پرش به محتوای اصلی

چرخ چاه در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: دولاب
دولاب همان چرخِ مجهز به دلو و ریسمان برای بالا آوردن آب از چاه است.

در این سرنخ، واژه‌ای خواسته شده که نام خودِ دستگاه سنتی آب‌کشی است، نه فقط یکی از اجزای آن. «دولاب» دقیقاً همین مفهوم را می‌رساند: چرخی که دلو یا ظرف‌های آب‌گیر به سازوکار آن متصل‌اند و با گردش چرخ، آب را از پایین به بالا منتقل می‌کنند. این انطباق مستقیم میان تعریف سرنخ و معنای واژه، دلیل برتری پاسخ پنج‌حرفی «دولاب» است.

تعداد حروف۵ حرف: د و ل ا ب
نقش واژهاسمِ ابزار آب‌کشی
معنای مناسب سرنخچرخِ بر سر چاه

دولاب چگونه آب را بالا می‌آورد؟

تصویر سادهٔ یک دولاب از سه بخش اصلی ساخته می‌شود: چرخِ گردان، ریسمان یا اتصال حامل، و دلوهایی که آب را می‌گیرند. با چرخیدن محور، دلوِ خالی به سوی آب پایین می‌رود؛ پس از پر شدن، حرکت دورانی آن را بالا می‌آورد و آب در محل مورد نظر تخلیه می‌شود. در نمونه‌های کوچک، انسان می‌توانست چرخ را بگرداند و در دستگاه‌های بزرگ‌تر از نیروی حیوانی نیز کمک می‌گرفتند.

۱. فرود دلوظرف خالی با گردش چرخ به عمق چاه می‌رسد.
۲. آب‌گیریدلو در آب فرو می‌رود و وزن آن پس از پر شدن افزایش می‌یابد.
۳. صعودادامهٔ گردش، دلو پُر را به دهانهٔ چاه نزدیک می‌کند.
۴. تخلیهآب برای مصرف یا هدایت به مسیر آبیاری بیرون ریخته می‌شود.

چرا «دولاب» از «قرقره» دقیق‌تر است؟

قرقره یک چرخ شیاردار است که طناب از روی آن می‌گذرد و جهت نیرو را تغییر می‌دهد یا کشیدن بار را آسان‌تر می‌کند. ممکن است بر سر یک چاه ساده قرقره‌ای نصب شود، اما واژهٔ «قرقره» لزوماً به دستگاه آب‌کشی اشاره ندارد؛ همین قطعه در بالابر، جرثقیل و کاربردهای فراوان دیگر هم دیده می‌شود. در مقابل، «دولاب» در معنای مورد نظر مستقیماً چرخ چاه و سامانهٔ بالا کشیدن آب را نام‌گذاری می‌کند.

دولاب

نام دستگاه یا چرخ آب‌کشی؛ پیوند معنایی آن با چاه و دلو در خود تعریف واژه حضور دارد. برای پاسخ پنج‌حرفی سرنخ حاضر، انتخاب اصلی است.

قرقره

یکی از ابزارهای انتقال نیرو با طناب؛ می‌تواند جزئی از تجهیزات چاه باشد، ولی معنای آن عمومی‌تر است و شش حرف دارد.

املای پاسخ و نکتهٔ خواندن آن

صورت معیار پاسخ «دولاب» است و یکپارچه نوشته می‌شود. در تجزیهٔ جدولی نیز چهار خانه می‌گیرد: «د»، «و»، «ل»، «ا»، «ب» در خط فارسی پنج نویسه دیده می‌شود اما هر نویسهٔ مستقل فارسی در یک خانه قرار می‌گیرد؛ بنابراین «دولاب» پنج حرف دارد و در پنج خانه می‌نشیند. این شمارش روشن، هنگام مقایسه با گزینه‌هایی مانند «دلو» یا «چرخاب» اهمیت دارد.

