پرش به محتوای اصلی

قرضی در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: عاریه
واژه‌ای پنج‌حرفی برای چیزی که موقتاً گرفته می‌شود و همان چیز باید بازگردد.

چرا «عاریه» جواب دقیق است؟

در فارسی، وقتی کتاب، ابزار، لباس یا وسیله‌ای را برای مدتی از دیگری می‌گیریم تا از آن استفاده کنیم و سپس خود همان وسیله را پس بدهیم، آن چیز «عاریه» است. صفت «قرضی» در زبان روزمره نیز برای چنین وسیله‌ای به کار می‌رود؛ بنابراین پیوند معنایی سرنخ با پاسخ کاملاً مستقیم است.

نکته تعیین‌کننده، موقتی بودن مالکیت نیست، بلکه باقی ماندن مالکیت برای صاحب اصلی است: گیرنده تنها اجازه استفاده دارد. به همین سبب «عاریه» از پاسخ‌هایی مانند خرید، بخشش یا هدیه جدا می‌شود.

تصویر معنایی واژه: استفاده، نه انتقال مالکیت

مسیر یک عاریه ساده است: وسیله از صاحب به استفاده‌کننده می‌رسد، مدتی در اختیار اوست و سرانجام همان وسیله به صاحب بازمی‌گردد. نمودار زیر این رفت‌وبرگشت را نشان می‌دهد و تفاوت اصلی آن را با قرض پول روشن می‌کند.

چرخه عاریه گرفتن یک کتابکتاب از صاحب به استفاده‌کننده داده می‌شود و همان کتاب پس از استفاده بازمی‌گردد. صاحب وسیله خودِ همان کتاب استفاده‌کننده بازگشت عین همان وسیله

مرز عاریه با قرض و امانت کجاست؟

در گفت‌وگوی روزانه ممکن است بگوییم «خودکار قرضی» یا «کتاب را قرض گرفتم» و منظورمان دقیقاً عاریه باشد. کاربرد تخصصی‌تر، میان چند مفهوم نزدیک فاصله می‌گذارد. دانستن این فاصله کمک می‌کند پاسخ جدول را نه فقط حفظ کنیم، بلکه دلیل آن را نیز بفهمیم.

عاریه

هدف، استفاده رایگان و موقت از یک مال است؛ پس از پایان استفاده، عین همان مال پس داده می‌شود. کتاب، چتر و دریل نمونه‌های روشن‌اند.

قرض یا وام

معمولاً چیزی مصرف‌شدنی یا مثلی مانند پول داده می‌شود و گیرنده معادل آن را برمی‌گرداند؛ همان اسکناس‌های نخست الزاماً بازنمی‌گردند.

امانت یا ودیعه

محور اصلی نگهداری است، نه بهره‌برداری. کسی که کیف را نزد دوستش می‌گذارد، لزوماً اجازه استفاده از محتویات آن را نداده است.

پس اگر کسی دوربین دوستش را برای یک سفر کوتاه بگیرد و بعد همان دوربین را تحویل دهد، نمونه به «عاریه» نزدیک است. اگر مبلغی بگیرد و بعد همان مقدار پول را بپردازد، «قرض» تعبیر دقیق‌تری است. اگر وسیله فقط برای مراقبت نزد او باشد، «امانت» برجسته‌تر می‌شود.

نمونه روشن: «برای تعمیر قفسه، یک پیچ‌گوشتی عاریه گرفتم و عصر همان ابزار را سالم پس دادم.» در این جمله، هم اجازه استفاده وجود دارد و هم بازگرداندن عین وسیله.

«عاریه» در جمله‌های فارسی چه حال‌وهوایی دارد؟

این واژه تنها اصطلاحی حقوقی نیست و در نوشته و گفتار نیز زنده است. گاهی اسم است و خودِ چیز گرفته‌شده را می‌رساند؛ گاهی در ترکیب‌هایی مانند «به عاریه گرفتن» یا «عاریه دادن» می‌آید. صفت رایج‌ترِ ساخته‌شده از آن «عاریتی» است: کتاب عاریتی، لباس عاریتی یا ابزار عاریتی.

کاربرد روزمره«نردبان همسایه عاریه بود؛ پس از پایان کار آن را برگرداندیم.» تأکید جمله بر موقت بودن استفاده و بازگشت همان نردبان است.
کاربرد مجازی«لبخند عاریه‌ای» یا «شکوه عاریتی» چیزی اصیل و پایدار را نشان نمی‌دهد؛ گویی ظاهر یا اعتبار برای مدتی از جایی دیگر گرفته شده است.
ترکیب فعلی«به عاریه گرفتن» یعنی چیزی را برای استفاده موقت دریافت کردن؛ «به عاریه دادن» همین رابطه را از دید صاحب مال بیان می‌کند.
در زبان و ادبیاتگاهی زندگی، نام، زیبایی یا قدرت «عاریتی» خوانده می‌شود تا ناپایداری و تعلق نداشتن حقیقی آن برجسته شود.

