پرش به محتوای اصلی

اشاره شده در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: مزبور، مشار
«مشار» چهار حرف و «مزبور» پنج حرف دارد.

عبارت «اشاره شده» در زبان امروز بیشتر یک ترکیب وصفی ساده است، اما در جدول واژه‌ها معمولاً به یک هم‌معنی فشرده نیاز داریم. دو پاسخ ثبت‌شده برای این سرنخ، هر دو به چیزی یا کسی برمی‌گردند که پیش‌تر نامش آمده یا به او اشاره شده است؛ با این تفاوت که «مزبور» در نثر رسمی آشناتر است و «مشار» رنگی قدیمی‌تر و ادبی‌تر دارد.

دو پاسخ، با دو اندازه متفاوت

مزبور۵ حرف

یعنی نام‌برده، یادشده یا چیزی که پیش از این در نوشته ذکر شده است. این واژه معمولاً پس از آوردن نام یک شخص، سند، موضوع یا شیء می‌آید تا از تکرار همان نام جلوگیری کند.

نمونه: «نامهٔ مزبور بررسی شد»؛ یعنی همان نامه‌ای که پیش‌تر از آن سخن رفته بود.
مشار۴ حرف

در معنای کهن و رسمی، «اشاره‌شده» یا «آن‌که به او اشاره شده» است. این صورتِ کوتاه در گفت‌وگوی روزمره کم‌کاربرد است، اما در فرهنگ‌ها و جدول‌ها پاسخ دقیقی برای سرنخ به شمار می‌رود.

نمونهٔ شناخته‌شده‌ترِ خانوادهٔ این واژه «مشارالیه» است: شخص یا چیزی که اشاره متوجه اوست.

رابطهٔ معنایی واژه‌ها در یک نگاه

هر دو پاسخ نقش «ارجاع به عقب» دارند. نویسنده ابتدا مرجع را معرفی می‌کند و سپس با واژه‌ای کوتاه دوباره به همان مرجع بازمی‌گردد. نمودار زیر مسیر معنا را نشان می‌دهد:

نقشهٔ معنایی مزبور و مشاراز نام بردن نخستین، دو مسیر به مزبور در متن رسمی و مشار در کاربرد کهن می‌رسد و هر دو به همان مرجع بازمی‌گردند. نام بردن یا اشارهٔ نخستین مزبوررسمی و رایج‌تر مشارکهن و فشرده بازگشت به همان شخص، چیز یا موضوع

«مزبور» دقیقاً چه چیزی را توصیف می‌کند؟

«مزبور» از واژگان عربیِ جاافتاده در فارسی رسمی است و در اصل با مفهوم نوشته‌شدن و ذکرشدن پیوند دارد. در یک متن، عبارت‌هایی مانند «موضوع مزبور»، «شخص مزبور»، «مادهٔ مزبور» یا «مدرک مزبور» به خواننده می‌گویند که مرجع تازه‌ای معرفی نشده؛ مقصود همان موردی است که چند سطر یا چند جمله پیش‌تر آمده است.

به همین علت، برگردان‌های روان آن بسته به جمله می‌توانند «یادشده»، «نام‌برده»، «پیش‌گفته» و «مورد اشاره» باشند. در خودِ سرنخ جدول، «اشاره شده» معنایی عام دارد و «مزبور» این معنا را با تکیه بر سابقهٔ ذکر در متن منتقل می‌کند. بنابراین اگر خانه‌ها پنج‌تا باشند، این پاسخ از نظر شمار حروف و معنا کاملاً جور است.

نکتهٔ املایی: صورت درست «مزبور» با حرف «ذ» است، نه «مظبور». پیوند معنایی آن با «ذکر» می‌تواند در به‌خاطر سپردن این املا کمک کند.

چرا «مشار» هم پاسخ مستقیمی است؟

«مشار» اسم مفعولی با معنای «کسی یا چیزی که به او اشاره شده» است. امروزه این واژه به‌تنهایی کمتر از «مزبور» دیده می‌شود و بیشتر در ترکیب عربیِ «مشارالیه» به چشم می‌آید. «الیه» در آن ترکیب معنای «به سوی او» دارد؛ پس کل ترکیب به شخص یا موضوعی اشاره می‌کند که جهتِ اشاره به سوی اوست.

حضور پررنگ‌تر «مشارالیه» نباید باعث شود معنای صورت کوتاه «مشار» را با واژه‌های هم‌شکل اشتباه بگیریم. در این سرنخ، مشار به معنای شریک، مشارکت‌کننده یا رای‌دهنده نیست؛ قرینهٔ «اشاره شده» دقیقاً معنای اسم مفعولی را فعال می‌کند. برای جدولی با چهار خانه، همین کوتاهی مهم‌ترین برتری «مشار» است.

