پرش به محتوای اصلی

شتابنده در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: عاجل
واژه‌ای چهارحرفی به معنی شتابنده، فوری و بی‌درنگ.

صورت موردنظر در این سرنخ «عاجل» است؛ واژه‌ای کوتاه و ادبی که هم از نظر شمار حروف با خانه‌های متداول این پاسخ سازگار است و هم در فرهنگ‌های فارسی معنای شتابنده و چیزی را می‌رساند که مهلت و درنگ نمی‌پذیرد. در زبان امروز بیشتر «فوری» را به جای آن می‌شنویم، اما ساختمان موجز و معنای قدیمی‌ترِ عاجل سبب شده است در جدول‌های واژگانی همچنان پاسخی شناخته‌شده باشد.

چرا «عاجل» دقیقاً با شتابنده جور درمی‌آید؟

«شتابنده» در اینجا صفت است، نه نام وسیله‌ای که سرعت ایجاد می‌کند. بنابراین نباید ذهن را به کاربرد علمیِ «شتاب‌دهنده» در فیزیک یا فناوری برد. سرنخ درباره کسی یا چیزی است که می‌شتابد، زود می‌رسد یا حالت فوریت دارد. «عاجل» همین میدان معنایی را در چهار حرف فشرده می‌کند: شتابان، زودرس، بی‌مهلت و نیازمند رسیدگی سریع.

در نقش صفت

کار عاجل یعنی کاری که تأخیر در آن روا نیست. صفت، فوریتِ کار را نشان می‌دهد و به انجام سریع آن اشاره دارد.

در کاربرد ادبی‌تر

وقتی «عاجل» برای شخص یا حرکت می‌آید، معنای شتابنده و شتابان برجسته‌تر می‌شود؛ همان معنایی که سازنده سرنخ در نظر دارد.

پیوند این دو کاربرد روشن است: آنچه وقت اندکی دارد، شتاب می‌طلبد؛ و آن‌که شتاب می‌کند، کار را به زمان نزدیک می‌آورد. از همین هم‌نشینیِ «زودی» و «شتاب» است که یک واژه می‌تواند هم معادل «فوری» باشد و هم پاسخ «شتابنده» قرار گیرد.

املای پاسخ و سه واژه‌ای که نباید یکی گرفته شوند

کلید درست‌نویسی، توجه به حرف نخست و آوای آغاز واژه است. «عاجل» با عین آغاز می‌شود و پس از آن الف، جیم و لام می‌آید. دو صورت نزدیک در نوشتار، معنایی کاملاً جدا دارند و جابه‌جایی‌شان پاسخ را نادرست می‌کند.

عاجل فوری و شتابنده آجل آینده و دیررس اَجَل سرآمد و پایان مدت
تضاد مهم: «عاجل» در برابر «آجل» قرار می‌گیرد. عاجل به امر نزدیک، زودهنگام یا نقد اشاره می‌کند؛ آجل چیزی است که زمانش بعدتر می‌رسد. اَجَل نیز با فتحه آغاز می‌شود و معنای موعد یا سرآمد زندگی و یک مهلت معین را دارد. پس برای سرنخ شتابنده، نه «آجل» و نه «اجل»، بلکه فقط «عاجل» مناسب است.

واژه در جمله چه رنگ معنایی می‌گیرد؟

امروزه «عاجل» بیشتر همراه اسم‌هایی می‌آید که فوریت دارند. در عبارت «اقدام عاجل»، سخن از اقدامی است که عقب‌انداختن آن پیامد دارد. «کمک عاجل» کمکی است که باید زود برسد و «درمان عاجل» رسیدگی پزشکیِ بدون تأخیر را بیان می‌کند. این کاربردها هنوز هسته شتاب را حفظ کرده‌اند، هرچند خود واژه دیگر الزاماً حرکت جسمانی را تصویر نمی‌کند.

اقدام عاجلکاری که باید همان زمان آغاز شود.
نیاز عاجلنیازی که فرصت تعویق ندارد.
بهبود عاجلآرزوی بهبودیِ زود و نزدیک.

نمونه با معنای سرنخ: «پیکِ عاجل خبر را پیش از غروب رساند.» در این جمله، عاجل ویژگی پیکی است که شتاب می‌کند و زود می‌رسد.

نمونه با معنای رایج امروز: «مرمت این بخش از بنا اقدامی عاجل می‌طلبد.» اینجا واژه بر ضرورت و فوریت تأکید دارد، نه بر تند رفتن یک شخص.

این تفاوت ظریف نشان می‌دهد چرا ممکن است خواننده در گفت‌وگوی روزمره ابتدا «فوری» را به یاد آورد، ولی در یک سرنخ واژگانی با صورت «شتابنده» به «عاجل» برسد. طراح از لایه ادبی‌تر و فرهنگ‌نامه‌ای واژه استفاده کرده است.