نکتهٔ مهم: شکل درست واژه «دولاب» با «و» پس از دال است. «دُلاب» ممکن است فقط بازتابی از تلفظ گفتاری باشد، اما در نوشتار معیار حرف واو حذف نمی‌شود.

دلو چه نسبتی با دولاب دارد؟

«دلو» ظرفی است که آب را در خود نگه می‌دارد؛ «دولاب» سازوکاری است که آن ظرف یا مجموعه‌ای از ظرف‌ها را به حرکت درمی‌آورد. پس اگر سرنخ «ظرف آب‌کشی از چاه» باشد، پاسخ می‌تواند «دلو» باشد، ولی وقتی خودِ چرخ چاه خواسته شده، «دولاب» پاسخ کامل‌تر است. این تفاوت کوچک معنایی جلوی جابه‌جا کردن نام جزء و کل را می‌گیرد.

دلو: ظرفریسمان: رابط حرکتچرخ: عامل گردشدولاب: مجموعهٔ آب‌کش

چرخاب و ناعوره؛ نزدیک‌اند اما همیشه هم‌معنا نیستند

«چرخاب» نامی گسترده‌تر برای چرخ یا دستگاهی است که با آب ارتباط دارد؛ بسته به متن، ممکن است آب را بالا بکشد یا از جریان آب نیرو بگیرد. «ناعوره» یا «ناعور» نیز در نوشته‌های تاریخی برای گونه‌هایی از چرخ آب‌کشی به کار رفته است. این واژه‌ها از نظر حوزهٔ معنایی به دولاب نزدیک‌اند، اما طول پاسخ و شیوهٔ بیان سرنخ تعیین می‌کند کدام‌یک مناسب است.

چرخاب

واژه‌ای شش‌حرفی با دامنه‌ای وسیع‌تر؛ ممکن است به چرخ آبی یا وسیلهٔ آب‌کشی گفته شود. در سرنخی که صریحاً پاسخ کوتاه و سنتیِ چرخ چاه را می‌خواهد، معمولاً پس از دولاب قرار می‌گیرد.

ناعوره

نامی تاریخی برای چرخ آب‌بر، به‌ویژه دستگاهی با ظرف‌های پی‌درپی. اگر حروف متقاطع یا تعداد خانه‌ها با «دولاب» سازگار نباشد و فضای واژگان کهن باشد، می‌توان آن را سنجید.

«چرخ دلو» و «چرخ دولاب» نیز ترکیب‌های توضیحی‌اند، نه پاسخ کوتاه‌تر و طبیعی‌تر این سرنخ. همچنین «ساقیه» در برخی متون به ابزار یا سامانهٔ آب‌رسانی با نیروی انسان یا حیوان اشاره می‌کند، ولی در فارسی امروز به اندازهٔ دولاب پاسخ روشن و بی‌ابهامی برای عبارت «چرخ چاه» نیست.

دو معنای متفاوتِ دولاب را اشتباه نگیریم

دولاب در فارسی تنها نام ابزار چاه نیست. این واژه در بعضی کاربردها به گنجه، کمد یا فضای دردارِ ساخته‌شده در دیوار هم گفته شده است. جملهٔ «ظرف‌ها را در دولاب گذاشت» از همین معنای خانگی استفاده می‌کند، در حالی که «دولاب آب را از چاه بالا آورد» به دستگاه گردان اشاره دارد. حضور واژهٔ «چاه» در سرنخ، معنای دوم یعنی وسیلهٔ آب‌کشی را قطعی می‌کند.

نمونهٔ معنایی: وقتی از صدای گردش، دلو، آب، آبیاری یا نیروی حیوانی سخن می‌رود، دولاب یک دستگاه است؛ وقتی از ظرف، لباس، طاقچه و اتاق حرف می‌زنیم، دولاب احتمالاً همان گنجه است.

