پرش به محتوای اصلی

بازرسی در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: تفتیش
«تفتیش» پنج‌حرفی و مترادف مستقیمِ بازرسی و جست‌وجوی دقیق است.

برای سرنخ کوتاه «بازرسی»، واژهٔ تفتیش از دقیق‌ترین جواب‌های رایج در جدول فارسی است. این واژه نه فقط به نگاه‌کردن، بلکه به جست‌وجو و وارسیِ هدفمند اشاره دارد؛ یعنی کسی یا چیزی بررسی می‌شود تا وضع، محتوا یا واقعیتی دربارهٔ آن روشن شود. همین نزدیکی معنایی سبب می‌شود «تفتیش» بی‌واسطه در برابر «بازرسی» بنشیند.

صورت درست واژه: تفتیش — به ترتیب از «ت»، «ف»، «ت»، «ی» و «ش» ساخته می‌شود. این کلمه در خط فارسی پیوسته نوشته می‌شود و فاصله یا نیم‌فاصله ندارد. در شمارش خانه‌های جدول نیز یک پاسخ پنج‌حرفی است: ت / ف / ت / ی / ش؛ «ی» یک حرف محسوب می‌شود و شکل نهایی واژه همان «تفتیش» است.

«تفتیش» دقیقاً چه معنایی دارد؟

تفتیش یعنی جستن، کاویدن و بررسی‌کردن برای دستیابی به اطلاعات یا یافتن چیزی. فرهنگ‌های فارسی، در توضیح این واژه از معناهایی مانند «جست‌وجو کردن»، «کاوش کردن» و «بازرسی» یاد می‌کنند. بنابراین رابطهٔ سرنخ و جواب، رابطه‌ای روشن و واژه‌نامه‌ای است: سرنخ اسمِ عمل را می‌دهد و پاسخ نیز نام همان عمل است.

با این حال، «تفتیش» در کاربرد امروز معمولاً از یک بررسی سطحی قوی‌تر است. وقتی می‌گوییم محلی تفتیش شد، انتظار داریم اجزا، وسایل یا بخش‌های پنهان آن با دقت جست‌وجو شده باشند. به همین دلیل این واژه در بافت‌های انتظامی، حقوقی و امنیتی فراوان دیده می‌شود؛ مانند «تفتیش بدنی»، «تفتیش منزل» یا «حکم تفتیش». در همهٔ این ترکیب‌ها، عنصر جست‌وجوی دقیق حضور دارد.

جست‌وجوی دقیقکاوشبازرسیرسیدگی هدفمندپنج حرف

چرا این پاسخ از گزینه‌های دیگر مناسب‌تر است؟

سرنخ‌های جدولی اغلب بسیار فشرده‌اند و فقط یک هم‌معنی می‌خواهند. «تفتیش» هم از نظر نقش دستوری با «بازرسی» هماهنگ است و هم معنای اصلی آن را بی‌نیاز از توضیح اضافی منتقل می‌کند. «بازرس» نامِ انجام‌دهندهٔ کار است و «مفتش» نیز به شخصِ تفتیش‌کننده گفته می‌شود؛ اما خودِ عمل با «تفتیش» بیان می‌شود. پس اگر سرنخ «بازرس» بود، «مفتش» می‌توانست پاسخ باشد، ولی برای «بازرسی» صورت اسمیِ «تفتیش» انتخاب دقیق‌تری است.

این تمایز کوچک در جدول اهمیت دارد. «تفتیش» و «مفتش» هر دو از یک خانوادهٔ معنایی‌اند، اما جای یکدیگر نمی‌نشینند: اولی کار یا فرایند است و دومی شخص. همچنین «تفتیش کردن» شکل فعلیِ مرکب است، در حالی که خانه‌های جدول برای این سرنخ فقط اسمِ مصدر را می‌خواهند.

