پرش به محتوای اصلی

ثابت در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: فیکس
یک واژهٔ چهارحرفی به معنی ثابت، بی‌حرکت یا بدون تغییر.

در این سرنخ، «فیکس» دقیقاً همان پاسخ ذخیره‌شده و متناسب با معنای «ثابت» است. این واژه در فارسی امروز وقتی به کار می‌رود که جای چیزی، مقدار آن، زمان انجامش یا وضعیتش تغییر نکند. کوتاهی واژه و توالی روشن چهار حرفِ «ف، ی، ک، س» نیز آن را به پاسخی مناسب برای خانه‌های جدول تبدیل می‌کند.

فیکس
خوانش: fiks · نقش اصلی در این سرنخ: صفت
ثابتبی‌حرکتبدون تغییرقطعی

چرا این جواب دقیق است؟

فرهنگ‌های فارسی برای صورتِ صفتی «فیکس» معنای «ثابت» و «بدون حرکت» ثبت کرده‌اند. بنابراین رابطهٔ سرنخ و پاسخ فقط یک تداعی عامیانه نیست؛ معنای واژه‌نامه‌ای نیز آن را پشتیبانی می‌کند.

«فیکس» کدام نوع از ثابت‌بودن را می‌رساند؟

«ثابت» در فارسی دامنهٔ معنایی پهنی دارد. گاهی چیزی از جای خود تکان نمی‌خورد، گاهی عدد یا قیمت عوض نمی‌شود و گاهی برنامه‌ای قطعی شده است. «فیکس» می‌تواند هر سه وضعیت را برساند، اما معنی دقیق آن از اسمی که کنارش می‌آید فهمیده می‌شود. در عبارت «پایهٔ فیکس»، تأکید بر بی‌حرکتی است؛ در «قیمت فیکس»، تغییرناپذیری مبلغ برجسته می‌شود؛ و در «ساعت فیکس»، منظور زمانی مشخص و قطعی است.

جایگاه و اتصال

قطعه یا سازه‌ای که محکم شده و حرکت نمی‌کند.

نمونه: «قاب روی دیوار فیکس شده است.»

مقدار و قیمت

عددی که قرار نیست کم‌وزیاد یا موضوع چانه‌زنی شود.

نمونه: «مبلغ قرارداد فیکس است.»

زمان و برنامه

موعدی که تعیین و قطعی شده و جابه‌جایی ندارد.

نمونه: «جلسه برای ساعت ده فیکس شد.»

ترکیب ورزشی

بازیکنی که به‌طور منظم در ترکیب اصلی قرار می‌گیرد.

نمونه: «او بازیکن فیکس تیم است.»

نکتهٔ مهم دربارهٔ سرنخ: اگر فقط واژهٔ «ثابت» و چهار خانه در اختیار باشد، «فیکس» انتخاب مستقیم است. در یک جدول دیگر ممکن است تعداد خانه‌ها یا حروف متقاطع پاسخی رسمی‌تر مانند «پایا» یا «ساکن» را ایجاب کند؛ اما آن احتمال، پاسخ این عنوان را تغییر نمی‌دهد.

از «ثابت» تا «فیکس»: یک نقشهٔ معنایی

تصویر زیر نشان می‌دهد که یک پاسخ واحد چگونه به چند شاخهٔ نزدیک از مفهومِ تغییرنکردن وصل می‌شود. نقطهٔ مشترک همهٔ شاخه‌ها «حفظ وضعیت» است، ولی جنس آن وضعیت یکسان نیست.

نقشه معنایی واژه فیکسفیکس در مرکز و چهار کاربرد آن برای مکان، مقدار، زمان و نقش ثابت در اطراف قرار دارد. فیکسحفظ وضعیت مکانتکان‌نخوردن قطعه مقدارعوض‌نشدن قیمت زمانقطعی‌بودن موعد نقشحضور همیشگی در ترکیب

املای پاسخ و ساختمان کوتاه آن

صورت رایج و درست این وام‌واژه در خط فارسی «فیکس» است. حرف «ی» پس از «ف» صدای واکهٔ کوتاه واژه را بازنمایی می‌کند و پایان «کس» نیز باید کامل نوشته شود. حذف «س» یا نوشتن شکل‌هایی مانند «فیک» معنای مورد نظر را منتقل نمی‌کند. این پاسخ چهار نویسه دارد و یک‌هجایی تلفظ می‌شود؛ یعنی هنگام خواندن به بخش‌های جدا شکسته نمی‌شود.

در پاسخ جدول، خودِ صفت لازم است: «فیکس». صورت «فیکس‌شده» توضیحی بلندتر است و «فیکس‌کردن» یک ترکیب فعلی به معنای ثابت‌کردن، تنظیم‌کردن یا در بعضی بافت‌ها تعمیرکردن است. پس نباید معنای فعلی را با جواب کوتاه این سرنخ یکی گرفت.

تمایز کاربردی: «این پایه فیکس است» دربارهٔ وضعیت ثابت پایه سخن می‌گوید؛ «پایه را فیکس کن» درخواستِ ایجاد آن وضعیت است؛ و «مشکل را فیکس کن» در زبان فنی معمولاً یعنی مشکل را برطرف کن. سرنخ «ثابت» به کاربرد نخست مربوط است.

