پرش به محتوای اصلی

شغل در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: حرفه
واژه‌ای چهارحرفی و هم‌معنی مستقیم «شغل».

سرنخ کوتاه «شغل» به یک اسم هم‌معنی نیاز دارد و پاسخ ثبت‌شده برای آن حرفه است. این انتخاب هم از نظر معنا روشن است و هم از نظر ساختار برای خانه‌ای چهارحرفی جور درمی‌آید. «حرفه» در فارسی امروز به کاری گفته می‌شود که شخص آن را به‌طور مستمر انجام می‌دهد و معمولاً برای انجامش مهارت، تجربه یا آموزش مشخصی دارد.

املای پاسخ، بدون فاصله و نشانه

صورت درست کلمه «حرفه» است؛ نه «حرف» و نه «حرف‌ای». چهار نویسه آن در جدول از راست به چپ چنین قرار می‌گیرند:

حرفه

«ه» پایانی جزئی از خود واژه است و در شمارش خانه‌ها حساب می‌شود.

«حرفه» دقیقاً چه معنایی دارد؟

حرفه نوعی کار یا پیشه مستمر است که فرد با آن شناخته می‌شود یا از راه آن درآمد به دست می‌آورد. وقتی می‌گوییم «حرفه او معماری است»، فقط به یک وظیفه گذرا اشاره نمی‌کنیم؛ منظور حوزه کاری نسبتاً پایدار اوست. به همین دلیل، «حرفه» در بسیاری از جمله‌ها جای «شغل» می‌نشیند: «انتخاب شغل» و «انتخاب حرفه» هر دو درست‌اند، هرچند دومی اندکی بر مهارت و مسیر کاری تأکید بیشتری دارد.

کار پایدارفعالیتی که به صورت مستمر دنبال می‌شود، نه کاری اتفاقی و یک‌باره.
مهارت و تجربهواژه اغلب یادآور دانشی است که با آموزش یا تمرین به دست آمده است.
راه درآمدحرفه می‌تواند وسیله تأمین معاش و بخشی از هویت کاری شخص باشد.
رابطه معنایی حرفه با شغل، مهارت و درآمدحرفه در مرکز قرار دارد و با سه مفهوم کار مستمر، مهارت آموخته‌شده و کسب درآمد پیوند دارد.حرفهکار مستمرنه فعالیتی گذرامهارتآموخته و تمرین‌شدهکسب درآمد

مرز معنایی شغل و حرفه

«شغل» واژه‌ای عمومی‌تر است و می‌تواند به موقعیت کاری مشخص یک شخص در زمان معین اشاره کند. «حرفه» گاهی دامنه‌ای وسیع‌تر دارد و رشته یا حوزه تخصصی فرد را نشان می‌دهد. ممکن است کسی شغل فعلی‌اش کارشناس یک شرکت باشد، اما حرفه‌اش حسابداری تلقی شود. در گفتار روزمره این مرز همیشه سخت و قطعی نیست و دو واژه بارها به جای هم می‌آیند؛ همین هم‌پوشانی علت مناسبی برای پاسخ بودن «حرفه» در این سرنخ است.

نمونه روشن: در جمله «او حرفه پزشکی را انتخاب کرد»، حرفه به حوزه‌ای مهارتی و ماندگار اشاره دارد. اگر بگوییم «او شغل تازه‌ای پیدا کرد»، توجه بیشتر روی جایگاه یا فرصت کاری جدید است.

ترکیب «حرفه‌ای» نیز از همین خانواده ساخته شده، اما پاسخ جدول نیست. «حرفه‌ای» صفت است و به کسی یا کاری می‌گویند که با مهارت و معیارهای تخصصی انجام می‌شود. خود سرنخ «شغل» اسم می‌خواهد؛ پس صورت اسمی و کوتاه «حرفه» مناسب است.

گزینه‌های نزدیک و زمان مناسب هرکدام

چند واژه فارسی با «شغل» هم‌معنا یا نزدیک‌اند، ولی طول و سایه معنایی آنها یکسان نیست. اگر حروف متقاطع با پاسخ اصلی سازگار نباشند، گزینه‌های زیر ارزش بررسی دارند؛ با این حال برای این عنوان، پاسخ مقدم همان «حرفه» است.

۴ حرف

پیشه

هم‌معنی بسیار نزدیک «شغل» و دارای ریشه فارسی است. «پیشه» بیشتر در تعبیرهایی مانند «پیشه خود ساختن»، «کشاورزی‌پیشه» یا نثر ادبی دیده می‌شود. اگر حرف آغازین از تقاطع «پ» باشد، این گزینه از «حرفه» مناسب‌تر خواهد بود.

۳ حرف

کار

عمومی‌ترین واژه این گروه است. کار می‌تواند شغل باشد، اما هر کاری الزاماً حرفه نیست؛ برای نمونه، مرتب کردن یک اتاق «کار» است ولی «حرفه» به شمار نمی‌آید. این پاسخ فقط برای سه خانه مناسب است.

