«ایما» یعنی اشاره، بهویژه اشارهای کوتاه و غیرمستقیم.
وقتی سرنخ جدول فقط واژهٔ «اشاره» است، پاسخ چهارحرفیِ رایج و دقیق آن ایما است. این واژه بر رساندن مقصود با نشانه، حرکت یا بیانی غیرصریح دلالت دارد؛ یعنی گوینده یا شخص، منظورش را آشکار و مفصل نمیگوید، اما مخاطب از نشانهای کوچک آن را درمییابد. همین کوتاهی و نزدیکی معنایی، «ایما» را برای چنین خانهای در جدول مناسب میکند.
ایما دقیقاً چه معنایی دارد؟
ایما در فارسی نامِ عملِ فهماندن مقصود از راه اشاره است. این اشاره ممکن است دیداری باشد، مانند حرکت چشم، دست یا سر؛ و ممکن است در سخن رخ دهد، مثل جملهای که بیآنکه موضوع را مستقیم بیان کند، ذهن شنونده را به سوی آن ببرد. پس هستهٔ معنایی کلمه، رساندن پیام با نشانهای کمحجم است.
در ترکیب آشنای «ایما و اشاره»، دو جزء نزدیک به هم کنار یکدیگر آمدهاند تا مفهوم اشارهکردنِ غیرصریح را تقویت کنند. جملهٔ «با ایما و اشاره فهماند که باید سکوت کنیم» نمونهای روشن است: هیچ فرمان مستقیمی گفته نشده، اما حرکت یا نشانه برای انتقال پیام کافی بوده است.
از یک حرکت تا یک پیام
رابطهٔ میان «ایما» و «اشاره» را میتوان در سه مرحله دید: نخست نشانهای پدید میآید، سپس مخاطب آن را تفسیر میکند و در پایان منظور منتقل میشود. ارزش ایما در این است که نشانه بهتنهایی هدف نیست؛ آنچه اهمیت دارد معنایی است که پشت آن قرار گرفته است.
املای «ایما» و صورت «ایماء»
در نوشتههای فارسی، صورت سادهشدهٔ ایما بسیار رایج است و همان صورتی است که برای پاسخ این جدول در نظر گرفته شده. گاهی شکل عربی یا سنتیِ ایماء نیز دیده میشود. هر دو به یک خانوادهٔ معنایی اشاره دارند، اما در جدول تعداد خانهها تعیینکننده است: «ایما» چهار نویسه دارد و صورت همزهدار در شمارش ظاهری طولانیتر میشود. بنابراین نباید بدون توجه به تعداد خانهها همزهای به پاسخ افزود.
کاربرد ایما در جمله
این واژه بیشتر در نثر رسمی، ادبی یا توصیف موقعیتی به کار میرود که اشخاص نمیخواهند یا نمیتوانند منظورشان را صریح بر زبان بیاورند. چند نمونه، دامنهٔ کاربرد آن را روشن میکند:
- مهمان با ایمای چشم، دوستش را متوجه درِ خروج کرد.
- او بدون گفتن نام کسی، با ایما منظور خود را رساند.
- بازیگر با یک حرکت مختصر دست، ایما کرد که گفتوگو ادامه پیدا نکند.
- در آن گفتوگوی محتاطانه، بخش مهم پیام با ایما و اشاره منتقل شد.
در این مثالها همیشه دو سوی ارتباط وجود دارد: کسی نشانه را میفرستد و دیگری معنای پنهان در آن را میگیرد. اگر حرکت هیچ مقصودی منتقل نکند، صرفاً یک حرکت است؛ زمانی «ایما» نام میگیرد که حامل منظور باشد.
یک نمونهٔ ملموس
فرض کنید در جمعی شلوغ، کسی با نگاهکردن به ساعت و سپس به در، زمان رفتن را به همراهش یادآوری میکند. نگاه به ساعت و در «نشانه» است؛ فهمِ «وقت رفتن است» پیام آن؛ و کل این شیوهٔ غیرلفظی، نمونهای از ایماست.
