پرش به محتوای اصلی

قوی در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: نیرومند

معادل فارسی و هفت‌حرفیِ «قوی» است.

سرنخ کوتاه «قوی» یک صفت می‌خواهد؛ یعنی واژه‌ای برای کسی یا چیزی که نیرو، توان یا استحکام زیادی دارد. در این عنوان، پاسخ ثبت‌شده و دقیق نیرومند است. این واژه هم از نظر معنا بی‌واسطه با سرنخ جور درمی‌آید و هم صورت نوشتاری روشنی دارد؛ بنابراین لازم نیست آن را با فاصله یا نیم‌فاصله بنویسیم.

معنای مرکزی پاسخ

«نیرومند» یعنی برخوردار از نیروی بسیار؛ صفتی که می‌تواند قدرت بدن، اثرگذاری یک عامل، استحکام یک ساختار یا نفوذ یک اندیشه را بیان کند. پس دامنه آن فقط به زور بازو محدود نیست.

صورت جدول

پاسخ از هفت حرف ساخته شده است:

نیرومند

چرا «نیرومند» دقیقاً با سرنخ سازگار است؟

واژه «قوی» در فارسی چند کاربرد نزدیک دارد: گاهی از توان بدنی سخن می‌گوید، گاهی از شدت و اثر، و گاهی از استحکام یا نفوذ. «نیرومند» بیشتر این کاربردها را بدون تغییر نقش دستوری پوشش می‌دهد. «مردی قوی» را می‌توان «مردی نیرومند» گفت؛ «جریانی قوی» می‌تواند «جریانی نیرومند» باشد و «استدلالی قوی» نیز در بافت مناسب «استدلالی نیرومند» خوانده می‌شود. هر دو واژه صفت‌اند و همین هم‌نقشی برای پاسخ جدول اهمیت دارد.

این پاسخ از دو جزء آشنا ساخته شده است. «نیرو» هسته معنایی واژه و نشان‌دهنده توان و قدرت است؛ «مند» نیز پسوندی به معنای دارا بودن می‌سازد. حاصل ترکیب، به‌سادگی «دارای نیرو» است:

نیرو+مندنیرومند

در پیوند این دو جزء، واژه به صورت یکپارچه نوشته می‌شود: نیرومند. شکل «نیرو مند» املای معیار نیست. نکته دیگر این است که «و» در بخش «نیرو» یکی از حروف واژه است؛ بنابراین هنگام شمردن خانه‌ها نباید آن را صرفاً نشانه آوایی فرض کرد یا کنار گذاشت.

قدرت در سه بافت متفاوت

شناخت گستره معنایی پاسخ کمک می‌کند روشن شود چرا یک واژه واحد می‌تواند برای نمونه‌های گوناگون «قوی» به کار برود. البته رنگ معنایی آن در هر جمله کمی تغییر می‌کند:

انسان

«کشتی‌گیر نیرومند» بر نیروی جسمانی و توان انجام کار دشوار دلالت دارد.

پدیده

«موج نیرومند» شدت، حرکت و اثر زیاد یک نیروی طبیعی را نشان می‌دهد.

مفهوم

«انگیزه نیرومند» از عامل درونی پراثر و پایدار سخن می‌گوید، نه قدرت بدنی.

پس اگر سرنخ فقط «قوی» باشد و هفت خانه در اختیار داشته باشیم، «نیرومند» انتخابی طبیعی است. اگر جمله یا قرینه‌ای همراه سرنخ باشد، باید دید قدرت مورد نظر جسمانی است، ذهنی است یا به شدت یک پدیده اشاره دارد؛ اما پاسخ ثبت‌شده این عنوان همان صورت عام و فراگیر واژه است.

نقشه معنایی واژه نیرومندواژه نیرومند در مرکز است و با سه شاخه توان جسمانی، شدت پدیده و اثرگذاری معنوی ارتباط دارد.نیرومندتوان جسمانیاثر معنویشدت پدیده
«نیرومند» بسته به اسمِ همراهش، قدرت جسم، شدت پدیده یا اثر یک عامل غیرمادی را توصیف می‌کند.

گزینه‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

برای «قوی» مترادف‌های دیگری هم وجود دارد، ولی همگی پاسخ یکسانی برای هر جدول نیستند. تعداد خانه‌ها نخستین تفاوت آشکار است و پس از آن، لحن و بافت سرنخ تعیین‌کننده می‌شود.

توانا

پنج‌حرفی است و بیشتر بر قابلیت و توانایی انجام دادن کار تأکید دارد. یک مدیر توانا الزاماً از نظر جسمی پرزور نیست؛ بنابراین معنای آن در بسیاری از جمله‌ها مهارتی‌تر از «نیرومند» است.

