پرش به محتوای اصلی

آزمند در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: حریص

«آزمند» به کسی گفته می‌شود که میل شدید و پایان‌ناپذیری به بیشتر داشتن دارد.

در این سرنخ، واژهٔ «آزمند» نقش صفت را دارد و معادل کوتاه و رایج آن «حریص» است. این تطبیق فقط یک شباهت تقریبی نیست؛ فرهنگ‌های فارسی نیز «حریص» را در صدر معنی‌های آزمند آورده‌اند. بنابراین اگر خانه‌های پاسخ پنج حرف دارند، ترتیب درست نوشتن آن از راست به چپ چنین است: ح، ر، ی، ص.

نکتهٔ مهم این است که آزمندی تنها به پول محدود نمی‌شود. آدم ممکن است در گردآوری مال، رسیدن به قدرت، کسب شهرت یا حتی دریافت توجه دیگران حریص باشد. هستهٔ مشترک همهٔ این کاربردها «خواستنِ بیشتر، بی‌آنکه مقدار موجود رضایت ایجاد کند» است؛ همین هسته سبب می‌شود «حریص» دقیق‌ترین پاسخ این سرنخ باشد.

از «آز» تا «آزمند»؛ ساختمان معنی

«آزمند» واژه‌ای ساخته‌شده از «آز» و پسوند «ـمند» است. «آز» در فارسی به معنی حرص و خواهش سیری‌ناپذیر است و «ـمند» داشتن یا برخورداری را می‌رساند؛ همان الگویی که در واژه‌هایی مانند دانشمند، هنرمند و نیازمند دیده می‌شود. حاصل ترکیب، صفتی است برای کسی که «دارای آز» است. در زبان امروز، «حریص» این مفهوم را با بیانی رایج‌تر منتقل می‌کند.

آز

میل مهارنشده به افزودن بر داشته‌ها؛ مفهومی که در «آزمندی» و «پرآز» نیز باقی می‌ماند.

ـمند

پسوند دارندگی است. پس آزمند، به‌صورت تحت‌اللفظی، یعنی دارندهٔ آز.

رابطهٔ ساختاری آزمند و حریصآز به اضافهٔ پسوند مند، واژهٔ آزمند را می‌سازد که معادل مستقیم آن حریص است و در برابر قانع قرار می‌گیرد. آز + مند آزمنددارای آز حریص قانع: بسنده‌کنندهحریص: خواهانِ بیشتر

چرا «حریص» از میان جواب‌ها دقیق‌تر است؟

سرنخ‌های جدولی معمولاً میان دو واژهٔ هم‌معنی پیوند مستقیم برقرار می‌کنند. «آزمند» و «حریص» هر دو صفت شخص‌اند و هر دو بر شدت میل و قانع نبودن تأکید دارند. افزون بر این، پاسخ ذخیره‌شده پنج حرفی است و بدون فاصله یا نیم‌فاصله در خانه‌ها جای می‌گیرد. «طمع‌کار» نیز از نظر معنی نزدیک است، اما هفت حرف دارد و یک واژهٔ مرکب به شمار می‌آید؛ «زیاده‌خواه» نیز طولانی‌تر است و در جدول کوتاه مناسب نیست.

نمونهٔ روشن: در جملهٔ «بازرگانِ حریص به سود اندک قانع نشد»، می‌توان «حریص» را با «آزمند» عوض کرد، بی‌آنکه نقش دستوری یا معنی اصلی جمله تغییر کند.

در کاربرد ادبی، «آزمند» گاه رسمی‌تر و کهن‌تر به گوش می‌رسد، در حالی که «حریص» در گفتار و نوشتار امروز آشناتر است. طراح جدول از همین تفاوت سطح زبانی بهره می‌برد: صورت ادبی‌تر را به‌عنوان پرسش می‌آورد و معادل پرکاربرد را طلب می‌کند.

مرز حریص، طماع و بخیل

این واژه‌ها در گفت‌وگوی روزمره کنار هم می‌آیند، اما یکسان نیستند. تشخیص مرز آنها هم معنی پاسخ را روشن‌تر می‌کند و هم مانع انتخاب جواب نادقیق می‌شود.

حریص

کسی که اشتیاق شدید به به‌دست‌آوردن یا بیشتر داشتن دارد. موضوع حرص می‌تواند مال، مقام، دانش یا هر خواستهٔ دیگری باشد.

طماع

کسی که طمع می‌ورزد و غالباً چشم به سود یا داراییِ بیشتر دارد. بار نکوهشی آن معمولاً آشکارتر است.

بخیل

کسی که از بخشیدن یا خرج‌کردن داشتهٔ خود دریغ می‌کند. بخیل ممکن است حریص هم باشد، اما بخل و حرص دو رفتار جدا هستند.

