پرش به محتوای اصلی

امتناع در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: خودداری، اباکردن
هر دو واژه بر تن‌ندادن یا انجام‌ندادنِ آگاهانهٔ یک کار دلالت دارند.

برای سرنخ «امتناع»، پاسخ ثبت‌شده و مستقیم همین دو صورت است. «خودداری» یک اسم روان و بسیار رایج است و «اباکردن» صورت فعلیِ همان مفهوم را بیان می‌کند. در رسم‌الخط معمولِ متن پیوسته، «ابا کردن» جدا نوشته می‌شود؛ بااین‌حال در فهرست جواب‌های جدول ممکن است به شکل فشردهٔ «اباکردن» دیده شود، چون فاصله در خانه‌های جدول نقشی ندارد.

معنای محوری

امتناع یعنی شخص از پذیرش، گفتن یا انجام دادن چیزی خودداری کند. در این کاربرد، تصمیم و اراده حضور دارد: کاری پیشنهاد یا مطالبه شده، اما فرد به آن تن نمی‌دهد. به همین دلیل «خودداری» دقیق‌ترین برابر عمومی آن است.

مثلاً در جملهٔ «او از پاسخ‌دادن امتناع کرد»، می‌توان گفت «او از پاسخ‌دادن خودداری کرد» یا «او از پاسخ‌دادن ابا کرد». پیام اصلی در هر سه عبارت یکی است، هرچند «ابا کرد» کمی ادبی‌تر و رسمی‌تر به گوش می‌رسد.

صورت واژه

اِمتِناع واژه‌ای عربی از خانوادهٔ «منع» است. حرف پایانی آن «ع» است و نباید با کلمه‌های شبیه از نظر ظاهر یا آهنگ اشتباه شود.

ترکیب‌های پرکاربرد آن عبارت‌اند از: «امتناع کردن»، «امتناع ورزیدن» و «امتناع از انجام کاری».

چرا «خودداری» و «ابا کردن» هر دو درست‌اند؟

خودداری

برابر فارسی، بی‌واسطه و مناسب اغلب جمله‌هاست. این پاسخ وقتی سرنخ یک اسم می‌خواهد یا تعداد خانه‌ها با «خودداری» جور است، انتخاب نخست محسوب می‌شود. «خودداری از امضا» یعنی شخص آگاهانه امضا نکرده است.

ابا کردن

یک فعل مرکب با لحن رسمی‌تر است. «ابا» به‌تنهایی نیز در بعضی جدول‌ها می‌آید، اما «ابا کردن» مفهوم عملیِ امتناع را کامل‌تر می‌رساند. جملهٔ «از همکاری ابا کرد» همان «از همکاری خودداری کرد» است.

تفاوت این دو بیشتر در ساختمان دستوری و لحن است، نه در هستهٔ معنا. «خودداری» هم می‌تواند نامِ عمل باشد و هم در ترکیب «خودداری کردن» فعل بسازد؛ «ابا» معمولاً همراه «کردن» یا «داشتن» می‌آید. ازاین‌رو، اگر جدول برای جواب چندبخشی فاصله نگذارد، «اباکردن» باید پیوسته در خانه‌ها قرار گیرد.

نقشه معنایی واژه امتناعامتناع در مرکز قرار دارد و به خودداری، ابا کردن و معنای تخصصی محال بودن پیوند می‌خورد. امتناع خودداری ابا کردن کاربرد تخصصیمحال بودن

پاسخ‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

سرپیچینپذیرفتنسرباززدنپرهیزابا

سرپیچی زمانی مناسب است که فرمان، قانون یا دستور در میان باشد. کسی که از یک دستور امتناع می‌کند ممکن است سرپیچی کرده باشد، اما هر امتناعی سرپیچی نیست؛ برای نمونه، نپذیرفتن یک دعوت دوستانه فرمان‌شکنی به شمار نمی‌آید.

نپذیرفتن بر رد کردن پیشنهاد، ادعا یا درخواست تمرکز دارد. این واژه در جمله‌ای مانند «امتناع از قبول پیشنهاد» کاملاً نزدیک است، ولی برای «امتناع از سخن‌گفتن» عبارت «خودداری» طبیعی‌تر خواهد بود. سرباززدن نیز حالتی فعال‌تر و گاهی قاطع‌تر از خودداری دارد و اغلب با «از انجام وظیفه» یا «از پاسخ» همراه می‌شود.

