پرش به محتوای اصلی

قول و قرار در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: وعده
واژه‌ای چهارحرفی برای قولی که به انجام کاری در آینده مربوط است.

چرا «وعده» پاسخ دقیق این سرنخ است؟

ترکیب «قول و قرار» در گفتار فارسی معمولاً به تعهدی زبانی اشاره دارد: کسی انجام کاری، حضور در جایی یا رخ دادن اتفاقی را برای آینده بر عهده می‌گیرد. «وعده» همین مفهوم را کوتاه و مستقیم منتقل می‌کند و به همین دلیل برای این سرنخ، به‌ویژه وقتی چهار خانه در اختیار است، پاسخ اصلی و طبیعی است.

وعده
قول برای آیندهقرار زمانینویدتعهد گفتاری
نقشه معنایی واژه وعدهوعده در مرکز و سه کاربرد قول، قرار و نوید در پیرامون آنوعدهقولقرارنوید

دامنه معنایی «وعده» در فارسی

وعده فقط هم‌معنی ساده «قول» نیست؛ این واژه معمولاً نگاه را به زمانی پس از لحظه سخن می‌برد. وقتی می‌گوییم «او وعده داد کتاب را برگرداند»، هم تعهد شخص روشن است و هم انجام کار به آینده واگذار شده است. در عبارت «وعده دیدار»، معنای قرار ملاقات برجسته‌تر می‌شود. در «وعده پیروزی» نیز کلمه به مفهوم نوید و خبر امیدبخش نزدیک می‌شود.

همین انعطاف معنایی سبب شده است «وعده» برای سرنخی متشکل از دو واژه «قول» و «قرار» مناسب باشد. بخش «قول» به تعهد اشاره می‌کند و بخش «قرار» می‌تواند زمان یا دیداری تعیین‌شده را به ذهن بیاورد؛ «وعده» در زبان فارسی هر دو شاخه را پوشش می‌دهد.

نکته ظریف: در «قول و قرار گذاشتن»، گاهی منظور مجموعه گفت‌وگوها و توافق‌های دو نفر است؛ اما وقتی باید این مفهوم در یک واژه فشرده شود، «وعده» از رایج‌ترین انتخاب‌هاست.

املای درست و ساخت‌های پرکاربرد

املای پاسخ به صورت «وعده» است: واو، عین، دال و ه. حرف پایانی در نوشتار «ه» است و نباید آن را با «ت» نوشت. در تلفظ معیار، پایان واژه صدای کوتاه «ـِ» دارد. شکل جمع عربی آن «وعود» در فارسی رسمی دیده می‌شود، ولی جمع فارسی «وعده‌ها» در زبان امروز روشن‌تر و رایج‌تر است.

وعده دادنپذیرفتن یا اعلام انجام کاری در آینده
به وعده وفا کردنعمل کردن به قولی که پیش‌تر داده شده است
وعده دیدارزمان یا قراری برای ملاقات

در ترکیب «خلف وعده»، معنای عمل نکردن به قول مطرح است و در برابر آن «وفای به وعده» قرار می‌گیرد. «وعده سرِ خرمن» نیز تعبیری کنایی برای قولی دور، نامطمئن یا بی‌پشتوانه است. این کاربردهای زنده نشان می‌دهند که هسته معنایی کلمه همواره نوعی انتظار برای تحقق در آینده است.

واژه‌های نزدیک؛ کدام یک دقیقاً هم‌معنی نیست؟

چند پاسخ نزدیک ممکن است برای صورت‌های دیگر یک سرنخ به کار بروند، اما طول و رنگ معنایی آن‌ها یکسان نیست. در شمارش حروف فارسی، فاصله و نشانه‌های آوایی خانه جداگانه به حساب نمی‌آیند.

عهد ۳ حرف

بر تعهدی استوار و گاه اخلاقی، دینی یا تاریخی دلالت دارد. «عهد بستن» معمولاً رسمی‌تر و سنگین‌تر از «وعده دادن» شنیده می‌شود.

قول ۳ حرف

نزدیک‌ترین هم‌معنی روزمره است. اگر سرنخ خود واژه «قول» را در صورت سؤال آورده باشد، پاسخ «وعده» از تکرار همان کلمه پرهیز می‌کند.

