پرش به محتوای اصلی

تطبیق دادن در جدول

۷ دقیقه مطالعه

پاسخ: انطباق

واژه‌ای شش‌حرفی برای هماهنگ یا برابر شدن دو چیز.

سرنخ «تطبیق دادن» به رابطه‌ای اشاره می‌کند که در آن دو چیز با یکدیگر سنجیده و هماهنگ می‌شوند. در زبان جدول، این مفهوم به‌صورت فشرده با انطباق بیان می‌شود. پاسخ از شش حرف «ا، ن، ط، ب، ا، ق» ساخته شده است و هم از نظر معنایی با سرنخ پیوند مستقیم دارد و هم در نوشته‌های رسمی، علمی و روزمره واژه‌ای آشناست.

پاسخ اصلیانطباق
تعداد حروف۶ حرف
هستهٔ معناهماهنگ شدن

انطباق دقیقاً چه معنایی دارد؟

انطباق یعنی موافق، سازگار یا هم‌اندازه شدن چیزی با چیز دیگر؛ گاهی نیز به قرار گرفتن دو سطح یا دو الگو بر روی یکدیگر به شکلی گفته می‌شود که اجزای متناظرشان هماهنگ باشد. بنابراین واژه فقط یک شباهت ظاهری را نمی‌رساند، بلکه وجود رابطه‌ای قابل سنجش میان دو طرف را نشان می‌دهد. وقتی مشخصات یک کالا با استاندارد اعلام‌شده هم‌خوان است، از انطباق مشخصات با استاندارد سخن می‌گوییم. وقتی فرد رفتار خود را با محیط تازه هماهنگ می‌کند، انطباق با محیط رخ داده است.

این گسترهٔ معنایی سبب شده «انطباق» در حوزه‌های متفاوت حضور داشته باشد: از مقایسهٔ نسخه‌های یک سند و کنترل داده‌ها گرفته تا زیست‌شناسی، آموزش، مدیریت و حقوق. وجه مشترک همهٔ این کاربردها آن است که یک وضعیت، ویژگی یا رفتار با معیار، موقعیت یا نمونه‌ای دیگر جور درمی‌آید.

پیوند پاسخ با عبارت «تطبیق دادن»

«تطبیق دادن» معمولاً کنشی آگاهانه است: کسی دو فهرست را مقابل هم می‌گذارد، دو گزارش را می‌سنجد یا یک مورد را با ضابطه‌ای هماهنگ می‌کند. «انطباق» بیشتر نامِ حالت یا نتیجه‌ای است که از این مقایسه و هماهنگی حاصل می‌شود. طراح جدول می‌تواند با تکیه بر نزدیکی این دو مفهوم، عبارت فعلی را در صورت سؤال بیاورد و اسم‌مصدر کوتاه «انطباق» را در خانه‌ها بخواهد.

رابطه تطبیق دادن و انطباق دو مورد با یک معیار سنجیده می‌شوند و در صورت هماهنگی، نتیجه انطباق است. مورد نخستداده یا ویژگی سنجش و تطبیقبر پایهٔ معیار مشترک انطباقحالت هماهنگی

در این مسیر معنایی، «تطبیق» نامِ عمل سنجیدن است و «انطباق» وضعیتی است که از جور بودن دو طرف خبر می‌دهد. البته در کاربرد عمومی مرز میان این دو همیشه سخت و تغییرناپذیر نیست؛ به همین دلیل فرهنگ‌های واژگان و طراحان جدول آن‌ها را در شمار واژه‌های نزدیک به هم می‌آورند.

ریشه و ساختمان واژه

«انطباق» واژه‌ای عربی و ساخته‌شده از ریشهٔ «ط ب ق» است. همین ریشه را در واژه‌هایی مانند «طبق»، «طبقه»، «تطبیق»، «مطابق» و «مطابقت» نیز می‌بینیم. تصور قرار گرفتن یک چیز بر چیز دیگر یا برابر آمدن دو لایه، هسته‌ای تصویری برای فهم این خانواده می‌سازد. از همین تصویر، معنای گسترده‌ترِ موافق و سازگار بودن پدید آمده است.

املای پاسخ با «ط» و «ق» است: انطباق. صورت‌هایی که در آن‌ها «ت» جای «ط» بنشیند یا همزه‌ای به آغاز و میانه افزوده شود، املای معیار این واژه نیستند. در نوشتن ترکیب مشتق نیز نیم‌فاصله اهمیت دارد: «انطباق‌پذیر» و «انطباق‌پذیری» شکل‌های خواناتر و معیارترند.

یک تصویر ساده از معنا

اگر نام‌ها و شماره‌های دو فهرست را روبه‌روی هم بگذاریم، کار ما تطبیق دادن فهرست‌هاست؛ اگر همهٔ موارد متناظر یکسان باشند، از انطباق دو فهرست خبر می‌دهیم.

تفاوت با پاسخ‌های نزدیک

چند واژه در همسایگی معنایی «انطباق» قرار دارند، اما هر کدام زاویه‌ای متفاوت دارند. شناخت این تفاوت‌ها هم انتخاب پاسخ اصلی را روشن می‌کند و هم مانع آن می‌شود که هر مترادفی را بدون توجه به صورت سرنخ جایگزین کنیم.

مطابقت

برابر و موافق بودن دو چیز را می‌رساند و در عبارت‌هایی چون «مطابقت اصل و تصویر» بسیار رایج است. این واژه هفت حرف دارد و برای سرنخی با تعداد خانه‌های متفاوت می‌تواند مطرح شود.

