پرش به محتوای اصلی

بلیغ در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: رسا، شیوا
هر دو واژه به سخنی روشن، خوش‌بیان و اثرگذار اشاره دارند.

«بلیغ» وصفِ سخن یا سخن‌گویی است که مقصود را کامل و روشن به مخاطب می‌رساند و در عین حال، بیانش متناسب و خوش‌ساخت است. به همین دلیل، پاسخ ذخیره‌شدهٔ «رسا، شیوا» دقیقاً دو سوی اصلی این معنا را پوشش می‌دهد: «رسا» بر رسیدن پیام و «شیوا» بر زیبایی و روانی بیان تأکید می‌کند.

چرا دو جواب «رسا» و «شیوا» درست‌اند؟

رسا؛ پیام به مقصد می‌رسد

وقتی سخن را «رسا» می‌نامیم، منظور این است که ناقص، گنگ یا نارسا نیست. شنونده منظور گوینده را به‌روشنی درمی‌یابد. در ترکیب‌هایی مانند «صدای رسا»، واژه حتی می‌تواند بلندی و وضوح صدا را نیز برساند؛ اما در برابر «بلیغ»، معنای اصلی همان بیان روشن و کامل است.

شیوا؛ بیان روان و خوش‌آهنگ است

«شیوا» علاوه بر وضوح، کیفیت دلنشین سخن را برجسته می‌کند. نثر شیوا یا سخن شیوا بی‌گره، روان و خوش‌خوان است. از این رو، اگر سرنخ بر زیبایی بیان تکیه داشته باشد، «شیوا» از میان مترادف‌ها انتخاب طبیعی‌تری است.

طراح جدول ممکن است هر یک از این دو واژه را با توجه به تعداد خانه‌ها بخواهد. هر دو سه حرف دارند و همین برابریِ طول، اهمیت حروف تقاطعی را بیشتر می‌کند. اگر حرف میانی «س» باشد، «رسا» می‌نشیند؛ اگر الگوی حروف به «ی» و «و» راه بدهد، «شیوا» پاسخ مناسب است.

رساشیوا۳ حرف۴ حرف

در شمارش خانه‌های جدول، «رسا» سه حرف و «شیوا» چهار حرف دارد؛ «ی» و «و» در شیوا هر کدام یک حرف مستقل‌اند. جداکنندهٔ میان دو پاسخ در عبارت «رسا، شیوا» فقط نشان می‌دهد که دو معادل پذیرفتنی وجود دارد و جزو جواب نیست.

نقشه معنایی واژه بلیغبلیغ در مرکز قرار دارد و به رسایی پیام، شیوایی بیان و اثرگذاری بر مخاطب پیوند می‌خورد. بلیغ رسامقصود کامل منتقل می‌شود شیوابیان روان و دلنشین است اثرگذارسخن با موقعیت و مخاطب سازگار است

«بلیغ» دقیقاً چه چیزی را وصف می‌کند؟

این واژه هم برای خودِ کلام و هم برای شخص به کار می‌رود. «سخن بلیغ» سخنی است که معنی را سنجیده و مؤثر منتقل می‌کند؛ «سخنران بلیغ» کسی است که چنین بیانی دارد. در کاربردهای ادبی، تنها پیچیده یا پرآرایه بودنِ جمله نشانهٔ بلاغت نیست. چه‌بسا جمله‌ای بسیار ساده، چون درست در جای مناسب گفته شده و بی‌کم‌وکاست بر مخاطب اثر گذاشته است، بلیغ‌تر از عبارتی آکنده از واژه‌های دشوار باشد.

نمونهٔ معنایی: در جملهٔ «او با عبارتی کوتاه اما بلیغ، اهمیت همدلی را توضیح داد»، واژهٔ بلیغ می‌گوید آن عبارت هم روشن بوده، هم متناسب، و هم اثر لازم را گذاشته است.

ریشهٔ معنایی این خانواده با «رسیدن» پیوند دارد: سخن بلیغ چنان سامان یافته که پیامش به مخاطب برسد. واژه‌های «بلاغت»، «ابلاغ» و «مبلّغ» نیز از همین خانواده‌اند، ولی نقش و معنای یکسان ندارند. بلاغت نامِ ویژگی یا هنرِ بیان است؛ ابلاغ به رساندن پیام گفته می‌شود؛ و مبلّغ کسی است که پیام یا اندیشه‌ای را تبلیغ و ترویج می‌کند.

مرز میان فصیح، گویا و بلیغ

فصیح

بر پاکیزگی، روشنی و روانی زبان دلالت دارد. واژه‌ها نامأنوس یا ساختار جمله آشفته نیست. «فصیح» از نزدیک‌ترین جواب‌های جایگزین است، ولی در کاربرد دقیق ادبی، هر سخن فصیح لزوماً به اندازهٔ سخن بلیغ متناسب و اثرگذار نیست.

گویا

چیزی است که معنی را آشکار نشان می‌دهد؛ مانند «تصویری گویا» یا «نشانه‌ای گویا». این واژه الزاماً به سخن زیبا محدود نیست، بنابراین در بعضی جدول‌ها معادل خوبی است اما دامنهٔ کاربردش از «بلیغ» گسترده‌تر است.