پیمان ۵ حرف

توافقی محکم میان دو فرد یا دو گروه را تداعی می‌کند و می‌تواند جنبه رسمی یا جمعی داشته باشد؛ مانند پیمان دوستی.

میعاد ۵ حرف

بیش از هر چیز بر زمان یا مکان وعده و دیدار تأکید دارد. «میعادگاه» نیز از همین حوزه معنایی ساخته شده است.

میثاق ۵ حرف

تعهدی مؤکد و جدی است و در متن‌های رسمی، دینی و ادبی بیشتر دیده می‌شود. بار آن از یک قول معمولی سنگین‌تر است.

قرار ۴ حرف

می‌تواند توافق، آرامش یا موعد ملاقات باشد. بنابراین تنها در بافت مناسب به «وعده» نزدیک می‌شود و همیشه جای آن را نمی‌گیرد.

تفاوت تعهد گفتاری با توافق رسمی

«وعده» غالباً از سخن یک فرد درباره آینده پدید می‌آید: وعده کمک، وعده بازگشت یا وعده انجام کار. در مقابل، «قرارداد» یک توافق حقوقی و معمولاً مکتوب است و «معاهده» بیشتر میان دولت‌ها یا طرف‌های رسمی به کار می‌رود. پس این دو واژه، با وجود داشتن عنصر تعهد، جایگزین مستقیم سرنخ کوتاه «قول و قرار» نیستند. «قرارداد» هفت حرف و «معاهده» شش حرف دارد و از نظر طول نیز با پاسخ چهارحرفی این صفحه سازگار نیست.

ریشه و خانواده واژه

«وعده» واژه‌ای با ریشه عربی است که از دیرباز در فارسی جا افتاده و ساخت‌های فارسی فراوانی با آن ساخته شده است؛ مانند «وعده‌دادن»، «وعده‌گرفتن»، «وعده‌گاه» و «وعده‌خلاف». حضور آن در زبان رسمی و محاوره‌ای باعث شده نه بیگانه و دشوار به نظر برسد و نه به سبکی خاص محدود بماند.

«موعود» نیز با همین خانواده پیوند دارد و به شخص یا چیزی گفته می‌شود که آمدن یا تحققش وعده داده شده است. «موعد» بیشتر زمان تعیین‌شده را می‌رساند؛ برای نمونه، موعد پرداخت یا موعد تحویل. بنابراین هرچند «موعد»، «موعود» و «وعده» از یک حوزه واژگانی‌اند، نقش و معنای آن‌ها قابل جابه‌جایی نیست: وعده خودِ قول است، موعد زمان مقرر و موعود آن‌کس یا آن‌چیزی است که وعده‌اش داده شده.

نمونه‌هایی که معنای پاسخ را روشن می‌کنند

وعده به معنای قول

در جمله «نویسنده وعده داد نسخه تازه را بفرستد»، کلمه به تعهد شخص برای یک عمل آینده اشاره دارد. اگر «وعده» حذف و «پیمان» جایگزین شود، جمله لحن غیرطبیعی و بیش از اندازه رسمی پیدا می‌کند.

وعده به معنای قرار

در جمله «سرِ وعده حاضر شد»، منظور این است که شخص در زمان توافق‌شده آمد. این کاربرد، بخش دوم سرنخ یعنی «قرار» را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد چرا یک واژه می‌تواند هر دو سوی عبارت را پوشش دهد.

وعده به معنای نوید

در جمله «ابرهای بهاری وعده باران می‌دادند»، گوینده تعهد انسانی را بیان نمی‌کند؛ نشانه‌ها از رخدادی در آینده خبر می‌دهند. این کاربرد ادبی، مفهوم امید یا انتظار را به کلمه می‌افزاید.

جمع‌بندی معنایی: برای «قول و قرار» پاسخ اصلی «وعده» است. چهار حرف، املای روشن و توانایی بیان هم‌زمانِ تعهد و قرار آینده، آن را از گزینه‌های رسمی‌تری چون پیمان و میثاق متمایز می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.