پاسخ: دله
«دله» نام ظرفی شبیه کوزه یا دبه است.
برای سرنخ «دبه»، پاسخ مورد نظر جدولسازان معمولاً واژه چهارحرفی دله است. پیوند این دو واژه به شکل ظرف و کاربرد آن برمیگردد: دله ظرفی برای نگهداری یا جابهجایی مواد، بهخصوص مایعات و فرآوردههایی مانند روغن، شیر یا پنیر بوده است. کوتاهی واژه و حضور آن در فرهنگهای فارسی باعث شده که در جدول کلمات متقاطع، معادل مناسبی برای دبه باشد.
صورت پاسخ در خانههای جدول
این جواب بدون فاصله و با چهار حرف نوشته میشود. «ه» پایانی جزئی از واژه است و نباید آن را با «دَل» یا صورتهای گفتاری ناقص جایگزین کرد.
نکته: در خط فارسی «دله» سه نویسه دارد، اما در بعضی شیوههای شمارش جدولی یا منابع، توصیف طول پاسخ ممکن است متفاوت ارائه شود؛ ملاک نهایی تقاطعهای همان جدول است.
دله در این سرنخ دقیقاً چه معنایی دارد؟
«دله» در اینجا اسمِ یک ظرف است، نه صفتی برای انسان و نه نام جانور. در کاربرد ظرف، واژه به محفظهای نسبتاً بزرگ اشاره میکند که میتواند از فلز، چرم یا مواد دیگر ساخته شده باشد. شکل و جنس آن در دورهها و نواحی مختلف یکسان نبوده، اما ویژگی مشترک، قابلیت نگهداری مواد و شباهت کارکردی آن به دبه یا کوزه است.
در گفتار بعضی مناطق، این نام برای ظرفهای فلزی بزرگ، قوطیهای روغن یا ظرف حمل شیر نیز شنیده میشود. همین گستره کاربرد توضیح میدهد که چرا فرهنگنویس یا جدولساز میتواند «دبه» را سرنخ و «دله» را پاسخ قرار دهد، حتی اگر خواننده امروز در زندگی روزمره بیشتر واژههای «حلب» یا «پیت» را به کار ببرد.
معنای درست در جدول
ظرفی شبیه دبه یا کوزه برای نگهداری مواد؛ این همان معنایی است که مستقیماً با سرنخ جور درمیآید.
معنای صفتی
در زبان عامیانه، «دله» گاهی درباره فرد حریص یا شکمو گفته میشود. این معنی در سرنخ حاضر مقصود نیست.
معناهای دورتر
در برخی منابع و کاربردها، همین صورت نوشتاری به جانور یا مفهوم دیگری اشاره میکند؛ بافت «دبه» این احتمالها را کنار میزند.
چرا «دله» از میان پاسخهای نزدیک انتخاب میشود؟
سرنخهای جدول معمولاً کوتاهاند و به جای تعریف کامل، تنها یک هممعنی یا مصداق را نشان میدهند. «دبه» نیز میتواند در زبان امروز چند نوع ظرف را تداعی کند؛ با این حال، پاسخ ذخیرهشده و مناسب این مدخل «دله» است. رابطه این دو بر پایه هممعنایی کامل در همه موقعیتها نیست، بلکه بر شباهت نوع ظرف و کارکرد آن استوار است.
اگر جملهای روزمره درباره یک دبه پلاستیکی آب باشد، الزاماً کسی آن را «دله» نمینامد. در واژگان قدیمیتر، محلی یا فرهنگنامهای، دله دامنهای دارد که آن را برای چنین سرنخ واژگانی مناسب میکند. جدول کلمات اغلب همین واژههای کمتر رایج اما معتبر را زنده نگه میدارد.
«حلب» بیشتر ظرف فلزی یا ورقاندود را به ذهن میآورد. اگر سرنخ بر جنس فلزی تأکید کند یا شمار خانهها با آن هماهنگ باشد، حلب میتواند پاسخ مدخل دیگری باشد؛ اما پاسخ این عنوان دله است.
«پیت» در گفتار به قوطی یا ظرف فلزی، بهویژه ظرفهای نسبتاً بزرگ، گفته میشود. این واژه کوتاهتر است و تنها وقتی تقاطعها پ، ی و ت را تأیید کنند باید به آن فکر کرد.
روغندان نامی توصیفی و مشخص برای ظرف روغن است، در حالی که دله میتواند کاربرد گستردهتری داشته باشد. طول زیاد روغندان نیز آن را از پاسخ حاضر جدا میکند.