زورمند

هفت‌حرفی و از نظر ساخت شبیه پاسخ اصلی است، اما «زور» آن را بیشتر به قدرت جسمانی یا غلبه نزدیک می‌کند. برای شخص یا نیرویی که زور فراوان دارد مناسب است، ولی در تعبیرهایی مثل «انگیزه قوی» همیشه طبیعی‌ترین انتخاب نیست.

پرتوان

هفت حرف دارد و معنای آن بسیار نزدیک است. این صفت بر فراوانی توان تأکید می‌کند و در توصیف فرد، گروه یا فعالیت پرانرژی به کار می‌رود؛ با این حال پاسخ قطعی این عنوان «نیرومند» است.

قدرتمند

هشت‌حرفی است و علاوه بر نیرو، می‌تواند اقتدار سیاسی، اجتماعی یا فنی را برساند؛ مانند «کشور قدرتمند» یا «پردازنده قدرتمند». یک خانه بیشتر از «نیرومند» می‌خواهد.

پرزور

شش‌حرفی و صریحاً مربوط به زور زیاد است. در گفتار و توصیف بدنی مستقیم‌تر شنیده می‌شود و گستره معنایی پاسخ اصلی را ندارد.

تمایز مهم: «تهمتن» نام‌گونه و ادبی است و در فرهنگ حماسی برای پهلوان ستبر و نیرومند به کار می‌رود؛ «قلچماق» نیز لحنی عامیانه دارد و غالباً هیکل درشت و زور بازو را تداعی می‌کند. این دو را نباید بدون قرینه ادبی یا محاوره‌ای جانشین پاسخ خنثی و معیار دانست.

نمونه‌هایی که معنی را روشن می‌کنند

«باد نیرومند شاخه‌ها را خم کرد.»
در این جمله، نیرومند به شدت و نیروی اثرگذار باد اشاره می‌کند.
«او بدنی نیرومند و آماده داشت.»
اینجا واژه درست مانند «قوی» ویژگی جسمانی انسان را توصیف می‌کند.
«پیوند نیرومندی میان تجربه و تصمیم او وجود داشت.»
در این کاربرد، قدرت رابطه و اثر آن مطرح است و هیچ معنای بدنی در کار نیست.
«صدای نیرومند خواننده فضای تالار را پر کرد.»
صفت، توان و حجم اثرگذاری صدا را می‌رساند؛ کاربردی که «پرزور» برای آن خوش‌آهنگ و دقیق نیست.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که پاسخ صرفاً یک معادل فرهنگ‌نامه‌ای نیست. ویژگی مهم «نیرومند» انعطاف آن است: با اسم‌های جاندار و بی‌جان می‌آید و هم نیروی محسوس و هم قدرت انتزاعی را بیان می‌کند. همین گستردگی، آن را برای سرنخی که فقط یک واژه عمومی مثل «قوی» دارد مناسب می‌سازد.

املاء، تلفظ و خانواده واژه

املای معیار پاسخ «نیرومند» است و همه اجزای آن پیوسته می‌آیند. تلفظ واژه بر پایه «نیرو» ساخته می‌شود و پسوند «مند» بدون حذف حرفی به آن می‌پیوندد. در نوشتن پاسخ، تبدیل «و» به حرکت یا حذف آن شمار حروف را به‌هم می‌زند. صورت جمع برای انسان‌ها «نیرومندان» است و اسمِ حالت آن «نیرومندی»؛ برای نمونه می‌گوییم «نیرومندیِ بدن» یا «نیرومندیِ استدلال».

پسوند «مند» در فارسی صفتِ دارندگی می‌سازد؛ همان الگویی که در «هنرمند»، «خردمند» و «دانشمند» نیز دیده می‌شود. در «نیرومند»، چیزی که دارنده آن معرفی می‌شود نیرو است. این ساخت شفاف، فرق ظریفی با «نیروزا» دارد: نیرومند خودش نیرو دارد، اما نیروزا چیزی است که نیرو ایجاد می‌کند یا می‌افزاید.

در نتیجه، برای عنوان حاضر پاسخ را دقیقاً نیرومند بنویسید: واژه‌ای هفت‌حرفی، پیوسته و هم‌نقش با صفت «قوی». پاسخ‌هایی مانند «توانا» یا «قدرتمند» تنها وقتی مطرح می‌شوند که تعداد خانه‌ها یا بافت سرنخ با آن‌ها سازگار باشد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.