پرش به محتوای اصلی

شکافته در جدول

۵ دقیقه مطالعه
پاسخ: منفجر
«منفجر» در لغت می‌تواند به معنی گشوده‌شده، ترکیده و شکافته باشد.

در این سرنخ، واژهٔ پنج‌حرفی «منفجر» مد نظر است. آشناترین تصویری که این کلمه در ذهن می‌سازد، رخ دادن انفجار است؛ بااین‌حال دامنهٔ معنایی آن در فارسی قدری گسترده‌تر است. چیزی که بر اثر فشار از درون باز شده یا پوسته‌اش از هم گسیخته نیز «منفجر» خوانده می‌شود. همین معنای گشوده و شکافته، پیوند مستقیم پاسخ با صورت سؤال را روشن می‌کند.

پاسخ اصلیمنفجر
تعداد حروف۶ حرف
خوانشمُنْفَجِر

چرا «منفجر» برابرِ شکافته آمده است؟

«منفجر» در اصل صفتی است که حالت بیرون‌زدن، بازشدن و ازهم‌گسیختن را بیان می‌کند. در کاربرد روزمره معمولاً آن را در کنار بمب، مخزن، مین یا مادهٔ انفجاری می‌بینیم؛ اما معنای واژه فقط به صدای مهیب و آتش محدود نیست. اگر فشار درونی باعث باز شدن یک پوسته یا ایجاد شکاف شود، نتیجه هم منفجر و هم شکافته است. فرهنگ‌های فارسی نیز در شرح این مدخل، «شکافته» را در کنار «گشوده‌شده» و «ترکیده» آورده‌اند.

پس رابطهٔ سرنخ و پاسخ یک رابطهٔ صرفاً تصویری نیست. «شکافته» یکی از معنی‌های ثبت‌شدهٔ خود واژه است. طراح جدول با حذف تصویر رایج انفجار، معنای کم‌کاربردتر را پیش چشم حل‌کننده گذاشته و از او خواسته است از «اثرِ بازشدن» به کلمهٔ «منفجر» برسد.

نکتهٔ املایی: پاسخ یک‌پارچه و بدون فاصله نوشته می‌شود: «منفجر». این واژه پنج حرف دارد: م ـ ن ـ ف ـ ج ـ ر. اگر ردیف پاسخ پنج خانه باشد، این شمارش نشانهٔ دیگری برای تأیید جواب است.

ساخت و خانوادهٔ واژه

«منفجر» واژه‌ای عربی‌تبار و اسم فاعل از خانوادهٔ «فجر» و «انفجار» است. در فارسی نقش صفت دارد: «لولهٔ منفجر»، «مخزن منفجر» یا «ستارهٔ منفجر». فعل رایج آن نیز با «شدن» و «کردن» ساخته می‌شود؛ «منفجر شدن» لازم است و رخ دادن رویداد را می‌رساند، درحالی‌که «منفجر کردن» متعدی است و عامل ایجاد انفجار را نشان می‌دهد.

پیوند ریشه‌ای این خانواده با گشوده‌شدن و سر برآوردن، در ترکیب‌هایی مانند «فجر» نیز قابل مشاهده است: روشنایی صبح پردهٔ تاریکی را می‌شکافد. در «انفجار» همین تصورِ شکافته‌شدن ناگهانی، با فشار و بیرون‌ریزی همراه شده است. از این زاویه، پاسخ جدول پلی میان معنای ریشه‌ای و کاربرد امروزی کلمه می‌سازد.

رابطه معنایی منفجر با شکافتهفشار درونی باعث گسست پوسته و پدید آمدن حالت شکافته یا منفجر می‌شود. فشار درونی گسست پوسته شکافته منفجر

مرز معنایی با پاسخ‌های نزدیک

سرنخ کوتاه «شکافته» به‌تنهایی ظرفیت چند مترادف را دارد، اما همهٔ آن‌ها دقیقاً یک تصویر نمی‌سازند. جواب ذخیره‌شدهٔ این مدخل «منفجر» است و باید انتخاب نخست باشد. بااین‌حال شناخت واژه‌های نزدیک کمک می‌کند تفاوت ظریف آن‌ها روشن شود.

