پرش به محتوای اصلی

قطور در جدول

۵ دقیقه مطالعه
پاسخ: ستبر
«ستبر» یعنی دارای ضخامت یا قطر زیاد.

برای سرنخ «قطور»، واژهٔ چهارحرفیِ ستبر پاسخی دقیق و خوش‌نشست در جدول است. این صفت فقط اندازه را بیان نمی‌کند؛ در بسیاری از ترکیب‌ها، همراه با ضخامت، تصویری از استحکام، انبوهی یا درشتی نیز می‌سازد. به همین دلیل «تنهٔ ستبر» در ذهن، تنه‌ای هم ضخیم و هم نیرومند را مجسم می‌کند.

هستهٔ معنایی «ستبر»

هرگاه چیزی نسبت به نمونهٔ معمول پهنا یا ضخامت بیشتری داشته باشد، می‌توان آن را ستبر خواند: جلد یک کتاب، تنهٔ درخت، دیوار، طناب، بازو یا لایه‌ای متراکم. این واژه در نثر ادبی و رسمی طبیعی‌تر از گفت‌وگوی روزانه است و اغلب لحنی تصویری و استوار دارد.

ضخامت زیاددرشتیاستواریانبوهی

چرا «ستبر» با سرنخ قطور جور درمی‌آید؟

«قطور» در معنای رایج خود صفت چیزی است که قطر یا ضخامت قابل توجهی دارد. «ستبر» همین ویژگی را با واژه‌ای فارسی و کوتاه منتقل می‌کند. کوتاهیِ چهارحرفی آن برای خانه‌های جدول مناسب است و هم‌معنایی مستقیمش باعث می‌شود بدون نیاز به برداشت کنایی، در برابر سرنخ قرار بگیرد.

با این حال، گسترهٔ «ستبر» کمی رنگین‌تر از یک اندازه‌گیری هندسی است. اگر بگوییم «لولهٔ قطور»، معمولاً قطر فیزیکی لوله منظور است؛ اما در «دیوار ستبر»، ضخامت با حس پایداری و دشواربودن نفوذ همراه می‌شود. در عبارت «صدای ستبر» نیز دیگر قطر ظاهری مطرح نیست و واژه به صدایی بم، پر و سنگین اشاره می‌کند. این گسترش معنایی، کاربرد ادبی آن را پربار کرده است.

کاربردهایی که معنی را روشن می‌کنند

تنهٔ ستبر درخت: تنه‌ای با قطر زیاد که معمولاً کهنسالی، ریشه‌داری و استحکام درخت را نیز تداعی می‌کند.

دیوار ستبر دژ: دیواری ضخیم و مقاوم؛ در این ترکیب، ستبری با توان دفاعی پیوند دارد.

کتاب یا جلد ستبر: کتابی حجیم یا جلدی ضخیم؛ بافت جمله مشخص می‌کند خود صفحات منظور است یا پوشش کتاب.

بازوان ستبر: بازوان درشت و نیرومند؛ اینجا واژه هم اندازه و هم توان بدنی را القا می‌کند.

صدای ستبر: صدایی بم، پرحجم و سنگین؛ نمونه‌ای که نشان می‌دهد واژه می‌تواند از ضخامت جسمانی به کیفیت شنیداری منتقل شود.

تفاوت پاسخ با واژه‌های نزدیک

همهٔ هم‌معنی‌ها در هر جمله قابل جابه‌جایی نیستند. موضوعِ توصیف و شمار خانه‌های جدول تعیین می‌کند کدام گزینه طبیعی‌تر است.

