پرش به محتوای اصلی

عهد در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: پیمان
در معنای قول و تعهد، «پیمان» برابر فارسی و مستقیمِ عهد است.

سرنخ کوتاه «عهد» معمولاً به یک هم‌معنی فارسی نیاز دارد و پاسخ ذخیره‌شده برای این مدخل پیمان است. این انتخاب از نظر معنا دقیق است: وقتی کسی عهدی می‌بندد، خود را به انجام کاری یا حفظ رابطه‌ای ملزم می‌کند؛ همان مفهومی که در «پیمان بستن» وجود دارد. البته عهد یک معنای زمانی نیز دارد و همین دوگانگی سبب می‌شود پاسخ بعضی جدول‌ها با توجه به تعداد خانه‌ها یا عبارت کامل سرنخ تغییر کند.

پیمان

واژه‌ای فارسی برای قرارِ استوار میان دو یا چند طرف؛ ممکن است شخصی و اخلاقی باشد، مانند پیمان دوستی، یا رسمی باشد، مانند پیمان صلح. در این مدخل، همین هسته معنایی پاسخ را به «عهد» پیوند می‌دهد.

دو شاخه معنایی که نباید با هم اشتباه شوند

عهد به معنای تعهد

در ترکیب‌هایی مانند «وفای به عهد»، «نقض عهد» و «عهد بستن»، سخن از قولی الزام‌آور است. پاسخ‌های این شاخه می‌توانند پیمان، میثاق، قول یا وعده باشند؛ با این حال «پیمان» جامع‌ترین برابر برای سرنخِ تنها و بدون قید است.

عهد به معنای دوره

در عبارت‌هایی مانند «عهد صفوی» یا «عهد باستان»، این کلمه به دوره، عصر یا روزگار اشاره دارد. اگر سرنخ بر تاریخ، حکومت یا زمانه تأکید کند، «عصر» یا «دوره» از پیمان مناسب‌تر خواهد بود.

پس عبارت پیرامون سرنخ تعیین‌کننده است. «حفظ عهد» به حوزه تعهد تعلق دارد، اما «آثار عهد ساسانی» کاملاً زمانی است. عنوان حاضر فقط «عهد» را می‌پرسد و پاسخ تعیین‌شده آن «پیمان» است؛ بنابراین معنای نخست مبنا قرار می‌گیرد.

نقشه معنایی عهد و پاسخ پیمانعهد در معنای تعهد به پیمان، میثاق و قول می‌رسد و در معنای زمان به عصر، دوره و روزگار. عهد تعهد و قرار پیمان • میثاق • قول پاسخ این سرنخ: پیمان زمان و تاریخ عصر • دوره • روزگار وابسته به قید تاریخی

پیمان دقیقاً چه چیزی را می‌رساند؟

پیمان صرفاً یک گفته معمولی نیست؛ در آن نوعی پایبندی نهفته است. دوستی که قول ساده‌ای درباره یک کار روزمره می‌دهد، ممکن است فقط «قول» داده باشد، اما «پیمان» اغلب دوام، اهمیت یا دوطرفه بودن بیشتری را القا می‌کند. از همین رو «عهد و پیمان» در فارسی به صورت یک ترکیب تأکیدی هم دیده می‌شود: دو واژه نزدیک کنار هم می‌آیند تا استواری تعهد را برجسته کنند.

این نزدیکی معنایی به معنای یکسان بودن کامل همه کاربردها نیست. «پیمان صلح» طبیعی است، ولی برای خبر دادن از انجام یک کار کوچک معمولاً «قول» طبیعی‌تر به گوش می‌رسد. برعکس، «پیمان دوستی» رابطه‌ای ماندگار را تداعی می‌کند، در حالی که «وعده دیدار» بیشتر به رخدادی در آینده اشاره دارد.

