پرش به محتوای اصلی

دلال در جدول

۷ دقیقه مطالعه

پاسخ: کمیسیونر

یعنی واسطه یا معامله‌گری که در برابر انجام کار، کمیسیون می‌گیرد.

برای سرنخ کوتاه «دلال»، واژهٔ کمیسیونر همان پاسخ ثبت‌شده و مورد انتظار است. این واژه از خانوادهٔ «کمیسیون» است و در فارسی قدیمی‌ترِ بازار و متن‌های ترجمه‌شده، برای شخصی به کار رفته که معامله یا کاری را به حساب دیگری پیش می‌برد و در برابر آن حق‌العمل دریافت می‌کند. پیوند میان «گرفتن کمیسیون» و «واسطه‌گری در معامله» دلیل روشن قرار گرفتن آن روبه‌روی دلال در فرهنگ‌های واژگان و جدول‌های کلمات متقاطع است.

املای پاسخ در خانه‌های جدول
کمیسیونر
۸ حرف: ک + م + ی + س + ی + و + ن + ر

صورت درست پاسخ «کمیسیونر» است؛ دو حرف «ی» در آن دیده می‌شود و پایان واژه با «نر» نوشته می‌شود. آن را نباید با «کمیسر» یا «کمیسیون» یکی گرفت.

جایگاه کمیسیونر میان صاحب کالا و بازارنمودار نشان می‌دهد کمیسیونر مأموریت را از آمر می‌گیرد، معامله را با بازار پیش می‌برد و کمیسیون دریافت می‌کند.آمرصاحب حسابکمیسیونرعامل معاملهبازارطرف معاملهمأموریتمعاملهکارمزد یا کمیسیون

کمیسیونر دقیقاً چه کسی است؟

در کاربرد تجاری، کمیسیونر کسی است که انجام معامله‌ای به او سپرده می‌شود و پاداشش معمولاً سهم یا مبلغی با عنوان کمیسیون است. او میان صاحب کالا یا سرمایه و طرف معامله قرار می‌گیرد، اما نقش او همیشه به معرفی سادهٔ دو طرف محدود نیست. در معنای تخصصی‌تر، ممکن است معامله را به نام خود و به حساب شخص سفارش‌دهنده انجام دهد. به همین دلیل، «کمیسیونر» از نظر حقوقی به مفهوم حق‌العمل‌کار نزدیک‌تر است، هرچند در زبان جدول آن را به اختصار معادل دلال می‌آورند.

هستهٔ معنایی واژه سه جزء دارد: شخصی سفارشی برای خرید یا فروش دریافت می‌کند، برای اجرای آن وارد ارتباط تجاری می‌شود و در پایان بابت خدمت خود حق‌العمل می‌گیرد. همین ویژگی سوم، یعنی وابستگی مزد به عملیات یا معامله، نام کمیسیونر را از یک کارمند دارای حقوق ثابت متمایز می‌کند.

سپردن کار: آمر یا سفارش‌دهنده، فروش، خرید یا اقدام تجاری مشخصی را واگذار می‌کند.
پیش بردن معامله: کمیسیونر با طرف مناسب وارد گفت‌وگو می‌شود و عملیات مورد توافق را انجام می‌دهد.
تسویه و حق‌العمل: نتیجه و حساب معامله به آمر بازمی‌گردد و عامل، کمیسیون تعیین‌شده را دریافت می‌کند.

چرا این پاسخ با سرنخ «دلال» جور درمی‌آید؟

سرنخ‌های جدول معمولاً تعریف فرهنگ‌نامه‌ای را فشرده می‌کنند و همهٔ مرزهای حقوقی را نشان نمی‌دهند. در چنین فضای کوتاهی، شخصی که در معامله واسطه است و از آن کمیسیون می‌گیرد «کمیسیونر» خوانده می‌شود. بنابراین رابطهٔ این دو واژه، رابطهٔ یک سرنخ عمومی با پاسخی دارای رنگ‌وبوی تجاری است. طول هشت‌حرفی پاسخ نیز امکان تشخیص آن را از جواب‌های کوتاه‌تر فراهم می‌کند.

این انتخاب به‌ویژه وقتی قوی است که حروف تقاطعی به الگوی «کـمـیـسـیـوـنـر» برسند. وجود «سیون» در میانه، نشانهٔ ساخت واژه از «کمیسیون» است. «کمیسیون» خودِ کارمزد یا هیئت را می‌رساند، اما افزودن «ر» پایانی در این کاربرد، نام شخصِ دریافت‌کننده یا انجام‌دهنده را ساخته است. پس اگر سرنخ دربارهٔ شخص باشد، نوشتن «کمیسیون» پاسخ کامل و دستوری نیست.

مرز کمیسیونر با واژه‌های نزدیک

واسطه

عمومی‌ترین جایگزین است: هر فرد یا عاملی که ارتباط میان دو طرف را برقرار کند. این واژه دربارهٔ روابط غیرتجاری هم کاربرد دارد و الزاماً دریافت کمیسیون را نمی‌رساند.

سمسار

بیشتر به دلال و فروشندهٔ کالاهای دست‌دوم گفته می‌شود. اگر فضای سرنخ به اثاث، اشیای کهنه یا بازار کالای مستعمل اشاره کند، «سمسار» از کمیسیونر دقیق‌تر است.

