پرش به محتوای اصلی

بستوه در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: زله
«زله» یعنی خسته، درمانده و به تنگ آمده.

در این سرنخ، «بستوه» وصف حال کسی است که فشار، تکرار یا دشواری او را از توان انداخته است. برابر کوتاه و دقیق آن زله است؛ واژه‌ای سه‌حرفی که هم از نظر معنا با سرنخ جور درمی‌آید و هم صورت ذخیره‌شده برای همین عنوان است.

تعداد حروف پاسخ۳ حرف: ز ـ ل ـ ه
نقش معناییخسته و عاجز
کاربرد آشنازله شدن / زله کردن

چرا «زله» درست در جای «بستوه» می‌نشیند؟

«بستوه» در فرهنگ‌های فارسی با معنی‌هایی مانند به تنگ آمده، درمانده، دلتنگ، ملول و مستأصل شناخته می‌شود. «زله» نیز حالتی را می‌رساند که شخص از ادامه یک رنج، مزاحمت یا کار تکراری خسته و بی‌طاقت شده است. اشتراک اصلی دو واژه فقط خستگی جسمانی نیست؛ هر دو می‌توانند فرسودگی روانی و رسیدن صبر به مرز پایان را هم نشان دهند.

برای نمونه، کسی ممکن است پس از پیاده‌روی طولانی «خسته» باشد، اما وقتی از رفت‌وآمدهای بی‌نتیجه یا پرسش‌های پی‌درپی کلافه شده، تعبیر «زله شده» دقیق‌تر است. به همین دلیل، در زبان جدول که دنبال یک هم‌معنی فشرده است، «زله» از «خسته» بار عاطفی نزدیک‌تری به «بستوه» دارد.

مسیر معنایی از فشار تا زله شدنفشار و تکرار، توان و شکیبایی را کم می‌کند و شخص را به حالت بستوه یا زله می‌رساند. فشار وتکرار کاهش توانو شکیبایی بستوهزله

نکته املایی مهم: «زله» یا «ذله»؟

برای پاسخ این عنوان باید همان صورت زله با حرف «ز» نوشته شود. در گفتار، صورت «ذله» نیز فراوان دیده و شنیده می‌شود و تلفظ دو شکل عملاً یکسان است؛ همین هم‌صدایی باعث جابه‌جایی آن‌ها در نوشته‌های غیررسمی شده است.

زله

صورت مورد انتظار این جدول و برابر مستقیم «بستوه»؛ در ترکیب‌های «زله شدن» و «زله کردن» به معنی درمانده شدن یا به تنگ آوردن به کار می‌رود.

ذله

شکل بسیار رایج در نوشتار عمومی که ذهن آن را با «ذلت» و خواری پیوند می‌دهد. اگر حروف متقاطع خانه نخست را «ذ» قطعی کنند، ممکن است طراح همین املای رایج را خواسته باشد؛ اما جواب اصلی این صفحه «زله» است.

تفاوت خطی این دو صورت برای جدول تعیین‌کننده است، زیرا یک خانه باید دقیقاً با حرف آغازین پر شود. پس نباید به صرف یکسان بودن تلفظ، «ز» و «ذ» را قابل جایگزینی دانست. پاسخ ذخیره‌شده سه خانه دارد و ترتیب درست آن برای این سرنخ «ز، ل، ه» است.

«بستوه» دقیقاً چه حالی را توصیف می‌کند؟

این واژه معمولاً برای حالتی فراتر از یک خستگی گذراست. در «بستوه آمدن»، عامل آزار مدت یا شدت کافی داشته تا فرد را ملول، بی‌طاقت یا درمانده کند. صدای مداوم، انتظار طولانی، تلاش بی‌حاصل، گرفتاری پی‌درپی یا فشار یک موقعیت دشوار می‌تواند کسی را بستوه بیاورد. «زله» همین نتیجه را در قالب یک صفت کوتاه بیان می‌کند.

به تنگ آمدهملولبی‌طاقتدرماندهکلافهمستأصل

از نظر شدت نیز «زله» اغلب لحظه‌ای را تصویر می‌کند که تحمل رو به پایان است. مثلاً «از سر و صدای مداوم زله شد» طبیعی‌تر از موقعیتی است که فرد فقط اندکی احساس خواب‌آلودگی دارد. این بار معنایی کمک می‌کند بفهمیم چرا سرنخ از واژه ادبی‌تر «بستوه» استفاده کرده و جواب به یک خستگی ساده محدود نیست.

کاربرد پاسخ در جمله‌های طبیعی

فشار تکرارشونده:

رفت‌وآمد هرروزه و بی‌نتیجه او را زله کرده بود.

مزاحمت شنیداری:

اهالی از صدای مداوم دستگاه زله شده بودند.

انتظار فرساینده:

پس از ساعت‌ها معطلی، مسافران زله و بی‌حوصله شدند.

صورت هم‌معنی:

پرسش‌های تکراری او را بستوه آورد؛ یعنی او را زله کرد.