پاسخ‌های نزدیک، اما نه همسان

واژه‌های زیر همگی می‌توانند در شرایطی مترادف «ثابت» باشند، ولی هرکدام سایهٔ معنایی ویژه‌ای دارند. شناخت این تفاوت روشن می‌کند چرا پاسخ ذخیره‌شدهٔ این سرنخ «فیکس» است و چرا نباید هر مترادفی را بی‌توجه به بافت جای آن گذاشت.

پایا
دوام در گذر زمان
برای سامانه، اثر یا وضعیتی که ماندگاری دارد مناسب‌تر است. «پایا» چهارحرفی است، اما بیش از بی‌حرکتی بر دوام تأکید می‌کند.
ساکن
نداشتن حرکت
در برابر «متحرک» قرار می‌گیرد و برای شخص، جسم یا سیالِ بی‌حرکت دقیق است. لزوماً مفهوم قیمت یا موعد قطعی را نمی‌رساند.
راسخ
استواری عقیده و اراده
بیشتر دربارهٔ باور، تصمیم یا عزم به کار می‌رود. گفتن «قیمت راسخ» طبیعی نیست، در حالی که «قیمت فیکس» در گفتار رایج است.
مقرر
تعیین‌شده و قراردادی
برای زمان، مبلغ یا قاعده‌ای که از پیش تعیین شده مناسب است، اما معنای فیزیکیِ محکم و بی‌حرکت را پوشش نمی‌دهد.
استوار
محکم و پابرجا
واژه‌ای رسمی‌تر است و هم در معنای جسمانی و هم مجازی کاربرد دارد، ولی از نظر تعداد حروف با پاسخ چهارخانه‌ای برابر نیست.

جایگاه واژه در گفتار امروز

«فیکس» در فارسی یک وام‌واژهٔ جاافتاده است. در مکالمهٔ روزمره، محیط کار، ورزش، معاملات و بعضی حوزه‌های فنی زیاد شنیده می‌شود. فروشنده ممکن است از «قیمت فیکس» بگوید، مربی از «بازیکن فیکس»، نصاب از «شیشهٔ فیکس» و برنامه‌ریز از «تاریخ فیکس». در همهٔ این ترکیب‌ها هستهٔ معنا همان تغییرنکردن است، هرچند موضوعِ ثابت‌شده فرق می‌کند.

در معماری و ساختمان، «پنجرهٔ فیکس» معمولاً به بخشی بدون بازشو اشاره دارد؛ اینجا فیکس یعنی ثابت و غیرقابل بازشدن. در اتصال قطعات نیز وقتی می‌گویند قطعه فیکس شد، منظور آن است که در جای مطلوب مهار شده است. در ورزش، بازیکن فیکس فقط «بی‌حرکت» نیست؛ او جایگاهی نسبتاً ثابت در ترکیب اصلی دارد. این گسترش معنایی نمونه‌ای از آن است که چگونه مفهوم واحدِ حفظ وضعیت در بافت‌های متفاوت صورت تازه پیدا می‌کند.

رسمی یا محاوره‌ای؟ در نوشتهٔ اداری یا دانشگاهی، بسته به منظور، «ثابت»، «تثبیت‌شده»، «مقطوع»، «قطعی» یا «بدون بازشو» معمولاً دقیق‌تر است. با این حال، جدول کلمات متقاطع می‌تواند از صورت رایج و کوتاه «فیکس» استفاده کند و همین صورت پاسخ مورد نظر این سرنخ است.

چند جمله برای دیدن تفاوت معنا

در جملهٔ «دوربین روی سه‌پایه فیکس است»، واژه دربارهٔ جایگاه فیزیکی دوربین توضیح می‌دهد. در «نرخ خدمات تا پایان ماه فیکس می‌ماند»، موضوع تغییرنکردن مقدار است. عبارت «زمان حرکت هنوز فیکس نشده» از قطعی‌نبودن برنامه خبر می‌دهد. وقتی گفته می‌شود «دروازه‌بان فیکس تیم»، استمرار حضور او در ترکیب اصلی مدنظر است. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که ترجمهٔ سادهٔ «ثابت» درست است، ولی اسم همراه واژه، نوعِ ثبات را مشخص می‌کند.

همچنین باید میان «فیکس» و «فیکس‌کردن» در زبان فناوری فرق گذاشت. برنامه‌نویس ممکن است بگوید «باگ را فیکس کردم»؛ در این جمله فعل به معنای رفع و اصلاح است، نه ثابت نگه‌داشتن. این کاربرد فعلی از همان خانوادهٔ واژگانی آمده، اما پاسخ جدول بر معنای صفتی و ثبت‌شدهٔ «ثابت و بدون حرکت» تکیه دارد.

جمع‌بندی واژه: برای سرنخ «ثابت» در این جدول، پاسخ نهایی فیکس است: چهار حرف، یک هجا و دارای مفهوم مشترکِ بی‌تغییر یا بی‌حرکت‌بودن. «پایا»، «ساکن»، «راسخ» و «مقرر» تنها با توجه به تعداد خانه‌ها و بافت سرنخ‌های دیگر مطرح می‌شوند و جانشین پاسخ قطعی این صفحه نیستند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.