پرش به محتوای اصلی

برگرفتن در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: اتخاذ
در این سرنخ، «برگرفتن» به معنای گرفتن و برگزیدن است.

واژهٔ اتخاذ پاسخی پنج‌حرفی است: ا، ت، خ، ا، ذ. این مصدر عربی در فارسی بیشتر هنگامی به کار می‌رود که کسی تصمیم، روش، سیاست یا موضعی را برمی‌گزیند و آن را مبنای عمل خود قرار می‌دهد. پیوند معنایی آن با «برگرفتن» نیز از همین مفهومِ گرفتن و برای خود اختیار کردن می‌آید؛ بنابراین پاسخ فقط یک هم‌معنی صوری نیست، بلکه با یکی از معناهای اصلی سرنخ تناسب مستقیم دارد.

چرا «اتخاذ» با این سرنخ جور درمی‌آید؟

«برگرفتن» در فارسی دامنهٔ معنایی گسترده‌ای دارد. گاهی عملی کاملاً جسمانی را نشان می‌دهد، مانند برگرفتن کتاب از روی میز؛ گاهی به معنای آموختن یا وام گرفتن یک شیوه است؛ و گاهی مفهوم انتخاب و پذیرفتن را می‌رساند. پاسخ «اتخاذ» به شاخهٔ سوم تعلق دارد. وقتی می‌گوییم کسی راهی را اتخاذ کرد، یعنی آن راه را برگزید، پذیرفت و برای ادامهٔ کار به کار بست. همین معنا را می‌توان با تعبیر ادبی‌تر «راهی برگرفت» نیز بیان کرد.

ساخت پاسخاتخاذ، پنج حرف دارد و با «ذ» پایان می‌یابد؛ نه با «ز» یا «ض».
هستهٔ معناگرفتن، برگزیدن و برای خود پذیرفتنِ یک امر یا شیوه.
فضای کاربردرسمی، اداری، حقوقی و تحلیلی؛ به‌ویژه کنار تصمیم، موضع و تدبیر.

در کاربرد امروزی، «اتخاذ» معمولاً مفعولی انتزاعی می‌گیرد. کسی «تصمیمی اتخاذ می‌کند»، «رویکردی اتخاذ می‌کند» یا «موضعی اتخاذ می‌کند». به همین دلیل اگر سرنخ جدول تنها «برگرفتن» باشد و تعداد خانه‌ها پنج حرف را نشان دهد، اتخاذ انتخابی بسیار قوی است. وجود حرف «خ» در جایگاه سوم یا حرف «ذ» در خانهٔ پایانی نیز پاسخ را عملاً قطعی می‌کند.

از گرفتن تا پذیرفتن؛ مسیر معنای واژه

«اتخاذ» از خانوادهٔ واژه‌هایی است که مفهوم بنیادینِ گرفتن را در خود دارند. اما این گرفتن الزاماً با دست انجام نمی‌شود. در فارسی رسمی، واژه از یک حرکت مادی فاصله گرفته و به «اختیار کردن» نزدیک شده است: فرد از میان امکان‌ها یکی را می‌گیرد و به آن پایبند می‌شود. مثلاً «اتخاذ روش تازه» یعنی انتخاب آن روش و عمل کردن بر پایهٔ آن، نه صرفاً آشنا شدن با روش.

نقشهٔ معنایی واژهٔ اتخاذسه مرحله از روبه‌رو شدن با گزینه‌ها، برگزیدن یک گزینه و به کار بستن آن که مفهوم اتخاذ را می‌سازند. چند امکانراه‌ها و گزینه‌هابرگزیدنگرفتنِ یک گزینهبه‌کاربستنپذیرش در عملاتخاذ = انتخاب آگاهانه و پذیرفتن برای عمل

این مسیر سه‌مرحله‌ای نکتهٔ مهم واژه را روشن می‌کند: «اتخاذ» فقط دیدن یا بررسی گزینه‌ها نیست. انتخاب باید رخ دهد و آن گزینه به‌عنوان تصمیم، روش یا موضع پذیرفته شود. از همین رو جملهٔ «موضوع بررسی شد» هم‌معنای «تصمیم اتخاذ شد» نیست؛ در دومی، فرایند انتخاب به نتیجه رسیده است.

