرههای مختلف یک مفهوماند. در اولی، عمل تعیینکردن برجسته است؛ در دومی، حوزه مسئولیت مشخص میشود؛ و در سومی، توجه جمله روی فردی میرود که مأموریت را پذیرفته یا دریافت کرده است. «گماشته» نتیجه زبانی هر سه ساخت است.
همین نکته تفاوت آن را با «داوطلب» نیز آشکار میکند. داوطلب خود برای انجام کار پیشقدم میشود، ولی گماشته از سوی یک مرجع تعیین میشود. همچنین «مستخدم» بیشتر بر استخدام و رابطه کاری دلالت دارد، در حالی که گماشته میتواند بدون اشاره به قرارداد یا مزد، تنها مأمورشدن را بیان کند.
جمعبندی معنایی پاسخ
برای سرنخ عام «مامور»، پاسخ مورد نظر گماشته است. این واژه به شخص منصوب و مأمور برای انجام وظیفه گفته میشود و از فعل «گماردن» ساخته شده است. صورت آن در جدول شش خانه دارد: «گ، م، ا، ش، ت، ه».
گزینههایی مانند کارگزار، فرستاده، عامل، پیشکار و ضابط تنها وقتی برتری پیدا میکنند که تعداد خانهها یا قیدهای سرنخ به اداره امور، اعزام، نمایندگی شخصی یا اختیار قانونی اشاره داشته باشد. در نبود این قرینهها، گماشته دقیقترین تطبیق است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!