پرش به محتوای اصلی

با ارزش در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: ارزنده
«ارزنده» یعنی دارای ارزش، شایسته و قابل اعتنا.

سرنخ کوتاه «با ارزش» یک صفت می‌خواهد؛ واژه‌ای که بتواند ویژگیِ شخص، اثر، کار یا شیء را بیان کند. «ارزنده» از نظر معنا و نقش دستوری درست بر همین جایگاه می‌نشیند. این پاسخ فقط به قیمت مادی اشاره ندارد: یک کتاب، پیشنهاد، خدمت، پژوهش یا حتی حضور یک انسان نیز می‌تواند ارزنده باشد. همین گستردگیِ معنا باعث شده است این واژه برای صورت کلیِ سرنخ مناسب‌تر از مترادف‌هایی باشد که تنها بر گرانی یا نفاست یک شیء تأکید دارند.

صورت درست پاسخ

املای معیار واژه «ارزنده» است. آغاز آن با «ا» نوشته می‌شود و پس از «ز» حرف «ن» می‌آید. در خواندن نیز پیوستگی بخش پایانیِ «ـَنده» حفظ می‌شود. این کلمه در نوشتار رسمی بدون نیم‌فاصله و به شکل یکپارچه نوشته می‌شود.

ارزنده

نقش واژه

صفت است و درباره چیزی یا کسی داوری مثبت می‌کند.

هستهٔ معنایی

چیزی که ارزش توجه، نگهداری، ستایش یا بهره‌بردن دارد.

خانوادهٔ واژه

ارزیدن، ارزش، ارزشمند و ارزندگی با آن پیوند معنایی دارند.

از «ارزیدن» تا «ارزنده»

برای فهم دقیق پاسخ، می‌توان به فعل «ارزیدن» نگاه کرد. وقتی می‌گوییم کاری «می‌ارزد»، منظور این است که انجام آن در برابر زمان، زحمت، هزینه یا توجهی که صرف می‌شود، فایده و اعتبار کافی دارد. «ارزنده» همین مفهوم را به صورت یک ویژگی بیان می‌کند: اثر ارزنده اثری است که ارزش خواندن یا دیدن دارد؛ اقدام ارزنده کاری است که نتیجه یا اثر مثبتش قابل اعتناست؛ و انسان ارزنده کسی است که منش، دانش یا خدمت او قدر و منزلت دارد.

پس «ارزنده» را نباید صرفاً هم‌معنیِ «گران» دانست. ممکن است یک یادداشت کوتاه هیچ قیمت بازاری نداشته باشد، اما به سبب اطلاعات دقیقش ارزنده باشد. برعکس، کالایی می‌تواند گران باشد ولی از نظر کیفیت یا فایده ارزنده تلقی نشود. در این واژه، داوری دربارهٔ اهمیت و شایستگی برجسته‌تر از اعلام یک قیمت است.

گستره معنایی واژه ارزندهارزنده از مفهوم ارزش به کاربرد در اثر، خدمت و شخصیت می‌رسد و ارزش می‌تواند مادی یا معنوی باشد. ارزنده ارزش معنوی ارزش عملی یا مادی شخصیتاثر فرهنگیخدمت مفیدشیء باارزش

این صفت در چه ترکیب‌هایی طبیعی است؟

هم‌نشینی‌های رایج، مرز معنای واژه را بهتر نشان می‌دهند. «اثر ارزنده» معمولاً درباره کتاب، فیلم، پژوهش یا کار هنری به کار می‌رود و می‌گوید آن اثر از حیث محتوا یا کیفیت اهمیت دارد. «خدمت ارزنده» نتیجهٔ مثبت و ماندگار یک کوشش را برجسته می‌کند. «نکتهٔ ارزنده» اطلاعاتی است که دانستن آن سودمند است، و «فرصت ارزنده» موقعیتی است که بهره‌گرفتن از آن ارزش دارد.

دانش و فرهنگ

«این پژوهش، اطلاعات ارزنده‌ای دربارهٔ تاریخ شهر فراهم می‌کند.» در این جمله، ارزش از جنس آگاهی و اعتبار علمی است.

کار و خدمت

«همکاری ارزندهٔ او مسیر طرح را روشن کرد.» اینجا واژه بر سودمندی و اثر مثبت همکاری دلالت دارد.

هنر و ادبیات

«مجموعه‌ای ارزنده از شعر معاصر منتشر شد.» کیفیت و اهمیت فرهنگیِ مجموعه مورد نظر است، نه فقط بهای آن.

داوری دربارهٔ انسان

«او آموزگاری ارزنده و دلسوز بود.» صفت به شایستگی، منش و تأثیر فرد اشاره می‌کند.

نکتهٔ زبانی: در ترکیب «اطلاعات ارزنده»، واژه به داده‌هایی اشاره می‌کند که مفید و قابل اتکا هستند؛ اما «اطلاعات گران‌بها» حالتی ادبی‌تر دارد. انتخاب «ارزنده» در نثر معمولاً متعادل‌تر و فراگیرتر است.

مترادف‌ها یکسانِ کامل نیستند

سرنخ‌های جدولی گاهی کوتاه‌اند و چند پاسخ نزدیک به ذهن می‌آورند. با این حال، هر مترادف رنگ معنایی خودش را دارد. اگر پاسخ ذخیره‌شده یا حروف به‌دست‌آمده «ارزنده» را نشان می‌دهند، نباید آن را صرفاً به دلیل حضور مترادف‌ها کنار گذاشت. تفاوت‌های زیر روشن می‌کنند چرا پاسخ اصلی برای صورت عمومیِ «با ارزش» انتخاب مناسبی است.

