پرش به محتوای اصلی

الحاق در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: انضمام
واژه‌ای شش‌حرفی به معنی پیوستن و ملحق شدن.

در این سرنخ، «الحاق» نقشِ معنی را دارد و باید هم‌معنیِ مناسب آن در خانه‌های جدول نوشته شود. پاسخ دقیق و رایج انضمام است؛ واژه‌ای رسمی که بر پیوستن یک چیز به چیز دیگر یا افزوده‌شدن آن به مجموعه‌ای بزرگ‌تر دلالت می‌کند. نزدیکی معنایی این دو واژه چنان روشن است که در فرهنگ‌های فارسی، هر یک برای توضیح دیگری به کار می‌رود.

واژه را درست در خانه‌ها بنویسیم

انضمام
۶ حرف: ا ـ ن ـ ض ـ م ـ ا ـ م

بخش میانی کلمه با حرف «ض» نوشته می‌شود. صورت‌هایی مانند «انزمام» یا «انضام» غلط املایی‌اند؛ دو حرف «م» نیز در جایگاه‌های چهارم و ششم حضور دارند.

هستهٔ معنایی

پیوستنملحق شدنضمیمه شدن

در «انضمام»، چیزی که جدا بوده در کنار چیز دیگر قرار می‌گیرد و جزئی همراه یا عضو یک کل می‌شود. بنابراین این پاسخ، هم مفهوم افزوده‌شدن و هم مفهوم پیوند یافتن را در خود دارد.

چرا «انضمام» با سرنخ جور است؟

«الحاق» در کاربرد عمومی یعنی پیوستن، افزودن یا ملحق‌کردن. «انضمام» نیز مصدر است و عمل یا حالتِ منضم‌شدن را بیان می‌کند. وقتی قطعه‌ای به مجموعه‌ای افزوده می‌شود، بخشی به نوشته‌ای ضمیمه می‌گردد یا فردی به جمعی می‌پیوندد، می‌توان از انضمام سخن گفت. همین هم‌پوشانی دقیق باعث می‌شود پاسخ ذخیره‌شده برای سرنخ کوتاه جدول، از نظر دستوری و معنایی کامل باشد: سرنخ یک اسم‌مصدر عربی است و جواب هم اسم‌مصدری هم‌سطح و رسمی است.

نکتهٔ زبانی: «منضم» صفت و به معنی «پیوسته و ضمیمه‌شده» است، اما «انضمام» نامِ عملِ پیوستن است. پس اگر سرنخ «ملحق‌شده» یا «ضمیمه‌شده» بود، احتمال پاسخ «منضم» قوت می‌گرفت؛ برای خودِ «الحاق»، «انضمام» دقیق‌تر است.
نمایش مفهوم انضمامدو جزء جدا با حرکت به سوی یک مجموعه واحد، مفهوم پیوستن و انضمام را نشان می‌دهند.جزء جداپیش از پیوستنانضمام: قرار گرفتن در یک کلجزء حذف نمی‌شود؛ به مجموعه می‌پیوندد.

مرز معنایی با جواب‌های نزدیک

سرنخ‌های جدول معمولاً کوتاه‌اند و چند هم‌معنی ممکن است در نگاه نخست درست به نظر برسند. تعداد خانه‌ها و حروفِ تقاطعی انتخاب را قطعی می‌کند. با این حال، هر گزینه سایهٔ معنایی ویژه‌ای دارد:

انضمام — ۶ حرف

نزدیک‌ترین معادل رسمیِ «الحاق»؛ بر پیوستن یا ضمیمه‌شدن تأکید دارد و پاسخ اصلی این عنوان است.

اتصال — ۵ حرف

بیشتر بر برقرارشدن پیوند و وصل بودن دو چیز تأکید می‌کند. برای سرنخ «وصل» یا «به‌هم‌پیوستگی» بسیار رایج است.

پیوند — ۵ حرف

واژه‌ای فارسی و دامنه‌دار است؛ از رابطهٔ انسانی تا اتصال اجزا کاربرد دارد، اما از نظر لحن به اندازهٔ «انضمام» اداری و رسمی نیست.

ضمیمه — ۵ حرف

اغلب خودِ چیزی را می‌رساند که به متن، نامه یا پرونده افزوده شده است؛ در حالی که «انضمام» فرایندِ افزوده یا همراه شدن را نام می‌برد.

ادغام — ۵ حرف

به درآمیختن و یکی‌شدن دو یا چند جزء اشاره دارد. در ادغام، مرز اجزای پیشین ممکن است از میان برود؛ در انضمام، صرفِ پیوستن کافی است.

التحاق — ۶ حرف

از نظر ریشه و معنی بسیار نزدیک است و در تعبیرهایی چون «التحاق به گروه» دیده می‌شود، ولی وقتی جواب ثبت‌شده «انضمام» است، حروف متقاطع باید بر همان مبنا سنجیده شوند.

