پرش به محتوای اصلی

زهرآلود در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: سمی
«سمی» صفت سه‌حرفی و رایجِ هم‌معنی با «زهرآلود» است.

برای سرنخ «زهرآلود»، پاسخ مستقیم و معمول سمی است. این جواب هم از نظر معنا دقیق است و هم با ساخت کوتاهی که در بسیاری از جدول‌ها انتظار می‌رود تناسب دارد: چیزی که سم دارد یا اثر زیان‌بارِ سم ایجاد می‌کند، سمی خوانده می‌شود.

سَمّی

صفتی برای موجود، ماده، گاز، خوراک یا محیطی که دارای سم است یا می‌تواند اثر مسموم‌کننده داشته باشد.

سمی
تعداد حروف: سه حرف
نقش دستوری: صفت
خوانش در این معنا: سَمّی
هستهٔ معنایی: دارای سم، زیان‌آور

چرا «سمی» دقیقاً با سرنخ جور است؟

در «زهرآلود»، جزء «زهر» مادهٔ آسیب‌زا را نشان می‌دهد و پسوند «آلود» مفهومِ آغشته یا آلوده بودن را می‌سازد. «سمی» همین ویژگی را فشرده‌تر بیان می‌کند. وقتی می‌گوییم «قارچ سمی»، منظور قارچی است که خوردن آن ممکن است مسمومیت ایجاد کند؛ «گاز سمی» گازی است که ورودش به بدن آسیب می‌رساند و «مادهٔ سمی» ماده‌ای است که در مقدار یا شرایطی مشخص برای جاندار زیان‌آور است. بنابراین پیوند معناییِ پاسخ با سرنخ، صرفاً تداعی آزاد نیست؛ رابطهٔ مستقیمِ هم‌معنایی است.

صورت سادهٔ رابطه: «زهرآلود» یعنی دارای زهر یا آغشته به آن؛ «سمی» یعنی دارای سم یا برخوردار از خاصیتِ زیان‌بارِ سم. در کاربرد روزمره، این دو صفت غالباً می‌توانند جانشین یکدیگر شوند.

کوتاهیِ «سمی» امتیاز دیگری برای کاربرد جدولی آن است. سرنخ‌های واژگانی معمولاً از یک صفت، صفتی مترادف می‌خواهند و پاسخ سه‌حرفی بدون نیاز به افزودن «است» یا «بود» مفهوم را کامل می‌رساند. اگر خانه‌های پاسخ سه تا باشند، انتخاب «سمی» بسیار روشن‌تر از گزینه‌های بلندتری مانند «زهرآگین» یا «مسموم» خواهد بود.

دو چهرهٔ واژه: مادی و مجازی

کاربرد حقیقی و مادی

در این کاربرد، ماده یا موجود واقعاً قابلیت آسیب‌رسانی شیمیایی یا زیستی دارد. واژه به وجود سم، سمیت یا اثر مسموم‌کننده اشاره می‌کند.

  • گیاه سمی
  • دود سمی
  • پسماند سمی
  • دوز سمیِ یک ماده

کاربرد مجازی و عاطفی

در زبان امروز، «سمی» برای رابطه، فضا یا رفتاری هم به کار می‌رود که فرساینده و آسیب‌زا است؛ بی‌آنکه سم واقعی در میان باشد.

  • رابطهٔ سمی
  • محیط کاری سمی
  • گفت‌وگوی سمی
  • رقابت سمی

خودِ «زهرآلود» نیز دامنه‌ای مجازی دارد، اما لحن آن معمولاً تصویری‌تر و ادبی‌تر است. «نگاه زهرآلود» نگاه آکنده از خشم، کینه یا دشمنی است و «سخن زهرآلود» حرفی نیش‌دار و آزارنده را مجسم می‌کند. در مقابل، تعبیرهایی مانند «فضای سمی» در نوشته‌های اجتماعی و روان‌شناختی امروز طبیعی‌تر شنیده می‌شوند. همین تفاوت لحن سبب می‌شود دو واژه با وجود هم‌معنا بودن، در همهٔ جمله‌ها دقیقاً یک حس ایجاد نکنند.

نقشهٔ معنایی واژهٔ سمیواژهٔ سمی در مرکز قرار دارد و به دو کاربرد حقیقی و مجازی و سپس نمونه‌های هر کاربرد متصل می‌شود. سمی معنای حقیقیگاز، گیاه، ماده ویژگی مشترکآسیب‌رسانی معنای مجازیرابطه، فضا، رفتار هم‌معنی جدولیزهرآلود

تفاوت پاسخ اصلی با واژه‌های نزدیک

تعداد خانه‌ها و ظرافتِ معنای سرنخ می‌تواند گزینهٔ مناسب را تغییر دهد. واژه‌های زیر به «زهرآلود» نزدیک‌اند، اما هر کدام زاویه‌ای متفاوت دارند و نباید بی‌دلیل به جای پاسخ سه‌حرفی گذاشته شوند.