تطابق

بر روی هم افتادن یا دقیقاً متناظر بودن را برجسته می‌کند. از نظر معنی بسیار نزدیک است، اما پنج حرف دارد و با پاسخ ثبت‌شدهٔ این سرنخ یکی نیست.

سازگاری

بیشتر بر نبود ناسازگاری و امکان کنار هم کار کردن تأکید دارد؛ مانند سازگاری نرم‌افزار با دستگاه یا سازگاری فرد با شرایط. دامنه‌اش از برابر بودن دقیق گسترده‌تر است.

همخوانی

هماهنگی میان گفته‌ها، شواهد یا اجزای یک مجموعه را نشان می‌دهد. دو گزارش ممکن است با هم همخوانی داشته باشند، بی‌آنکه نسخه‌های کاملاً مطابق یکدیگر باشند.

«وفاق» نیز گاهی در فهرست مترادف‌ها دیده می‌شود، ولی بیشتر مفهوم توافق و همدلی میان اشخاص یا گروه‌ها را دارد. «یکسان‌سازی» از سوی دیگر نامِ عملی برای هم‌شکل کردن چند مورد است و الزاماً همان حالت طبیعی یا نهایی انطباق نیست. به همین علت، با وجود نزدیکی معنایی، هیچ‌یک در این سرنخ جای پاسخ اصلی «انطباق» را نمی‌گیرد.

کاربرد انطباق در جمله‌های واقعی

  • کارشناس، انطباق مشخصات فنی دستگاه با سفارش را بررسی کرد.
  • میان تاریخ درج‌شده در فرم و تاریخ سند، انطباق کامل وجود داشت.
  • انطباق با محیط تازه ممکن است برای هر فرد زمان متفاوتی ببرد.
  • سامانه مواردِ فاقد انطباق با ضوابط را جداگانه نمایش می‌دهد.
  • پژوهشگر میزان انطباق نتیجهٔ آزمایش با پیش‌بینی نظری را سنجید.

این نمونه‌ها دو الگوی مهم را نشان می‌دهند: «انطباقِ الف با ب» و «انطباق میان الف و ب». حرف اضافهٔ «با» هنگامی طبیعی است که یک طرف با معیار یا طرف دیگر سنجیده شود. ساخت «میان» نیز زمانی مناسب است که رابطهٔ دو سویهٔ دو داده یا دو گزارش مورد نظر باشد.

نکتهٔ کاربردی: در فارسی معیار معمولاً «دو مورد را با هم تطبیق می‌دهیم» یا «آن‌ها را منطبق می‌کنیم»، اما می‌گوییم «دو مورد با هم انطباق دارند». ترکیب «انطباق دادن» از نظر نقش دستوری به روانی این صورت‌ها نیست، زیرا انطباق بیشتر بر حالتِ حاصل یا سازگار شدن دلالت می‌کند.

از انطباق کامل تا انطباق نسبی

انطباق همیشه به معنای یکسانی مطلق نیست. در کنترل اسناد، ممکن است انطباق کامل یعنی همهٔ داده‌ها دقیقاً برابر باشند؛ ولی در تحلیل یک الگو، انطباق قابل قبول می‌تواند به معنای نزدیکی در حدود معیار تعیین‌شده باشد. صفت‌هایی مانند «کامل»، «جزئی»، «نسبی»، «ساختاری» یا «معنایی» مشخص می‌کنند که گوینده چه نوع هماهنگی‌ای را در نظر دارد.

برای نمونه، دو ترجمه ممکن است از نظر واژه‌ها یکسان نباشند اما از نظر معنا انطباق داشته باشند. برعکس، دو فرم شاید ظاهر مشابهی داشته باشند ولی شماره‌ها و تاریخ‌هایشان منطبق نباشد. پس برای تشخیص انطباق باید بدانیم معیار مقایسه چیست: شکل، محتوا، اندازه، ضابطه، داده یا رفتار.

خانوادهٔ واژه و ترکیب‌های پرکاربرد

«منطبق» صفتی برای چیزی است که با معیار یا نمونهٔ دیگر هماهنگ است: «اطلاعات منطبق با سند». «منطبق کردن» صورت فعلی و گذراست و به عمل هماهنگ ساختن اشاره دارد. «انطباق‌پذیر» توان سازگار شدن را می‌رساند و «انطباق‌پذیری» نام این توانایی است. در مقابل، «عدم انطباق» اصطلاحی رایج برای موردی است که الزام، استاندارد یا مشخصات مورد انتظار را برآورده نمی‌کند.

در متن‌های اداری، «بررسی انطباق»، «گواهی انطباق» و «ارزیابی انطباق» دیده می‌شود. در محیط‌های فنی نیز ممکن است از «انطباق داده‌ها»، «انطباق با استاندارد» یا «کنترل موارد عدم انطباق» سخن برود. در علوم رفتاری، ترکیب «انطباق با شرایط» بیشتر به سازگار شدن تدریجی فرد یا گروه اشاره دارد. این کاربردهای متنوع، هستهٔ مشترک همان پاسخ جدول را حفظ می‌کنند: جور آمدن با یک معیار یا وضعیت.

بنابراین برای سرنخ ثبت‌شده، پاسخ دقیق و مستقیم انطباق است. «تطبیق دادن» عملِ روبه‌رو گذاشتن و هماهنگ کردن را بیان می‌کند و «انطباق» نامِ وضعیت هماهنگی یا نتیجهٔ آن است؛ همین نزدیکی روشن، پاسخ شش‌حرفی را با صورت سؤال سازگار می‌سازد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.