پرش به محتوای اصلی

برانشی در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: ابشش

املای معیار این اندام تنفسی «آب‌شش» است.

«برانشی» نامی کم‌کاربردتر و فرهنگ‌نامه‌ای برای اندامی است که ماهی و بسیاری از جانوران آبزی با آن اکسیژن محلول در آب را می‌گیرند. بنابراین پیوند سرنخ و پاسخ کاملاً معنایی است: برانشی همان آب‌شش است. صورت ذخیره‌شدهٔ جواب، یعنی «ابشش»، برای خانه‌های جدول پذیرفتنی است؛ زیرا در جدول معمولاً نشانهٔ کشیدهٔ «آ» و نیم‌فاصله جداگانه شمرده نمی‌شوند و پاسخ به شکل ساده وارد می‌شود.

چرا این پاسخ دقیقاً با سرنخ جور است؟

در فرهنگ‌های فارسی، «برانشی» به عضو اصلی تنفس ماهی تعریف شده و برابر روشن آن «آب‌شش» آمده است. این عضو سطحی نازک و پرمویرگ دارد و آب هنگام عبور از کنار آن، اکسیژن خود را در دسترس خون قرار می‌دهد. پس سرنخ دربارهٔ نام یک بیماری، استخوان یا بخش دستگاه گوارش نیست؛ مستقیماً به اندام تنفسی آبزی اشاره می‌کند.

واژهٔ برانشی در گفت‌وگوی روزمره بسیار کمتر از آب‌شش شنیده می‌شود و همین ناآشنایی آن را به سرنخی مناسب برای جدول تبدیل می‌کند. طراح از یک مترادف علمی یا قدیمی‌تر استفاده می‌کند و از حل‌کننده صورت فارسیِ آشناتر را می‌خواهد.

آب‌شش چه کاری انجام می‌دهد؟

آب، برخلاف هوا، اکسیژن را به صورت محلول در خود نگه می‌دارد. ماهی آب را از دهان وارد می‌کند و آن را از روی تیغه‌ها و رشته‌های ظریف آب‌ششی عبور می‌دهد. دیوارهٔ نازک این سطوح و رگ‌های فراوان زیر آن‌ها، فاصلهٔ میان آب و خون را کم می‌کند. در همین تماس، اکسیژن به خون می‌رسد و بخشی از دی‌اکسیدکربن از خون به آب منتقل می‌شود.

نمای ساده تبادل گاز در آب‌ششآب دارای اکسیژن به تیغه آب‌ششی می‌رسد، اکسیژن وارد مویرگ می‌شود و آب کم‌اکسیژن خارج می‌شود.آبِ دارای اکسیژنتیغه‌های آب‌ششیخونِ اکسیژن‌دارآبِ کم‌اکسیژن

این طرح، مفهوم اصلی واژه را نشان می‌دهد: آب‌شش محل تماس گستردهٔ آب و مویرگ‌ها برای تبادل گاز است.

۱. ورود آب

جریان آب به سطح مرطوب و ظریف آب‌شش می‌رسد.

۲. جابه‌جایی گازها

اکسیژن محلول وارد مویرگ‌ها و دی‌اکسیدکربن وارد آب می‌شود.

۳. خروج جریان

آب پس از عبور از تیغه‌های آب‌ششی از کنار سر ماهی بیرون می‌رود.

ساخت واژه، یک تصویر روشن در دو جزء

«آب‌شش» از «آب» و «شش» ساخته شده است. جزء نخست محیط فعالیت اندام را نشان می‌دهد و جزء دوم نقش تنفسی آن را به یاد می‌آورد. البته آب‌شش از نظر شکل و سازوکار عین شش انسان نیست: شش برای تبادل گاز با هوا درون بدن سازگار شده، اما سطح آب‌ششی برای گرفتن اکسیژنِ حل‌شده در آب طراحی شده است. ارزش این ترکیب فارسی در آن است که پیش از دانستن جزئیات زیست‌شناسی نیز معنای کلی را به ذهن نزدیک می‌کند.

نکتهٔ املایی: پاسخ ثبت‌شدهٔ این سرنخ «ابشش» است و باید همان را جواب مستقیم دانست. در نثر ویراسته، «آب‌شش» با «آ» و نیم‌فاصله روشن‌تر است؛ در بسیاری از متن‌ها و فرهنگ‌ها صورت‌های «آبشش» و «آب شش» نیز دیده می‌شود. این تفاوت ظاهری معنای واژه را عوض نمی‌کند.