ضخیمهم‌معنی عمومی و بسیار رایج است. برای کاغذ، شیشه، پارچه، دیوار و لایه‌ها طبیعی می‌نشیند. این کلمه پنج حرف دارد و بیش از «ستبر» بر خودِ اندازه تمرکز می‌کند.
کلفتدر گفتار روزمره پرکاربرد است و می‌تواند ضخامت جسم یا درشتی صدا را برساند. بسته به جمله، گاهی لحن محاوره‌ای یا حتی ناخوشایند دارد؛ بنابراین از نظر سبکی همیشه جانشین ستبر نیست.
تنومندبیشتر دربارهٔ انسان، حیوان یا درختی با پیکر رشدکرده و نیرومند به کار می‌رود. برای شیشه یا ورق فلزی مناسب نیست، زیرا تنها «قطر زیاد» را بیان نمی‌کند.
تناوراغلب قامت بزرگ و پرتوان، به‌ویژه درخت یا انسان، را تصویر می‌کند. اگر سرنخ بر جثه و بالندگی تأکید داشته باشد ممکن است مطرح شود، ولی معادل مستقیم قطور در این جدول نیست.
نکتهٔ املایی: صورت معیار و امروزی پاسخ «ستبر» با حرف س است. ممکن است در جست‌وجوی متون قدیمی به صورت «سطبر» برخورد کنید، اما آن شکل تاریخی و کم‌کاربرد را نباید با املای رایج پاسخ جایگزین کرد.

«ستبر» دقیقاً چه چیزهایی را توصیف می‌کند؟

۱

اجسام دارای قطر: ستون ستبر، طناب ستبر و شاخهٔ ستبر نمونه‌هایی‌اند که در آنها پهنای مقطع به‌روشنی دیده می‌شود.

۲

سطح یا لایهٔ ضخیم: پوشش ستبر، پوست ستبر یا ابری ستبر، حس انباشتگی و تراکم را نیز به معنای اصلی اضافه می‌کند.

۳

اندام درشت: گردن یا شانهٔ ستبر، بزرگی اندام را همراه با نیرو و استواری نشان می‌دهد؛ نه صرفاً چاقی را.

۴

کاربرد مجازی: آوا یا صدای ستبر از حوزهٔ دیداری بیرون می‌رود و کیفیتی پر، بم و سنگین را وصف می‌کند.

بار معنایی؛ چیزی فراتر از «قطر زیاد»

اگر دو جملهٔ «درختی قطور در حیاط بود» و «درختی ستبر در حیاط بود» را کنار هم بگذاریم، هر دو از درشتی تنه خبر می‌دهند؛ ولی جملهٔ دوم معمولاً تصویری ادبی‌تر می‌سازد. ستبر می‌تواند قدمت، قدرت و پابرجایی را هم به ذهن بیاورد. همین ویژگی سبب شده است این صفت در وصف دژ، درخت، بازو و گردن خوش‌آهنگ باشد.

در مقابل، برای موقعیت‌های دقیق و فنی معمولاً «قطور» یا «ضخیم» روشن‌تر است: مثلاً «لوله‌ای با قطر ده سانتی‌متر» اندازه‌ای سنجش‌پذیر ارائه می‌دهد. «لولهٔ ستبر» اندازهٔ عددی ندارد و بیشتر یک برداشت حسی از درشتی ایجاد می‌کند. پس رابطهٔ این واژه‌ها هم‌معنایی است، اما لحن و موقعیت استفادهٔ آنها یکسان نیست.

چند جملهٔ تازه با پاسخ جدول

«شاخهٔ ستبر زیر وزن برف خم شد» نشان می‌دهد ضخامت، مانع انعطاف کامل نیست. در جملهٔ «برج با دیوارهای ستبر از دور پیدا بود»، واژه بر استحکام بنا تأکید می‌گذارد. «مرد، کتابی ستبر را از قفسه بیرون کشید» نیز حجیم‌بودن کتاب را به تصویر می‌کشد. این نمونه‌ها کمک می‌کنند پاسخ فقط مجموعه‌ای از چهار حرف نباشد و معنای آن در بافت‌های متفاوت به‌خاطر سپرده شود.

جمع‌بندی معنایی: در این سرنخ، «قطور» به معنای دارای ضخامت و قطر زیاد است و پاسخ چهارحرفی آن ستبر است. «ضخیم» و «کلفت» نزدیک‌ترین گزینه‌های عمومی‌اند، اما تعداد حروف و لحن ادبی‌ترِ ستبر، جایگاه آن را برای این پاسخ مشخص می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.