دولاب در کشاورزی سنتی

پیش از رواج پمپ‌های موتوری، بیرون آوردن پیوستهٔ آب از چاه به نیروی قابل توجهی نیاز داشت. دولاب حرکت دورانی را به رفت‌وآمد منظم ظرف‌های آب تبدیل می‌کرد و اجازه می‌داد آب نه فقط برای نوشیدن، بلکه برای رساندن به جوی و آبیاری زمین نیز فراهم شود. در نمونه‌های بزرگ، حیوانی مانند گاو، اسب یا شتر در مسیری تکراری حرکت می‌کرد و محور دستگاه را می‌گرداند. به همین سبب «دولاب» تصویری از فناوری بومیِ ساده اما کارآمد را در خود نگه داشته است.

تفاوت اندازه و ساخت دستگاه‌ها باعث می‌شد همهٔ دولاب‌ها ظاهر یکسانی نداشته باشند. برخی تنها یک دلو بزرگ داشتند و برخی از چند ظرف پی‌درپی بهره می‌بردند. جنس چرخ، محور و ظرف‌ها نیز به امکانات محلی وابسته بود. وجه مشترک همهٔ این شکل‌ها، گردش منظم برای انتقال آب از تراز پایین به سطح بالاتر است؛ همان ویژگی‌ای که سرنخ جدول بر آن تکیه دارد.

بازتاب گردش دولاب در زبان و ادب

حرکت پیوسته و بازگشت‌پذیر دولاب، آن را برای شاعران به تصویری مناسب از گردش روزگار تبدیل کرده است. بالا رفتن و دوباره پایین آمدن ظرف‌ها می‌توانست دگرگونی بخت، تکرار احوال یا بی‌قراری را تداعی کند. صدای چرخ و آب نیز تصویری آشنا از باغ و کشتزار می‌ساخت. بنابراین در یک بیت کهن، «دولاب» ممکن است هم شیئی واقعی در کنار چاه باشد و هم لایه‌ای تمثیلی از چرخش زمان داشته باشد.

این کاربرد ادبی نباید پاسخ سرنخ را مبهم کند. عبارت کوتاه «چرخ چاه» یک تعریف واژه‌نامه‌ای است و به معنای عینی اشاره دارد. اگر سرنخ از «گردش روزگار» یا «چرخ فلک» سخن می‌گفت، آن‌گاه معنای مجازی اهمیت بیشتری پیدا می‌کرد.

نشانه‌هایی که پاسخ را تأیید می‌کنند

وجود پنج خانه، آغاز شدن پاسخ با «د»، پایان یافتن آن با «ب»، یا برخورد با حرف «ل» در میانه، همگی با «دولاب» سازگارند. با این حال حتی بدون حروف متقاطع نیز تعریف روشن است: «دلو» فقط ظرف است، «قرقره» فقط سازوکار عمومی طناب، و «دولاب» نامی است که مجموعهٔ چرخِ آب‌کش را مستقیماً بیان می‌کند.

اگر نسخه‌ای از جدول تعداد خانهٔ متفاوتی نشان دهد، ابتدا احتمال اشتباه در شمارش یا تفاوت رسم‌الخط بررسی می‌شود. سپس می‌توان سراغ «چرخاب»، «ناعور» یا «ناعوره» رفت، اما این جایگزین‌ها تنها زمانی مناسب‌اند که طول کلمه و حروف تقاطعی از پاسخ اصلی پشتیبانی نکنند. برای صورت فعلی سرنخ، پاسخ ذخیره‌شده و معنای فرهنگ‌نامه‌ای همسو هستند.

جمع‌بندی واژه: «دولاب» نام چرخ آب‌کشیِ بر سر چاه است؛ دلو را پایین می‌برد، پر می‌کند و بالا می‌آورد. پس پاسخ مستقیم و معیار این سرنخ دولاب است، در حالی که دلو، قرقره و چرخاب هرکدام یا جزئی از سازوکارند یا دامنهٔ معنایی متفاوتی دارند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.