پرش به محتوای اصلی

طلا در جدول

۵ دقیقه مطالعه

پاسخ: زر

«زر» برابر فارسی و دوحرفیِ طلاست.

وقتی در جدول برای سرنخ «طلا» تنها دو خانه در نظر گرفته شده باشد، جواب دقیق و رایج زر است. این واژه نه یک مخفف جدولی، بلکه نام اصیل فارسی همان فلز گران‌بهای زردرنگ است؛ به همین دلیل هم از نظر معنا و هم از نظر تعداد حروف، بی‌واسطه با سرنخ جور درمی‌آید.

زردو حرف: ز + ر

معنای دقیق جواب

«زر» در معنای اصلی خود همان طلا است. در نوشته‌های فارسی، به‌ویژه شعر، نثر کهن و ترکیب‌های ادبی، این نام در برابر «سیم» به معنی نقره قرار می‌گیرد. کوتاهی کلمه باعث شده است که در جدول‌های واژه‌ای نیز یکی از جواب‌های بسیار شناخته‌شده برای سرنخ طلا باشد.

اسمفارسیدوحرفیهم‌معنی طلا

چرا «زر» کاملاً با سرنخ سازگار است؟

رابطه میان این سرنخ و پاسخ، رابطه تعریف مستقیم است: طلا نام رایج‌تر امروزی و زر برابر فارسی آن است. طراح جدول معمولاً از همین جابه‌جایی میان یک واژه آشنا و مترادف کوتاه‌تر بهره می‌برد. اگر الگوی خانه‌ها «ز ـ ر» باشد، نیازی به افزودن پسوند، تغییر املا یا برداشت کنایی نیست.

زر گاهی افزون بر خود فلز، مفهوم پول، مال یا ثروت را نیز تداعی می‌کند. این گسترش معنا از روزگاری آمده که سکه‌ها و دارایی‌های ارزشمند با فلزات گران‌بها پیوند نزدیک داشتند. بااین‌حال، در سرنخ ساده و بی‌قید «طلا»، همان معنای نخست و حقیقی کلمه مورد نظر است.

نقشه معنایی واژه زرزر در مرکز قرار دارد و با طلا، زرین، زرگر و سیم ارتباط معنایی نشان می‌دهد.زرطلا: هم‌معنیزرین: طلاییزرگر: سازندهسیم: نقره

خانواده واژه و ردّ معنای طلا

معنای «زر» در واژه‌های ساخته‌شده از آن نیز روشن می‌ماند. زرین یعنی طلایی یا منسوب به زر؛ چیزی که از طلا ساخته شده یا رنگ و درخشندگی طلا دارد. زرگر کسی است که با طلا و زیورهای طلایی کار می‌کند و زرگری نام این پیشه است. در زراندود نیز جزء نخست نشان می‌دهد که سطح چیزی با لایه یا نمایی از طلا پوشیده شده است.

زرین

صفتی برای جنس، رنگ یا شکوه طلایی؛ مانند «جام زرین». وجود «زر» در آغاز کلمه، معنای پایه را حفظ می‌کند.

زرگر

نام پیشه‌وری که طلا را می‌سازد، تعمیر می‌کند یا به صورت زیور درمی‌آورد. «گر» در این ترکیب نقش سازنده و کارورز دارد.

زراندود

چیزی که روی آن را با طلا یا پوششی طلایی آراسته‌اند؛ بنابراین لزوماً تمام جسم از طلای خالص نیست.

زرفام

یعنی دارای رنگ و جلوه زر. این ترکیب بیشتر بر شباهت رنگ و درخشش تأکید دارد تا جنس واقعی.

«زر» در برابر جواب‌های نزدیک

زر

انتخاب اصلی: دو حرف دارد، فارسی است و مستقیماً به معنی طلا می‌آید. برای سرنخ حاضر کامل‌ترین تطابق را دارد.