پاسخ‌های نزدیک؛ چه زمانی درست‌اند؟

سرنخ کوتاه «قرضی» بدون تعداد خانه ممکن است چند هم‌معنی را به ذهن بیاورد، اما پاسخ ذخیره‌شده و متعارف این عنوان «عاریه» است. گزینه‌های نزدیک فقط وقتی باید بررسی شوند که تعداد حروف یا واژه‌های همراه سرنخ جهت دیگری بدهند.

عاریتهم‌معنای بسیار نزدیک و صورت ادبی‌تر است، اما شش حرف دارد. در عبارت «به عاریت گرفتن» طبیعی است؛ برای پنج خانه، «عاریه» مناسب‌تر خواهد بود.
وامگزینه‌ای سه‌حرفی است و بیشتر با پول، اعتبار و تعهد بازپرداخت پیوند دارد. برای سرنخ‌هایی مانند «قرض بانکی» یا «پول قرضی» احتمال آن بیشتر است.
امانتپنج حرف دارد، ولی معنای مرکزی آن سپردن برای حفظ کردن است. اگر سرنخ بر اعتماد، نگهداری یا مال سپرده‌شده تأکید کند، این گزینه قوت می‌گیرد.
مستعاربرای نام، لقب یا هویتی که شخص به جای نام واقعی به کار می‌برد مناسب است. «نام قرضی» می‌تواند نام مستعار باشد، اما خودِ «قرضی» به تنهایی الزاماً این معنا را ندارد.
عاریتیصفتی هفت‌حرفی به معنای قرضی و موقت است. از نظر دستوری با سرنخ هم‌خوان است، ولی تعداد خانه‌های پاسخ فعلی و جواب تثبیت‌شده به «عاریه» اشاره دارد.

ریشه معناییِ بازگشت همان چیز

ویژگی ظریف «عاریه» این است که منفعت یک وسیله برای مدتی در اختیار دیگری قرار می‌گیرد، نه خودِ مالکیت آن. صاحب کتاب همچنان صاحب کتاب است؛ تنها اجازه می‌دهد شخص دیگری آن را بخواند. گیرنده نیز حق ندارد رابطه را با بخشش اشتباه بگیرد یا مال را متعلق به خود بداند.

این ویژگی در تعریف فقهی و حقوقی عاریه هم دیده می‌شود: یک طرف به طرف دیگر اجازه می‌دهد از عین مال او به‌طور رایگان بهره ببرد. در بیان ساده، «عین مال» یعنی همان شیء مشخص؛ مثلاً همان دوچرخه با همان ویژگی‌ها، نه دوچرخه‌ای مشابه. رایگان بودن نیز عاریه را از اجاره جدا می‌کند، چون در اجاره استفاده از مال در برابر عوض و هزینه قرار می‌گیرد.

البته کاربرد جدول معمولاً به این دقت تخصصی نیاز ندارد. طراح با رابطه شناخته‌شده «قرضی = عاریه» کار می‌کند. توضیح دقیق‌تر فقط نشان می‌دهد چرا این انتخاب از نظر زبان و مفهوم محکم است و چرا بعضی مترادف‌های ظاهری در همه جمله‌ها قابل جایگزینی نیستند.

نکته املایی: «عاریه» را نباید «آریه» نوشت. واژه با حرف «ع» آغاز می‌شود. «عاریه‌ای» با نیم‌فاصله و پسوند «ای» نوشته می‌شود، در حالی که «عاریتی» صورت صفتی رایج دیگری است. همچنین «عاریه» با «عریان» هیچ پیوند معنایی ندارد.

چند مثال برای تشخیص سریع معنا

در «کتاب عاریه‌ای کتابخانه باید تا شنبه بازگردد»، خود کتاب به گردش درمی‌آید و باید تحویل داده شود. در «او برای خرید کتاب پول قرض گرفت»، پول قابل خرج شدن است و بعداً معادل آن بازپرداخت می‌شود. در «کلید خانه را به امانت نزد خواهرش گذاشت»، انتظار اصلی نگهداری امن است، نه استفاده آزادانه از خانه. این سه جمله نزدیک بودن واژه‌ها و در عین حال مرز معنایی‌شان را آشکار می‌کنند.

نمونه دیگری مانند «بازیگر با نامی مستعار فعالیت می‌کرد» به معنای قرضیِ نام مربوط است، نه عاریه یک شیء. از سوی دیگر، «اعتبار عاریتی» تصویری مجازی می‌سازد: اعتبار از خود شخص نجوشیده و وابسته به فرد یا موقعیتی دیگر است. بنابراین خانواده معنایی این پاسخ از اشیای ملموس تا وصف‌های ادبی امتداد پیدا می‌کند.

جمع‌بندی تناسب پاسخ با سرنخ

عاریه پنج حرف دارد، املای آن روشن است و در فرهنگ فارسی مستقیماً در کنار «قرضی» و «عاریت» قرار می‌گیرد. مهم‌ترین تصویر پشت واژه، گرفتن موقت چیزی برای استفاده و پس دادن همان چیز است. «وام» برای پاسخ سه‌حرفی و زمینه مالی، «امانت» برای نگهداری، «مستعار» برای نام قرضی و «عاریت» برای صورت شش‌حرفی قابل بررسی‌اند؛ اما برای عنوان حاضر، پاسخ اصلی و بی‌واسطه همان «عاریه» است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.