پرهیز معمولاً انتخابی پیشگیرانه است؛ فرد از چیزی دوری می‌کند تا از زیان یا پیامد آن محفوظ بماند. «پرهیز از غذای شور» الزاماً واکنشی به یک درخواست نیست، درحالی‌که امتناع غالباً در برابر پیشنهاد، درخواست، الزام یا امکان انجام کاری شکل می‌گیرد. بنابراین پرهیز را فقط وقتی باید جواب دانست که بافت سرنخ این جنبه را تأیید کند.

دقت در گزینهٔ کوتاه: «ابا» پاسخ فشرده و معتبرِ برخی جدول‌هاست. اگر سرنخ تنها سه خانه داشته باشد، این شکل می‌تواند منظور طراح باشد؛ اما برای سرنخ حاضر پاسخ کاملِ ثبت‌شده «خودداری، اباکردن» است.

امتناع در جمله چه نقشی پیدا می‌کند؟

این واژه بیشتر با حرف اضافهٔ «از» می‌آید و کاری را معرفی می‌کند که انجام نشده است: امتناع از پرداخت، امتناع از حضور، امتناع از پذیرش یا امتناع از توضیح. همین الگو کمک می‌کند معنای آن را از «منع» جدا کنیم. در منع، شخص یا قاعده‌ای مانع دیگری می‌شود؛ در امتناع، خودِ فاعل تن به کار نمی‌دهد. «مدیر مانع ورود شد» با «مهمان از ورود امتناع کرد» دو موقعیت متفاوت‌اند.

  • «شاهد از پاسخ‌دادن خودداری کرد»؛ جایگزینی کاملاً روان برای «امتناع کرد».
  • «او از پذیرفتن هدیه ابا کرد»؛ همان معنا با لحنی رسمی یا ادبی.
  • «کارمند از اجرای دستور سرپیچی کرد»؛ در اینجا وجود دستور، واژهٔ سرپیچی را دقیق می‌کند.
  • «بیمار از خوردن نمک پرهیز کرد»؛ این مثال دوریِ پیشگیرانه را نشان می‌دهد، نه لزوماً رد یک درخواست.

یک معنای دیگر: محال بودن

«امتناع» همیشه به رفتار یک شخص اشاره ندارد. در فلسفه و منطق، این واژه در برابر «امکان» و «وجوب» قرار می‌گیرد و معنای «محال بودن» می‌دهد. عبارت مشهور «امتناع اجتماع نقیضین» یعنی جمع شدن دو حکم متناقض در یک زمان و از یک جهت محال است. در چنین بافتی، «خودداری» دیگر جواب مناسبی نیست، زیرا سخن از اراده یا تصمیم کسی نیست.

پس بافت سرنخ تعیین‌کننده است: اگر عبارت دربارهٔ کسی باشد که کاری را قبول نمی‌کند، همان «خودداری» یا «ابا کردن» مراد است؛ اگر طراح به اصطلاحی منطقی، فلسفی یا وصفِ ناممکن بودن اشاره کند، «محال بودن» یا «ناممکنی» می‌تواند پاسخ متناسب باشد. سرنخ کوتاه «امتناع» در جدول‌های عمومی معمولاً معنای نخست را هدف می‌گیرد.

املای درست و صورت‌های نوشتاری

املای معیار «امتناع» است: واژه با الف آغاز می‌شود، پس از «امت» حرف «ن» می‌آید و پایان آن «اع» است. «امتثال» واژه‌ای جدا و از نظر معنا تقریباً در سوی مقابل آن قرار دارد؛ امتثال یعنی فرمان بردن و دستور را انجام دادن. شباهت ظاهری این دو نباید باعث جابه‌جایی جواب شود.

«ابا» بدون همزه نوشته می‌شود و در متن معیار، اجزای فعل مرکب را جدا می‌نویسند: «ابا کردن». نمایش پیوستهٔ «اباکردن» در پاسخ ثبت‌شده، شیوه‌ای رایج برای نشان دادن رشتهٔ خانه‌های جدول است. همچنین «سر باز زدن» در نثر با فاصله نوشته می‌شود، هرچند جواب جدولی آن بدون فاصله وارد می‌شود.

جمع‌بندی معنایی: در خوانش عمومیِ این سرنخ، «امتناع» نامِ نپذیرفتن یا تن‌ندادن آگاهانه است؛ بنابراین پاسخ اصلی خودداری، اباکردن باقی می‌ماند. «ابا» شکل کوتاه، «سرپیچی» گزینهٔ وابسته به دستور و «محال بودن» معنای تخصصی واژه است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.