پرش به محتوای اصلی

تنگی در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: ضیق
واژه‌ای سه‌حرفی به معنی تنگی، محدودیت و کمبود گنجایش.

برای سرنخ کوتاه «تنگی»، پاسخ ثبت‌شده و دقیق ضیق است. این واژه در فارسی امروز بیشتر در نثر رسمی، ادبی، دینی و در چند ترکیب آشنا دیده می‌شود؛ به همین دلیل ممکن است در گفت‌وگوی روزانه کمتر به تنهایی شنیده شود، اما در جدول کلمات پاسخی شناخته‌شده و بسیار مناسب است.

چرا «ضیق» دقیقاً با سرنخ جور است؟

«ضیق» اسم و مصدر عربیِ واردشده به فارسی است و مفهوم پایه آن جا نداشتن، تنگ بودن یا محدود شدن است. هنگامی که طراح تنها واژه «تنگی» را می‌آورد و خانه پاسخ سه حرف دارد، هم‌ارزی معنایی و اندازه واژه هر دو مستقیماً به «ضیق» اشاره می‌کنند.

ضیق

املای واژه را باید با ضاد در آغاز و قاف در پایان نوشت: «ضیق». صورت‌هایی مانند «زیق» یا «ضیغ» املای پاسخ نیستند. در خواندن رایج فارسی، این کلمه تقریباً «ضیق» با یک هجای کوتاه ادا می‌شود. همین ساخت فشرده، آن را برای تقاطع سه خانه‌ای مناسب کرده است.

سه لایه معنایی در یک واژه کوتاه

تنگیِ جاکمبود فضا، گنجایش یا مجال برای حرکت و قرار گرفتن.
تنگیِ فرصتکمبود وقت یا محدود بودن امکان انجام یک کار.
فشار و دشواریقرار گرفتن در وضعی محدود، سخت یا همراه با مضیقه.

پس «ضیق» فقط به باریک بودن یک مکان اشاره نمی‌کند. این واژه می‌تواند محدودیتِ محسوس، مانند کمبود جا، یا محدودیتِ انتزاعی، مانند کمبود زمان و دشواری شرایط، را برساند. همین گستره معنایی سبب شده است که «تنگی» بهترین برگردان کوتاه آن باشد.

ترکیب آشنای «ضیق وقت»

در عبارت «به علت ضیق وقت»، منظور کمبود زمان یا فرصت اندک است. برای نمونه، جمله «به سبب ضیق وقت، بررسی بخش پایانی به نشست بعد موکول شد» یعنی زمان کافی وجود نداشت. در این کاربرد، هیچ مکان باریکی در میان نیست؛ مفهوم تنگی به فرصت سرایت کرده است.

از «ضیق نفس» تا «ضیق معیشت»

در نوشته‌های قدیمی‌تر، «ضیق نفس» یا «ضیق‌النفس» برای دشواری و تنگی تنفس به کار رفته است. «ضیق معیشت» نیز تنگی معاش و محدودیت مالی را می‌رساند. این ترکیب‌ها نشان می‌دهند که هسته ثابت واژه، همان کاهش گنجایش و گرفتار شدن در محدودیت است، هرچند موضوع محدودیت می‌تواند نفس، وقت یا زندگی اقتصادی باشد.

نسبت واژه با «وسیع» و «سعه»

برای فهم روشن‌تر «ضیق»، می‌توان آن را در برابر «سعه» قرار داد. سعه معنای فراخی، گشایش و وسعت دارد و ضیق از تنگی و محدودیت خبر می‌دهد. تقابل این دو تنها هندسی نیست؛ «سعه صدر» ظرفیت و بردباری فراخ را تداعی می‌کند و «ضیق صدر» به تنگ‌دلی، فشار درونی یا نداشتن تحمل اشاره دارد.

نمایش تفاوت ضیق و سعهمسیر باریک ضیق در سمت راست به فضای باز سعه در سمت چپ می‌رسد و کاربردهای ضیق پیرامون آن نوشته شده است. ضیق سعه و گشایش وقت کم گنجایش محدود

در تصویر، بخش باریک نماد ضیق و بخش گشوده نماد سعه است. این تصویر ساده همان رابطه‌ای را نشان می‌دهد که در کاربردهای غیرمکانی هم برقرار می‌ماند: وقتِ اندک در برابر فرصت فراخ، معیشت دشوار در برابر گشایش اقتصادی، یا ظرفیت محدود در برابر وسعت.

پاسخ‌های نزدیک؛ چرا همیشه جای «ضیق» نمی‌نشینند؟

پاسخ اصلی

ضیق

سه حرف دارد و خودِ معنای «تنگی» را بی‌واسطه می‌رساند. برای سرنخ حاضر، به‌ویژه در پاسخ سه‌خانه‌ای، انتخاب نخست است.

واژه نزدیک

حرج

بیشتر بر دشواری شدید، مشقت و در تنگنا افتادن تأکید دارد. سه حرفی است، اما دامنه معنایی آن با «ضیق» کاملاً یکسان نیست و معمولاً سرنخ‌هایی مانند «مشقت» یا «سختی» آن را تقویت می‌کنند.

واژه نزدیک

عُسر

به معنی دشواری و سختی است و در ترکیب «عسر و حرج» شهرت دارد. اگر سرنخ «دشواری» باشد می‌تواند مطرح شود، ولی برای برابر مستقیم «تنگی»، ضیق روشن‌تر است.

صورت بلندتر

مضیقه

تنگنا، کمبود و وضع دشوار را می‌رساند و از خانواده معنایی ضیق است، اما شش حرف دارد. بنابراین تنها وقتی تعداد خانه‌ها و تقاطع‌ها با آن سازگار باشند گزینه مناسبی خواهد بود.