حق‌العمل‌کار

اصطلاح شناخته‌شدهٔ قانون تجارت برای کسی است که به نام خود ولی به حساب دیگری معامله می‌کند. از نظر مفهوم تخصصی، نزدیک‌ترین توضیح فارسی برای کمیسیونر است.

میانجی

بر ایجاد پیوند یا سازش میان دو سو تأکید دارد. میانجی ممکن است در اختلاف خانوادگی، اجتماعی یا سیاسی نقش داشته باشد؛ بنابراین لزوماً دلال بازار نیست.

نکتهٔ معنایی: «دلال» در گفتار روزمره گاهی بار منفی پیدا می‌کند و به واسطه‌ای اشاره دارد که بدون افزودن ارزش، قیمت را بالا می‌برد. اما خودِ نقش واسطه‌گری در تعریف لغوی الزاماً منفی نیست. «کمیسیونر» نیز پیش از هر چیز عنوان یک نقش مزدی و تجاری است، نه داوری دربارهٔ درست یا نادرست بودن رفتار شخص.

یک تفاوت حقوقی که معنی را روشن‌تر می‌کند

در دلالی به معنای دقیق، وظیفهٔ اصلی پیدا کردن طرف معامله و نزدیک کردن خریدار و فروشنده است؛ قرارداد نهایی اصولاً میان همان دو طرف شکل می‌گیرد. در حق‌العمل‌کاری، عامل می‌تواند معامله را به نام خودش انجام دهد، در حالی که سود و زیان اقتصادی آن برای حساب آمر است. به بیان ساده، دلال بیشتر «راه ارتباط» را می‌سازد، اما کمیسیونر در مفهوم تخصصی ممکن است خود در ظاهرِ قرارداد حاضر شود.

این تمایز سبب نمی‌شود جواب جدول نادرست باشد. جدول از هم‌معنایی رایج و تاریخی استفاده می‌کند، نه از طبقه‌بندی موشکافانهٔ قراردادهای تجاری. دانستن تفاوت فقط کمک می‌کند واژه را در یک متن حقوقی بی‌دقت به جای هر نوع دلال به کار نبریم. همچنین روشن می‌کند چرا بعضی فرهنگ‌ها ذیل «دلال» هم «کمیسیونر» را می‌آورند و هم واژه‌های عام‌تری مانند واسطه و میانجی را.

صورت‌های مشابهی که نباید اشتباه شوند

کمیسیونر: عاملِ دریافت‌کنندهٔ کمیسیونکمیسیون: کارمزد یا هیئتکمیسر: عنوان اداری یا مأمورحق‌العمل: مزد انجام معامله

کمیسر عنوانی اداری و سیاسی یا نام نوعی مأمور است و از نظر املا نیز «یون» ندارد؛ پس پاسخ این سرنخ نیست. کمیسیون می‌تواند به معنای گروهی مأمور بررسی یک موضوع یا پول پرداختی بابت فروش باشد، ولی نام شخص نیست. «کمیسیونر» در این سرنخ دقیقاً به شخص اشاره می‌کند. در نوشتار فارسی، همین املای پیوسته و بدون نیم‌فاصله متداول است.

از نظر کاربرد جمله، می‌توان گفت: «کمیسیونر کالا را برای حساب سفارش‌دهنده فروخت و حق‌العمل خود را برداشت.» در این نمونه، نقش شخص، موضوع معامله و شیوهٔ دریافت مزد همگی آشکارند. اما در جملهٔ «او میان دو همکار میانجی شد»، هیچ معامله یا کمیسیونی وجود ندارد؛ از همین مقایسه می‌توان دید که هر کمیسیونر نوعی واسطه است، ولی هر واسطه‌ای کمیسیونر نیست.

اگر تعداد خانه‌ها متفاوت بود

پاسخ قطعی این صفحه «کمیسیونر» است، اما یک سرنخ کوتاه ممکن است در جدول دیگری پاسخ دیگری داشته باشد. برای خانه‌های کمتر، «واسطه»، «سمسار» یا «میانجی» ممکن است با حروف متقاطع سازگار شوند. انتخاب آن‌ها باید بر اساس طول پاسخ و فضای سرنخ باشد: اشاره به اجناس کهنه به سود «سمسار» است؛ اشاره به آشتی دادن دو طرف «میانجی» را تقویت می‌کند؛ و تأکید بر کارمزد معامله به «کمیسیونر» نزدیک است.

«بنگاه‌دار» نیز فقط وقتی مناسب است که سرنخ به دفتر معاملات، به‌خصوص خریدوفروش یا اجارهٔ ملک، اشاره داشته باشد. این عنوان نام یک شغل و محل فعالیت معین است و مترادف بی‌قیدِ همهٔ دلال‌ها نیست. واژه‌هایی مانند «کارگزار» هم دامنه‌ای گسترده دارند و ممکن است نمایندهٔ بورس، بیمه یا یک سازمان باشند؛ دریافت کمیسیون در تعریف همهٔ آن‌ها ضروری نیست.

در نتیجه، برای همین عنوان و با املای هشت‌حرفی، کمیسیونر را در جدول بنویسید. مفهوم پایهٔ آن «عاملِ معامله در برابر کمیسیون» است؛ «واسطه» و «سمسار» تنها در جدول‌هایی با تعداد خانه یا بافت متفاوت، جواب‌های احتمالی به شمار می‌آیند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.