در دو ساخت پرکاربرد، جای شخص و عامل روشن می‌شود: «زله شدن» حال شخص را می‌گوید، اما «زله کردن» بر عامل آزار تأکید دارد. در جمله «تأخیرها مرا زله کرد»، تأخیر عامل است؛ در «از تأخیرها زله شدم»، همان وضعیت از دید فرد آسیب‌دیده روایت می‌شود.

پاسخ‌های نزدیک و مرز تفاوتشان

چند واژه در حوزه معنایی این سرنخ قرار می‌گیرند، ولی همگی جایگزین یکسانی برای جواب سه‌حرفی نیستند. طول پاسخ و لحن سرنخ مشخص می‌کند کدام‌یک در جدولی دیگر قابل استفاده است.

ستوه: چهار حرف دارد و خودِ حالت درماندگی و عجز را می‌رساند. در زبان امروز بیشتر در عبارت‌های «به ستوه آمدن» و «به ستوه آوردن» زنده است. اگر خانه‌ها چهار عدد باشند، این گزینه از نظر ریشه و معنا بسیار نزدیک است.
عاجز: چهار حرف است و بر ناتوانی تأکید می‌کند. ممکن است کسی از انجام کاری عاجز باشد بی‌آنکه از تکرار آن کلافه شده باشد؛ بنابراین همیشه تمام بار «زله» را ندارد.
خسته: پنج حرف دارد و عمومی‌تر است. خستگی می‌تواند فقط جسمانی باشد، حال آنکه «زله» معمولاً آزار، ملال و به پایان رسیدن طاقت را نیز همراه دارد.
درمانده: هفت حرف است و ناتوانی در یافتن راه چاره را برجسته می‌کند. برای سرنخ‌هایی مانند «بیچاره» یا «مستأصل» جواب محتملی است، اما با الگوی سه‌خانه‌ای این عنوان سازگار نیست.
ملول: چهار حرف دارد و بیشتر به دل‌زدگی و ملال اشاره می‌کند. پیوندش با «بستوه» درست است، ولی شدت ناتوانی یا کلافگی در آن می‌تواند کمتر باشد.
تمایز واژگانی: «بستوه» را نباید با «بستو» اشتباه گرفت. «بستو» نام ظرف یا کوزه‌ای سفالی است، در حالی که «بستوه» با «ه» پایانی وصف فردی دلتنگ، ملول یا درمانده است. یک حرف پایانی، موضوع را از حالت انسانی به نام یک شیء تغییر می‌دهد.

رابطه «بستوه» با «به ستوه آمدن»

برای فارسی‌زبان امروز، ترکیب «به ستوه آمدن» از خودِ صفت «بستوه» آشناتر است. وقتی می‌گوییم «از این وضع به ستوه آمده‌ام»، معنای جمله این است که ادامه وضع، صبر و توان را فرسوده و شخص دیگر تاب آن را ندارد. صورت فشرده «بستوه» نیز همین حالِ به تنگ آمدگی را وصف می‌کند.

در سوی دیگر، «به ستوه آوردن» فعلی سببی است: چیزی یا کسی باعث درماندگی دیگری می‌شود. «گرمای پیوسته مردم را به ستوه آورد» را می‌توان با حفظ هسته معنا چنین بازگفت: «گرمای پیوسته مردم را زله کرد». این هم‌ارزی دستوری دلیل دیگری برای استحکام جواب است، نه صرفاً شباهت اتفاقی دو تعریف فرهنگ‌نامه‌ای.

خوانش درست سرنخ کوتاه

سرنخ «بستوه» بدون فعل آمده است؛ پس طراح از ما صفت یا هم‌معنیِ حالت را می‌خواهد، نه عبارت فعلی «به ستوه آمدن». «زله» دقیقاً به شکل صفت در خانه‌ها قرار می‌گیرد. اگر سرنخ «بستوه آوردن» بود، جوابی فعلی مانند «زله کردن» از نظر ساخت مناسب‌تر به نظر می‌رسید، هرچند طول خانه‌ها باز هم تصمیم نهایی را تعیین می‌کرد.

از سوی دیگر، پیوسته‌نویسی «بستوه» در عنوان نباید باعث شود آن را قید یا نام خاص تصور کنیم. معنای مورد نظر همان «به ستوه آمده» است. صورت کهن و فشرده سرنخ، ویژگی رایج زبان جدول است: تعریف تا حد ممکن کوتاه می‌شود و پاسخ نیز به یک برابر موجز فروکاسته می‌شود.

جمع‌بندی معنایی: برای سه خانه، «زله» پاسخ قطعی این عنوان است: زله کسی است که بر اثر فشار یا آزار، خسته، ملول و درمانده شده باشد. «ذله» صورت نوشتاری رایج دیگری است، اما در اینجا حرف نخست باید «ز» باشد؛ «ستوه»، «عاجز»، «خسته» و «درمانده» تنها در الگوهای بلندتر می‌توانند گزینه‌های نزدیک باشند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.