پرش به محتوای اصلی

رمه در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: گله
«گله» معادل رایج و سه‌حرفیِ رمه است.

در این سرنخ، واژه‌ای نسبتاً ادبی داده شده و معادل روزمره‌تر آن خواسته می‌شود. «رمه» به گروهی از دام‌ها گفته می‌شود که در کنار هم نگهداری، هدایت یا به چرا برده می‌شوند؛ بنابراین «گله» هم از نظر معنا و هم از نظر تعداد حروف، پاسخ بی‌واسطه و مناسب است.

تعداد حروف پاسخ۳ حرف: گ ـ ل ـ ه
نقش واژهاسمِ جمع
حوزهٔ کاربرددامداری، گفتار و ادبیات

چرا «گله» دقیق‌ترین جواب است؟

رمه یک جانور منفرد نیست، بلکه مجموعه‌ای از جانوران اهلی را نشان می‌دهد. «گله» نیز همین ویژگی را دارد: صورت واژه مفرد است، اما در معنا بر چند حیوان دلالت می‌کند. وقتی می‌گوییم «گله از دامنه گذشت»، منظور یک واحد زبانی است که اعضای متعدد دارد. همین برابری معنایی سبب شده است طراحان جدول، رمه و گله را بارها روبه‌روی یکدیگر قرار دهند.

دام‌های درون رمه معمولاً گوسفند و بز هستند، هرچند «گله» در کاربرد عمومی دامنهٔ بازتری دارد و برای گاو و برخی چهارپایان دیگر هم به کار می‌رود. پس اگر صورت سرنخ فقط «رمه» باشد و هیچ قید دیگری نداشته باشد، پاسخ عمومی و آشنای «گله» بر معادل‌های کهن یا تخصصی برتری دارد.

نشانهٔ مهم در خانه‌های جدول: اگر سه خانه در اختیار دارید، «گله» بدون فاصله و با ترتیب «گ، ل، ه» نوشته می‌شود. این واژه را نباید با «گِله» به معنی شکایت اشتباه گرفت؛ املای هر دو یکسان است، اما تلفظ و معنی‌شان فرق دارد.

رمه و گله در یک تصویر معنایی

رابطهٔ این دو واژه را می‌توان از یک مفهوم مرکزی دید: چند دام، حرکت هماهنگ و مراقبت یک رمه‌بان یا چوپان. نمودار زیر نشان می‌دهد چرا دو نام متفاوت به یک مجموعه اشاره می‌کنند و کدام تداعی در هر واژه برجسته‌تر است.

نقشه معنایی رمه و گلهرمه و گله هر دو به گروه دام‌ها اشاره دارند؛ رمه رنگ ادبی‌تر و گله کاربرد عمومی‌تر دارد. رمهادبی‌تر و روستایی‌تر گلهرایج‌تر در گفتار امروز گروه دام‌هاحرکت و نگهداری جمعی گوسفند و بزچوپان یا رمه‌بانچرا و کوچ

دو واژهٔ هم‌معنا، با رنگ‌وبوی متفاوت

رمه

در نثر توصیفی و شعر، «رمه» معمولاً تصویری از چراگاه، دشت، کوچ و زندگی شبانی می‌سازد. این واژه بیش از همه با گوسفندان و بزها تداعی می‌شود و لحنی قدیمی‌تر یا ادبی‌تر دارد.

گله

در فارسی امروز، «گله» واژهٔ عمومی‌تر و زنده‌تر است. می‌توان از گلهٔ گوسفندان، گلهٔ بزها یا گلهٔ گاوها سخن گفت. برای همین، در یک جدول عمومی انتخاب طبیعی‌تری است.

تفاوت یادشده مانع مترادف بودن آن‌ها نیست؛ فقط بافت جمله را کمی عوض می‌کند. «صدای زنگ رمه در کوه پیچید» حال‌وهوایی روایی و شاعرانه دارد، در حالی که «گله را به آغل برگرداندند» جمله‌ای عادی و مستقیم است. سرنخ جدول از همین هم‌پوشانی استفاده می‌کند، نه از تفاوت جزئی سبک آن‌ها.

املاء، تلفظ و دامِ معنایی «گله»

«رمه» معمولاً «رَمَه» تلفظ می‌شود. جواب آن، یعنی «گله» در معنای گروه دام، با کسرهٔ آغازین خوانده می‌شود: «گِلّه». در نوشتار بی‌اعراب فارسی، همین شکل «گله» یک معنی پرکاربرد دیگر نیز دارد: شکایت، گلایه یا بیان ناخشنودی. آن معنی غالباً «گِله» تلفظ می‌شود. جمله تعیین می‌کند کدام معنا مقصود است.

معنای دام: چوپان گله را پیش از تاریکی به آبشخور رساند.

معنای شکایت: از دوست قدیمی‌اش گله‌ای نداشت.

در خودِ سرنخ «رمه»، هیچ ابهامی باقی نمی‌ماند؛ چون پیوند معنایی آن فقط با گلهٔ دام‌هاست. در جدول نیز حرکت از سرنخ به پاسخ بر پایهٔ معنی انجام می‌شود و تفاوت تلفظی که در خط فارسی نمایش داده نمی‌شود، مشکلی ایجاد نمی‌کند.

