پرش به محتوای اصلی

ضیافت در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: سور
«سور» واژه‌ای سه‌حرفی به معنی جشن، مهمانی و ضیافت است.

وقتی سرنخ فقط واژهٔ «ضیافت» را می‌دهد و برای پاسخ سه خانه در نظر گرفته شده است، «سور» دقیق‌ترین انتخاب است. این برابری صرفاً یک تداعی دور نیست؛ در فرهنگ‌های فارسی، سور از معنی‌های روشنِ ضیافت، مهمانی و جشن برخوردار است. کوتاهی واژه نیز توضیح می‌دهد چرا این پاسخ در جدول‌های کلمات متقاطع بیش از مترادف‌های بلندتر دیده می‌شود.

سورخوانش: sūr / سه حرف

واژه‌ای کوچک با فضای یک مهمانی

سور نامِ مجلسی شاد و همراه با پذیرایی است؛ بنابراین هم جنبهٔ گردهم‌آمدن مهمانان را می‌رساند و هم رنگِ جشن و شادی را. در عبارت‌هایی مانند «سور دادن» یا «سور برپا کردن»، منظور مهمانی‌دادن و فراهم‌کردن بساط شادی و پذیرایی است.

همین بار معنایی سبب می‌شود «سور» از واژه‌ای مانند «دعوت» دقیق‌تر باشد. دعوت می‌تواند تنها درخواستِ حضور باشد، اما سور خودِ مهمانی یا جشنِ برپاشده را نام می‌برد.

چرا «سور» درست بر سرنخ می‌نشیند؟

«ضیافت» در فارسی به مهمانی‌ای گفته می‌شود که در آن از مهمانان پذیرایی می‌کنند. «سور» نیز همین هستهٔ معنایی را دارد، با این تفاوت که در بسیاری از کاربردهایش شادی و جشن پررنگ‌تر احساس می‌شود. پس رابطهٔ سرنخ و جواب، رابطهٔ دو مترادف است: سرنخ شکل رسمی‌تر و عربی‌تبارِ مفهوم را عرضه می‌کند و پاسخ، برابر کوتاه و فارسیِ آن را.

ضیافت ← سورمهمانی شاد۳ حرف: س + و + رکاربرد ادبی و کهن

املای پاسخ بسیار ساده است: «سور» با سین آغاز می‌شود، واو در میانه دارد و به ر ختم می‌شود. واو در این واژه صدای کشیدهٔ «او» می‌دهد؛ بنابراین خوانش آن «سُر» نیست، بلکه «سور» است. نوشتن پاسخ به صورت «ثور» نیز نادرست است، زیرا ثور واژه‌ای دیگر به معنی گاو و نام یکی از برج‌های منطقه‌البروج است.

نقشه معنایی واژه سورسور در مرکز قرار دارد و با ضیافت، جشن و مهمانی پیوند معنایی دارد، در حالی که ولیمه و بزم مترادف‌های وابسته به بافت‌اند. سور ضیافت جشن مهمانی شادمانی

سور در زبان و ترکیب‌های فارسی

کاربرد «سور» معمولاً به تنهایی یا همراه با فعل‌هایی چون دادن، خوردن، ساختن و برپا کردن دیده می‌شود. «سور دادن» یعنی دیگران را به مهمانی و پذیرایی فراخواندن؛ «سور خوردن» بر بهره‌بردن از خوراک و پذیراییِ جشن دلالت دارد؛ و «سور و سرور» با کنار هم نشاندن دو واژهٔ هم‌آوا، تصویری از جشن و شادی می‌سازد.

در نثر امروز، «مهمانی» رایج‌تر و بی‌نشان‌تر است، اما سور همچنان در متن ادبی، روایت تاریخی، زبان شوخ‌وشنگ و نیز ترکیب‌هایی که حال‌وهوای جشن دارند زنده است. از همین رو ممکن است یک نویسنده بگوید «به شکرانهٔ پیروزی سور دادند»؛ این جمله افزون بر پذیرایی، شادیِ جمعی را نیز منتقل می‌کند.

سه نمونه برای دیدن تفاوت کاربرد

«میزبان برای بازگشت مسافران سور برپا کرد.» در این جمله، جشن و پذیرایی هر دو مقصودند.

«مهمانان بر سر سفرهٔ سور نشستند.» اینجا واژه بر مجلس و خوراکِ ضیافت تکیه دارد.

«خبر خوش، بهانهٔ سور و شادی شد.» در این کاربرد، رنگِ شادمانی از معنای صرفِ مهمانی پررنگ‌تر است.

تفاوت پاسخ اصلی با گزینه‌های نزدیک

چند واژه می‌توانند در جمله‌ای آزاد نزدیک به ضیافت باشند، ولی همه در هر جدولی جای «سور» را نمی‌گیرند. تعداد خانه‌ها و سایهٔ معنایی سرنخ تعیین می‌کند کدام گزینه مناسب است.