نافذ

بیشتر بر نفوذ و اثرگذاری تکیه دارد؛ «کلام نافذ» در ذهن یا دل مخاطب اثر می‌گذارد. با بخشی از معنای بلیغ هم‌پوشانی دارد، اما به‌تنهایی روانی و روشنی بیان را تضمین نمی‌کند.

«شیرین‌سخن» و «خوش‌بیان» نیز دربارهٔ گوینده‌ای با بیان دلنشین به کار می‌روند. این گزینه‌ها طولانی‌ترند و معمولاً وقتی سرنخ «سخنور بلیغ» یا «آن‌که نیکو سخن می‌گوید» باشد مناسب‌تر می‌شوند. «سخنور» به خودِ شخص اشاره دارد، نه صفتِ کیفیت کلام؛ پس برای سرنخ تک‌واژه‌ای «بلیغ»، اولویت همچنان با «رسا» و «شیوا» است.

نکتهٔ املایی: «بلیغ» با حرف «غ» نوشته می‌شود و نباید آن را با «بالغ» اشتباه گرفت. «بالغ» یعنی رسیده به سن رشد یا کامل‌شده، ولی «بلیغ» یعنی دارای رسایی و شیوایی. تفاوت یک حرف، معنی را کاملاً عوض می‌کند.

کاربردهای زندهٔ این واژه

  • کلام بلیغ: سخنی روشن، سنجیده و مؤثر؛ رایج‌ترین همراه این صفت.
  • خطابهٔ بلیغ: سخنرانی‌ای که متناسب با مجلس، خوش‌ساخت و اثرگذار است.
  • بیان بلیغ: شیوه‌ای از بیان که مقصود را بدون ابهام و با نیروی اقناع منتقل می‌کند.
  • وعظ بلیغ: اندرزی که فقط درست نیست، بلکه بر شنونده اثر می‌گذارد.
  • کوشش یا سعی بلیغ: کاربردی متفاوت که در آن «بلیغ» به معنی فراوان، جدی و تا حد امکان کامل است.

کاربرد آخر نشان می‌دهد که همیشه نمی‌توان «بلیغ» را مکانیکی با «شیوا» جایگزین کرد. عبارت «سعی بلیغ» را باید «کوشش فراوان و جدی» فهمید، نه «کوشش شیوا». در جدول، معنای مورد نظر از صورت سرنخ و حروف موجود مشخص می‌شود؛ با این حال، وقتی سرنخ فقط خود واژهٔ «بلیغ» است، معنای مربوط به کیفیت سخن معمول‌تر و پاسخ «رسا، شیوا» مطمئن‌تر است.

بلاغت؛ بیشتر از واژه‌های پرزرق‌وبرق

در نگاه ادبی، بلاغت یعنی سخن با موقعیت، هدف و مخاطب هماهنگ باشد. خبر کوتاه، نامهٔ رسمی، شعر و خطابه هر کدام زبان مناسب خود را می‌طلبند. جمله‌ای ممکن است از نظر دستور و واژگان کاملاً درست و فصیح باشد، اما اگر برای مخاطب یا لحظهٔ بیان نامناسب باشد، بلیغ به شمار نیاید. برعکس، جمله‌ای کوتاه با واژگان روزمره می‌تواند چون دقیقاً نیاز همان لحظه را پاسخ می‌دهد، نمونه‌ای از بیان بلیغ باشد.

این نکته نسبت میان دو جواب اصلی را هم روشن می‌کند. «رسا» بودن شرط مهم انتقال معناست و «شیوا» بودن کیفیت روان و خوشایند آن انتقال را نشان می‌دهد. «بلیغ» در کاربرد کامل خود این دو را کنار تناسب و اثرگذاری جمع می‌کند. بنابراین درج هر دو پاسخ، نه تکرار بیهوده، بلکه نمایش دو زاویهٔ مکمل یک مفهوم است.

انتخاب نهایی با توجه به خانه‌ها

اگر جواب سه‌خانه‌ای خواسته شده باشد، «رسا» پاسخ مستقیم است. برای چهار خانه، «شیوا» قرار می‌گیرد. اگر تعداد خانه‌ها بیشتر باشد یا حروف تقاطعی با این دو سازگار نباشند، «فصیح»، «گویا»، «نافذ»، «خوش‌بیان» و «شیرین‌سخن» را می‌توان فقط با توجه به صورت دقیق سرنخ بررسی کرد. «فصیح» پنج حرف دارد و از نظر ادبی نزدیک است؛ «گویا» چهار حرف دارد اما بر آشکارکنندگی تأکید می‌کند؛ «نافذ» چهار حرف دارد و سویهٔ اثرگذاری را برجسته می‌سازد.

در نتیجه، برای صورت فعلی سرنخ، جواب اصلی همان «رسا، شیوا» است. رسا بودن، کامل و روشن رسیدنِ مقصود را می‌رساند و شیوا بودن، روانی و زیبایی بیان را؛ ترکیب این دو، هستهٔ معنایی «بلیغ» را دقیق‌تر از گزینه‌های دورتر بازتاب می‌دهد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.