کوزه معمولاً شکل و جنس سنتی مشخصتری، اغلب سفالی، دارد. تعریف دله ممکن است با عبارت «ظرفی مانند کوزه و دبه» بیان شود، اما این شباهت به معنای یکسان بودن همه جزئیات نیست.
کاربرد واژه در یک تصویر زبانی روشن
برای فهم بهتر، فضای یک انبار یا لبنیاتی قدیمی را تصور کنید: ظرفی بزرگ برای حمل شیر یا نگهداری روغن در گوشه قرار دارد. بسته به منطقه، جنس ظرف و عادت گویندگان، ممکن است آن را دله، حلب یا نامی محلی بخوانند. وقتی جدول فقط «دبه» را میآورد، از میان این واژهها باید صورتی انتخاب شود که با پاسخ مورد انتظار و حروف متقاطع سازگار است؛ در این مدخل آن صورت «دله» است.
نمونههای توضیحی برای جا افتادن معنی
- «دله را برای نگهداری روغن کنار انبار گذاشتند»؛ در این جمله، دله آشکارا نام ظرف است.
- «شیر را در دله ریخت و به بازار برد»؛ کاربرد واژه بر حمل مایع و گنجایش ظرف تأکید دارد.
- اگر جمله درباره حرص یا پرخوری یک شخص باشد، «دله» دیگر هممعنی دبه نیست و نقش صفت پیدا میکند.
املاء و خوانش؛ جایی که بافت تعیینکننده است
صورت نوشتاری پاسخ ساده است: دله. حرکتهای کوتاه در خط معمول فارسی نوشته نمیشوند، بنابراین خواننده ممکن است بدون جمله یا سرنخ درباره تلفظ دقیق تردید کند. در جدول، خودِ واژه «دبه» نقش راهنما را دارد و نشان میدهد که باید آن را در معنای نام ظرف بخوانیم. برای وارد کردن پاسخ نیز فقط همان سه نویسه «د، ل، ه» لازم است و نباید اعراب یا نشانه اضافی گذاشت.
چندمعنایی بودن «دله» نقص پاسخ نیست؛ اتفاقاً یکی از ویژگیهای رایج واژههای جدولی است. حروف یکسان میتوانند با توجه به سرنخ، معنای متفاوتی بسازند. اگر سرنخ «حریص»، «شکمو» یا عبارتی درباره شخص باشد، معنای صفتی فعال میشود؛ اگر سرنخ «دبه» یا ظرف باشد، معنای اسمیِ ظرف درست است.
اگر حروف متقاطع ظاهراً پاسخ دیگری نشان دادند
در جدولهای متفاوت، یک سرنخ یکسان همیشه پاسخ واحد ندارد. تعداد خانهها، حروف قطعی حاصل از ردیفهای عمودی و افقی، و شیوه واژهگزینی طراح تعیین میکند که «حلب»، «پیت» یا نام محلی دیگری مناسب باشد. با این حال، برای عنوان مشخص این صفحه پاسخ اصلی همان «دله» است و جایگزینها صرفاً برای تشخیص تفاوتها ذکر شدهاند.
پیش از تغییر جواب، شکل خانهها را دوباره بررسی کنید: اتصال حروف فارسی، خانههای سیاه و شماره آغاز واژه گاهی باعث خطای دید میشوند. همچنین ممکن است منبعی تعداد «حروف» را بر پایه شیوهای متفاوت از شمار نویسههای تایپی بیان کند. صورت واژگانی را دستکاری نکنید؛ «ه» پایانی در دله ضروری است و حذف آن واژه را ناقص میکند.
جمعبندی معنایی واژه
تناسب «دله» با «دبه» از یک تصویر بسیار ملموس میآید: هر دو به ظرفی با گنجایش قابل توجه برای نگهداری یا حمل مواد اشاره دارند. دله واژهای است که رنگ قدیمی یا منطقهای آن برای بسیاری از فارسیزبانان پررنگتر از کاربرد روزانهاش است، اما همین حضور فرهنگنامهای و گویشی جای آن را در جدولها تثبیت کرده است. تفاوت جنس و شکل ظرف در کاربردهای گوناگون، اصل رابطه معنایی را از بین نمیبرد.
پس برای مدخل «دبه در جدول»، دله را بنویسید. اگر جدول دیگری همین سرنخ را با طول یا تقاطع متفاوت آورد، حلب و پیت را فقط به عنوان احتمالهای وابسته به بافت بررسی کنید؛ پاسخ قطعی این مدخل «دله» است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!