رابطه معنایی تفتیش با واژه‌های نزدیکتفتیش در مرکز قرار دارد و از سه جنبه جست‌وجو، دقت و کشف با بازرسی مرتبط می‌شود؛ وارسی، نظارت و ممیزی هر کدام کاربرد محدودتری دارند.تفتیشبازرسی همراه با جست‌وجوجست‌وجویافتن امر یا شیءدقتفراتر از نگاه گذراکاوشبررسی درون و جزئیاتکشفروشن‌شدن نتیجه

مرز معنایی با جواب‌های نزدیک

وجود مترادف‌های متعدد به معنای برابر بودن کامل آن‌ها نیست. تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی ممکن است طراح را به واژه‌ای دیگر برساند، اما هر گزینه رنگ معنایی مخصوص خود را دارد:

وارسیواژه‌ای پنج‌حرفی برای بررسی و رسیدگی است. در زبان عمومی و فنی، مانند وارسی دستگاه یا وارسی نهایی، طبیعی‌تر از «تفتیش» به نظر می‌رسد. اگر الگو پنج خانه داشته باشد، این گزینه ارزش بررسی دارد.
تفحصچهار حرف دارد و بیشتر بر جست‌وجو، تحقیق و پیگیری برای آگاهی یافتن تأکید می‌کند. «تفحص در اسناد» یا «هیئت تحقیق و تفحص» بافت شناخته‌شدهٔ آن است.
ممیزیپنج‌حرفی و تخصصی‌تر است. معمولاً برای ارزیابی حساب‌ها، فرایندها، سامانه‌های کیفیت یا انطباق با معیارها به کار می‌رود؛ بنابراین مترادف همیشگیِ هر نوع بازرسی نیست.
نظارتپنج حرف دارد و بر زیر نظر داشتن و مراقبت مستمر دلالت می‌کند. ممکن است نظارت بدون جست‌وجوی فیزیکی انجام شود، در حالی که تفتیش معمولاً عملِ بررسی مستقیم را تداعی می‌کند.
بازبینیهفت حرف است و اغلب به دوباره دیدن یا مرورکردن اشاره دارد؛ مانند بازبینی متن یا فیلم. جزء «باز» در این واژه معنای تکرار را برجسته می‌کند.
سرکشیپنج حرف دارد، اما بیشتر به رفتن و دیدنِ وضع یک محل یا افراد گفته می‌شود. سرکشی می‌تواند برای کنترل انجام شود، ولی لزوماً شامل جست‌وجوی دقیق نیست.
نکتهٔ تعیین‌کننده: اگر الگوی جدول پنج خانه دارد و حروف تقاطعی با «ت‌ف‌ت‌ی‌ش» سازگارند، «تفتیش» بر گزینه‌های بالا مقدم است. پاسخ ذخیره‌شدهٔ همین سرنخ نیز همین صورت را تأیید می‌کند. «کنترل» با وجود پنج‌حرفی بودن، دامنه‌ای بسیار وسیع‌تر دارد و می‌تواند به مهار، هدایت یا سنجش هم اشاره کند.

کاربرد واژه در جمله و ترکیب

معنای یک جواب هنگامی روشن‌تر می‌شود که آن را در بافت طبیعی ببینیم. در جملهٔ «مأموران با مجوز، محل را تفتیش کردند»، تفتیش به عملِ جست‌وجوی منظم اشاره دارد. در «وسایل ورودی پیش از عبور تفتیش شد»، هدف یافتن مورد ممنوع یا بررسی محتویات است. عبارت «تفتیش بدنی» نیز جست‌وجوی لباس و همراهِ فرد را می‌رساند.

نمونهٔ جایگزینی مستقیم: «بازرسیِ دقیقِ اتاق انجام شد» را می‌توان در بافت مناسب به صورت «تفتیشِ دقیقِ اتاق انجام شد» نوشت؛ هستهٔ معنایی جمله حفظ می‌شود، هرچند صورت دوم حال‌وهوای حقوقی یا انتظامی بیشتری دارد.

ترکیب مشهور «تفتیش عقاید» معنایی متفاوت از بازرسی اشیا دارد. در اینجا موضوعِ جست‌وجو باورها و دیدگاه‌های اشخاص است و واژه معمولاً بار منفی پیدا می‌کند، زیرا به پرس‌وجوی مداخله‌گرانه دربارهٔ عقاید اشاره دارد. این ترکیب نشان می‌دهد «تفتیش» می‌تواند هم دربارهٔ مکان و اشیا و هم دربارهٔ اطلاعات و باورها به کار رود.