خانوادهٔ واژه‌ها و ترکیب‌های مرتبط

رمه‌بانگله‌بانچوپاندامآغلچراگاهایلخی

«رمه‌بان» و «گله‌بان» هر دو به کسی اشاره می‌کنند که نگهداری و هدایت دام‌ها را بر عهده دارد و «چوپان» رایج‌ترین نام این نقش، به‌ویژه برای گوسفند، است. «آغل» محل نگهداری دام و «چراگاه» محل چراست. «ایلخی» از نظر معنایی نزدیک است، اما معمولاً به گروه اسب‌ها و مادیان‌هایی گفته می‌شود که با هم نگهداری می‌شوند؛ پس جواب مستقیم این سرنخ نیست.

ترکیب‌هایی مانند «رمهٔ گوسفند» و «گلهٔ بز» نوع حیوان را روشن می‌کنند. بدون چنین وابسته‌ای نیز هر دو کلمه به خودی خود مفهوم جمع را منتقل می‌کنند. به همین علت گفتن «یک گله» درست است: عدد یک، کلِ گروه را می‌شمارد، نه تک‌تک دام‌ها را.

آیا پاسخ‌های دیگری هم ممکن‌اند؟

برای «رمه» در متون لغوی واژه‌های کم‌کاربرد دیگری دیده می‌شود، اما وجود مترادف به این معنا نیست که همهٔ آن‌ها برای این خانه‌های جدول ارزش یکسان دارند. صورت سرنخ، طول پاسخ و رواج واژه باید هم‌زمان در نظر گرفته شود.

ثُلّه
واژه‌ای عربی و ادبی برای گروه یا جماعت است و در برخی کاربردهای قدیمی به رمه، به‌خصوص گروه گوسفندان، نزدیک می‌شود. از «گله» کم‌آشناتر است و چهار حرف دارد؛ بنابراین تنها هنگامی مطرح می‌شود که تقاطع‌ها و شمار خانه‌ها صریحاً آن را تأیید کنند.
قطیع
در واژگان عربی می‌تواند گروهی از چهارپایان یا رمه را برساند. در فارسی روزمره پاسخ طبیعی این سرنخ نیست و چهارحرفی بودنش نیز آن را از جواب ذخیره‌شدهٔ سه‌حرفی جدا می‌کند.
ایلخی
برای مجموعهٔ اسب و مادیان کاربرد مشخص‌تری دارد. اگر سرنخ «رمهٔ اسب» یا عبارتی نزدیک به آن باشد، ایلخی می‌تواند گزینه‌ای جدی شود؛ اما برای «رمه» به تنهایی، «گله» فراگیرتر و دقیق‌تر است.

واژه‌های بسیار کهن و نادر ممکن است در فرهنگ‌های بزرگ معنایی نزدیک ثبت کرده باشند، ولی بدون قرینه نباید آن‌ها را جای پاسخ روشن نشاند. در این عنوان، جواب ذخیره‌شده با فرهنگ‌های فارسی و کاربرد امروز هماهنگ است و هیچ تعارضی میان پژوهش و پاسخ اصلی وجود ندارد.

کاربرد «رمه» در زبان تصویری

رمه فقط نام یک مجموعهٔ دام نیست؛ در ادبیات، حضور آن صحنه‌ای کامل می‌سازد: حرکت پیوستهٔ حیوانات، صدای زنگ، گرد راه، سگ گله و رمه‌بانی که مسیر را کنترل می‌کند. به همین دلیل نویسنده ممکن است «رمه» را به جای «گله» برگزیند تا فضای روستایی، کوهستانی یا کوچ‌نشینی را برجسته کند. پاسخ جدول این بار تصویری را کنار می‌گذارد و هستهٔ معنایی واژه را در کوتاه‌ترین صورت می‌گیرد.

کاربرد استعاری «رمه» برای گروه انسان‌ها نیز در نوشته‌های قدیمی یا انتقادی دیده می‌شود، معمولاً در کنار تصویر «شبان». این کاربرد امروز ممکن است تحقیرآمیز به نظر برسد، زیرا استقلال افراد را نادیده می‌گیرد. چنین معنای استعاری فرعی است و در سرنخ حاضر دخالتی ندارد، اما نشان می‌دهد چگونه مفهوم گرد آمدن و هدایت جمعی از دامداری وارد زبان اجتماعی شده است.

جمع‌بندی واژگانی: «رمه» صورت ادبی‌ترِ مفهوم و «گله» معادل رایج آن است. پاسخ سه حرف دارد، با «گ» آغاز و با «ه» پایان می‌یابد. گزینه‌هایی مانند «ثله»، «قطیع» و «ایلخی» فقط با قرینهٔ روشن، طول متفاوت یا اشاره به نوع خاص دام قابل بررسی‌اند؛ برای صورت سادهٔ این سرنخ، پاسخ قطعی همان گله است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.