برانشی، برانش و برنش یک چیز نیستند

شباهت ظاهری این چند واژه ممکن است موجب خطا شود. «برانشی» در این سرنخ اسم و هم‌معنی آب‌شش است. «برانش» نیز در برخی نوشته‌های جانورشناسی برای آب‌شش یا ساختار وابسته به آن دیده می‌شود، اما برای پاسخ خواسته‌شده، معادل فارسیِ صریح همان آب‌شش است. در مقابل، «بُرُنش» یا «برنش» در واژگان پزشکی به شاخه‌ای از نای گفته می‌شود که هوا را به ریه می‌رساند؛ برابر آشنای آن «نایژه» است. بنابراین پاسخ «نایژه» برای این عنوان مناسب نیست.

پاسخ اصلی

آب‌شش

اندام تنفسی ماهی و شماری از آبزیان؛ دقیق‌ترین برابر برای «برانشی» در این جدول.

واژهٔ نزدیک

نایژه

شاخه‌ای از نای در دستگاه تنفس ششی؛ از نظر آوایی با «برنش» ارتباط دارد، نه با معنای مورد نظر سرنخ.

صفت وابسته

آب‌ششی

صفتی برای چیزی که به آب‌شش مربوط است؛ مانند «تنفس آب‌ششی» یا «رشته‌های آب‌ششی».

برابر انگلیسی

Gill

واژهٔ رایج انگلیسی برای آب‌شش؛ در ترکیب‌هایی مانند gill filament به رشتهٔ آب‌ششی اشاره می‌کند.

این اندام فقط ویژهٔ ماهی‌ها نیست

ماهی شناخته‌شده‌ترین جانور آب‌شش‌دار است، اما آب‌شش به ماهی محدود نمی‌شود. سخت‌پوستانی مانند خرچنگ‌ها، بسیاری از نرم‌تنان آبزی و نوزاد دوزیستان نیز ساختارهای آب‌ششی دارند. شکل و جایگاه این اندام در گروه‌های مختلف یکسان نیست: آب‌شش ماهی استخوانی معمولاً زیر پوششی محافظ در دو سوی سر قرار دارد، در حالی که در برخی جانوران رشته‌ها یا پره‌های تنفسی بیرونی‌تر دیده می‌شوند.

اشتراک همهٔ این ساختارها سطح نسبتاً وسیع، دیوارهٔ نازک، رطوبت دائمی و نزدیکی به دستگاه گردش مواد است. اگر رشته‌های ظریف آب‌ششی ماهی بیرون از آب روی هم بخوابند و خشک شوند، سطح مؤثر تبادل گاز به‌شدت کاهش می‌یابد. به همین سبب داشتن آب‌شش لزوماً به معنی توانایی تنفس طولانی در هوای آزاد نیست.

نمونه‌های درست در جمله

«آب از روی تیغه‌های آب‌ششی عبور می‌کند.» در این جمله واژه نقش صفت دارد.

«آسیب به آب‌شش دریافت اکسیژن را مختل می‌کند.» اینجا نام خود اندام به کار رفته است.

«برانشی» بیشتر در مدخل‌های فرهنگ یا ترکیب‌های تخصصی قدیمی دیده می‌شود، اما «آب‌شش» در فارسی امروز طبیعی‌تر و بی‌ابهام‌تر است.

چه پاسخ‌هایی را نباید جایگزین کرد؟

  • شش: تنها بخشی از ساختمان واژه است و اندام تنفس هوایی را تداعی می‌کند؛ به تنهایی برابر کامل برانشی نیست.
  • نایژه: مسیر رساندن هوا از نای به ریه است و با آب‌شش تفاوت ساختاری و محیطی دارد.
  • برانش: شکلی نزدیک به خود سرنخ است و در بعضی بافت‌های تخصصی دیده می‌شود، اما وقتی سؤال «برانشی» را می‌دهد، پاسخ فارسیِ مورد انتظار «ابشش» است.
  • تنفس: نام یک فرایند است، نه نام اندامی که آن فرایند را در آب انجام می‌دهد.

از نظر شمار حروف نیز صورت جدولی «ابشش» چهار نویسه دارد: ا، ب، ش، ش. اگر «آ» در منبع جدول همانند «ا» ثبت شود، این شمار دقیقاً با جواب ذخیره‌شده سازگار است. نیم‌فاصلهٔ نوشتار معیار هم خانه‌ای اشغال نمی‌کند. در نتیجه اختلاف میان «ابشش» و «آب‌شش» اختلاف پاسخ نیست، بلکه نتیجهٔ شیوهٔ ثبت حروف در جدول و شیوهٔ نگارش در نثر است.

جمع‌بندی معنایی: برانشی نام دیگری برای اندام تبادل گاز در آب است؛ پس جواب قطعی جدول ابشش است. هنگام نوشتن بیرون از جدول، صورت خواناتر و معیار «آب‌شش» به کار می‌رود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.