پرش به محتوای اصلی

ستون خیمه در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: دیرک
چوب یا پایهٔ عمودی که پوشش خیمه را بالا نگه می‌دارد.

در این سرنخ، «ستون» نامِ یک جزء سازه‌ای است، نه ستون ساختمان یا ستون نوشته. خیمه برای ایستادن به پایه‌ای عمودی نیاز دارد که پارچه را بالا ببرد و بخشی از کشش طناب‌ها را تحمل کند. نام شناخته‌شدهٔ این پایه در فارسی دیرک است؛ واژه‌ای چهارحرفی که دقیقاً با تعریف سرنخ جور درمی‌آید.

دیرک معمولاً بلند، نسبتاً باریک و از چوب یا ماده‌ای سخت است. در خیمه‌های گوناگون ممکن است یک دیرک مرکزی یا چند دیرک پیرامونی وجود داشته باشد، اما در زبان جدول همین ویژگیِ «پایهٔ برپادارندهٔ خیمه» برای رسیدن به جواب کافی است.

دیرکچهار حرف: د ـ ی ـ ر ـ ک
اسم۴ حرفپایهٔ عمودیوابسته به خیمه و چادر

چرا «دیرک» پاسخ دقیق سرنخ است؟

معنای اصلی دیرک، چوب یا میله‌ای راست و افراشته است که نقش نگهدارنده دارد. وقتی این واژه کنار «خیمه» می‌آید، تصویر روشن‌تر می‌شود: پارچهٔ خیمه روی نقطه‌ای بلند قرار می‌گیرد، طناب‌ها آن را از اطراف مهار می‌کنند و دیرک ارتفاع و فرم کلی سازه را حفظ می‌کند. بنابراین «ستون خیمه» تعریف کوتاه و مستقیم دیرک است، نه یک تشبیه دور یا جواب حدسی.

تناسب دیگری هم وجود دارد: طراحان جدول برای واژه‌ای که در گفتار روزمره کمتر از «ستون» شنیده می‌شود، تعریفی آشنا و تصویری می‌آورند. دیدن واژه‌های «خیمه»، «چادر»، «پایهٔ چادر» یا «چوب بلند» در سرنخ، همگی می‌توانند به دیرک اشاره کنند. در عنوان حاضر، خودِ «ستون خیمه» دقیق‌ترینِ همین تعریف‌هاست.

نقش دیرک در ساختار خیمهنمای ساده‌ای از خیمه که دیرک مرکزی، پوشش و طناب‌های مهار را از هم متمایز می‌کند. دیرک مرکزی پوشش خیمه دیرک ارتفاع را نگه می‌دارد؛ طناب‌ها پوشش را مهار می‌کنند.

مرز معنایی دیرک، تیرک و عمود

نزدیکی معنای این سه واژه ممکن است هنگام حل جدول تردید ایجاد کند. تفاوت آن‌ها مطلق نیست، ولی دامنهٔ کاربردشان یکسان هم نیست. در سرنخ حاضر، وجود پاسخ ثبت‌شده و انطباق کامل تعریف، «دیرک» را در جایگاه نخست قرار می‌دهد.

دیرکپایه یا چوب بلندِ افراشته، به‌ویژه برای نگه داشتن خیمه، چادر یا سازه‌ای سبک. پاسخ مستقیم این جدول است.
تیرکتیر یا چوب نسبتاً باریک و کوچک؛ در ترکیب‌هایی مانند تیرک دروازه یا تیرک چادر نیز می‌آید. اگر خانه‌ها پنج حرف بخواهند، می‌تواند گزینه‌ای جداگانه باشد.
عمودهم معنای «قائم و راست» دارد و هم می‌تواند به پایهٔ خیمه گفته شود. این واژه چهارحرفی است، اما رنگ‌وبوی عربی و بافت کاربردی متفاوتی دارد.
نکتهٔ تعیین‌کننده: برابر بودن تعداد حروفِ «دیرک» و «عمود» به معنای هم‌ارزی کامل آن‌ها در هر جدول نیست. حروف متقاطع و پاسخ ثبت‌شده تکلیف را روشن می‌کنند؛ برای این عنوان، چینش درست «د، ی، ر، ک» است.

واژه چگونه در جمله زنده می‌شود؟

دیدن واژه در چند بافت، معنای آن را بهتر از یک تعریف خشک تثبیت می‌کند. در همهٔ نمونه‌های زیر، عنصر مشترک جسمی بلند و نگهدارنده است:

  • خیمه‌بان پیش از کشیدن طناب‌ها، دیرک را در جای مناسب استوار کرد.
  • با افتادن دیرک میانی، پوشش چادر فرونشست و لازم شد دوباره برپا شود.
  • برای نصب سایه‌بان، دو دیرک محکم در دو سوی محوطه قرار دادند.
  • پرچم بر فراز دیرکی بلند دیده می‌شد؛ در این جمله، دیرک نقش میلهٔ افراشته را دارد و الزاماً بخشی از خیمه نیست.