مشارخودِ اشاره‌شده؛ صورت کوتاه، لغوی و مناسب چهار خانه.
مشارالیهکسی یا چیزی که به او اشاره می‌شود؛ ترکیبی بلندتر و رایج در نثر اداری و حقوقی قدیم.
مزبورهمان موردی که پیش‌تر ذکر یا نام برده شده؛ مناسب پنج خانه و آشناتر برای فارسی‌زبان امروز.

تفاوت ظریف «ذکر شدن» و «اشاره شدن»

در کاربرد واقعی، مرز این دو مفهوم بسیار نزدیک است اما کاملاً یکسان نیست. «ذکر شدن» معمولاً بر آمدنِ نام یا موضوع در گفتار و نوشتار تأکید دارد؛ «اشاره شدن» می‌تواند مستقیم یا غیرمستقیم باشد و حتی بدون آوردن نام کامل رخ دهد. «مزبور» بیشتر از مسیرِ ذکر قبلی به مرجع می‌رسد، حال آنکه «مشار» از خودِ عمل اشاره ساخته شده است.

با این همه، در زبان فشردهٔ جدول این اختلاف ظریف مانع هم‌معنی بودن نیست. طراح سرنخ، مفهوم مشترکِ «مرجعی که قبلاً معرفی شده» را در نظر می‌گیرد. به همین دلیل هر دو واژه کنار هم به عنوان جواب ثبت شده‌اند و تعداد خانه‌ها تعیین می‌کند کدام‌یک وارد شبکه شود.

کاربرد در جمله؛ مرجع باید روشن باشد

سند«سند مزبور در بایگانی موجود است.» خواننده باید از جمله‌های قبل بداند سخن از کدام سند است.
شخص«فرد مزبور توضیح خود را ارائه کرد.» این عبارت از تکرار نام فرد جلوگیری می‌کند، هرچند در نثر امروزی «فرد یادشده» نرم‌تر است.
اشاره«مشار در عبارت پیشین همان نویسنده است.» این جمله معنای لغوی مشار را نشان می‌دهد، ولی لحن آن عمداً فرهنگ‌نامه‌ای و کهن است.

هرگاه مرجع قبلی روشن نباشد، استفاده از این واژه‌ها جمله را مبهم می‌کند. مثلاً «موضوع مزبور مهم است» بدون آنکه موضوع پیش‌تر معرفی شده باشد، به خواننده اطلاعات کافی نمی‌دهد. کار اصلی «مزبور» و «مشار» نام‌گذاری دوباره نیست؛ آن‌ها رشته‌ای ارجاعی میان عبارت فعلی و یک نام یا موضوع پیشین می‌سازند.

واژه‌های نزدیک، اما نه همیشه جایگزین کامل

«مذکور» نزدیک‌ترین هم‌خانوادهٔ معناییِ مزبور است و «ذکرشده» معنا می‌دهد، اما شش حرف دارد و با تعداد خانه‌های پاسخ ثبت‌شده سازگار نیست. «یادشده» و «نام‌برده» نیز برابرهای روشن فارسی‌اند، ولی طول آن‌ها بیشتر است و لحن متفاوتی دارند. «موصوف» گاهی در متن رسمی به شخص یا چیز پیش‌تر وصف‌شده بازمی‌گردد، اما معنای اصلی آن «وصف‌شده» است، نه الزاماً «اشاره‌شده»؛ پس نباید بدون قرینه جای پاسخ اصلی بنشیند.

همچنین «نامبرده» بیشتر برای شخص به کار می‌رود، در حالی که «مزبور» می‌تواند همراه شخص، قانون، نامه، کالا، واقعه یا هر موضوع دیگری بیاید. گستردگی مرجع یکی از علت‌های ماندگاری مزبور در نوشته‌های اداری است. «مشار» نیز از نظر لغوی دامنهٔ انسانی و غیرانسانی دارد، به‌ویژه هنگامی که صورت کامل «مشارالیه» دربارهٔ یک موضوع یا عبارت استفاده شود.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

برای سرنخ «اشاره شده»، پاسخ پنج‌حرفی مزبور و پاسخ چهارحرفی مشار است. اولی در فارسی رسمی به «همان موردِ پیش‌تر ذکرشده» اشاره دارد؛ دومی برابر کهن و مستقیم «اشاره‌شده» و پایهٔ ترکیب آشنای «مشارالیه» است. اختلاف تعداد حروف، بدون تغییر هستهٔ معنا، انتخاب نهایی را روشن می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.