پرش به محتوای اصلی

چکه در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: قطره
«قطره» چهار حرف دارد و معادل دقیق «چکه» است.

در این سرنخ، «چکه» نامِ مقدار بسیار کوچکی از مایع است که جدا می‌شود و فرو می‌افتد؛ بنابراین پاسخ روشن و رایج آن قطره است. این همان واژه‌ای است که در ترکیب‌هایی مانند قطره آب، قطره باران و قطره اشک می‌بینیم. صورت پاسخ بدون فاصله و با چهار حرف در خانه‌های جدول قرار می‌گیرد.

قطره

چرا «قطره» دقیقاً با سرنخ جور است؟

«چکه» در کاربرد اسمی به یک جزء کوچک و جداشده از مایع گفته می‌شود. وقتی از چکه آب روی شیر، چکه باران از لبه ناودان یا چکه اشک سخن می‌گوییم، چیزی که دیده می‌شود یک قطره است. فرهنگ‌های فارسی نیز برای اسم «چکه» همین معنی را ثبت کرده‌اند: قطره یا جزء بسیار کوچک مایع. از این رو رابطه میان دو کلمه صرفاً تداعی معنایی نیست؛ آن‌ها در این کاربرد هم‌معنی مستقیم‌اند.

نکته دستوری: «چکه» در عبارت سرنخ، اسم است؛ نه فعل. «قطره» نیز اسم است و همین هم‌نقشی، انتخاب را محکم‌تر می‌کند.

اگر سرنخ به شکل «چکه کردن» آمده بود، پاسخ می‌توانست فعلی مانند «چکیدن» باشد؛ اما برای خودِ «چکه»، اسم چهارحرفی «قطره» مناسب است.

میان خودِ مایع و حرکت آن نیز باید فرق گذاشت. قطره، واحد کوچک مایع است؛ چکیدن، جدا شدن و افتادن آن؛ و چکه کردن، ادامه یا تکرار همین رخداد. پس در جمله «از سقف چکه افتاد»، چکه همان قطره است، ولی در جمله «سقف چکه می‌کند»، واژه بخشی از یک فعل مرکب شده است.

یک تصویر ساده از رابطه واژه‌ها

رابطه چکه، قطره و چکیدنقطره نام جزء مایع، چکیدن حرکت آن و چکه صدای یا نمود روزمره این رخداد است. قطرهنامِ جزء مایع چکیدنحرکتِ قطره چکه: نام روزمره همان قطره

املای پاسخ و شمارش خانه‌ها

املای معیار پاسخ «قطره» است: قاف، طا، ر، ه. حرف دوم آن «ط» است، نه «ت». این نکته در نوشتن پاسخ اهمیت دارد، زیرا تلفظ «ط» و «ت» در فارسی امروز یکسان شنیده می‌شود و ممکن است کسی واژه را بر پایه صدا اشتباه بنویسد. شکل‌هایی مانند «قتره» یا «غطره» درست نیستند.

در شمارش جدول، «ه» پایانی یک حرف مستقل محسوب می‌شود. بنابراین پاسخ چهار خانه می‌گیرد: ق ـ ط ـ ر ـ ه. نشانه‌ای مانند نیم‌فاصله، کسره یا حرکت کوتاه نیز به آن افزوده نمی‌شود. اگر چهار تقاطع در اختیار دارید، الگوی احتمالی به صورت «ق؟ره» یا «؟طره» هم به‌سرعت به همین جواب می‌رسد.

تمایز مهم: «قطره» با «قَطر» یکی نیست. قطر در هندسه پاره‌خطی میان دو نقطه غیرمجاور شکل یا خطی گذرنده از مرکز دایره است، اما «قطره» به جزء کوچک مایع گفته می‌شود. ه پایانی، هم املا و هم معنی را عوض می‌کند.

چکه، قطره و واژه‌های نزدیک؛ کدام‌یک پاسخ نیست؟

قطرهخودِ جزء کوچک مایع است؛ چهار حرف دارد و هم‌معنی مستقیم چکه در این سرنخ است.
نمرطوبت اندک روی سطح یا در هواست. نم الزاماً شکل جدا و افتان یک قطره را ندارد و فقط دو حرف است.
تراوشبیرون آمدن تدریجی مایع از منفذ یا سطح را می‌رساند. بیشتر نام فرایند است تا نام یک چکه منفرد.
رشحهواژه‌ای ادبی‌تر برای اندکی مایع یا چیزی است که می‌تراود. در بعضی سرنخ‌های صریح و با شمارش مناسب ممکن است مطرح شود، ولی برای این عنوان پاسخ اصلی نیست.
چکیدنمصدر و به معنی قطره‌قطره فرو افتادن است. شش حرف دارد و در برابر سرنخ فعلی مانند «فرو ریختن قطره» مناسب‌تر است.
چکانمعمولاً در ساخت‌هایی مانند «قطره‌چکان» یا برای چیزی که می‌چکاند دیده می‌شود؛ هم‌معنی بی‌قید و مستقیم چکه نیست.