فارسی روان

تنگنا

در زبان امروز طبیعی و پرکاربرد است و موقعیت دشوار یا راه باریک را تداعی می‌کند. با این حال شش حرفی است و معمولاً خود به‌عنوان سرنخ یا پاسخِ سرنخ «مضیقه» ظاهر می‌شود.

معنای وابسته

تنگدستی

نوع خاصی از تنگی، یعنی کمبود مالی، را بیان می‌کند. «ضیق» عام‌تر است و بدون قرینه مالی می‌تواند از فضا، زمان، نفس یا شرایط سخن بگوید.

نکته املایی: «ضیق» را با «ضائق» یکی نگیرید. ضیق نامِ حالت تنگی یا محدودیت است؛ «ضائق» در برخی کاربردهای عربی و نثر کهن، وصفِ کسی یا چیزی است که در تنگی قرار گرفته یا دل‌تنگ شده است. برای این سرنخ، همان صورت سه‌حرفیِ ضیق لازم است.

خانواده واژه و پیوند معنایی آن

ضیق از ریشه عربی «ض‌ی‌ق» آمده است؛ ریشه‌ای که مفهوم تنگ شدن و محدود بودن را حمل می‌کند. «مضیقه» نیز به همین خانواده تعلق دارد. شناخت این پیوند کمک می‌کند ظاهر متفاوت دو کلمه گمراه‌کننده نباشد: مضیقه وضع یا جای تنگ و دشوار است و ضیق خودِ تنگی و محدودیت.

ترکیب «در مضیقه بودن» در فارسی معاصر از کاربرد مستقل ضیق رایج‌تر است؛ مثلاً می‌گوییم «خانواده از نظر مالی در مضیقه بود». با وجود این، در عبارت‌های رسمی مانند «ضیق وقت» هنوز خود واژه ضیق کاملاً زنده و قابل فهم است. جدول کلمات نیز معمولاً همین واژه‌های کوتاهِ فرهنگ‌نامه‌ای را زنده نگه می‌دارد.

نمونه‌های کاربردی و تفاوت برداشت‌ها

  • ضیق وقت: فرصت اندک است؛ محدودیت به زمان مربوط می‌شود.
  • ضیق معیشت: امکانات گذران زندگی کم است؛ محدودیت جنبه اقتصادی دارد.
  • ضیق نفس: نفس کشیدن دشوار یا مجرای تنفس تنگ است؛ کاربردی قدیمی و پزشکی.
  • ضیق مجال: امکان یا فرصت کافی برای پرداختن به موضوع فراهم نیست.
  • ضیق صدر: سینه یا دل در معنای مجازی تنگ شده و حالت فشار، اندوه یا کم‌تحملی پدید آمده است.

در همه این نمونه‌ها، بخش دوم عبارت تعیین می‌کند کدام نوع محدودیت منظور است. اگر «وقت» پس از ضیق بیاید، برداشت مکانی کنار می‌رود؛ اگر «معیشت» بیاید، مفهوم به کمبود مالی نزدیک می‌شود؛ و اگر «نفس» بیاید، سخن از دشواری تنفس است. بنابراین معنای مرکزی ثابت می‌ماند و بافت، مصداق آن را مشخص می‌کند.

جایگاه «ضیق» در زبان امروز

این واژه در گفتار روزمره معمولاً جای خود را به «تنگی»، «کمبود» یا «محدودیت» می‌دهد. کسی ممکن است در مکالمه بگوید «وقت کم بود»، اما در نامه رسمی بنویسد «به علت ضیق وقت». تفاوت، بیش از آنکه در اصل معنی باشد، در سطح و لحن زبان است: ضیق رنگ رسمی، ادبی یا کهن‌تری دارد.

همین ویژگی توضیح می‌دهد که چرا پاسخ در نگاه اول برای بعضی حل‌کنندگان ناآشناست. سرنخ بسیار معمولی است، ولی جواب از لایه رسمی‌تر واژگان انتخاب شده. جدول‌ساز با این جابه‌جایی میان فارسی روزمره و واژه فرهنگ‌نامه‌ای، پاسخی کوتاه و دارای حروف متمایز می‌سازد.

ارزش حروف در تقاطع

ساخت «ض ـ ی ـ ق» از نظر جدول سودمند است. حرف آغازین «ض» گزینه‌ها را زود محدود می‌کند، «ی» خانه میانی را می‌سازد و «ق» پایان واژه را قطعی‌تر می‌کند. اگر از تقاطع‌ها الگویی مانند «ض؟ق» یا «؟یق» به دست آمده باشد، پاسخ ضیق با معنی سرنخ هم‌زمان سازگار می‌شود.

توجه به تعداد خانه‌ها در تشخیص میان مترادف‌ها تعیین‌کننده است: «ضیق» و «حرج» هر دو سه‌حرفی‌اند، اما حرف‌های تقاطعی و دقت معنایی انتخاب را روشن می‌کنند؛ «مضیقه» و «تنگنا» نیز به علت طول بیشتر، برای ردیف سه‌خانه‌ای از ابتدا کنار می‌روند. در اینجا وجود جواب ثبت‌شده «ضیق» با معنای فرهنگ‌نامه‌ای واژه کاملاً هماهنگ است.

جمع‌بندی معنایی: «ضیق» نامِ تنگی و محدودیت است؛ واژه‌ای سه‌حرفی با املای «ضاد، ی، قاف». عبارت‌هایی چون ضیق وقت و ضیق معیشت، معنای آن را از فضای فیزیکی فراتر می‌برند. «حرج» و «عسر» بیشتر بر مشقت، و «مضیقه» و «تنگنا» بر وضعیت دشوار تأکید دارند؛ اما پاسخ مستقیم و فشرده این سرنخ همان ضیق است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.