سمی
پاسخ اصلی و سه‌حرفی. برای چیزی که دارای سم یا اثر سمی است به کار می‌رود. از نظر ساخت، کوتاه‌ترین و رایج‌ترین معادل برای این سرنخ است.
زهرآگین
هم‌معنیِ نزدیک و ادبی‌تر است و مفهوم آمیخته یا آکنده از زهر را می‌رساند. در توصیف «تیر زهرآگین» یا به صورت مجازی «کلام زهرآگین» خوش‌نشین است، اما هشت حرف دارد.
زهردار
بیشتر بر «داشتن زهر» تأکید می‌کند. برای جانوری که زهر تولید یا حمل می‌کند، مانند مار زهردار، دقیق است. این واژه با «زهرخورده» یکی نیست.
مسموم
اغلب به شخص یا چیزی گفته می‌شود که سم وارد آن شده یا به زهر آلوده شده است؛ مانند غذای مسموم یا فرد مسموم. پس ممکن است نتیجهٔ تماس با سم را برجسته کند، نه صرفاً خاصیت ذاتیِ سمی بودن را.
زهرناک
صورتی فارسی و توصیفی با معنی پُرزهر یا آسیب‌رسان است. لحن آن نسبت به «سمی» ادبی‌تر و کم‌کاربردتر است و تنها در صورتی مناسب است که شمار خانه‌ها با آن سازگار باشد.
مرز مهم: «سمی» و «مسموم» همیشه قابل جایگزینی نیستند. قارچ می‌تواند ذاتاً سمی باشد، اما انسانی که آن را خورده مسموم می‌شود. غذای سالم نیز ممکن است بر اثر آلودگی، مسموم شود.

«سمی» در ترکیب‌های رایج چه معنایی می‌دهد؟

مادهٔ سمیقارچ سمیگاز سمیپسماند سمیدوز سمیاثر سمیرابطهٔ سمیفضای سمی

در چهار ترکیب نخست، صفت به خطر واقعی برای بدن یا محیط اشاره می‌کند. «دوز سمی» مقداری از یک ماده است که می‌تواند اثر زیان‌بار ایجاد کند و یادآوری می‌کند که میزان و شیوهٔ مواجهه نیز در سمیت اهمیت دارند. اما در «رابطهٔ سمی» و «فضای سمی»، واژه استعاری است: رفتار یا محیط چنان فرساینده و آسیب‌زا توصیف می‌شود که گویی اثر سم دارد.

«زهرآلود» در ترکیب‌های ادبی معمولاً نیروی تصویری بیشتری دارد. «لبخند زهرآلود» فقط لبخندی ناخوشایند نیست؛ می‌تواند دشمنیِ پنهان یا قصد آزار را القا کند. «طنز زهرآلود» طنزی گزنده و تلخ است و «طعنهٔ زهرآلود» کلامی است که نیش آن به مخاطب آسیب عاطفی می‌زند. پس سرنخ جدولی یک معادل روشن دارد، ولی بافت جمله تعیین می‌کند کدام واژه در نثر طبیعی‌تر است.

املای درست و خوانش پاسخ

صورت معیارِ سرنخ زهرآلود است: «زهر» و «آلود» در یک واژه نوشته می‌شوند. پاسخ نیز سمی نوشته می‌شود. در متن‌های بدون حرکت‌گذاری، تشدید و فتحه معمولاً درج نمی‌شوند؛ با این حال خوانشِ مورد نظر در اینجا «سَمّی» است.

درست: زهرآلوددرست: سمیزهر آلود

شکل نوشتاری «سمی» می‌تواند بیرون از این بافت خوانش‌ها یا معناهای دیگری را به ذهن بیاورد، اما سرنخ «زهرآلود» هرگونه ابهام را برطرف می‌کند. اینجا واژه از «سم» ساخته شده و صفتی به معنای دارای سم است؛ نام خاص یا معنای «هم‌نام» مورد نظر نیست.

نمونه‌هایی برای تثبیت تفاوت معنایی

  • «هشدار روی ظرف نشان می‌داد که مایع سمی است.» در این جمله، خاصیت آسیب‌رسانِ خود ماده مطرح است.
  • «خوراکِ آلوده چند نفر را مسموم کرد.» اینجا اثر واردشده بر افراد برجسته شده است.
  • «مار زهردار زهر را از راه نیش وارد بدن شکار می‌کند.» داشتن و انتقال زهر در مرکز معنا قرار دارد.
  • «قهرمان داستان با سخنی زهرآلود پاسخ داد.» کاربرد مجازی، تندی و نیشِ کلام را تصویر می‌کند.
  • «قارچ سمی را نباید تنها بر پایهٔ ظاهر از قارچ خوراکی تشخیص داد.» صفت دربارهٔ قابلیت زیان‌رسانی واقعی است.
جمع‌بندی معنایی: برای خانه‌های سه‌گانه، «سمی» پاسخ قطعی و موجزِ «زهرآلود» است. «زهرآگین»، «زهردار»، «مسموم» و «زهرناک» فقط هنگامی مطرح می‌شوند که تعداد حروف یا بافت سرنخ معنای دقیق‌تری از آن‌ها بخواهد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.