ترکیب‌هایی که معنی پاسخ را شفاف می‌کنند

اتخاذ تصمیم: پس از سنجیدن امکان‌ها، یک تصمیم گرفتن.

اتخاذ موضع: دیدگاه یا جهت‌گیری مشخصی را در برابر یک موضوع برگزیدن.

اتخاذ رویکرد: شیوه‌ای معین را برای بررسی یا انجام کار انتخاب کردن.

اتخاذ تدابیر: راهکارها و اقدام‌های لازم را در نظر گرفتن و عملی کردن.

اتخاذ سیاست: یک خط‌مشی را به‌عنوان مبنای تصمیم‌ها پذیرفتن.

نمونه‌ها نشان می‌دهند که «اتخاذ» معمولاً کنار واژه‌هایی می‌نشیند که حاصل سنجش و انتخاب‌اند. عبارت «او سکوت را اتخاذ کرد» در فارسی طبیعی نیست و بهتر است گفته شود «او سکوت اختیار کرد»؛ اما «او موضع محتاطانه‌ای اتخاذ کرد» کاملاً جاافتاده است. پس هر مترادفی در هر جمله قابل جایگزینی نیست، حتی اگر در فرهنگ لغت به معنای نزدیک اشاره کند.

مرز «اتخاذ» با جواب‌های نزدیک

چند واژه می‌توانند در بعضی بافت‌ها ترجمه یا هم‌معنیِ «برگرفتن» باشند، ولی هر کدام بخش متفاوتی از معنای آن را برجسته می‌کنند. تشخیص این مرزها هم پاسخ اصلی را مطمئن‌تر می‌کند و هم جلوی انتخاب واژه‌ای را می‌گیرد که فقط در ظاهر نزدیک است.

پاسخ اصلی

اتخاذ

هنگامی مناسب است که برگرفتن معنای برگزیدن، پذیرفتن یا اختیار کردن داشته باشد. «شیوه‌ای برگرفت» را می‌توان در نثر رسمی «شیوه‌ای اتخاذ کرد» بازگفت.

معنای جسمانی

برداشتن

برای بلند کردن یا از جایی گرفتنِ یک چیز کاربرد دارد: «جام را از زمین برگرفت». در چنین جمله‌ای «اتخاذ» جایگزین درستی نیست.

وام‌گیری

اقتباس

وقتی اندیشه، مضمون یا شیوه‌ای از منبعی دیگر گرفته و بازپردازی شود، «اقتباس» دقیق‌تر است. این واژه بر وجود منبع تأکید دارد.

گزینش ساده

انتخاب

واژه‌ای عمومی‌تر برای برگزیدن میان چند گزینه است. «اتخاذ» رسمی‌تر است و اغلب پذیرفتن یک مسیر برای ادامهٔ عمل را نیز القا می‌کند.

«اختیار» نیز همسایهٔ معنایی مهمی است؛ در ترکیب‌هایی مانند «راه میانه را اختیار کردن» بسیار طبیعی به گوش می‌رسد. با این حال، اختیار شش حرف دارد و برای الگویی که پاسخ پنج‌حرفی می‌خواهد مناسب نیست. «گزینش» هم شش حرف است و بیشتر نامِ عمل انتخاب کردن است، در حالی که اتخاذ پاسخ شناخته‌شده‌ترِ جدول برای صورت مصدریِ این سرنخ به شمار می‌آید.

نکتهٔ املایی: شکل درست پاسخ «اتخاذ» است. حرف پایانی آن «ذ» است. نوشتن «اتخاز» نادرست است، هرچند در تلفظ روزمره ممکن است تفاوت آواییِ ذ و ز شنیده نشود.