بزم

مجلس شادی، طرب یا معاشرت است و گاهی ضیافت نیز معنی می‌دهد. اگر پاسخ سه‌حرفی باشد اما حروف متقاطع با «ب، ز، م» جور درآیند، بزم می‌تواند گزینهٔ دیگری باشد.

تکیهٔ بیشتر: مجلس شادی و طرب

ولیمه

مهمانی و غذایی است که معمولاً به مناسبت رویدادی مشخص داده می‌شود. این واژه پنج حرف دارد و در بافت عروسی، تولد، بازگشت از سفر یا مناسبت‌های آیینی دقیق‌تر می‌شود.

تکیهٔ بیشتر: خوراک و مناسبت معین

مهمانی

برابر عمومی و امروزی ضیافت است، اما هفت حرف دارد. اگر سرنخ لحن روزمره داشته باشد یا تعداد خانه‌ها بیشتر باشد، این گزینه طبیعی‌تر از سور خواهد بود.

تکیهٔ بیشتر: گردهمایی میزبان و مهمان

«جشن» نیز چهارحرفی و از نزدیکان معنایی سور است، ولی هر جشن الزاماً ضیافت نیست؛ ممکن است برنامه‌ای عمومی و بدون پذیرایی باشد. «دعوت» هم بیشتر به فراخواندن یا درخواست حضور اشاره می‌کند، نه لزوماً خودِ مجلس. بنابراین برای سرنخ مستقل «ضیافت» با سه خانه، سور از این دو دقیق‌تر است.

نکتهٔ معنایی: «سور» گاهی معنی دیگری نیز دارد و به حصار یا دیوار پیرامون شهر گفته می‌شود. این هم‌نویسی نباید باعث تردید شود؛ سرنخ «ضیافت» به‌روشنی شاخهٔ مربوط به مهمانی و جشن را فعال می‌کند. معنی هر واژه را باید با سرنخی که کنار آن آمده سنجید.

خانوادهٔ مفهومی جشن و پذیرایی

ضیافت از زاویهٔ میزبان و پذیرایی دیده می‌شود؛ بزم تصویر مجلس و هم‌نشینی را برجسته می‌کند؛ ولیمه علت یا مناسبتِ غذا دادن را به ذهن می‌آورد؛ و سور همهٔ این فضا را در یک واژهٔ کوتاه، با تأکید بر شادی، جمع می‌کند. همین فشردگی معنایی ارزش آن را در جدول بالا می‌برد.

ترکیب «سور و سات» نیز با این فضا بی‌ارتباط نیست، اما پاسخ سرنخ حاضر «سورسات» نیست. سور و سات به اسباب پذیرایی، تدارک، آذوقه یا لوازم لازم برای یک مهمانی اشاره می‌کند؛ یعنی چیزهایی که برای برپایی مجلس فراهم می‌شوند. خودِ ضیافت، در پاسخ کوتاه، همان «سور» است.

نوع واژهاسمتعداد حروفسه حرف فارسیمعنی محوریضیافت، جشن و مهمانی همراه با شادیاملای پاسخسین + واو + رگزینهٔ نزدیکبزم؛ تنها در صورت سازگاری حروف متقاطع

خوانش درست سرنخ

در سرنخ‌های کوتاه، نبودِ توضیح اضافی معمولاً یعنی باید یک مترادف مستقیم یافت. اگر عبارت «ضیافت عروسی» بود، «ولیمه» قوت بیشتری می‌گرفت؛ اگر «مجلس طرب» می‌آمد، «بزم» جلو می‌افتاد؛ و اگر «حصار شهر» نوشته می‌شد، باز هم ممکن بود املای «سور» پدیدار شود، اما با معنایی کاملاً جدا. سرنخ حاضر بدون قید آمده و پاسخ ذخیره‌شده نیز سه‌حرفی است، پس انتخاب «سور» هم از نظر واژگانی و هم از نظر قالب جدول استوار است.

به بیان فشرده، ضیافت نام رسمی‌ترِ یک مهمانیِ همراه با پذیرایی است و سور برابر کوتاه فارسی با رنگ جشن و شادمانی. حروف را باید به ترتیب «س، و، ر» وارد کرد. اگر تقاطع‌ها همین الگو را نشان می‌دهند، نیازی به تبدیل واو، افزودن همزه یا نوشتن شکل دیگری از کلمه نیست.

جمع‌بندی واژگانی: برای «ضیافت» در پاسخ سه‌حرفی، «سور» انتخاب نهایی است. «بزم» رقیب سه‌حرفیِ وابسته به فضای طرب، «ولیمه» مهمانیِ مناسبتی و «مهمانی» برابر عمومی‌ترِ امروز است؛ اما هیچ‌یک در این سرنخ جای پاسخ اصلی را نمی‌گیرد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.