پرش به محتوای اصلی

ساختن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: «صنع»
واژه‌ای سه‌حرفی به معنی ساختن و آفریدن.

سرنخ کوتاه «ساختن» در زبان جدول معمولاً یک هم‌معنی فشرده می‌خواهد، نه صرف کامل یک فعل. «صُنع» دقیقاً چنین واژه‌ای است: هم سه خانه را پر می‌کند و هم در فرهنگ‌های فارسی با معنای ساختن و آفریدن ثبت شده است. صورت نوشتاری پاسخ بدون حرکت، همان صنع است و حروف آن از راست به چپ «ص، ن، ع» قرار می‌گیرند.

«صنع» چه معنایی می‌دهد؟

این واژه عربی در فارسیِ ادبی و رسمی به مفهوم ساختن، پدید آوردن یا آفریدن به کار رفته است. وقتی از «صنعِ چیزی» سخن می‌رود، توجه بر پدید آمدن آن بر اثر مهارت، تدبیر یا آفرینش است. به همین دلیل پیوند معنایی آن با «ساختن» مستقیم است، هرچند در گفت‌وگوی روزمره کمتر به تنهایی شنیده می‌شود.

خوانش رایجِ اسم در این معنا «صُنع» است؛ در جدول اعراب نوشته نمی‌شود.

چیدمان سه‌خانه‌ای

صنع

حرف آغازین «صاد» است، نه «سین». این تمایز املایی در تقاطع‌ها اهمیت دارد.

از «ساختن» تا «صنع»: رابطه معنایی دقیق

«ساختن» در فارسی دامنه‌ای گسترده دارد: بنا کردن خانه، درست کردن ابزار، پدید آوردن اثر هنری، آماده کردن چیزی و حتی جعل کردن یک روایت. «صنع» تمام این کاربردهای فرعی را یک‌جا پوشش نمی‌دهد؛ هسته مشترک آن‌ها را نشان می‌دهد: چیزی با عملِ سازنده به وجود می‌آید. همین هسته برای یک سرنخ فرهنگ‌نامه‌ای کوتاه کافی است.

ساختنتبدیل مواد یا اندیشه به چیزی پدیدآمده
آفریدنبه وجود آوردن با تأکید بر آفرینش
پرداختنشکل دادن سنجیده و ماهرانه به یک اثر

در ترکیب‌هایی مانند «صنع بشر» یا «صنع هنرمند»، واژه فقط به سرهم‌کردن اجزا اشاره ندارد؛ مهارت و اثر دستِ سازنده را نیز تداعی می‌کند. در تعبیرهای ادبی نظیر «صنع الهی»، معنا به آفرینش و نظام پدیدآمده در جهان نزدیک‌تر می‌شود. بنابراین «صنع» میان ساخت مادی، هنر و آفرینش پلی معنایی می‌سازد.

نقشه معنایی واژه صنعصنع در مرکز قرار دارد و به ساختن، مهارت و آفرینش متصل است.صنعساختنپدید آوردن یک چیزمهارتاثرِ دست و تدبیرآفرینش

خانواده‌ای که معنی پاسخ را روشن‌تر می‌کند

شناخت واژه‌های هم‌خانواده کمک می‌کند «صنع» از یک پاسخ حفظی به واژه‌ای قابل‌فهم تبدیل شود. «صنعت» در اصل با ساختن و مهارت پیوند دارد و امروز برای شاخه‌های تولیدی و فعالیت‌های فنی نیز به کار می‌رود. «صانع» یعنی سازنده یا آفریننده؛ کسی که عملِ ساخت را انجام می‌دهد. «مصنوع» چیزی است که ساخته شده، و «مصنوعی» در فارسی امروز معمولاً در برابر طبیعی قرار می‌گیرد.

صانع ← انجام‌دهنده

نامی برای سازنده یا آفریننده است. اگر «صنع» خودِ ساختن باشد، «صانع» صاحب آن عمل است.

مصنوع ← نتیجه عمل

به ساخته و فرآورده گفته می‌شود؛ یعنی چیزی که از مرحله ساخت بیرون آمده است.

صنعت ← حوزه مهارت و تولید

در کاربرد کنونی، مجموعه‌ای سازمان‌یافته از تولید و فن را می‌رساند، اما ریشه معناییِ ساخت در آن پیداست.

مصنوعی ← ساخته‌شده

برای چیزی به کار می‌رود که انسان آن را ساخته یا به صورت طبیعی پدید نیامده است؛ مانند الیاف مصنوعی.

نکته زبانی: «صنع» با «صنعت» خویشاوند است، اما این دو پاسخ یکسان نیستند. «صنع» سه حرف دارد و خودِ مفهوم ساختن یا آفرینش را می‌رساند؛ «صنعت» پنج حرف دارد و در فارسی معاصر بیشتر نامِ حوزه تولید، پیشه یا فن است.