ذهب

واژه عربی به معنی طلاست و سه حرف دارد. تنها وقتی تعداد خانه‌ها سه باشد یا سرنخ صریحاً «طلای عربی» بخواهد، می‌تواند مطرح شود.

سیم

در فارسی ادبی معمولاً به معنی نقره است، نه طلا. مجاورت مکرر «زر و سیم» نباید سبب جابه‌جایی این دو معنا شود.

واژه‌هایی مانند «زَرین» یا «طلایی» نیز از نظر مفهومی نزدیک‌اند، اما صفت هستند و تعداد حروف بیشتری دارند. «گوهر» هم معنای سنگ یا ماده گران‌بها می‌دهد و مترادف دقیق طلا نیست. پس در یک جدول دقیق، طول پاسخ و نقش دستوری مشخص می‌کند که این گزینه‌ها جای «زر» را نمی‌گیرند.

نکته املایی: جواب با «ز» آغاز می‌شود و با «ر» پایان می‌یابد: زَر. حرکت فتحه در نوشتار عادی ثبت نمی‌شود؛ بنابراین شکل واردشده در خانه‌های جدول همان «زر» است.

کاربرد ادبی و تصویری واژه

«زر» در زبان ادبی فقط نام ماده نیست؛ در ترکیب‌ها تصویری از زردی، تابش، ارزش و شکوه می‌سازد. وقتی از «خورشید زرفام» سخن می‌رود، مقصود این نیست که خورشید واقعاً از طلا ساخته شده، بلکه رنگ و درخشش آن با زر سنجیده می‌شود. در مقابل، عبارتی مانند «سکه زر» معمولاً به خود فلز و ارزش مادی آن اشاره دارد.

هم‌نشینی «زر و سیم» نیز در متن‌های فارسی رایج است. زر در این جفت به طلا و سیم به نقره اشاره می‌کند و مجموع آن‌ها می‌تواند کنایه از مال و دارایی باشد. همین کاربرد دوگانه توضیح می‌دهد که چرا گاهی «زر» در جمله‌ای معنایی گسترده‌تر از یک فلز پیدا می‌کند، ولی هسته معنایی آن همچنان طلا و ارزش برخاسته از آن است.

جام زرین یعنی جامی از طلا یا با جلوه طلایی؛ اما در عبارت زر و سیم اندوختن، دو فلز به‌صورت مجازی نماینده ثروت و دارایی شده‌اند.

خوانش پاسخ در بافت‌های مختلف

اگر سرنخ فقط «طلا» باشد، «زر» یک اسم ساده است. اگر سرنخ «طلایی» یا «از جنس طلا» باشد، پاسخ محتمل می‌تواند «زرین» باشد. اگر سرنخ به صاحب حرفه اشاره کند، «زرگر» مناسب است. این تفاوت کوچک میان ماده، صفت و شغل اهمیت دارد: همه این واژه‌ها یک ریشه معنایی دارند، اما جای یکدیگر نمی‌نشینند.

در بعضی عبارت‌ها نیز «زر» بار ارزشی می‌گیرد؛ برای نمونه، وقتی سخنی «به زر خریدنی» توصیف می‌شود، گوینده بر گران‌بهایی آن تأکید دارد. چنین کاربردی از ارزش مادی طلا الهام گرفته است. با وجود این لایه‌های ادبی، سرنخ حاضر روشن و بی‌قرینه است و پاسخ را باید در بنیادی‌ترین معنی خواند.

جمع‌بندی معنایی

پاسخ مورد نظر از دو حرف «ز» و «ر» ساخته می‌شود و در فرهنگ واژگان فارسی نامی مستقیم برای طلاست. خانواده‌هایی چون زرین، زرگر و زراندود همین پیوند را آشکارتر می‌کنند. «ذهب» برابر عربی و سه‌حرفی است، «سیم» به نقره اشاره دارد و «گوهر» عنوانی عام‌تر برای چیز گران‌بهاست؛ بنابراین هیچ‌یک برای صورت دوحرفی این سرنخ به اندازه زر دقیق نیست.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.