«انضمام» در جمله چه حال‌وهوایی دارد؟

این واژه در گفت‌وگوی روزمره کمتر از «پیوستن» شنیده می‌شود، اما در نثر رسمی، حقوقی، اداری و تاریخی زنده و روشن است. ترکیب‌هایی مانند «انضمام سند به پرونده»، «انضمام ناحیه به قلمرو» یا «انضمام فرد به جمع» نشان می‌دهد که یک واحد به واحد یا مجموعه‌ای دیگر افزوده شده است. عبارت «به انضمام» نیز معنای «همراه با» یا «به‌اضافهٔ» می‌دهد؛ مثلاً «درخواست به انضمام مدارک ارسال شد» یعنی مدارک همراه درخواست بوده‌اند.

سه کاربرد برای تثبیت معنی

  • در نامه‌نگاری: تصویر مدرک به انضمام درخواست فرستاده شد؛ یعنی مدرک به درخواست پیوست شد.
  • در جغرافیا و تاریخ: انضمام یک ناحیه به کشور، اضافه‌شدن آن ناحیه به قلمرو کشور را می‌رساند.
  • در عضویت: انضمام چند عضو تازه به گروه، پیوستن آنان به جمع موجود است.

در هر سه نمونه، عنصر مشترک «افزوده‌شدن به یک کل» است. شیء، سرزمین یا شخص پیش از این جدا تصور می‌شود و سپس همراه یا عضو مجموعهٔ مقصد قرار می‌گیرد. این تصویر ذهنی، رابطهٔ مستقیم جواب با سرنخ «الحاق» را آشکار می‌کند.

ریشهٔ مشترک و خانوادهٔ واژه

«انضمام» با واژه‌های ضم، ضمیمه و منضم هم‌خانواده است. «ضم» مفهوم کنار هم آوردن را دارد؛ «ضمیمه» چیزی است که به اصل افزوده می‌شود؛ «منضم» چیزی است که پیوسته یا همراه شده؛ و «انضمام» خودِ پیوستن یا همراه‌شدن را بیان می‌کند. شناخت این خانواده هم به یادسپاری جواب کمک می‌کند و هم مانع اشتباه در حرف «ض» می‌شود.

از نظر نقش واژگانی نیز ظرافتی وجود دارد: در جملهٔ «مدارک منضم است»، واژهٔ «منضم» وصفِ مدارک است؛ در جملهٔ «انضمام مدارک ضروری است»، «انضمام» نامِ کار است. سرنخ «الحاق» نیز نامِ کار و مصدر است، بنابراین هم‌ردیف بودنِ نقش دستوریِ آن با «انضمام» امتیاز مهمی برای انتخاب جواب به شمار می‌آید.

دام املایی جدول: «انضمام» را با «انضباط» مقایسه نکنید؛ تنها آغاز این دو واژه شبیه است. برای به‌خاطر سپردن ترتیب حروف، آن را به خانوادهٔ «ضم» وصل کنید: اِن + ضِمام. شکل معیار بدون فاصله و نیم‌فاصله نوشته می‌شود.

اگر تعداد خانه‌ها متفاوت بود

برای شش خانه، «انضمام» دقیقاً اندازهٔ لازم را دارد. اگر همان مفهوم با پنج خانه خواسته شود، بسته به حروف تقاطعی ممکن است «اتصال»، «پیوند» یا «ضمیمه» مطرح باشد؛ هر سه پنج‌حرفی‌اند، اما یکسان نیستند. «اتصال» برای وصل و ارتباط، «پیوند» برای رابطه یا به‌هم‌بستن، و «ضمیمه» برای چیزِ افزوده‌شده مناسب‌تر است. اگر سرنخ بر یکی‌کردن دو جزء تأکید کند، «ادغام» گزینهٔ طبیعی‌تری خواهد بود. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که پاسخ جدول تنها با شمارش خانه‌ها انتخاب نمی‌شود و صورت دقیق سرنخ نیز اهمیت دارد.

برای نمونه، در عبارت «الحاق سند»، عملِ افزودن سند مورد نظر است و «انضمام» خوب می‌نشیند؛ اما اگر سرنخ «سند همراه نامه» باشد، پاسخ «ضمیمه» محتمل‌تر است. همچنین «الحاق به حزب» می‌تواند «پیوستن» یا «التحاق» را به ذهن بیاورد، ولی صورت اسمی و شش‌حرفیِ جواب حاضر همچنان با «انضمام» سازگار است.

جمع‌بندی واژگانی: برای سرنخ «الحاق» پاسخ اصلی انضمام است: شش حرف، با «ض»، و به معنی پیوستن، ملحق‌شدن یا ضمیمه‌شدن. «اتصال»، «پیوند»، «ضمیمه»، «ادغام» و «التحاق» فقط هنگامی جایگزین می‌شوند که تعداد خانه‌ها یا بافتِ سرنخ معنای دیگری را الزام کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.