این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که اشتراک همه این واژه‌ها با آب یا رطوبت، آن‌ها را به پاسخ یکسان تبدیل نمی‌کند. سرنخ کوتاه «چکه» یک اسم عینی می‌خواهد؛ «قطره» هم از نظر معنی، هم نقش دستوری و هم اندازه پاسخ با آن سازگار است. «نم» حالت رطوبت را می‌گوید، «تراوش» بر بیرون آمدن تدریجی تأکید دارد و «چکیدن» رخداد را نام‌گذاری می‌کند.

«قطره» در چه ترکیب‌هایی به کار می‌رود؟

قطره آب: خنثی‌ترین نمونه برای یک جزء کوچک آب؛ همان تصویری که از چکه شیر یا سقف در ذهن شکل می‌گیرد.
قطره باران: یک جزء از بارش که پیش از برخورد با زمین یا سطح دیده می‌شود.
قطره اشک: مایع جداشده از چشم؛ کاربردی که واژه را از فضای صرفاً فنی به زبان عاطفی و ادبی می‌برد.
قطره دارویی: هم می‌تواند مقدار اندک دارو باشد و هم نام شکل مصرف یا ظرف آن، مانند قطره چشم و قطره خوراکی.
قطره‌چکان: ابزاری برای رها کردن کنترل‌شده مایع به صورت قطره‌های جدا؛ این ترکیب ساختمان معنایی واژه را به‌خوبی آشکار می‌کند.

در عبارت «قطره‌قطره»، تکرار واژه معنی تدریج و پیوستگیِ مقدارهای کوچک را می‌سازد: آب قطره‌قطره جمع شد. در برابر آن، «یک قطره» بر کمترین مقدار قابل مشاهده تأکید می‌کند: حتی یک قطره آب نماند. پس قطره فقط نام یک شکل فیزیکی نیست؛ در جمله می‌تواند مفهوم اندکی، تدریج یا کمبود را نیز برجسته کند.

از معنای واقعی تا تصویر ادبی

معنای نخست «قطره» کاملاً محسوس است: بخش کوچکی از مایع. همین کوچکی سبب شده واژه در زبان ادبی برای نشان دادن نسبت جزء و کل به کار رود. تقابل «قطره و دریا» تصویر فرد کوچک در برابر جهانی بزرگ، یا پیوستن جزء به کلی گسترده را می‌سازد. در چنین کاربردی ممکن است اصلاً مایعی واقعی در میان نباشد، اما تصویر پایه هنوز همان واحد کوچک آب است.

در گفتار روزانه نیز «قطره‌ای» می‌تواند مقدار بسیار کم را برساند؛ مثلاً «قطره‌ای آب» یا «قطره‌ای امید». با این حال، وقتی سرنخ جدول فقط «چکه» است، نیازی به رفتن سراغ این معنی‌های مجازی نیست. معنی محسوس و قاموسی مقدم است و پاسخ را بی‌ابهام می‌کند.

نمونه‌هایی برای تشخیص مرز معنی

در جمله «یک قطره از لبه برگ پایین افتاد»، واژه به خودِ جزء مایع اشاره دارد و می‌توان آن را با «چکه» جایگزین کرد. در «آب از لوله می‌چکد»، تمرکز روی حرکت و تکرار است؛ بنابراین «چکیدن» مفهوم درست را بیان می‌کند. در «دیوار نم گرفته است»، رطوبت در سطح پخش شده و هنوز لزوماً قطره‌ای جدا شکل نگرفته است. سرانجام در «آب از شکاف تراوش کرد»، مسیر آرام خروج مایع مهم‌تر از تک‌قطره‌هاست.

این چهار تصویر نزدیک‌اند، اما یکسان نیستند: قطره شیء کوچک، چکیدن حرکت، نم حالت رطوبت و تراوش شیوه بیرون آمدن مایع را نشان می‌دهد. سرنخ مورد نظر از میان این چهار حوزه، به خود شیء کوچک اشاره دارد.

جمع‌بندی پاسخ: برای «چکه» واژه چهارحرفی قطره را وارد کنید. ترتیب حروف «ق، ط، ر، ه» است؛ «نم» و «رشحه» تنها در سرنخ‌ها و شمارش‌های متفاوت می‌توانند گزینه‌های نزدیک باشند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.