پرش به محتوای اصلی

برد ان معروف است در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: یمانی
ترکیب کاملِ مورد نظر «بَرد یمانی» است.

کلید فهم این سرنخ در خواندن درست واژه «برد» نهفته است. منظور از آن، بَرد به معنای نوعی جامه یا پارچه است؛ بنابراین پرسش در واقع می‌گوید کدام بَرد شهرت داشته و پاسخ، صفت جغرافیاییِ «یمانی» است. با کنار هم گذاشتن دو واژه، عبارت شناخته‌شده «بَرد یمانی» ساخته می‌شود.

«یمانی» در فارسی صفت نسبی و به معنای وابسته یا منسوب به یمن است. همین ساخت را در تعبیرهایی مانند عقیق یمانی و تیغ یمانی نیز می‌بینیم؛ اما در این سرنخ، واژه پیش از آن صریحاً «برد» آمده و مقصود جامه یمنی است.

صورت مناسب برای خانه‌های جدولی م ا ن ی
۵ حرفصفت نسبیمنسوب به یمن

چرا «یمانی» دقیقاً با سرنخ جور درمی‌آید؟

در فارسی کهن، «بَرد» نام پوششی بافته‌شده، عباگونه یا قطعه‌ای پارچه بوده است. وقتی این کالا در یمن بافته می‌شد یا به یمن نسبت داده می‌شد، آن را «بَرد یمانی» می‌خواندند. آوازه این بافته در زبان و متون قدیمی باقی مانده و طراح جدول با حذف بخش دومِ ترکیب، از حل‌کننده می‌خواهد همان صفت معروف را به یاد بیاورد.

رابطه میان سؤال و جواب از جنس تعریف ساده یک واژه نیست؛ سرنخ بر یک هم‌نشینی تاریخی تکیه دارد. «یمانی» به تنهایی نام پارچه نیست، بلکه صفتی است که هویت و منشأ بَرد را مشخص می‌کند. درست مانند آن‌که در «عقیق یمانی»، واژه یمانی نوع عقیق را با نسبت جغرافیایی توضیح می‌دهد.

بَرد

جامه، عبا یا پارچه‌ای بافته‌شده که در تعبیرهای کهن و ادبی دیده می‌شود.

+
یمانی

منسوب به یمن؛ صفتی که خاستگاه یا نسبت جغرافیایی را نشان می‌دهد.

=
بَرد یمانی

جامه یا بافته مشهور یمنی؛ ترکیب کاملِ پنهان‌شده در سرنخ.

حرکتِ کوتاهی که معنای سرنخ را عوض می‌کند

در نوشتار روزمره معمولاً حرکت‌های کوتاه نوشته نمی‌شوند؛ ازاین‌رو «بَرد» و «بُرد» هر دو به شکل «برد» دیده می‌شوند. همین هم‌نویسی، سرنخ را در نگاه نخست مبهم می‌کند. اگر واژه را بُرد بخوانیم، ذهن به پیروزی در مسابقه، دامنه اثر یک دستگاه یا فاصله قابل پیمایش می‌رود؛ هیچ‌یک از این معناها رابطه شناخته‌شده‌ای با «یمانی» ندارند. خوانش بَرد، یعنی جامه، بلافاصله ترکیب تاریخی را کامل می‌کند.

خوانش سازگار: بَرد

در این خوانش، واژه نام یک بافته یا پوشش است. اضافه شدن «یمانی» منشأ آن را بیان می‌کند و تعبیر جاافتاده‌ای می‌سازد.

خوانش‌های نامرتبط: بُرد

پیروزی، دامنه و مسافت از معناهای رایج امروزند، اما پاسخ «یمانی» هیچ‌کدام را تکمیل نمی‌کند.

نکته املایی: جواب را «یمانی» بنویسید، نه «یمنی». هر دو واژه در فارسی به یمن نسبت دارند، اما صورت تثبیت‌شده در این ترکیب تاریخی و پاسخ پنج‌حرفی جدول «یمانی» است.

«یمانی» چه نوع واژه‌ای است؟

یمانی یک صفت نسبی است. در فارسی و عربی، صفت نسبی وابستگی به مکان، قوم یا چیز دیگری را نشان می‌دهد. در اینجا وابستگی به سرزمین یمن مطرح است. صورت «یمانی» در بسیاری از ترکیب‌های کهن فارسی حضور دارد و معمولاً پس از اسم می‌آید: چیزی که به یمن منسوب است، با وصف یمانی شناخته می‌شود.

این نکته توضیح می‌دهد که چرا پاسخ به جای نام خودِ کشور، «یمن»، پنج حرف دارد. اگر فقط منشأ جغرافیایی پرسیده می‌شد، شاید «یمن» قابل تصور بود؛ ولی عبارت «بَرد آن معروف است» به صفتی اشاره می‌کند که بعد از بَرد می‌نشیند. بنابراین «بَرد یمن» و «یمن» پاسخ‌های اصلی این صورت از سرنخ نیستند.

