پرش به محتوای اصلی

قدرتمند در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: توانا
این واژهٔ پنج‌حرفی، برابر روان و دقیق «قدرتمند» است.

برای سرنخ «قدرتمند»، پاسخ ثبت‌شده و مناسب توانا است. این انتخاب هم از نظر معنا کاملاً با سرنخ جور درمی‌آید و هم صورت کوتاه و خوش‌خوانی دارد که در جدول‌های فارسی بسیار کاربردی است. «توانا» دربارهٔ کسی یا چیزی گفته می‌شود که توان، قابلیت یا نیروی انجام کار را دارد؛ بنابراین فقط زور جسمانی را نمی‌رساند و می‌تواند مهارت ذهنی، قدرت عملی یا شایستگی حرفه‌ای را هم بیان کند.

توانا

صفتی به معنای دارای توان، قادر، نیرومند و برخوردار از قدرت انجام دادن کار. اگر بگوییم «پزشکی توانا»، مقصود پزشکی ماهر و کارآمد است؛ در «بازوی توانا» جنبهٔ نیرو برجسته می‌شود و در «مدیری توانا» توانایی اداره و تصمیم‌گیری مورد نظر است.

چرا «توانا» دقیقاً با سرنخ هماهنگ است؟

هستهٔ معنایی «قدرتمند» داشتن قدرت است و هستهٔ معنایی «توانا» داشتن توان. در بسیاری از جمله‌ها این دو صفت می‌توانند جای یکدیگر بنشینند: فرد قدرتمند یا فرد توانا، نیروی قدرتمند یا نیروی توانا. با این حال، «توانا» معمولاً لحنی فارسی‌تر و دامنه‌ای گسترده‌تر دارد؛ چون توانایی می‌تواند از دانش، تجربه، مهارت، اراده یا نیروی بدنی سرچشمه بگیرد.

ساخت واژه نیز این ارتباط را روشن می‌کند. «توان» پایهٔ معنایی آن است و «ـا» در پایان، صفتی می‌سازد که دارندهٔ آن ویژگی را نشان می‌دهد. حاصل، واژه‌ای است برای کسی که می‌تواند از عهدهٔ کاری برآید. همین ایجاز باعث می‌شود «توانا» برای تعریف کوتاه «قدرتمند» پاسخی طبیعی باشد، بی‌آنکه توضیح اضافه‌ای در خانه‌های جدول لازم شود.

نکتهٔ معنایی: قدرت در این پاسخ الزاماً به معنی سلطه یا مقام سیاسی نیست. یک نویسنده، ورزشکار، تحلیل‌گر، موتور یا حتی زبان را می‌توان «توانا» خواند؛ در هر مورد نوع توان از بافت جمله فهمیده می‌شود.
گستره معنایی واژه تواناواژه توانا در مرکز است و چهار شاخه توان جسمی، مهارت، قدرت انجام کار و نفوذ را به هم پیوند می‌دهد. توانا توان جسمیمهارت و کاردانیقدرت انجام کاراثرگذاری

مرز میان پاسخ اصلی و واژه‌های نزدیک

«قدرتمند» مترادف‌های متعددی دارد، اما همهٔ آن‌ها در هر بافتی یکسان نیستند. تعداد خانه‌ها مهم‌ترین نشانه برای جدا کردن گزینه‌هاست؛ سپس باید دید سرنخ بر توان عمومی، نیروی جسمی، اقتدار یا مهارت تأکید دارد. در این عنوان، پاسخ ذخیره‌شده «توانا»ست و معنای عمومی سرنخ را بی‌کم‌وکاست منتقل می‌کند.

توانا پاسخ اصلی

پنج‌حرفی و مناسب برای توانایی عمومی. دربارهٔ انسان، اندیشه، دست، زبان، دستگاه یا مجموعه به کار می‌رود و لزوماً بار سیاسی یا جسمانی ندارد.

قوی سه‌حرفی

کوتاه‌تر است و می‌تواند از قدرت جسم، شدت یا استحکام سخن بگوید؛ مانند چای قوی یا بدنی قوی. تنها وقتی طول پاسخ سه خانه باشد گزینهٔ محتمل‌تری می‌شود.

مقتدر شش‌حرفی

بیشتر بر اقتدار، فرمان‌روایی و توان اعمال قدرت دلالت دارد. برای دولت، فرمانده یا مدیری که اختیار و نفوذ دارد دقیق‌تر از توصیف یک هنرمند ماهر است.

نیرومند هشت‌حرفی

بر برخورداری از نیرو تأکید می‌کند و برای بدن، سپاه، جریان یا عامل اثرگذار مناسب است. از نظر معنا نزدیک است، اما طول آن با پاسخ پنج‌خانه‌ای «توانا» یکی نیست.

زورمند هفت‌حرفی

معمولاً تصویر قدرت بدنی یا زور را پررنگ می‌کند. اگر تعریف جدول به پهلوان، شخص قوی‌هیکل یا نیروی فیزیکی اشاره داشته باشد، این تفاوت ارزش توجه دارد.

قادر چهارحرفی

یعنی کسی که قدرت و امکان انجام کاری را دارد. اغلب با حرف اضافه و متمم می‌آید، مانند «قادر به حرکت»، و از نظر طول یک خانه از «توانا» کوتاه‌تر است.

«توانا» در ترکیب‌های زندهٔ فارسی

بهترین راه برای دریافت ظرافت این پاسخ، دیدن همراهان طبیعی آن است. واژهٔ «توانا» در نقش صفت پس از اسم می‌آید و ویژگیِ صاحب توان را بیان می‌کند. نوع قدرت در هر ترکیب تغییر می‌کند، ولی مفهوم مشترک همان قابلیت و کارآمدی است.