ارزشمندفراگیر

نزدیک‌ترین معادل در زبان امروز است و دربارهٔ اشخاص، اندیشه‌ها، اشیا و آثار به کار می‌رود. از نظر ساخت و تعداد حروف با «ارزنده» متفاوت است.

گران‌بهابهای زیاد

بیشتر قیمت یا کمیابی را تداعی می‌کند؛ مانند فلز، جواهر یا شیئی که بهای بالایی دارد. در کاربرد استعاری نیز ممکن است زمان یا تجربه را گران‌بها بنامیم.

نفیسظرافت و کیفیت

برای نسخهٔ خطی، فرش، اثر هنری و کالای ظریف و ممتاز طبیعی‌تر است. هر چیز ارزنده‌ای لزوماً نفیس نیست؛ برای نمونه، یک پیشنهاد ساده می‌تواند ارزنده باشد.

ثمینادبی

واژه‌ای عربی و رسمی‌تر با معنای گران‌قدر و گران‌بهاست. در متن‌های ادبی یا سرنخی که پاسخ کوتاه‌تری می‌طلبد احتمال حضور آن بیشتر می‌شود.

گران‌سنگادبی و ستایشی

اغلب برای میراث، شخصیت، اثر یا دستاورد مهم می‌آید و لحن آن از «ارزنده» باشکوه‌تر است. این واژه را با «سنگ گران» به معنای صرفاً معدنی محدود نمی‌کنند.

ارجمندحرمت و احترام

بیش از قیمت، شأن و احترام را برجسته می‌سازد؛ چنان‌که در خطاب به فرد یا توصیف مقام او به کار می‌رود. بنابراین در همهٔ جمله‌ها جانشین بی‌تفاوتِ «ارزنده» نیست.

فرق «ارزنده» با «ارزان»

شباهت ظاهریِ آغاز دو واژه ممکن است موجب لغزش شود، ولی معنای آن‌ها جداست. «ارزان» دربارهٔ پایین‌بودن قیمت است؛ «ارزنده» دربارهٔ داشتن ارزش و شایستگی. یک کالا حتی می‌تواند هم ارزان باشد و هم ارزنده: قیمت کمی داشته باشد، اما کیفیت و فایدهٔ آن بیش از مبلغ پرداختی باشد.

  • کتاب ارزان: قیمت خرید آن پایین است.
  • کتاب ارزنده: محتوا یا جایگاه فرهنگی آن ارزش توجه دارد.
  • خرید ارزنده: انتخابی است که فایده یا کیفیت مناسبی در برابر هزینه فراهم می‌کند.

«باارزش» در متن و «با ارزش» در سرنخ

در املای پیوستهٔ فارسی، وقتی «با» نقش پیشوند صفت‌ساز دارد، صورت «باارزش» یکپارچه نوشته می‌شود؛ مانند «سندی باارزش». با این حال، عنوان یا سرنخ جدول ممکن است آن را به شکل «با ارزش» نمایش دهد. این تفاوت ظاهری، پاسخ را تغییر نمی‌دهد. سرنخ مفهوم «دارای ارزش» را می‌رساند و «ارزنده» همان مفهوم را در قالب یک واژهٔ مستقل ارائه می‌کند.

«ارزنده» نیز با «ارزش‌دار» تفاوت سبکی دارد. «ارزش‌دار» در برخی بافت‌ها قابل فهم است، اما در فارسی معیار، «ارزنده» و «ارزشمند» روان‌تر و جاافتاده‌ترند. افزون بر این، «ارزنده» معمولاً ستایش سنجیده‌ای را منتقل می‌کند: وقتی کاری را ارزنده می‌نامیم، اعلام می‌کنیم حاصل آن فراتر از یک حضور معمولی بوده و سزاوار توجه است.

چرا پاسخ نهایی دقیق است؟

از یک سو، تعریف فرهنگ‌نامه‌ایِ «ارزنده» به «دارای ارزش» بازمی‌گردد؛ از سوی دیگر، نقش دستوری آن صفت است و با ساخت سرنخ هماهنگی دارد. واژه هم برای ارزش مادی قابل استفاده است و هم برای ارزش علمی، اخلاقی، فرهنگی و کاربردی. بنابراین برخلاف «نفیس» یا «گران‌بها» به گروه محدودی از اشیا وابسته نیست و برخلاف «ارجمند» نیز الزاماً خطاب احترام‌آمیز به شخص نیست.

اگر این پاسخ در جمله قرار گیرد، طبیعی‌بودن آن آشکار می‌شود: «یک اثر با ارزش» برابر است با «یک اثر ارزنده»؛ «خدمتی با ارزش» را می‌توان «خدمتی ارزنده» خواند؛ و «اطلاعات با ارزش» همان «اطلاعات ارزنده» است. این جانشینی روان، پیوند مستقیم سرنخ و جواب را نشان می‌دهد.

در نتیجه، برای سرنخ حاضر پاسخ اصلی و معیار «ارزنده» است. مترادف‌هایی چون ارزشمند، نفیس، ثمین، گران‌بها، گران‌سنگ و ارجمند تنها هنگامی مطرح می‌شوند که حروف موجود یا بافت سرنخ معنای خاص‌تری مانند قیمت زیاد، ظرافت هنری یا حرمت شخص را طلب کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.