منفجر

بر شکافته‌شدن یا ازهم‌گسیختن، معمولاً زیر اثر فشار ناگهانی، دلالت دارد. بارِ پویایی و بیرون‌ریزی آن از دیگر گزینه‌ها بیشتر است و پاسخ همین سرنخ است.

منشق

به معنی شکافته، جداشده یا دچار انشقاق است. در متن‌های رسمی برای جدایی یک گروه و در کاربرد ادبی برای شکافته‌شدن چیزی می‌آید، اما پاسخ اصلی این صفحه نیست.

چاک‌خورده

وجود بریدگی یا شکاف روی سطح پارچه، پوست، دیوار و مانند آن را بیان می‌کند. این حالت لزوماً با فشار، صدا یا پراکندگی اجزا همراه نیست.

ترکیده

در گفتار روزمره به چیزی گفته می‌شود که پوسته‌اش بر اثر فشار باز شده است؛ مانند بادکنک ترکیده. از نظر تصویر به «منفجر» نزدیک است، ولی لحن محاوره‌ای‌تری دارد.

گشوده‌شدهازهم‌گسیختهترکیدهشکافته این برچسب‌ها ناحیهٔ معنایی پاسخ را نشان می‌دهند، نه اینکه در هر جمله بتوان آن‌ها را بی‌کم‌وکاست جای یکدیگر نشاند.

کاربرد «منفجر» در جمله

«پوستهٔ منفجرِ مخزن نشان می‌داد فشار از حد مجاز گذشته است.» در این جمله، شکافته‌شدن بدنه نتیجهٔ فشار درونی است.

«کارشناسان قطعات دستگاه منفجرشده را بررسی کردند.» اینجا واژه هم رویداد انفجار و هم ازهم‌گسیختگی جسم را در خود دارد.

«در تصویر نجومی، ستاره‌ای منفجر دیده می‌شد.» در این کاربرد علمی و عمومی، آزادشدن شدید انرژی و پراکندگی ماده برجسته است.

«از شدت خنده منفجر شد» کاربردی اغراق‌آمیز و مجازی است؛ چیزی واقعاً شکافته نمی‌شود، بلکه شدت ناگهانی حالت عاطفی بیان می‌شود.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که «منفجر» گاهی نتیجهٔ فیزیکیِ شکافتگی را نام می‌برد و گاهی بر خود رویداد ناگهانی تأکید می‌کند. در سرنخ جدول، معنای نخست فعال شده است: چیزی که باز و شکافته شده، «منفجر» است.

از صفت تا فعل؛ تفاوت صورت‌ها

صورت «منفجر» به‌تنهایی معمولاً صفت است: «کپسول منفجر». «منفجر شد» یک گروه فعلی است و وقوع حادثه را گزارش می‌کند. «انفجار» نامِ رویداد است و «انفجاری» نسبتی یا وصفی است؛ برای نمونه «موج انفجاری». این صورت‌ها هم‌خانواده‌اند، ولی از نظر نقش دستوری جای یکدیگر را نمی‌گیرند.

در نوشتار معیار بهتر است میان «منفجر» و «منفجره» نیز فرق گذاشته شود. «منفجر» حالت چیزی را پس از انفجار یا در حال انفجار وصف می‌کند، اما «مواد منفجره» نام موادی است که قابلیت ایجاد انفجار دارند. بنابراین برای سرنخ «شکافته»، افزودن «ه» هم تعداد حروف را تغییر می‌دهد و هم معنا را از پاسخ دور می‌کند.

جمع‌بندی معنایی: پاسخ مورد نظر «منفجر» است؛ واژه‌ای که در اینجا نه فقط «دچار انفجار»، بلکه به معنای «شکافته و گشوده‌شده بر اثر فشار» خوانده می‌شود. «منشق» و «ترکیده» می‌توانند در سرنخ‌های دیگر و با تعداد خانه‌های متفاوت مطرح شوند، اما برای این مدخل جای پاسخ ثبت‌شده را نمی‌گیرند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.