دانشمند توانادست توانامدیر تواناذهن تواناسخنران تواناگروه توانا
«او مترجمی تواناست.» در این جمله، قدرت به دانش زبان و مهارت انتقال معنا مربوط است، نه زور بازو.
«این سامانه در پردازش داده‌ها تواناست.» صفت، ظرفیت و کارایی یک ابزار را نشان می‌دهد و ثابت می‌کند کاربرد آن به انسان محدود نیست.
«تیمی توانا وارد رقابت شد.» در این بافت، مجموعه‌ای از آمادگی، هماهنگی و نیروی رقابت در نظر است.
«او با دستی توانا این نقش را آفرید.» «دست توانا» کنایه‌ای روشن از مهارت و استادی صاحب اثر است.

از «توان» تا «توانایی»؛ خانوادهٔ معنایی پاسخ

واژه‌های «توان»، «توانا»، «توانایی»، «توانمند» و «توانستن» پیرامون یک مفهوم ساخته شده‌اند: امکان یا قدرت انجام کار. «توان» نامِ نیرو یا ظرفیت است؛ «توانا» صفتِ دارندهٔ آن؛ «توانایی» نامِ کیفیت یا قابلیت؛ و «توانمند» نیز صفتی نزدیک به تواناست که در نثر امروز فراوان دیده می‌شود. شناخت این پیوند کمک می‌کند پاسخ صرفاً مجموعه‌ای از پنج حرف نباشد، بلکه منطق معنایی آن نیز روشن بماند.

«توانمند» هفت حرف دارد و در بسیاری از جمله‌ها جانشین «توانا» می‌شود، اما اندکی رسمی‌تر یا سازمانی‌تر به گوش می‌رسد؛ برای نمونه «نیروی انسانی توانمند». در مقابل، «توانا» موجز است و در ترکیب‌های ادبی و روزمره، از «کودک توانا» تا «قلم توانا»، روان می‌نشیند. پس اگر تقاطع‌ها پنج خانه نشان دهند، افزودن «مند» هم از نظر طول و هم از نظر پاسخ ثبت‌شده نادرست خواهد بود.

توانا ← ناتوانمتضاد مستقیم پاسخ «ناتوان» است؛ یعنی کسی یا چیزی که توان کافی ندارد. «ضعیف» و «عاجز» نیز در بعضی بافت‌ها مقابل معنایی آن‌اند، اما دقیق‌ترین تقابل ساختاری همان توانا/ناتوان است.

دقت‌های نگارشی و آوایی

صورت معیار پاسخ «توانا» است. این واژه یکپارچه نوشته می‌شود و میان اجزای آن فاصله یا نیم‌فاصله قرار نمی‌گیرد. نباید آن را با «توان‌ها» اشتباه کرد: «توانا» یک صفت مفرد است، اما «توان‌ها» جمعِ «توان» با نشانهٔ جمع «ها»ست و معنایی کاملاً متفاوت دارد. در نوشتار معمول نیز اعراب‌گذاری لازم نیست.

تلفظ واژه با تکیهٔ طبیعی بر بخش پایانی شنیده می‌شود: تَوانا. وجود دو «الف» در جایگاه سوم و پنجم برای حل جدول مهم است. ترتیب دقیق حروف از راست به چپ «ت، و، ا، ن، ا» است؛ بنابراین اگر حروف تقاطعی آغاز «تـ» و پایان «ـنا» را ساخته باشند، پاسخ با اطمینان بیشتری تثبیت می‌شود.

از نظر دستوری، «توانا» صفت است و در فارسی برای جنسیت یا شمار تغییر شکل نمی‌دهد: «مرد توانا»، «زن توانا» و «افراد توانا». اگر جمع به صورت اسمی به کار رود، «توانایان» نیز ساخته می‌شود، اما این صورت دیگر پاسخ سرنخ حاضر نیست و تعداد حروف بیشتری دارد.

انتخاب درست بر پایهٔ لحن سرنخ

گاهی یک تعریف بسیار کوتاه چند مترادف درست دارد و پاسخ قطعی را شبکهٔ حروف تعیین می‌کند. با این همه، لحن سرنخ راهنمای خوبی است. «دارای اقتدار» به «مقتدر» نزدیک‌تر است؛ «دارای زور فراوان» می‌تواند «زورمند» باشد؛ «دارای نیروی بدنی» به «نیرومند» میل می‌کند؛ و «قادر و دارای توان» مستقیماً «توانا» را به ذهن می‌آورد. سرنخ کلی «قدرتمند» بدون قید اضافی، ظرفیت معنایی گستردهٔ «توانا» را می‌پذیرد.

نباید تفاوت طول واژه‌ها را اختلاف معنایی مطلق دانست. «قوی»، «توانا» و «نیرومند» در بسیاری از جمله‌ها هم‌معنا می‌شوند، اما طراح جدول با تعداد خانه‌ها یکی را هدف می‌گیرد. در این مورد، پاسخ پنج‌حرفی ذخیره‌شده با تعریف فرهنگ‌ها نیز همسو است و نیازی به جایگزین کردن آن با شکل بلندتر یا تخصصی‌تر وجود ندارد.

جمع‌بندی واژه: پاسخ نهایی «توانا» است؛ صفتی پنج‌حرفی به معنی دارای توان، قادر و قدرتمند. «قوی» برای سه خانه، «قادر» برای چهار خانه، «مقتدر» برای بافت اقتدار و «نیرومند» برای تأکید بر نیرو از جایگزین‌های وابسته به طول و قرینه‌اند، اما برای عنوان حاضر همان «توانا» انتخاب مستقیم و معتبر است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.