پیمان دوستیپیمان صلحپیمان همکاریپیمان وفاداریپیمان بستنپیمان شکستن

فرق پاسخ اصلی با گزینه‌های نزدیک

میثاقتعهدی استوار و غالباً رسمی، دینی یا اخلاقی را می‌رساند. برای سرنخ‌هایی مانند «عهد محکم» یا «پیمان استوار» گزینه‌ای جدی است، اما در اینجا پاسخ اصلی همان پیمان است.
قولبیشتر بر سخنی تکیه دارد که گوینده انجام کاری را به عهده می‌گیرد. لحن آن روزمره‌تر و دامنه‌اش از پیمان شخصی‌تر است؛ «قول دادن» لزوماً قرارداد دوطرفه نمی‌سازد.
وعدهبه خبر یا تعهد درباره آینده نزدیک است. عنصر زمان آینده در آن برجسته‌تر است؛ مانند وعده دیدار یا وعده کمک. هر وعده می‌تواند نوعی عهد باشد، ولی هر عهد صرفاً وعده یک رویداد آینده نیست.
قراربنا بر جمله می‌تواند توافق، تصمیم یا زمان ملاقات باشد. اگر سرنخ «عهد و قرار» باشد با حوزه پیمان هم‌پوشانی دارد، اما چندمعنایی آن از «پیمان» بیشتر است.
سوگندبیانی تشریفاتی یا مؤکد برای گواه گرفتن و تضمین را می‌رساند. سوگند می‌تواند یک عهد را استوار کند، اما خودِ آن همیشه مترادف کامل پیمان نیست.
نکته معنایی: «بیعت» نیز گاهی در فهرست واژه‌های نزدیک دیده می‌شود، ولی معنای ویژه‌ای دارد: اعلام فرمان‌برداری یا وفاداری به یک حاکم یا رهبر. بنابراین فقط در سرنخی با زمینه سیاسی یا تاریخی مناسب است و جایگزین عمومی «عهد» نیست.

عهد در جمله چگونه معنای خود را آشکار می‌کند؟

هم‌نشینی واژه‌ها بهترین راه تشخیص شاخه معنایی عهد است. فعل‌های «بستن»، «شکستن»، «تجدید کردن» و «وفا کردن» معمولاً ما را به مفهوم پیمان می‌رسانند. در مقابل، نام یک سلسله، پادشاه، نویسنده یا مرحله زندگی پس از عهد، نشانه معنای دوره و روزگار است.

«او به عهد خود وفا کرد.» در این جمله عهد همان قول یا پیمان است؛ پس «پیمان» جایگزینی روشن و طبیعی خواهد بود.
«این بنا از عهد قاجار باقی مانده است.» اینجا نمی‌توان پیمان را جایگزین کرد؛ عهد یعنی دوره یا عصر قاجار.
«دو گروه عهد صلح بستند.» معنی بر توافق دوطرفه و پایدار تکیه دارد و «پیمان صلح» تعبیر دقیق‌تری است.

ترکیب‌های ساخته‌شده از عهد چه می‌گویند؟

وفای به عهد یعنی عمل کردن به چیزی که پذیرفته یا گفته شده است. سوی مقابل آن نقض عهد یا عهدشکنی است؛ یعنی کنار گذاشتن تعهد. تجدید عهد نیز تازه کردن و دوباره اعلام کردن پیمانی پیشین را می‌رساند. حضور همین ترکیب‌ها نشان می‌دهد که هسته اصلی واژه در این کاربرد، پایبندی است نه صرفاً بیان یک جمله.

هم‌عهد برای کسی یا گروهی به کار می‌رود که با دیگری پیمان دارد. متعهد نیز کسی است که مسئولیت یا الزامی را پذیرفته است. «معاهده» صورت رسمی‌تر و معمولاً مکتوبِ توافق میان دولت‌ها یا نهادهاست؛ بنابراین اگر سرنخ از سند رسمی میان کشورها سخن بگوید، «معاهده» ممکن است دقیق‌تر از واژه عمومی پیمان باشد.

چرا «عصر» پاسخ این مدخل نیست؟

«عصر» از معانی درست عهد است، اما نه در همه جمله‌ها. فرهنگ واژگان برای یک کلمه چند معنی ثبت می‌کند، در حالی که هر مدخل جدول تنها یکی از آنها را با توجه به پاسخ تعیین‌شده هدف می‌گیرد. در «عهد در جدول» پاسخ ذخیره‌شده «پیمان» است و بنابراین برداشت اخلاقی و قراردادی مدنظر قرار دارد. «عصر» زمانی مطرح می‌شود که صورت سرنخ چیزی مانند «عهد و زمانه»، «دوره تاریخی» یا عبارتی همراه نام یک حکومت باشد.

«روزگار» نیز به همین شاخه زمانی تعلق دارد و حال‌وهوای ادبی‌تری دارد. «دوره» خنثی‌تر است و بازه‌ای مشخص را بیان می‌کند. این سه واژه پاسخ‌های ساختگی یا نادرست نیستند؛ فقط به معنای دوم عهد مربوط‌اند و نباید جای پاسخ قطعی این صفحه نشانده شوند.

جمع‌بندی معنایی: اگر «عهد» بدون قید و در معنای تعهد آمده باشد، پاسخ موردنظر پیمان است. میثاق بر استواری و رسمیت، قول بر بیان شخصی، وعده بر آینده و عصر بر معنای تاریخی تکیه دارند. همین تفاوت کوچک، گزینه اصلی را از واژه‌های نزدیک جدا می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.