خواندن و نوشتن دقیق «اتخاذ»

این واژه در خط فارسی بدون نشانه‌های آوایی «اتخاذ» نوشته می‌شود و در خوانش معیار تقریباً «اِتِّخاذ» تلفظ می‌شود. تشدید در نوشتار معمول فارسی درج نمی‌شود، بنابراین برای خانه‌های جدول تنها همان پنج نویسهٔ ا، ت، خ، ا و ذ لازم است. «ذ» پایانی بخشی از املای تاریخی و معیار واژه است و باید حفظ شود.

در شمردن خانه‌ها، تشدید حرف جداگانه‌ای نیست. اگر در منبعی شکل حرکت‌گذاری‌شدهٔ واژه دیده شود، باز هم پاسخ پنج خانه را پر می‌کند. همچنین فاصله یا نیم‌فاصله‌ای درون آن وجود ندارد. این ویژگی‌ها «اتخاذ» را به پاسخی جمع‌وجور و روشن برای جدول تبدیل می‌کند.

کاربرد رسمی و برابرهای روان‌تر

اتخاذ در متن‌های اداری، دانشگاهی، سیاسی و حقوقی رایج است. جمله‌هایی نظیر «هیات پس از بررسی، تصمیم نهایی را اتخاذ کرد» یا «مدیریت رویکرد تازه‌ای اتخاذ کرده است» طبیعی‌اند. در گفت‌وگوی روزانه معمولاً از «تصمیم گرفتن»، «روش را انتخاب کردن» یا «موضع گرفتن» استفاده می‌کنیم. این تفاوت سبکی، معنای پاسخ را عوض نمی‌کند؛ تنها نشان می‌دهد اتخاذ به لحن رسمی تعلق دارد.

گاهی ترکیب «اتخاذ کردن» سنگین به نظر می‌رسد، زیرا خودِ اتخاذ مصدر است و با «کردن» فعل مرکب می‌سازد. این ساخت در فارسی معیار پذیرفته و بسیار رایج است، اما نویسنده می‌تواند برای نثری ساده‌تر از برابر متناسب با جمله بهره بگیرد. برای نمونه، «تدابیر لازم اتخاذ شد» را می‌توان «راهکارهای لازم در نظر گرفته شد» نوشت. در جدول، با این حال، صورت اسمی و مستقلِ «اتخاذ» همان چیزی است که باید در خانه‌ها قرار گیرد.

سه سنجش کوتاه برای اطمینان از پاسخ

  • اگر مفهوم سرنخ «برای خود برگزیدن» باشد، اتخاذ از نظر معنایی کاملاً سازگار است.
  • اگر پنج خانه در اختیار باشد، طول پاسخ درست است؛ تشدید احتمالی خانهٔ جدا نمی‌گیرد.
  • اگر حروف تقاطعی الگوی «ا ت خ ا ذ» را تأیید کنند، بدیل‌هایی چون برداشتن، اقتباس و اختیار کنار می‌روند.

در مقابل، اگر جمله یا سرنخ بر بلند کردن جسمی از زمین، چیدن میوه یا گرفتن چیزی با دست تأکید داشته باشد، باید به «برداشتن» و هم‌معنی‌های مادی فکر کرد. اگر موضوع برگرفتنِ داستان یا تصویر از اثری دیگر باشد، «اقتباس» محتمل‌تر می‌شود. سرنخ کوتاهِ حاضر، همراه با پاسخ ذخیره‌شده و طول پنج‌حرفی، به معنای انتزاعی و رسمی اشاره دارد.

جمع‌بندی معنایی سرنخ

رابطهٔ میان دو واژه را می‌توان در یک عبارت خلاصه کرد: اتخاذ یعنی برگرفتنِ یک تصمیم، روش یا موضع و پذیرفتن آن برای عمل. این پاسخ پنج‌حرفی با «ا» آغاز می‌شود، با «ذ» پایان می‌یابد و برای معنای انتخاب و اختیار کردن مناسب است. پاسخ‌های نزدیک تنها زمانی جای آن را می‌گیرند که سرنخ قرینه‌ای روشن برای گرفتنِ فیزیکی، وام‌گیری از یک منبع یا نوع دیگری از گزینش داشته باشد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.