آیا «عجول» هم می‌تواند جواب باشد؟

«عجول» نیز چهار حرف دارد و به کسی گفته می‌شود که شتاب‌زده عمل می‌کند، اما دقیقاً هم‌معنای عاجل نیست. عجول معمولاً خصلت شخص را توصیف می‌کند و اغلب سایه‌ای منفی دارد: فرد عجول پیش از سنجیدن همه جوانب تصمیم می‌گیرد. «عاجل» در این سرنخ صرفاً شتابنده یا فوری است و لزوماً داوری منفی درباره بی‌فکری ندارد. به همین دلیل، وقتی پاسخ ذخیره‌شده و معنای فرهنگ‌نامه‌ای هر دو «عاجل» را تأیید می‌کنند، جایگزین کردن آن با عجول درست نیست.

نشانه املایی: «عاجل» الگوی ع ـ ا ـ ج ـ ل دارد؛ «عجول» ع ـ ج ـ و ـ ل است. هر دو چهارحرفی‌اند، ولی جای الف و واو تفاوت معنایی را هم نمایان می‌کند: عاجل با فوریت و زودی پیوند دارد، عجول با خلق‌وخوی شتاب‌زده.

گزینه‌های نزدیک و مرز کاربردشان

چند کلمه در اطراف این معنا قرار می‌گیرند، اما طول و زاویه معنایی‌شان یکی نیست. شناخت این مرزها کمک می‌کند خودِ پاسخ «عاجل» روشن‌تر شود، نه اینکه همه آنها مترادف کامل فرض شوند.

شتابانصورت فارسی و شش‌حرفی برای کسی یا چیزی است که با شتاب حرکت می‌کند. اگر سرنخ صریحاً شش خانه داشته باشد، این گزینه طبیعی‌تر می‌شود؛ برای پاسخ فعلی طول آن مناسب نیست.
سریعچهارحرفی و بسیار رایج است، اما بیشتر «دارای سرعت» را می‌رساند. سریع می‌تواند ویژگی یک دستگاه یا فرایند باشد، در حالی که شتابنده در کاربرد لغوی به عاجل نزدیک‌تر است.
مستعجلبه شخص شتاب‌کار یا کسی که خواهان تعجیل است گفته می‌شود و حتی می‌تواند معنای بر شتاب وادارکننده داشته باشد. این واژه هفت حرف دارد و از نظر ساخت و کاربرد ادبی سنگین‌تر است.
بی‌درنگقید یا صفتی روشن در فارسی امروز است و انجام بدون مکث را بیان می‌کند. از نظر مفهوم با وجه فوریِ عاجل همراه است، اما صورت و شمار نویسه‌های آن با پاسخ کوتاه جدول سازگار نیست.
تندکوتاه‌تر است و سرعت، شدت، مزه یا حتی رفتار را توصیف می‌کند. دامنه معنایی گسترده‌اش باعث می‌شود بدون قرینه، معادل دقیق «شتابنده» نباشد.

عاجل در برابر معنای علمیِ شتاب‌دهنده

در فارسی معاصر میان «شتابنده» و «شتاب‌دهنده» تفاوتی کاربردی وجود دارد. شتابنده می‌تواند خود در حال شتافتن باشد؛ شتاب‌دهنده چیزی است که سرعت جسم دیگری را افزایش می‌دهد. برای نمونه، در فیزیک از «شتاب‌دهنده ذرات» سخن می‌گوییم، نه «عاجل ذرات». بنابراین پاسخ عاجل فقط در فضای لغوی و ادبیِ این سرنخ معتبر است و نباید آن را معادل اصطلاح فنی accelerator دانست.

همین نکته از یک برداشت اشتباه دیگر نیز جلوگیری می‌کند: «شتاب» در فیزیک نرخ تغییر سرعت است، ولی در زبان عمومی به عجله، تندی حرکت و کم‌کردن فاصله زمانی اشاره دارد. سرنخ حاضر از معنای عمومی و وصفی بهره می‌برد؛ پس پاسخ هم واژگانی است، نه علمی.

جمع‌بندی معنایی در یک نگاه

«عاجل» چهار حرف دارد، با عین نوشته می‌شود و در این جایگاه معنای شتابنده و زودآینده را منتقل می‌کند. کاربرد امروزی آن را بیشتر در ترکیب‌هایی مانند امر عاجل، اقدام عاجل و نیاز عاجل می‌بینیم. «آجل» متضاد آن و مربوط به آینده است؛ «اَجَل» به موعد و سرآمد اشاره می‌کند؛ «عجول» نیز کسی است که عادت به شتاب‌زدگی دارد. این تمایزهای معنایی و املایی انتخاب پاسخ را قطعی می‌کنند.

برای سرنخ «شتابنده» با پاسخ چهارحرفی، صورت نهایی و دقیق عاجل است: ع، ا، ج، ل.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.