کاربرد رسمی‌تر

اشتغال

بیشتر حالتِ شاغل بودن یا موضوع کار داشتن را می‌رساند؛ مانند «نرخ اشتغال». در نتیجه از نظر دستوری و معنایی همیشه جانشین مستقیم نام یک حرفه نیست و طول بیشتری هم دارد.

معنای درآمدی

کسب

در بافت‌هایی مانند «کسب‌وکار» به فعالیت درآمدزا نزدیک می‌شود. به تنهایی می‌تواند معنای به‌دست‌آوردن هم داشته باشد؛ بنابراین نسبت به «حرفه» پاسخ مبهم‌تری برای سرنخ شغل است.

خانواده واژگانی «حرفه» در فارسی

شناخت ترکیب‌های رایج، معنای پاسخ را دقیق‌تر می‌کند. «حرفه‌آموزی» به یادگیری مهارت برای ورود به یک کار گفته می‌شود؛ «حرفه‌ای‌گری» شیوه رفتار و عملکرد مطابق معیارهای تخصصی است؛ «اخلاق حرفه‌ای» اصول مسئولانه مربوط به یک حوزه کاری را بیان می‌کند؛ و «فنی و حرفه‌ای» ترکیبی آشنا برای آموزش مهارت‌های شغلی است. در همه این کاربردها، هسته معنا از کارِ همراه با مهارت می‌آید.

حرفه پزشکیحرفه معلمیمهارت حرفه‌ایاخلاق حرفه‌ایآموزش حرفه‌ای

جمع «حرفه»، «حرفه‌ها» است و در جمله‌ای مانند «حرفه‌های هنری به تمرین طولانی نیاز دارند» طبیعی به نظر می‌رسد. نباید آن را با «حِرف» اشتباه گرفت؛ «حِرف» جمع عربی همین واژه است، اما در فارسی امروز کم‌کاربردتر از «حرفه‌ها»ست و از نظر شکل نیز پاسخ چهارخانه‌ای مورد نظر محسوب نمی‌شود.

تفاوت «حرفه» با سمت و وظیفه

«سمت» جایگاه سازمانی یک فرد است؛ مدیر، سرپرست یا دبیر می‌تواند سمت باشد. «وظیفه» کاری است که بر عهده شخص گذاشته شده و ممکن است فقط بخشی از شغل او باشد. در مقابل، «حرفه» کلیت حوزه کاری را نشان می‌دهد. برای مثال، حرفه فرد می‌تواند روزنامه‌نگاری، سمت او سردبیر و یکی از وظایفش بازبینی متن باشد. پس اگر سرنخ دقیقاً «سمت اداری» یا «کار محول‌شده» بود، حرفه انتخاب نخست نبود؛ اما در برابر واژه ساده «شغل»، هم‌معنی درست و مستقیم است.

نکته املایی: «حرفه» با «ح» آغاز می‌شود. واژه «هرفه» در فارسی معیار املای درستی ندارد. همچنین «حرفه‌ای» با نیم‌فاصله و همزه نوشته می‌شود، اما آن شکل شش حرف پایه و یک صفت است و نباید به جای پاسخ اسمی «حرفه» قرار گیرد.

چگونه تقاطع، میان «حرفه» و «پیشه» داوری می‌کند؟

هر دو واژه چهارحرفی و از نظر لغوی پذیرفتنی‌اند، اما حروفشان کاملاً متفاوت است. اگر خانه نخست «ح» و خانه سوم «ف» باشد، الگوی پاسخ به صورت «ح ر ف ه» کامل می‌شود. اگر تقاطع‌ها «پ» در آغاز و «ش» در جایگاه سوم بدهند، «پیشه» شکل می‌گیرد. بنابراین تعداد خانه به تنهایی کافی نیست؛ حروف قطعی اطراف، پاسخ نهایی را مشخص می‌کنند. در این صفحه، پاسخ تعیین‌شده «حرفه» است و گزینه‌های دیگر تنها برای شناخت دامنه معنایی سرنخ توضیح داده شده‌اند.

این واژه از نظر نقش دستوری اسم است و می‌تواند نهاد، مفعول یا مسند جمله باشد: «حرفه اهمیت دارد»، «حرفه‌ای آموخت» و «کار او یک حرفه است». چنین انعطافی نشان می‌دهد چرا فرهنگ‌های فارسی آن را در کنار «پیشه»، «کار» و «شغل» می‌آورند، بی‌آنکه همه این واژه‌ها در هر جمله دقیقاً قابل تعویض باشند.

جمع‌بندی معنایی: برای سرنخ «شغل» با چهار خانه، «حرفه» پاسخ اصلی است. این کلمه به کار مستمر و غالباً مهارت‌محور اشاره دارد؛ «پیشه» جایگزین چهارحرفی معتبر، «کار» گزینه سه‌حرفی عمومی‌تر و «اشتغال» نام حالت شاغل بودن است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.