تفاوت بار زبانی «بازرسی» و «تفتیش»

«بازرسی» در بسیاری از موقعیت‌های اداری واژه‌ای خنثی است: بازرسی کیفیت، بازرسی ساختمان، بازرسی ایمنی و گزارش بازرسی. این موارد ممکن است صرفاً شامل مشاهده، اندازه‌گیری و تطبیق با ضابطه باشند. «تفتیش» معمولاً حسِ کاویدن و یافتن را پررنگ‌تر می‌کند. از همین رو، برای بررسی فنی یک دستگاه بیشتر «بازرسی» یا «وارسی» می‌شنویم، اما برای جست‌وجوی محتویات کیف، خودرو یا محل، «تفتیش» دقیق‌تر است.

در متن روزمره نیز انتخاب میان این دو به لحن بستگی دارد. «بازرسی وسایل» رسمی و نسبتاً خنثی است؛ «تفتیش وسایل» نشان می‌دهد محتویات با دقت جست‌وجو شده‌اند. این تفاوت مانع مترادف بودن آن‌ها در جدول نیست، زیرا سرنخ جدولی معمولاً معنای پایه را هدف می‌گیرد، نه همهٔ ظرافت‌های کاربردی را.

املاء، تلفظ و خانوادهٔ واژه

تلفظ معیار آن «تَفتیش» است. نوشتن شکل‌هایی مانند «تفتیشّ» یا جداکردن اجزای کلمه درست نیست. حرف پایانی «ش» بخشی از ریشهٔ واژه است و نباید با پسوند پنداشته شود. «تفتیش» واژه‌ای عربی‌تبار است که در فارسی جا افتاده و مانند بسیاری از اسم‌مصدرهای وام‌گرفته، با فعل کمکی «کردن» ترکیب می‌شود: تفتیش کردن.

  • تفتیش: خودِ عملِ بازرسی و جست‌وجو.
  • مفتش: شخصی که تفتیش می‌کند؛ یعنی بازرس.
  • تفتیش کردن: ساخت فعلی برای انجام دادن این عمل.
  • تفتیش‌شده: صفت برای شخص، مکان یا چیزی که مورد جست‌وجو قرار گرفته است.

شناخت این خانواده جلوی یک اشتباه رایج را می‌گیرد: پاسخ «مفتش» برای سرنخ «بازرسی» مناسب نیست، چون «مفتش» به انسان اشاره می‌کند. اگر طراح نوشته باشد «بازرس» یا «تفتیش‌کننده»، آن‌گاه مفتش پاسخ منطقی است. به همین ترتیب، «تفتیشی» صفت نسبی است و جای اسمِ عمل را نمی‌گیرد.

اگر حروف تقاطعی متفاوت بود چه؟

در یک جدول مشخص، طول پاسخ معیار عملی مهمی است. «تفتیش» پنج حرف دارد و ترتیب حروف آن ثابت است. در میان پاسخ‌های پنج‌خانه‌ای، «وارسی»، «ممیزی» یا «نظارت» با توجه به حروف موجود مطرح می‌شوند؛ «تفحص» چهار خانه و «بازبینی» هفت خانه می‌خواهند. با این همه، صرف برابری تعداد حروف کافی نیست: مثلاً ممیزی برای حساب و استاندارد مناسب است و نظارت مفهوم مراقبت را می‌رساند.

برای سرنخ حاضر نیازی به کنار گذاشتن جواب اصلی نیست. هم تطبیق فرهنگ‌نامه‌ای و هم کاربرد زبان فارسی، «تفتیش» را تأیید می‌کنند. گزینه‌های دیگر زمانی اهمیت پیدا می‌کنند که تعداد خانه‌ها، حرف آغازین یا حروف حاصل از پاسخ‌های عمودی صریحاً الگوی دیگری بسازند.

جمع‌بندی معنایی: «تفتیش» نامِ بازرسیِ همراه با جست‌وجو و کاوش است؛ واژه‌ای پنج‌حرفی که دقیقاً با سرنخ جور درمی‌آید. «وارسی» و «بازبینی» به بررسی عمومی یا دوباره‌دیدن نزدیک‌اند، «ممیزی» تخصصی است و «نظارت» استمرارِ مراقبت را می‌رساند. بنابراین پاسخ مستقیم این عنوان همان تفتیش است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.