ایما با واژههای نزدیک چه فرقی دارد؟
چند کلمه در فارسی به «اشاره» نزدیکاند، ولی جایگزین قطعیِ یکدیگر نیستند. تفاوت آنها در نوع نشانه، میزان پوشیدگی و بافت جمله است. در سرنخ کوتاهِ حاضر، پاسخ ثبتشده «ایما» است؛ گزینههای زیر تنها هنگامی مطرح میشوند که تعداد خانهها یا صورت دقیق سرنخ تغییر کند.
ایما
پیامرسانی با حرکت یا بیان کوتاه و غیرصریح. از نظر معنایی مستقیمترین همارز برای «اشاره» و از نظر طول، پاسخ چهارحرفیِ مناسب است.
تلویح
فهماندن مطلب بهطور ضمنی، معمولاً در گفتار یا نوشتار. تأکید آن بیشتر بر غیرصریحبودن سخن است تا حرکت بدنی.
کنایه
بیانی است که معنای مورد نظر از ظاهر عبارت فراتر میرود. کنایه میتواند طعنهآمیز یا ادبی باشد، اما هر ایمایی الزاماً کنایه نیست.
رمز
نشانه یا قراردادی برای معنایی خاص است و گاه نیاز به کلید یا شناخت قبلی دارد. ایما معمولاً از موقعیت و حرکت قابل دریافت است.
تلمیح
اشارهای ادبی به داستان، آیه، رویداد یا شخصیت شناختهشده است. این واژه برای سرنخهای مربوط به آرایهٔ ادبی مناسبتر است.
علامت
نشانهای دیداری، شنیداری یا قراردادی است. «علامت» دامنهای عمومیتر دارد و لزوماً حامل قصدِ غیرمستقیم یک شخص نیست.
چرا «ایما» با این سرنخ جور است؟
سرنخ «اشاره» یک معادل اسمی میخواهد. «ایما» هم از نظر دستوری اسم است، هم در فرهنگ زبانی فارسی دقیقاً در حوزهٔ اشاره و فهماندن با نشانه قرار میگیرد، و هم قالب فشردهٔ چهارحرفی دارد. افزون بر این، حضور آن در عبارت بسیار شناختهشدهٔ «ایما و اشاره» پیوند معنایی را بیواسطه میکند. به همین دلیل، در نبود قید دیگری مانند «آرایهٔ ادبی»، «سخن دوپهلو» یا «نشانهٔ قراردادی»، انتخاب ایما از گزینههایی چون تلمیح، کنایه و رمز دقیقتر است.
اگر سرنخ به شکل «اشارهٔ غیرمستقیم در سخن» میآمد، «تلویح» میتوانست جدیتر مطرح شود؛ اگر از «آرایهٔ اشاره به داستانی مشهور» سخن میگفت، پاسخ به «تلمیح» نزدیک میشد؛ و اگر تأکید بر عبارت دارای معنای دور بود، «کنایه» موضوعیت پیدا میکرد. خودِ سرنخ کوتاه و بیقیدِ «اشاره»، همراه با پاسخ ثبتشده، به روشنی به «ایما» میرسد.
خانوادهٔ کاربردی واژه
«ایما کردن» یعنی با اشاره فهماندن؛ «ایما و اشاره» بر مجموعهای از حرکات و نشانههای غیرکلامی یا نیمهکلامی دلالت میکند؛ و «به ایما» حالتی را وصف میکند که کاری نه با تصریح، بلکه با اشاره انجام شده است. شناخت این ترکیبها کمک میکند کلمه فقط پاسخی برای چهار خانه نباشد، بلکه معنای آن در متن نیز بهآسانی تشخیص داده شود.
نکتهٔ ظریف این است که ایما معمولاً از قصد خبر میدهد. سرفهای تصادفی ایما نیست، اما اگر کسی آگاهانه سرفه کند تا سخنران موضوع را عوض کند، همان صدا نقش ایما پیدا میکند. پس شکل نشانه میتواند بسیار متنوع باشد؛ آنچه ثابت میماند، قصدِ انتقال و دریافتِ مقصود است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!