نمونهٔ آخر نشان می‌دهد که معنای دیرک به خیمه محدود نمی‌ماند. می‌توان آن را برای چوب یا میلهٔ بلندِ نگهدارنده در موقعیت‌های دیگر نیز به کار برد. بااین‌حال، ترکیب «دیرک خیمه» یکی از روشن‌ترین و آشناترین کاربردهای آن است.

از جزء واقعی تا تعبیر استعاری

در خیمهٔ واقعی، برداشتن دیرک اصلی می‌تواند تعادل پوشش را بر هم بزند. همین نقش محوری سبب شده است «ستون خیمه» یا «دیرک خیمه» در زبان ادبی و گفتار توصیفی، تصویری برای شخص یا عاملی باشد که جمعی را پابرجا نگه می‌دارد. وقتی کسی را دیرک یک خانواده یا مجموعه می‌خوانند، منظور شکل ظاهری او نیست؛ سخن از تکیه‌گاه، محور انسجام یا نیروی نگهدارنده است.

این کاربرد مجازی از همان تصویر ملموس تغذیه می‌کند: خیمه اجزای متعددی دارد، اما دیرک نقطه‌ای است که ارتفاع و استواری آن به حضورش وابسته است. به همین سبب عبارت‌هایی مثل «دیرکِ جمع» یا «دیرک خیمهٔ خانواده» بار عاطفی و ارزشی پیدا می‌کنند. البته در یک جدول واژه، تا وقتی سرنخ فقط «ستون خیمه» است، باید نخست معنای حقیقی و سازه‌ای را در نظر گرفت.

املای درست و خوانش واژه

صورت معیار پاسخ دیرک است و پیوسته نوشته می‌شود. چهار نویسهٔ آن به‌ترتیب «د»، «ی»، «ر» و «ک» هستند. نباید آن را با «درک» اشتباه گرفت؛ حضور «ی» هم در تلفظ و هم در خانه‌های جدول ضروری است. شکل «تیرک» نیز صرفاً املای دیگری از همین کلمه نیست، بلکه واژه‌ای مستقل و نزدیک‌معناست.

در خواندن، بخش نخست مانند «دیر» و حرف پایانی «ک» است. دانستن این ساخت ساده به‌خصوص زمانی مفید است که فقط بخشی از حروف متقاطع آشکار شده باشد: الگوی «د ـ ی ـ ر ـ ک» بی‌واسطه پاسخ را کامل می‌کند.

اگر صورت سرنخ کمی تغییر کند

تعریف‌های جدول معمولاً کوتاه‌اند و یک تغییر کوچک می‌تواند جواب دیگری را مناسب کند. «چوب باریک» ممکن است به تیرک برسد؛ «راست و قائم» بیشتر به عمود اشاره دارد؛ «تکیه‌گاه» می‌تواند پاسخ‌هایی چون پایه یا رکن داشته باشد. اما افزودن «خیمه» حوزهٔ معنا را محدود می‌کند و دیرک را برجسته می‌سازد.

همچنین «میلهٔ پرچم» یا «چوب بلند» ممکن است بسته به تعداد خانه‌ها با دیرک پاسخ داده شود، زیرا واژه کاربردی گسترده‌تر از خیمه دارد. برعکس، هر «ستون» را نمی‌توان دیرک نامید: ستون سنگی بنا، ستون روزنامه و ستون اعداد هرکدام مفهوم خاص خود را دارند. دیرک معمولاً جسمی کشیده و افراشته است که وظیفهٔ نگهداری یا برافراشتن چیزی را انجام می‌دهد.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

رابطهٔ پاسخ با سرنخ کاملاً مستقیم است: خیمه پوششی دارد که باید در ارتفاع نگه داشته شود، و پایهٔ بلندِ انجام‌دهندهٔ این کار «دیرک» نام دارد. چهارحرفی بودن واژه، املای روشن و کاربرد شناخته‌شدهٔ «دیرک خیمه» همه یکدیگر را تأیید می‌کنند. «تیرک» و «عمود» برای سرنخ‌های نزدیک ارزش بررسی دارند، ولی در این مورد پاسخ اصلی و نهایی همان دیرک است.

پس چینش نهایی خانه‌ها چنین است: د ـ ی ـ ر ـ ک. معنای حقیقی آن پایهٔ افراشته و نگهدارندهٔ خیمه است و معنای مجازی‌اش می‌تواند به تکیه‌گاه اصلی یک جمع اشاره کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.