کاربردهای هم‌خانواده، بدون یکی گرفتن معناها

  • عقیق یمانی: سنگی که با نسبت یمنی توصیف می‌شود؛ این ترکیب به درک نقش دستوری «یمانی» کمک می‌کند.
  • تیغ یمانی: شمشیر یا تیغ منسوب به یمن؛ شهرت آن به برندگی سبب می‌شود گاهی سرنخ به اشتباه به سوی تیغ تعبیر شود.
  • بَرد یمانی: همان ترکیبی که سؤال حاضر هدف گرفته است؛ موضوع آن بافته و جامه است، نه سنگ و نه جنگ‌افزار.

وجود «تیغ یمانی» یک دام معنایی ظریف ایجاد می‌کند. ممکن است کسی واژه «برد» را به معنای توان بریدن یا برندگی بگیرد و جواب را از راه شهرت شمشیر یمنی توجیه کند. با این حال، صورت دقیق و واژه‌نامه‌ایِ ترکیب مورد نظر «بَرد یمانی» است: خود کلمه بَرد نام جامه است. پاسخ همچنان یمانی می‌ماند، اما دلیل درست انتخاب آن به حوزه پوشاک و بافته‌ها مربوط می‌شود.

ردّ بَرد یمانی در زبان و فرهنگ

نام این بافته فقط در فرهنگ لغت نمانده است. «بَرد یمانی» در نثر و شعر کلاسیک به عنوان کالایی شناخته‌شده آمده و کنار محصولاتی قرار گرفته که با محل تولیدشان شهرت داشته‌اند. چنین نسبت‌هایی در زبان قدیم نقش نشانیِ منشأ را ایفا می‌کردند: نام منطقه می‌توانست کیفیت، سبک بافت یا اعتبار یک کالا را در ذهن مخاطب زنده کند.

در روایت مشهور کساء نیز تعبیر کساء یا پوشش یمانی آشناست. این کاربرد فرهنگی باعث شده پیوند «جامه» و «یمانی» برای نسل‌های مختلف فارسی‌زبان قابل تشخیص بماند، حتی اگر خودِ واژه بَرد امروزه در گفت‌وگوی روزانه کم‌کاربرد باشد. سرنخ جدول از همین حافظه زبانی بهره می‌گیرد: یک واژه قدیمی را می‌آورد و صفت آشنای همراهش را طلب می‌کند.

تصویر معنایی عبارت: با شنیدن «بَرد یمانی» باید یک پوشش یا پارچه منسوب به یمن را تصور کرد؛ «معروف بودن» در سؤال وصف این نوع بَرد است، نه بخشی از معنای لغوی یمانی.

آیا جواب جایگزین قابل قبولی وجود دارد؟

برای همین صورت سرنخ و با پاسخ پنج‌حرفی، «یمانی» روشن‌ترین و مستندترین انتخاب است. «یمنی» از نظر معنای عمومی یعنی منسوب به یمن، ولی چهار حرف دارد و ترکیب ادبیِ مورد اشاره را به صورت رایج جدول کامل نمی‌کند. «یمن» نیز نام مکان است، نه صفتی که در عبارت جاافتاده «بَرد یمانی» آمده باشد.

گاهی «جامه یمانی» یا «کسای یمانی» در توضیح مفهوم دیده می‌شود؛ اینها شرح و ترکیب‌های نزدیک‌اند، نه جواب دیگر برای خانه‌های جدول. همچنین «هندی» و «دمشقی» ممکن است در متن‌های مربوط به تیغ و شمشیر دیده شوند، اما هیچ دلیلی برای جایگزینی آنها در این سرنخ وجود ندارد. طول پاسخ ذخیره‌شده، ساخت دستوری جمله و سابقه لغوی ترکیب هر سه بر «یمانی» دلالت دارند.

املاء و تلفظ پاسخ

صورت پاسخ از پنج حرف «ی، م، ا، ن، ی» ساخته می‌شود. در خواندن معیار می‌توان آن را «یَمانی» تلفظ کرد. الفِ میانی جزئی از املای تاریخی این صفت است و نباید حذف شود؛ حذف آن واژه را به «یمنی» تبدیل می‌کند که هرچند در زبان امروز صفتی درست است، پاسخ این تعبیر خاص نیست.

در نوشتن ترکیب کامل نیز فاصله میان دو جزء حفظ می‌شود: «بَرد یمانی». حرکت فتحه روی ب در متن عادی الزامی نیست، اما در توضیح لغوی سودمند است، زیرا خواننده را از بُرد به معنی پیروزی یا دامنه دور می‌کند. خود پاسخ داخل خانه‌ها بدون حرکت و به شکل ساده «یمانی» نوشته می‌شود.

جمع‌بندی معنایی: سرنخ یک ترکیب کهن را نیمه‌تمام گذاشته است. «بَرد» را به معنای جامه بگیرید و صفت منسوب به یمن را کنار آن قرار دهید؛ حاصل «بَرد یمانی» و جواب نهایی «یمانی» است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.