برای نمونه، فردی ممکن است برای آموختن «حریص» باشد؛ یعنی با شوق فراوان دانش بیشتری بخواهد. در این بافت، «بخیل» هیچ تناسبی ندارد و «طماع» نیز طبیعی نیست. برعکس، وقتی شخصی دارایی خود را با وجود نیاز دیگران نگه می‌دارد، واژهٔ «بخیل» رفتار او را بهتر توصیف می‌کند. بنابراین آوردن «بخیل» به‌جای جواب اصلی، دام معنایی محسوب می‌شود.

پاسخ‌های جایگزین و زمان مناسب آنها

طماعطمع‌کارآزورپرآزآزناکزیاده‌خواه

اگر تعداد خانه‌ها با پنج حرف «حریص» سازگار نباشد، شکل سرنخ یا حروف متقاطع می‌تواند یکی از مترادف‌ها را مطرح کند. «طماع» پنج حرفی و نزدیک‌ترین رقیب است، اما پاسخ ثبت‌شده و تطبیق مستقیم فرهنگ‌ها در اینجا «حریص» را مقدم می‌کند. «آزور» و «پرآز» نیز پنج حرف دارند و رنگ فارسی و ادبی بیشتری دارند؛ در جدولی که سرنخ «حریص» باشد، ممکن است یکی از این دو به‌عنوان جواب خواسته شود، ولی برای سرنخ حاضر انتخاب نخست نیستند.

«طمع‌کار» روشن و رایج است، اما به سبب طول بیشتر و ساخت مرکب معمولاً زمانی می‌آید که خانه‌های کافی وجود داشته باشد. «آزناک» واژه‌ای کم‌کاربردتر و فرهنگ‌نامه‌ای است. «زیاده‌خواه» نیز بیشتر بر طلب سهم، امتیاز یا خواسته‌ای فراتر از حد متعارف تکیه دارد و از نظر طول با پاسخ کوتاه این معما جور درنمی‌آید.

دقت املایی: حرف پایانی پاسخ «ص» است، نه «س». صورت درست «حریص» نوشته می‌شود. همچنین «آزمند» با «آ» آغاز می‌شود و نوشتن «ازمند» املای معیار نیست.

کاربرد واژه در جمله و ترکیب

«حریص» معمولاً با حرف اضافهٔ «به» یا «بر» همراه می‌شود: «حریص به مال»، «حریص بر دانستن» یا «حریص بر قدرت». در جملهٔ اسنادی نیز بی‌واسطه می‌آید: «او در جمع‌آوری سکه حریص بود.» صفت مؤنث و مذکر در فارسی تغییر نمی‌کند و برای جمع می‌توان گفت «افراد حریص».

  • «آدم آزمند از دستاورد امروز لذت نمی‌برد، زیرا نگاهش پیوسته به بیشتر است.»
  • «او برای شنیدن روایت‌های تازه حریص بود» نمونه‌ای است که شدت اشتیاق را می‌رساند، نه الزاماً طمع مالی را.
  • «آزمندی» نامِ حالت و خصلت است، در حالی که «آزمند» و «حریص» صفت شخص یا رفتارند.
  • «قانع» و «بسنده‌کننده» در سوی مقابل این طیف قرار می‌گیرند؛ کسی که به اندازهٔ کافی رضایت می‌دهد.

بار معنایی «حریص» اغلب منفی است، زیرا میل بی‌حد را تداعی می‌کند. با این حال، در ترکیب‌هایی مانند «حریصِ یادگیری» می‌تواند اغراق مثبت یا دست‌کم خنثی باشد و اشتیاق فراوان را نشان دهد. «آزمند» معمولاً رنگ نکوهشی خود را بیشتر حفظ می‌کند و در متن‌های اخلاقی یا ادبی برای نمایش انسانی به کار می‌رود که آز بر رفتار او چیره شده است.

هم‌خانواده‌ها و تقابل معنایی

شناخت صورت‌های وابسته، تصویر واژه را کامل می‌کند. «آزمندی» به معنی حرص، طمع و حالت آزمند بودن است. «پرآز» و «آزور» صفت‌های نزدیک‌اند و «آزپیشه» کسی است که آزمندی به خوی و روش او تبدیل شده است. در سوی دیگر، «قناعت» نام حالت بسنده‌کردن و «قانع» صفت شخصی است که داشتهٔ کافی را می‌پذیرد.

این تقابل را می‌توان مانند دو جهت دید: آزمند همواره مرز «کافی» را عقب می‌برد، اما قانع آن مرز را می‌شناسد. از همین رو «قانع» متضاد دقیق‌تری برای «حریص» است تا واژه‌هایی مانند «فقیر» یا «بی‌نیاز»؛ فقر و بی‌نیازی وضعیت دارایی را بیان می‌کنند، در حالی که حرص و قناعت به نگرش و میل شخص مربوط‌اند.

جمع‌بندی معنایی: «آزمند» یعنی صاحب آز و خواهانِ سیری‌ناپذیرِ بیشتر؛ معادل مستقیم و پنج‌حرفی آن در این جدول حریص است. «طماع» می‌تواند در بعضی جدول‌ها جایگزین باشد، اما «بخیل» تنها وقتی درست است که سرنخ بر امساک و ندادن تأکید کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.