چرا گزینه‌های نزدیک همیشه جای «صنع» نمی‌نشینند؟

برای سرنخ «ساختن» واژه‌های متعددی در فارسی وجود دارد، اما طول پاسخ و زاویه معنایی تعیین می‌کند کدام یک مناسب باشد. پاسخ ثبت‌شده این مدخل «صنع» است؛ گزینه‌های زیر تنها زمانی مطرح می‌شوند که تعداد خانه‌ها یا صورت سرنخ در جدول دیگری متفاوت باشد.

بناسه‌حرفی است، ولی معمولاً به ساختمان، بنیاد یا عمل بنا کردن نزدیک‌تر است. اگر سرنخ درباره ساختمان یا «پی افکندن» باشد، احتمال آن بیشتر می‌شود؛ برای معنای عمومیِ ساختن، «صنع» تطابق فرهنگ‌نامه‌ای روشن‌تری دارد.
ایجادپنج حرف دارد و بر به وجود آوردن تأکید می‌کند. معنایش نزدیک است، اما از نظر تعداد حروف نمی‌تواند در جای پاسخ سه‌خانه‌ای «صنع» قرار بگیرد.
احداثبیشتر برای بناها، راه‌ها و طرح‌های عمرانی شنیده می‌شود. این واژه نیز پنج‌حرفی و از نظر بافت محدودتر از «ساختن» به معنای عام است.
خلقچهار حرف دارد و معنای آفریدن می‌دهد. در زمینه هنر یا آفرینش می‌تواند مناسب باشد، ولی هم طولش متفاوت است و هم الزاماً جنبه ساخت فنی را نمی‌رساند.
جعلدر معنای قدیمی می‌تواند به قرار دادن یا ساختن مربوط باشد، اما در فارسی امروز غالباً ساختِ دروغین و تقلبی را تداعی می‌کند. بدون نشانه‌ای از سند، امضا یا امر ساختگی، جایگزین طبیعی این پاسخ نیست.

املای پاسخ و دو لغزش محتمل

نخستین لغزش، نوشتن «سنـع» با سین است. واژه از خانواده «صنعت» و «مصنوع» است، پس با صاد آغاز می‌شود. دومین لغزش، افزودن «ت» و تبدیل پاسخ به «صنعت» است. اگر خانه‌ها سه تا باشند، تنها «صنع» جا می‌گیرد؛ «صنعت» هم طول دیگری دارد و هم نقش معنایی‌اش با پاسخ فرق می‌کند.

حرکتِ ضمه در چاپ معمول جدول دیده نمی‌شود. از این رو لازم نیست علامتی بالای صاد قرار گیرد و نوشتن سه حرف اصلی کفایت می‌کند. حرف پایانی نیز «عین» است، نه همزه یا الف؛ تقاطع عمودی یا افقی باید همین حرف را تأیید کند.

تطبیق نهایی با سرنخ: «صنع» سه‌حرفی، دارای املای «ص + ن + ع» و از نظر لغوی برابر با ساختن و آفریدن است. اگر الگوی خانه‌ها سه‌تایی باشد، پاسخ مستقیم و کامل همان «صنع» خواهد بود.

کاربرد واژه در فارسی امروز

«صنع» به تنهایی واژه‌ای ادبی‌تر از «ساختن» است و ممکن است در مکالمه روزانه نامأنوس به نظر برسد. با این حال ردّ آن در ترکیب‌ها و مشتق‌های بسیار رایج باقی مانده است: «دست‌صنع»، «مصنوع دست بشر»، «صنایع دستی»، «اثر مصنوع» و «هوش مصنوعی». همین حضور گسترده خانواده واژه نشان می‌دهد معنای ساخت و پدیدآوری همچنان زنده است.

در نوشته‌های توصیفی، «حُسنِ صنع» می‌تواند به نیکویی و استادی در آفرینش اشاره کند و «بدایع صنع» شگفتی‌های آفرینش را به ذهن بیاورد. در متن فنی، مشتق‌هایی چون «مصنوع» بیشتر بر ساخته‌شدن یک شیء تأکید دارند. بنابراین پاسخ جدول واژه‌ای کوتاه است، اما شبکه‌ای از مفاهیم هنر، تولید، مهارت و آفرینش پشت آن قرار دارد.

برای ثبت در خانه‌ها، صورت بدون اعرابِ صنع را بنویسید. این پاسخ هم با معنای لغوی «ساختن» سازگار است و هم دقیقاً سه حرف دارد؛ گزینه‌های بلندتری مانند «ایجاد» و «احداث» تنها در جدول‌هایی با الگوی متفاوت مطرح می‌شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.